نتایج جستجو برای «ترس»: ۴۵۳ حدیث
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ. ثُمَّ وَعَظَ أهلَ العَقلِ ورَغَّبَهُم فِي الآخِرَةِ فَقالَ: «وَمَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَا إلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الاْخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أفَلاَ تَعْقِلُونَ». ۱ يا هِشامُ، ثُمَّ خَوَّفَ الَّذينَ لا يَعقِلونَ عِقابَهُ فَقالَ تَعالى: «ثُمَّ دَمَّرْنَا الاْخَرِينَ * وَ إنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ * وَ بِالَّيْلِ أفَلاَ تَعْقِلُونَ». ۲ وقالَ: «إنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أهْلِ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ * وَ لَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا ءَايَةَ بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ». ۳ يا

امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال به وسيله خرد، حجّت ها را بر انسان ها تمام كرد. آن گاه، خردمندان را پند داد و آنان را به سوى آخرت ترغيب كرد و فرمود: «و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست، و قطعا سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى كنند، بهتر است. آيا نمى انديشيد؟» . اى هشام! آن گاه [خداوند] كسانى را كه خردپيشه نيستند، از عذاب خود ترسانيد و فرمود: «سپس ديگران را هلاك كرديم و در حقيقت، شما بر آنان، صبحگاهان و شامگاهان، مى گذريد. آيا به فكر فرو نمى رويد؟» . و فرمود: «ما بر مردم اين شهر، به [سزاى]گناهى كه مى كردند، عذابى از آسمان فرو خواهيم فرستاد، و از آن [شهر سوخته]براى مردمى كه مى انديشند، نشانه اى روشن باقى گذاشتيم» . اى هشام! خرد، با دانش همراه

۱.الأنعام: 32.
۲.الصافّات: 136 ـ 138.
۳.العنكبوت: 34 و 35.
۴.العنكبوت: 43.
۵.البقرة: 170.
۶.البقرة: 171.
۷.في المصدر «يستمع» وهو تصحيف.
۸.يونس: 42.
۹.الفرقان: 44.
۱۰.الحشر: 14.
۱۱.البقرة: 44.
۱۲.الأنعام: 116.
۱۳.لقمان: 25.
۱۴.العنكبوت: 63.
۱۵.سبأ: 13.
۱۶.ص: 24.
۱۷.غافر: 28.
۱۸.هود: 40.
۱۹.الأنعام: 37.
۲۰.المائدة: 103.
۲۱.الكافي: ج 1 ص 13 و ص 14 ح 12 عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 135 ح 30.
الإمام الكاظم عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَعالى يَقولُ في كِتابِهِ: «إنَّ فِى ذَ لِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ» يَعني: عَقلٌ: وقالَ: «وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا لُقْمَـنَ الْحِكْمَةَ». ۱ قالَ: الفَهمَ وَالعَقلَ. يا هِشامُ، ما بَعَثَ اللّهُ أنبِياءَهُ ورُسُلَهُ إلى عِبادِهِ إلاّ لِيَعقِلوا عَنِ اللّهِ ۲، فَأَحسَنُهُمُ استِجابَةً أحسَنُهُم مَعرِفَةً، وأعلَمُهُم بِأَمرِ اللّهِ أحسَنُهُم عَقلاً، وأكمَلُهُم عَقلاً أرفَعُهُم دَرَجَةً فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ. يا هِشامُ، كَيفَ يَزكو ۳ عِندَ اللّهِ عَمَلُكَ، وأنتَ قَد شَغَلتَ قَلبَكَ عَن أمرِ رَبِّكَ وأطَعتَ هَواكَ عَلى غَلَبَةِ عَقلِكَ؟!. يا هِشامُ، نُصِبَ الحَقُّ لِطاعَةِ اللّهِ، ولا

امام كاظم عليه السلامـ در سفارش به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال در كتابش فرموده است: «قطعا در اين [عقوبت ها] براى هر صاحب دل و حق نيوشى كه خود به گواهى ايستد، عبرتى است» ؛ يعنى [براى كسى كه] خرد [دارد]. وفرموده است: «وبه راستى، لقمان را حكمت داديم» ، [يعنى]فهم وخرد [داديم]. اى هشام! خداوند، پيامبران و رسولانش را مبعوث نكرد، مگر بدان جهت كه از خداوند خِرد دريافت ۵ كنند [و از بصيرت الهى برخوردار گردند]. بهترين كسانى كه دعوت پيامبران را پاسخ گفتند، آنانى هستند كه از شناختِ نيكو برخوردارند؛ و كسانى داناتر به دستورات و شئون الهى اند كه از خردى نيكوتر بهره مندند؛ و آنانى كه از خردى كامل تر برخوردار باشند، به جايگاهى برجسته تر در دنيا و آخرت دست خواهند يافت. اى هشام! چگونه كارهايت در

۱.لقمان: 37.
۲.قال العلاّمة المجلسي: عقل عن اللّه، أي حصل له معرفة ذاته وصفاته وأحكامه وشرايعه، أو أعطاه اللّه العقل، أو علم الاُمور بعلم ينتهي إلى اللّه بأن أخذه عن أنبيائه وحججه عليهم السلام، إمّا بلا واسطة أو بواسطة، أو بلغ عقله إلى درجة يفيض اللّه علومه عليه بغير تعليم بشر (مرآة العقول: ج 1 ص 58). وقال الطريحي: عقل عن اللّه: أي عرف عنه، كأن أخذ العلم من كتاب اللّه وسنّة نبيّه صلى الله عليه و آله (مجمع البحرين: ج 2 ص 1250).
۳.الزكاة تكون بمعنى النموّ وبمعنى الطهارة، وهنا يحتملهما (هامش المصدر).
۴.الكافي: ج 1 ص 16 ح 12، تحف العقول: ص 388، بحار الأنوار: ج 1 ص 139 ح 30.
۵.ر. ك: ص 426 پ 1.
۶.ر. ك: ص 426 پ 1.
۷.ر. ك: ص 426 پ 1.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:سِتَّةٌ تُختَبَرُ بِها عُقولُ النّاسِ: الحِلمُ عِندَ الغَضَبِ، وَالصَّبرُ عِندَ الرَّهَبِ، وَالقَصدُ عِندَ الرَّغبِ، وتَقوَى اللّهِ في كُلِّ حالٍ، وحُسنُ المُداراةِ، وقِلَّةُ المُماراةِ. ۱
امام على عليه السلام:با شش چيز، خرد آدميان، سنجيده مى شود: بردبارى به هنگام خشم، شكيبايى به هنگام ترس، ميانه روى به هنگام رغبت، پرواى خداوند در همه حالات، نرم خويى با مردم، و كم جدال كردن.
۱.غرر الحكم: ح 5608، عيون الحكم والمواعظ: ص 286 ح 5165.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:العاقِلُ مَن يَملِكُ نَفسَهُ إذا غَضِبَ وإذا رَغِبَ وإذا رَهِبَ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، كسى است كه زمام نفْس خويش را در هنگام خشم، رغبت و ترس، در اختيار خود بگيرد.
۱.غرر الحكم: ح 2015، عيون الحكم والمواعظ: ص 62 ح 1602.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ العاقِلَ رَضِيَ بِالدّونِ مِنَ الدُّنيا مَعَ الحِكمَةِ ولَم يَرضَ بِالدّونِ مِنَ الحِكمَةِ مَعَ الدُّنيا، فَلِذلِكَ رَبِحَت تِجارَتُهُم. يا هِشامُ، إنَّ العُقَلاءَ تَرَكوا فُضولَ الدُّنيا فَكَيفَ الذُّنوبُ! وتَركُ الدُّنيا مِنَ الفَضلِ، وتَركُ الذُّنوبِ مِنَ الفَرضِ. يا هِشامُ، إنَّ العاقِلَ لا يَكذِبُ وإن كانَ فيهِ هَواهُ. يا هِشامُ، إنَّ العاقِلَ لا يُحَدِّثُ مَن يَخافُ تَكذيبَهُ ولا يَسأَلُ مَن يَخافُ مَنعَهُ، ولا يَعِدُ ما لا يَقدِرُ عَلَيهِ، ولا يَرجو ما يُعَنَّفُ بِرَجائِهِ، ولا يُقدِمُ عَلى ما يَخافُ فَوتَهُ بِالعَجزِ عَنهُ. ۱
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خردمند، حكمت را با كمىِ دنيا پذيراست؛ امّا دنيا را با كمىِ حكمت نمى خواهد. از اين رو، تجارتش سودمند است. اى هشام! خردمندان، زيادتىِ دنيا را رها كردند، چه رسد به گناهان، با اين كه ترك دنيا فضيلت است و ترك گناهان، واجب. اى هشام! خردمند، دروغ نمى گويد، گرچه ميلش به آن باشد. اى هشام! خردمند، با كسى كه مى ترسد او را دروغگو بشمارد، سخن نمى گويد، و از كسى كه مى ترسد از وى دريغ كند، چيزى نمى خواهد، و آنچه را در توانش نيست، وعده نمى دهد، و چيزى را كه به سبب آرزو كردنش توبيخ مى شود، آرزو نمى كند، و بر كارى كه مى ترسد به جهت ناتوانى از دست برود، اقدام نمى كند.
۱.الكافي: ج 1 ص 17 ح 12، تحف العقول: ص 383 كلاهما عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 141 ح 30.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: أعقَلُ النّاسِ مُحسِنٌ خائِفٌ، وأجهَلُهُم مُسيءٌ آمِنٌ. ۱
پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: خردمندترينِ مردم، نيكوكارِ ترسان است و نادان‏ترينِ مردم، بدكارى است كه [احساس] امنيت كند.
۱.عوالي اللآلي: ج 1 ص 292 ح 171، غرر الحكم: ح 2937 و 2938 عن الإمام عليّ عليه‏السلام وفيه «الإنسان» بدل «الناس» و «أجهل الناس» بدل «أجهلهم» و «مستأنف» بدل «آمن»، بحار الأنوار: ج 1 ص 131 ح 17.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام: اِملِك حَمِيَّةَ نَفسِكَ وسَورَةَ غَضَبِكَ وسَطوَةَ يَدِكَ وغَربَ لِسانِكَ، وَاحتَرِس في ذلِكَ كُلِّهِ بِتَأخيرِ البادِرَةِ، وكَفِّ السَّطوَةِ، حَتّى يَسكُنَ غَضَبُكَ ويَثوبَ إلَيكَ عَقلُكَ. ۱
امام على عليه‏السلام: تعصّب نفسْ، تندى خشم، حمله كردن با دست، و تيزى زبان خود را در اختيار بگير و خود را در همه اينها با تأخير انداختن تندى و خوددارى از حمله حفظ كن تا اين كه خشمت آرام گيرد و خردت به سوى تو باز گردد.
۱.غرر الحكم: ح 2414، عيون الحكم والمواعظ: ص 77 ح 1859 وفيه «يؤوب» بدل «يثوب».
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردخشم +2 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه‏السلام: يَنبَغي لِلعاقِلِ أن يَحتَرِسَ مِن سُكرِ المالِ وسُكرِ القُدرَةِ وسُكرِ العِلمِ وسُكرِ المَدحِ وسُكرِ الشَّبابِ؛ فَإِنَّ لِكُلِّ ذلِكَ رِياحًا خَبيثَةً تَسلُبُ العَقلَ وتَستَخِفُّ الوَقارَ. ۱
امام على عليه‏السلام: سزاوار است كه خردمند، خود را از مستىِ مال، مستى قدرت، مستى دانش، مستى ستايش، و مستى جوانى، نگه دارد؛ زيرا هر يك از اينها را بادهاى پليدى است كه خرد را مى‏زدايند و وقار را سبُك مى‏گردانند.
۱.غرر الحكم: ح 10948، عيون الحكم والمواعظ: ص 552 ح 10175.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام: اِتَّقُوا اللّه‏َ عِبادَ اللّه‏ِ تَقِيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ، وأنصَبَ الخَوفُ بَدَنَهُ، وأسهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَومِهِ، وأظمَأَ الرَّجاءُ هَواجِرَ يَومِهِ، وظَلَفَ الزُّهدُ شَهَواتِهِ، وأوجَفَ الذِّكرُ بِلِسانِهِ، وقَدَّمَ الخَوفَ لِأَمانِهِ، وتَنَكَّبَ المَخالِجَ عَن وَضَحِ السَّبيلِ، وسَلَكَ أقصَدَ المَسالِكِ إلَى النَّهجِ المَطلوبِ، ولَم تَفتِلهُ فاتِلاتُ الغُرورِ، ولَم تَعمَ عَلَيهِ مُشتَبِهاتُ الاُمورِ، ظافِرًا بِفَرحَةِ البُشرى وراحَةِ النُّعمى، في أنعَمِ نَومِهِ وآمَنِ يَومِهِ. وقَد عَبَرَ مَعبَرَ العاجِلَةِ حَميدًا، وقَدَّمَ زادَ الآجِلَةِ سَعيدًا، وبادَرَ مِن وَجَلٍ، وأكمَشَ في مَهَلٍ، ورَغِبَ في طَلَبٍ، وذَهَبَ عَن هَرَبٍ، وراقَبَ في

امام على عليه‏السلام: بندگان خدا! تقوا پيشه كنيد؛ تقواى خردمندى كه انديشه، دلش را مشغول داشته، و ترس، بدنش را ناتوان كرده، و شب‏زنده‏دارى، خواب اندكش را ربوده، و اميد، او را به تشنگىِ (روزه) روزانه وا داشته، و زُهد، شهوت‏هايش را ميرانده، و ياد خدا زبانش را به حركت در آورده است و ترس را براى امان يافتن خود، پيش داشته، و از خيالات، در راه روشن، دورى گزيده و نزديك‏ترين راه رسيدن به مقصد را انتخاب كرده است و دام‏هاى فريب، او را گرفتار نساخته‏اند و امور مشتبه بر او پنهان نگرديده است، [و اين همه] در حالى است كه بر خوشىِ بشارت و آسايش نعمت، در خوش‏ترين خواب و آسوده‏ترين روز، دست يافته است. [چنين شخصى] از گذرگاه دنيا به شايستگى گذر كرده و توشه آخرت را با خوش‏بختى پيش فرستاده، و به خاطر ترس [بر

۱.نهج البلاغة: الخطبة 83، بحار الأنوار: ج 77 ص 426 ح 44.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ أيضًا ـ: يَنبَغي لِلعاقِلِ أن يَمنَعَ مَعروفَهُ الجاهِلَ وَاللَّئيمَ وَالسَّفيهَ. أمَّا الجاهِلُ فَلا يَعرِفُ المَعروفَ ولا يَشكُرُ عَلَيهِ، وأمَّا اللَّئيمُ فَأَرضٌ سَبخَةٌ لا تُنبِتُ، وأمَّا السَّفيهُ فَيَقولُ: إنَّما أعطاني فَرَقًا مِن لِساني. ۱
امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: سزاوار است كه خردمند، خوبى را از نادان و فرومايه و اَبله دريغ بدارد؛ چرا كه نادان، خوبى را نمى شناسد و آن را سپاس نمى گويد، و فرومايه، [همچون] شوره زارى است كه چيزى در آن نمى رويد، و اَبله خواهد گفت: از ترس زبانم، به من بخشيد.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 301 ح 442.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:لا يَنبَغي لِلعاقِلِ أن يُقيمَ عَلَى الخَوفِ إذا وَجَدَ إلَى الأَمنِ سَبيلاً. ۱
امام على عليه السلام:سزاوار نيست خردمندى كه راهى به سوى آرامش مى يابد، در ترس، اقامت گزيند.
۱.غرر الحكم: ح 10832، عيون الحكم والمواعظ: ص 541 ح 10043.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن عَجَزَ مِنكُم عَنِ اللَّيلِ أن يُكابِدَهُ ۱، وبَخِلَ بِالمالِ أن يُنفِقَهُ، وجَبُنَ عَنِ العَدُوِّ أن يُجاهِدَهُ، فَليُكثِر مِن ذِكرِ اللّهِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس از شما كه نمى تواند رنج شب خيزى را تحمّل كند و از خسيسى نمى تواند مالى انفاق كند و از جهاد كردن با دشمن مى ترسد، پس خدا را بسيار ياد كند.
۱.مكابدة الأمرِ: معاناة مشقّته، وكابَدْت الأمر: إذا قاسَيت شدّته (لسان العرب: ج 3 ص 376 «كبد»).
۲.شُعب الإيمان: ج 1 ص 291 ح 508، المعجم الكبير: ج 11 ص 70 ح 11121 وليس فيه «وبخل بالمال أن ينفقه» وكلاهما عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج 1 ص 429 ح 1852؛ الأمالي للشجري: ج 1 ص 256 نحوه، مستدرك الوسائل: ج 5 ص 295 ح 5093 نقلاً عن درر اللآلي وكلاهما عن ابن عبّاس.
عنه عليه السلام:قَد أبلَغَ اللّهُ عز و جل إلَيكُم بِالوَعدِ، وفَصَّلَ لَكُمُ القَولَ، وعَلَّمَكُمُ السُّنَّةَ، وشَرَحَ لَكُمُ المَناهِجَ؛ لِيُزيحَ العِلَّةَ، وحَثَّ عَلَى الذِّكرِ، ودَلَّ عَلَى النَّجاةِ، وإنَّهُ مَنِ انتَصَحَ للّهِِ وَاتَّخَذَ قَولَهُ دَليلاً هَداهُ لِلَّتي هِيَ أقوَمُ، ووَفَّقَهُ لِلرَّشادِ، وسَدَّدَهُ ويَسَّرَهُ لِلحُسنى، فَإِنَّ جارَ اللّهِ آمِنٌ مَحفوظٌ، وعَدُوَّهُ خائِفٌ مَغرورٌ، فَاحتَرِسوا مِنَ اللّهِ عز و جلبِكَثرَةِ الذِّكرِ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند عز و جل پيام را به شما ابلاغ كرده و حقيقت را برايتان روشن ساخته و راه و رسم را به شما آموخته و راه ها را برايتان هويدا كرده است تا عذر و بهانه را از ميان بردارد، و به ياد او كردن [و دورى از غفلت]، تشويق كرده و راه نجات را نشان داده است. هر كس پند خداوند را گوش كند و سخن او را راه نماى خود گيرد، خداوند، به درست ترين راه، ره نمونش مى شود و به طريق حق، توفيقش مى دهد و راه نمايى مى كند و او را براى كار نيك، آماده مى سازد؛ زيرا پناهنده به خدا در امان و محفوظ است و دشمن او، ترسان و فريب خورده است. پس با بسيارى ياد [خدا] خويشتن را از [عذاب] خداوند نگه داريد.
۱.الكافي: ج 8 ص 389 ح 586 عن محمّد بن الحسين عن أبيه عن جدّه عن أبيه، بحار الأنوار: ج 77 ص 368 ح 34.
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِهِ إلى مُحَمَّدِ بنِ أبي بَكرٍ ـ: فَإِنَّ أحَبَّ إخواني إليَّ أكثَرُهُم للّهِِ ذِكرا، وأشَدُّهُم مِنهُ خَوفا. وأنَا أرجو أن تَكونَ مِنهُم إن شاءَ اللّهُ. ۱
امام على عليه السلامـ از نامه ايشان به محمّد بن ابى بكر ـ: محبوب ترينِ برادرانم نزد من، آن كس است كه بيشتر به ياد خدا باشد و از خداوند، بيشتر بترسد، و من اميدوارم كه تو ـ به خواست خدا ـ از جمله ايشان باشى.
۱.تحف العقول: ص 177، بحار الأنوار: ج 33 ص 586 ح 733.
عنه عليه السلام:إنَّ مِن أحَبِّ عِبادِ اللّهِ إلَيهِ عَبدا أعانَهُ اللّهُ عَلى نَفسِهِ، فَاستَشعَرَ ۱ الحُزنَ، وتَجَلبَبَ ۲ الخَوفَ، فَزَهَرَ مِصباحُ الهُدى في قَلبِهِ، وأعَدَّ القِرى لِيَومِهِ النّازِلِ بِهِ، فَقَرَّبَ عَلى نَفسِهِ البَعيدَ، وهَوَّنَ الشَّديدَ، نَظَرَ فَأَبصَرَ، وذَكَرَ فَاستَكثَرَ. ۳
امام على عليه السلام:از جمله محبوب ترينِ بندگان خدا نزد او، آن بنده اى است كه خداوند، او را در برابر نفسش يارى كرده است، و او جامه اندوه در پوشيده و رداى ترس [از خدا] به تن كرده است. پس چراغ هدايت در دلش روشن شده و براى آن روزى كه ميهمان او مى شود (مرگ و پس از مرگ)، سفره پذيرايى (اعمال صالح) را آماده ساخته و دور (يعنى مرگ و قيامت) را نزديك مى بيند و سختى ها را بر خود آسان كرده، مى نگرد و مى بيند، و [خدا را]ياد مى كند و فراوانْ ياد مى كند.
۱.استَشعَرَ فلانٌ الخوفَ: أضمَرَهُ (تاج العروس: ج 7 ص 36 «شعر»). أي جعل الخوف شعارا له (بحار الأنوار: ج 2 ص 57).
۲.تَجَلْبَبَتِ المرأةُ: لبست الجلباب؛ وهو ما يغطّي البدن من ثوب وغيره (المصباح المنير: ص 104 «جلبب»).
۳.نهج البلاغة: الخطبة 87، أعلام الدين: ص 127 وفيه «فأكثر» بدل «فاستكثر»، بحار الأنوار: ج 2 ص 56 ح 36.
عنه عليه السلامـ مِمّا كانَ يوصي بِهِ أصحابَهُ ـ: اُوصيكُم بِالخَشيَةِ مِنَ اللّهِ فِي السِّرِّ وَالعَلانِيَةِ. وَليَكُن نَظَرُكُم عِبَرا، وصَمتُكُم فِكرا، وقَولُكُم ذِكرا. ۱
امام على عليه السلامـ از اندرزهايى كه به يارانش مى داد ـ: شما را به ترس از خدا در نهان و آشكار، سفارش مى كنم. و بايد نگاه كردنتان، عبرت آموز باشد و سكوتتان، توأم با انديشيدن و سخنتان، ياد خدا باشد.
۱.تحف العقول: ص 390 عن الإمام الكاظم عليه السلام، بحار الأنوار: ج 1 ص 142 ح 30 وج 78 ص 305 ح 1.
عنه عليه السلامـ مِن دُعائِهِ المَعروفِ بدُعاءِ كُمَيلٍ ـ: يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ، أسأَ لُكَ بِحَقِّكَ وقُدسِكَ، وأعظَمِ صِفاتِكَ وأسمائِكَ، أن تَجعَلَ أوقاتي مِنَ اللَّيلِ وَالنَّهارِ بِذِكرِكَ مَعمورَةً، وبِخِدمَتِكَ مَوصولَةً، وأعمالي عِندَك مَقبولَةً، حَتّى تَكونَ أعمالي وأورادي كُلُّها وِردا واحِدا، وحالي في خِدمَتِكَ سَرمَدا. يا سَيِّدي يا مَن عَلَيهِ مُعَوَّلي، يا مَن إلَيهِ شَكَوتُ أحوالي، يا رَبِّ يا رَبِّ، قَوِّ عَلى خِدمَتِكَ جَوارِحي، وَاشدُد عَلَى العَزيمَةِ جَوانِحي، وهَب لِيَ الجِدَّ في خَشيَتِكَ، وَالدَّوامَ فِي الاِتِّصالِ بِخِدمَتِكَ، حَتّى أسرَحَ إلَيكَ في مَيادينِ السّابِقينَ، واُسرِعَ إلَيكَ فِي البارِزينَ، وأَشتاقَ إلى قُربِكَ فِي المُشتاقينَ، وأَدنُوَ مِنكَ

امام على عليه السلامـ از دعاى ايشان، معروف به «دعاى كميل» ـ: اى پروردگار، اى پروردگار، اى پروردگار! به حقّ تو و به مقام قُدست، و به بزرگ ترين صفات و نام هايت، از تو درخواست مى كنم كه اوقات شب و روز مرا به ياد خودت، آباد گردانى و پيوسته، در خدمت خودت قرارم دهى و اعمالم را به درگاهت بپذيرى تا آن كه همه اعمال و اَورادم يك وِرد شوند و تا ابد، در خدمت تو باشم. سرورم، اى آن كه تكيه ام به اوست، اى آن كه از احوال خويش به او شِكوه مى كنم، اى پروردگار، اى پروردگار! اندام هاى مرا در خدمت به خودت، نيرومند گردان و دلم را در عقيده، استوار بدار و در ترس از خودت، به من كوشايى بخش و پيوسته مرا در خدمت خويش بدار، تا در ميدان هاى مسابقه دهندگان، به سوى تو بدوانم و در ميان پيشى گيرندگان به كوى تو بشتابم و در

۱.مصباح المتهجّد: ص 849، الإقبال: ج 3 ص 336 وفيه «المبادرين» بدل «البارزين» وكلاهما عن كميل.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:خِيارُ اُمَّتي فيما أنبَأَنِيَ المَلَأُ الأَعلى: قَومٌ يَضحَكونَ جَهرا في سَعَةِ رَحمَةِ رَبِّهِم عز و جل، ويَبكونَ سِرّا مِن خَوفِ شِدَّةِ عَذابِ رَبِّهِم عز و جل، يَذكُرونَ رَبَّهُم بِالغَداةِ وَالعَشِيِّ فِي البُيوتِ الطَّيِّبَةِ المَساجِدِ، ويَدعونَهُ بِأَلسِنَتِهِم رَغَبا ورَهَبا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهترينان امّت من، آن گونه كه ساكنان عالم بالا به من خبر داده اند، مردمانى هستند كه در گستره رحمت پروردگار خويش، آشكارا مى خندند و نهانى از ترس عذاب سخت پروردگارشان مى گِريند. بام و شام، در خانه هاى پاك، مسجدها، پروردگارشان را ياد مى كنند، و از سرِ اميد و بيم با زبان هاى خويش، او را مى خوانند.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 19 ح 4294، شُعب الإيمان: ج 1 ص 478 ح 765 كلاهما عن عياض بن سليمان، كنز العمّال: ج 1 ص 162 ح 815 وج 2 ص 27 ح 3000.
عنه عليه السلام:طوبى لِنَفسٍ أدَّت إلى رَبِّها فَرضَها، وعَرَكَت بِجَنبِها بُؤسَها ۱، وهَجَرَت فِي اللَّيلِ غُمضَها ۲. في مَعشَرٍ أسهَرَ عُيونَهُم خَوفُ مَعادِهِم، وتَجافَت عَن مَضاجِعِهِم جُنوبُهُم، وهَمهَمَت بِذِكرِ رَبِّهِم شِفاهُهُم، وتَقَشَّعَت ۳ بِطُولِ استِغفارِهِم ذُنوبُهُم، «أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» ۴. ۵
امام على عليه السلام:خوشا به حال آن كس كه وظيفه خويش را نسبت به پروردگارش به جاى آورد و در برابر سختى ها، شكيبايى ورزيد و شب هنگام، از خوابْ دورى كرد. در ميان گروهى كه ترس از معاد، خواب را از چشمان آنان رُبوده است و از بسترهايشان، پهلو تهى دارند، و لب هايشان به ياد پروردگارشان زمزمه مى كند و با آمرزش خواهى هاى طولانى، گناهانشان زدوده شده است. «اينان، حزب خدا هستند، و راستى كه حزب خدا رستگارند» .
۱.«وعَرَكَتْ بجنبِها بؤسَها»: أي صبرت على بؤسِها والمشقّة التي تنالها. يقال: قد عَرَك فلانٌ بجنبِه الأذى: أي أغضى عنه وصبر عليه (شرح نهج البلاغة: ج 16 ص 295).
۲.الغُمْض: النوم (لسان العرب: ج 7 ص 199 «غمض»).
۳.انقشع السحاب: إذا انكشف. وتقشَّع مثله (المصباح المنير: ص 503 «انقشع»). أي تفرّقت عنهم ذنوبهم وزالت وانكشفت كما يتقشّع السحاب.
۴.المجادلة: 22.
۵.نهج البلاغة: الكتاب 45، بحار الأنوار: ج 33 ص 476 ح 686.
الإمام عليّ عليه السلام:اِتَّقوا اللّهَ ـ عِبادَ اللّهِ ـ تَقِيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ، وأَنصَبَ ۱ الخَوفُ بَدَنَهُ، وأسهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَومِهِ ۲، وأظمَأَ الرَّجاءُ هَواجِرَ ۳ يَومِهِ، وظَلَفَ الزُّهدُ شَهَواتِهِ ۴، وأوجَفَ الذِّكرُ بِلِسانِهِ ۵. ۶
امام على عليه السلام:بندگان خدا! از خدا پروا داريد، به سانِ پروا داشتن خردمندى كه انديشيدن، دل او را به خود داشته است و ترس [از خدا و معاد] پيكرش را به رنج افكنده است و شب زنده دارى، خواب از چشم او رُبوده است و به اميد [ثواب]، روزهاى داغ را به تشنگى [روزه] گذرانيده است و بى رغبتى به دنيا، جلو خواهش هاى او را گرفته است و ياد خدا، پيوسته زبانش را به حركت در آورده است.
۱.النَّصَب: التّعب (النهاية: ج 5 ص 62 «نصب»).
۲.غِرارُ النَّوم: قِلّتُه (النهاية: ج 3 ص 356 «غرر»).
۳.هواجر: جمع هاجرة؛ وهي اشتداد الحرّ نصف النهار (النهاية: ج 5 ص 246 «هجر»).
۴.ظَلَف الزّهدُ شهواتِه: أي كفّها ومنعها (النهاية: ج 3 ص 159 «ظلف»).
۵.أوجفَ الذِّكرَ بِلسانه: أي حرّكه مسرعا (النهاية: ج 5 ص 157 «وجف»).
۶.نهج البلاغة: الخطبة 83، غرر الحكم: ح 6600 نحوه، بحار الأنوار: ج 77 ص 426 ح 44.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۵۳