فیلترها
نتایج جستجو برای «توکل»: ۸۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ لُقمانَ قالَ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ، قَد غَرِقَ فيها عالَمٌ كَثيرٌ، فَلتَكُن سَفينَتُكَ فيها تَقوَى اللّهِ، وحَشوُهَا الإِيمانَ، وشِراعُهَا التَّوَكُّلَ، وقَيِّمُهَا العَقلَ، ودَليلُهَا العِلمَ، وسُكّانُهَا الصَّبرَ. ۱
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! لقمان به فرزندش فرمود: «فرزندم! دنيا دريايى ژرف است كه خَلقى بسيار در آن غرق شدند. پس تلاش كن تا در اين دريا كشتى ات تقواى خداوند، ساحلش ايمان، بادبانش توكّل [بر خدا]، ناخدايش خِرد، راه نمايش دانش و سُكّانش ۲ شكيبايى باشد».
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶
سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى:. يا مُحَمَّدُ! وَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَحابّينَ فِيَّ، ووَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَعاطِفينَ فِيَّ، ووَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَواصِلينَ فِيَّ، ووَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَوَكِّلينَ عَلَيَّ. نَعيمُهُم فِي الدُّنيا ذِكري ومَحَبَّتي ورِضائي عَنهُم. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداى متعال فرمود: «. اى محمّد! آنان كه براى من يكديگر را دوست بدارند، مستوجب محبّت من هستند. آنان كه براى من به يكديگر مهر ورزند، مستوجب محبّت من هستند. آنان كه براى من با يكديگر پيوند زنند، مستوجب محبّت من هستند. آنان كه بر من توكّل كنند، مستوجب محبّت من هستند. نعمت و خوشى آنان در دنيا، ياد من و محبّت من و خشنودى من از آنان است».
۱.إرشاد القلوب: ص 199، بحار الأنوار: ج 77 ص 22 ح 6.
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: إذا أتاكَ الشَّيطانُ مُوَسوِسا لِيُضِلَّكَ عَن سَبيلِ الحَقِّ ويُنسيَكَ ذِكرَ اللّهِ، فَاستَعِذ مِنهُ بِرَبِّكَ ورَبِّهِ؛ فَإِنَّهُ يُؤَيِّدُ الحَقَّ عَلَى الباطِلِ، ويَنصُرُ المَظلومَ، بِقَولِهِ عز و جل: «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَـنٌ عَلَى الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» ۱. ولَن تَقدِرَ عَلى هذا ومَعرِفَةِ إتيانِهِ ومَذاهِبِ وَسوَسَتِهِ إلّا بِدَوامِ المُراقَبَةِ وَالاِستِقامَةِ عَلى بِساطِ الخِدمَةِ وهَيبَةِ المُطَّلَعِ وكَثرَةِ الذِّكرِ، وأمَّا المُهمِلُ لِأَوقاتِهِ فَهُوَ صَيدُ الشَّيطانِ. ۲
مصباح الشريعةـ در سخنى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: هر گاه شيطان، وسوسه كنان نزد تو آمد تا از راه حق، بيرونت ببَرَد و ياد خدا را فراموشت گردانَد، از او به آن كه پروردگار تو و اوست، پناه ببر، زيرا خداوند، حق را در برابر باطل كمك مى كند، و ستم ديده را يارى مى رساند، بنا به اين فرموده خودش: «چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آورده اند و به پروردگارشان توكّل مى كنند، تسلّطى نيست» . تو هرگز بر اين كار؛ توانا نمى شوى و آمدن او و راه هاى وسوسه اش را نمى شناسى، مگر با مراقبت پيوسته و پايدارى بر بساط خدمت و ترس از مرگ و رستاخيز و بسيارى ياد خدا؛ امّا آن كه اوقات خويش را به غفلت بگذرانَد، شكار شيطان است.
الإمام عليّ عليه السلام:اللّهُمَّ إنَّكَ آنَسُ الآنِسِينَ لِأَولِيائِكَ، وأحضَرُهُم بِالكِفايَةِ لِلمُتَوَكِّلينَ عَلَيكَ، تُشاهِدُهُم في سَرائِرِهِم، وتَطَّلِعُ عَلَيهِم في ضَمائِرِهِم، وتَعلَمُ مَبلَغَ بَصائِرِهِم، فَأَسرارُهُم لَكَ مَكشوفَةٌ، وقُلوبُهُم إلَيكَ مَلهوفَةٌ، إن أوحَشَتهُمُ الغُربَةُ آنَسَهُم ذِكرُكَ. ۱
امام على عليه السلام:بار خدايا! تو براى دوستانت نزديك ترين همدمانى، و براى كارسازى توكّل كنندگان به تو، آماده ترينى، در نهان هايشان، آنان را مى بينى و از درون هايشان آگاهى و اندازه بينش هايشان را مى دانى. پس رازهاى ايشان، براى تو آشكار است و دل هايشان، آرزومندِ توست. اگر وحشت تنهايى فرايشان گيرد، ياد تو همدمشان مى شود.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 227، بحار الأنوار: ج 69 ص 329 ح 40.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا خَرَجَ الرَّجُلُ مِن بَيتِهِ فَقالَ: «بِاسمِ اللّهِ»، قالَتِ المَلائِكَةُ لَهُ: سَلِمتَ. فَإذا قالَ: «لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ»، قالَت لَهُ المَلائِكَةُ: كُفيتَ. فَإِذا قالَ: «تَوَكَّلتُ عَلَى اللّهِ»، قالَتِ المَلائِكَةُ لَهُ: وُقيتَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه شخص در هنگام خارج شدن از خانه اش بگويد: «به نام خدا»، فرشتگان به او مى گويند: به سلامت!
هر گاه بگويد: «هيچ نيرو و توانى نيست، مگر به مدد خداوند»، فرشتگان به او مى گويند: خدا يارَت باد!
و هر گاه بگويد: «به خدا توكّل كردم»، فرشتگان مى گويند: خدا نگهدارت باد!
۱.قرب الإسناد: ص 66 ح 211 عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 76 ص 168 ح 10.
الإمام الباقر عليه السلام:مَن قالَ حينَ يَخرُجُ مِن مَنزِلِهِ: «بِاسمِ اللّهِ، حَسبِيَ اللّهُ، تَوَكَّلتُ عَلَى اللّهِ، اللّهُمَّ إنّي أسأَ لُكَ خَيرَ اُموري كُلِّها، وأعوذُ بِكَ مِن خِزيِ الدُّنيا وعَذابِ الآخِرَةِ»، كَفاهُ اللّهُ ما أهَمَّهُ مِن أمرِ دُنياهُ وآخِرَتِهِ. ۱
امام باقر عليه السلام:هر كس در هنگام بيرون رفتن از منزلش بگويد: «به نام خدا. خدا مرا بس است. به خدا توكّل مى كنم. بار خدايا! در همه كارهايم، از تو خير و خوبى درخواست مى كنم، و از خوارى در دنيا و عذاب آخرت، به تو پناه مى آورم»، خداوند غم ها و نگرانى هاى دنيا و آخرت او را بر طرف مى سازد.
۱.الكافي: ج 2 ص 541 ح 3، المحاسن: ج 2 ص 90 ح 1239، الأمان: ص 106 كلّها عن أبي حمزة الثمالي، بحار الأنوار: ج 76 ص 240 ح 21.
جامع الأخبار:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إذا دَخَلَ المَسجِدَ يَضَعُ رِجلَهُ اليُمنى ويَقولُ: بِاسمِ اللّهِ، وعَلَى اللّهِ تَوَكَّلتُ، ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ.
و إذا خَرَجَ، يَضَعُ رِجلَهُ اليُسرى ويَقولُ: بِاسمِ اللّهِ، أعوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ. ۱
جامع الأخبار:پيامبر خدا هر گاه وارد مسجد مى شد، ابتدا پاى راستش را مى گذاشت و مى گفت: «به نام خدا. به خدا توكّل كردم، و نيرو و توانى نيست مگر به مدد خدا».
و هر گاه از مسجد خارج مى شد، نخست پاى چپش را بيرون مى گذاشت و مى گفت: «به نام خدا. به خدا پناه مى برم از شيطان رانده شده».
۱.جامع الأخبار: ص 175 ح 417، بحار الأنوار: ج 84 ص 26 ح 19.
الإمام الباقر عليه السلام:إذا تَوَسَّدَ الرَّجُلُ يَمينَهُ، فَليَقُل: «بِاسمِ اللّهِ، اللّهُمَّ إنّي أسلَمتُ نَفسي إلَيكَ، ووَجَّهتُ وَجهي إلَيكَ، وفَوَّضتُ أمري إلَيكَ، وألجَأتُ ظَهري إلَيكَ، تَوَكَّلتُ عَلَيكَ رَهبَةً مِنكَ ورغبَةً إلَيكَ، لا مَلجَأَ ولا مَنجى مِنكَ إلّا إلَيكَ، آمَنتُ بِكِتابِكَ الَّذي أنزَلتَ، وبِرَسولِكَ الَّذي أرسَلتَ». ثُمَّ يُسَبِّحُ تَسبيحَ فاطِمَةَ الزَّهراءِ عليهاالسلام. ۱
امام باقر عليه السلام:هر گاه كسى گونه راست خود را بر بالين نهاد، بگويد: «به نام خدا. بار خدايا! خودم را تسليم تو كردم و رو به سوى تو نمودم. كارم را به تو وا نهادم و تو را پشت و پناهم قرار دادم و از سر بيم و اميد به تو، بر تو توكّل كردم. هيچ پناهى و گريزى از تو نيست، مگر به سوى خود تو. به كتابت كه نازل كردى و به پيامبرت كه فرستادى، ايمان آوردم». سپس تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام را بگويد.
۱.تهذيب الأحكام: ج 2 ص 116 ح 435، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 469 ح 1351، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 43 ح 2097 كلّها عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: ج 76 ص 195 ح 12.
المزار الكبيرـ في ذِكرِ ما يُقالُ عِندَ الخُروجِ لِلسَّفَرِ ـ: وتَقولُ أيضا ما رُوِيَ عَن سَيِّدِنا رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أنَّهُ قالَ: جاءَني جَبرَئيلُ عليه السلام فَقالَ: رَبُّكَ يُقرِئُكَ السَّلامَ ويَقولُ لَكَ: يا مُحَمَّدُ! مَن أرادَ مِن اُمَّتِكَ أن أحفَظَهُ في سَفَرِهِ، واُؤَدِّيَهُ سالِما، فَليَقُل: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، تَوَكَّلتُ عَلَى اللّهِ.
فَإِذا وَضَعتَ رِجلَكَ عَلى بابِكَ لِلخُروجِ فَقُل: بِاسمِ اللّهِ، آمَنتُ بِاللّهِ، تَوَكَّلتُ عَلَى اللّهِ، ما شاءَ اللّهُ، لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ. ۱
المزار الكبيرـ در بيان ذكرهايى كه هنگام رفتن به سفر گفته مى شود ـ: و نيز همان چيزى را مى گويى كه از سَروَرمان، پيامبر خدا، روايت شده است كه فرمود: «جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و گفت: پروردگارت به تو سلام مى رساند و مى گويد: اى محمّد! هر كس از امّت تو كه مى خواهد در سفرش از او محافظت كنم و او را به سلامت برسانم، بگويد: به نام خداوند مهرگستر مهربان. به خدا توكّل كردم.
و آن گاه كه براى بيرون رفتن، پايت را دمِ در گذاشتى، بگو: به نام خدا. به خدا ايمان دارم. بر خدا توكّل كردم. هر چه خدا خواهد. توش و توانى نيست، مگر به مدد خدا».
۱.المزار الكبير: ص49، المزار للمفيد: ص 62 وفيه من «فإذا وضعت.»، بحار الأنوار: ج 76 ص 263 ح 57.
الإمام عليّ عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لِكُمَيلٍ ـ: يا كُمَيلُ، سَمِّ كُلَّ يَومٍ بِاسمِ اللّهِ، وقُل: لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ، وتَوَكَّل عَلَى اللّهِ. ۱
امام على عليه السلامـ در سفارش هايش به كميل ـ: اى كميل! هر روز، نام خدا را ببر و بگو: «هيچ توش و توانى نيست، مگر به يارى خدا» و به خدا توكّل كن.
۱.تحف العقول: ص 171، بشارة المصطفى: ص 25 عن كميل، بحار الأنوار: ج 77 ص 268 ح 1 و ص 414 ح 38.
عنه عليه السلام:بِاسمِ اللّهِ استَعَنتُ، وبِبِاسمِ اللّهِ استَجَرتُ، وبِهِ اعتَصَمتُ، وما تَوفيقي إلّا بِاللّهِ عَلَيهِ تَوَكَّلتُ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:از نام خدا كمك گرفتم، و خود را در پناه نام خدا در آوردم، و به نام او چنگ زدم، و جز از خدا توفيق نجويم، و به او توكّل كردم.
۱.مُهَج الدعوات: ص 356، البلد الأمين: ص 549، المصباح للكفعمي: ص 291، بحار الأنوار: ج 94 ص 374 ح 1.
الإمام الحسين عليه السلامـ في المناجاةِ: اِجعَلِني اللّهُمَّ في حِرزِكَ وفي حِزبِكَ. بِبِاسمِ اللّهِ استَشفَيتُ، وبِاسمِ اللّهِ استَكفَيتُ، وعَلَى اللّهِ تَوَكَّلتُ، وبِهِ استَعَنتُ، وإلَيهِ استَعدَيتُ عَلى كُلِّ ظالِمٍ ظَلَمَ، وغاشِمٍ غَشَمَ، وطارِقٍ طَرَقَ، وزاجِرٍ زَجَرَ، «فَاللَّهُ خَيْرٌ حَـفِظًا وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّ حِمِينَ» ۱. ۲
امام حسين عليه السلامـ در نيايش ـ: بار خدايا! مرا در پناه و در دسته خودت قرار ده. با «به نام خدا»، شفا مى جويم. با «به نام خدا» بندگى مى جويم و بر خدا توكّل مى كنم و از او كمك مى طلبم، و از او در برابر هر ستمگرى كه ستم كند و هر بيدادگرى كه بيداد كند و هر كوبنده اى كه بكوبد و هر بازدارنده اى كه باز دارد، يارى مى جويم «كه خدا بهترين نگهدار است و او مهربان ترينِ مهربانان است» .
المناقب لابن شهرآشوب:اِسمُهُ الحُسَينُ عليه السلام، وفِي التَّوراةِ: شَبيرٌ، وفِي الإِنجيلِ: طابٌ. وكُنيَتُهُ: أبو عَبدِ اللّهِ، وَالخاصُّ: أبو عَلِيٍّ.
وألقابُهُ: الشَّهيدُ السَّعيدُ، وَالسِّبطُ الثّاني، وَالإِمامُ الثّالِثُ، وَالمُبارَكُ، وَالتّابِعُ لِمَرضاةِ اللّهِ، المُتَحَقِّقُ بِصِفاتِ اللّهِ، وَالدَّليلُ عَلى ذاتِ اللّهِ، أفضَلُ ثِقاتِ اللّهِ، المَشغولُ لَيلاً ونَهارا بِطاعَةِ اللّهِ، الثّاري بِنَفسِهِ لِلّهِ، النّاصِرُ لِأَولِياءِ اللّهِ، المُنتَقِمُ مِن أعداءِ اللّهِ، الإِمامُ المَظلومُ، الأَسيرُ المَحرومُ، الشَّهيدُ المَرحومُ، القَتيلُ المَرجومُ، الإِمامُ الشَّهيدُ، الوَلِيُّ الرَّشيدُ، الوَصِيُّ السَّديدُ، الطَّريدُ الفَريدُ، البَطَلُ الشَّديدُ، الطَّيِّبُ الوَفِيُّ، الإِمامُ
المناقب، ابن شهرآشوب:نامش، «حسين» و در تورات، «شَبير» و در انجيل، «طاب» است و كنيه اش، ابو عبد اللّه و به طور ويژه، «ابو على» بوده است.
لقب هاى ايشان، اينهاست: شهيدِ سعيد، سِبط دوم، امام سوم، مبارك، در پى رضايت خدا، جلوه صفات خدا، راه نما به خود خدا، برترين فرد مورد اعتماد خدا، شب و روز مشغول به اطاعت خدا، جان فداى خدا، ياور اولياى خدا، انتقام گيرنده از دشمنان خدا، امام مظلوم، اسير محروم، شهيد محروم، كشته سنگباران شده، امام شهيد، ولىّ هدايتْ يافته، وصىّ استوار، رانده بى كس، قهرمان قوى، پاك وفادار، امام پسنديده، دارنده تبار والا، بخشنده تمام عيار، و ابو عبد اللّه حسين بن على.
سرچشمه امامت، شفيع امّت، سَرور جوانان بهشتى، مايه اشك ريختن هر مرد و زن مسلمان، آزموده بزرگ ترين بلا و سِتُرگ
الدرّ المنثور عن فرقد السّبخيِ:أَوحَى اللّهُ إِلى عِيسَى بنِ مَريَمَ عليه السلام فِي الإِنجِيلِ: يا عِيسَى، جِدَّ فِي أَمرِي وَلا تَهزُل، وَاسمَع قَولِي وَأَطِع أَمرِي. يَابنَ البِكرِ البَتُولِ، إِنِّي خَلَقتُكَ مِن غَيرِ فَحلٍ، وَجَعَلتُكَ وَأُمَّكَ آيةً لِلعالَمِينَ، فَإِيّايَ فَاعبُد، وَعَلَيَ فَتَوَكَّل، وَخُذِ الكِتابَ بِقُوَّةٍ.
قالَ عِيسى عليه السلام: أَي رَبِّ، أَيَّ كِتابٍ آخُذُ بِقُوَّةٍ؟ قالَ: خُذ كِتابَ الإِنجِيلِ بِقُوَّةٍ، فَفَسِّرهُ لِأَهلِ السريانِيَّةِ، وَأَخبِرهُم إِنِّي أَنا اللّهُ لا إِله إِلّا أَنَا، الحَيُ القَيُّومُ، البَديِعُ الدّائِمُ، الَّذِي لا زَوالَ لَهُ، فَآمِنُوا بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِ الَّذِي يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمانِ، فَصَدِّقُوهُ وَاتَّبِعُوهُ،
الدرّ المنثورـ به نقل از فرقد سبخى ـ: خداوند در انجيل به عيسى بن مريم عليه السلام وحى فرمود كه: «اى عيسى! در كار من، جدّى باش و آن را به شوخى مگير و سخنم را بشنو و فرمانم را اطاعت كن. اى پسر آن باكره پاك دامن! من تو را بدون پدر آفريدم و تو و مادرت را نشانه اى [از قدرت خويش] براى جهانيان قرار دادم. پس فقط مرا بندگى كن و بر من توكّل نماى و كتاب را با قدرت بگير».
عيسى عليه السلام گفت: اى پروردگار من! كدام كتاب را با قدرت بگيرم؟ فرمود: «كتاب انجيل را با نيرو بگير و آن را براى سريانيان، بيان كن و آنان را آگاه گردان كه منم خداى يگانه و معبودى جز من نيست، زنده پايدارم و نوآفرين و پاينده اى هستم كه هرگز از ميان نمى رود.
پس [به آنان بگو:] به خدا و فرستاده او، پيامبرى كه در آخرزمان مى آيد، ايمان
۱.عَيْنٌ نَجْلاء: أي واسعة (النهاية: ج 5 ص 23 «نجل»).
۲.الدرّ المنثور: ج 4 ص 644 نقلاً عن ابن أبي حاتم، البداية والنهاية: ج 2 ص 78 و ص 79 عن أبي هريرة نحوه؛ كمال الدين: ج 1 ص 159 ح 18 عن حمّاد بن عبد اللّه بن سليمان، الأمالي للصدوق: ص 345 ح 418 عن عبد اللّه بن سليمان، إعلام الورى: ص 21 كلّها نحوه، بحار الأنوار: ج 16 ص 144 ح 1.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن تَوَكَّلَ لِي ما بَينَ رِجلَيهِ وَما بَينَ لَحْيَيْهِ تَوَكَّلتُ لَهُ بِالجَنَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس حفظ دامن و زبانش را به من تضمين دهد، من بهشت را برايش ضمانت مى كنم.
۱.صحيح البخاري: ج 6 ص 2497 ح 6422، مسند ابن حنبل: ج 8 ص 431 ح 22886، صحيح ابن حبّان: ج 13 ص 8 ح 5701، المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 399 ح 8065، سنن الترمذي: ج 4 ص 606 ح 2408 نحوه وكلّها عن سهل بن سعد، كنز العمّال: ج 15 ص 806 ح 43202.
تسلية المجالس:دَعَا الحُسَينُ عليه السلام بِدَواةٍ وبَياضٍ، وكَتَبَ هذِهِ الوَصِيَّةَ لِأَخيهِ مُحَمَّدٍ:
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
هذا ما أوصى بِهِ الحُسَينُ بنُ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ إلى أخيهِ مُحَمَّدٍ المَعروفِ بِابنِ الحَنَفِيَّةِ: إنَّ الحُسَينَ يَشهَدُ أن لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وأنَّ مُحَمَّدا عَبدُهُ ورَسولُهُ، جاءَ بِالحَقِّ مِن عِندِ الحَقِّ، وأنَّ الجَنَّةَ وَالنّارَ حَقٌّ، وأنَّ السّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيبَ فيها، وأنَّ اللّهَ يَبعَثُ مَن فِي القُبورِ، وأنّي لَم أخرُج أشِرا ۱ ولا بَطِرا ۲ ولا مُفسِدا ولا ظالِما، وإنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الإِصلاحِ في اُمَّةِ جَدّي صلى الله عليه و آله اُريدُ أن آمُرَ بِالمَعروفِ وأنهى عَنِ المُنكَرِ، وأسيرَ بِسيرَةِ
تسلية المجالس:امام حسين عليه السلام مُركّب و كاغذى خواست و اين وصيّت را براى برادرش محمّد نوشت:
«به نام خداوند بخشنده مهربان. اين وصيّت حسين بن على بن ابى طالب به برادرش محمّد، معروف به ابن حنفيه است. حسين، گواهى مى دهد كه خدايى جز اللّه نيست و شريكى ندارد. محمّد، بنده و فرستاده اوست و حق را از نزد حق آورد و بهشت و دوزخ، حق است و بى ترديد، قيامت مى آيد. خداوند، همه كسانى را كه در قبر هستند، برمى انگيزد. من از سرِ سرمستى و طغيان و فساد و ستم نشوريده ام؛ بلكه تنها براى پى جويىِ اصلاح در امّت جدّم بيرون آمده ام و مى خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره جدّم محمّد صلى الله عليه و آله و پدرم على بن ابى طالب عليه السلام، رفتار كنم. هر كس مرا به حق بپذيرد كه خداوند، به حقْ سزاوارتر است
الملهوف عن الإمام الحسين عليه السلامـ في كَلامٍ لَهُ يَومَ عاشوراءَ مَعَ أصحابِ عُمَرَ بنِ سَعدٍ ـ: أما وَاللّهِ لا تَلبَثونَ بَعدَها إلاّ كَرَيثِما يُركَبُ الفَرَسُ، حَتّى يَدورَ بِكُم دَورَ الرَّحى ويَقلَقَ بِكُم قَلَقَ المِحوَرِ ۱، عَهدٌ عَهِدَهُ إلَيَّ أبي عَن جَدّي «فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَ شُرَكَآءَكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَىَّ وَ لاَ تُنظِرُونِ» ۲ ، «إِنِّى تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّى وَ رَبِّكُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلاَّ هُوَ ءَاخِذُ بِنَاصِيَتِهَآ إِنَّ رَبِّى عَلَى صِرَ طٍ مُّسْتَقِيمٍ» ۳ . ۴
الملهوفـ از امام حسين عليه السلام (در سخنش در روز عاشورا با ياران عمر بن سعد) ـ: هان! به خدا سوگند كه پس از آن، جز به مقدار سوارىِ اسبى نخواهيد زيست تا آن كه آسياب بچرخد و قلاّبتان بلرزد. ۵ عهدى است كه پدرم، از جدّش براى من نقل كرده است: «شما با شريكانى كه قائليد، كارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم كنيد و بى آن كه پرده پوشى كنيد، كار مرا يكسره كنيد و مهلتم ندهيد» . «من بر خداوند، پروردگار من و شما توكّل كردم. هيچ جنبنده اى نيست، مگر آن كه زمام اختيارش به دست اوست. بى گمان، پروردگار من، بر صراط مستقيم است» .
تحف العقول عن الإمام الحسين عليه السلامـ فِي الأَمرِ بِالمَعروفِ وَالنَّهيِ عَنِ المُنكَرِ، ويُروى عَن أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام ـ: اِعتَبِروا أيُّهَا النّاسُ بِما وَعَظَ اللّهُ بِهِ أولِياءَهُ مِن سوءِ ثَنائِهِ عَلَى الأَحبارِ ۱، إذ يَقولُ: «لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّـنِيُّونَ ۲ وَالْأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الاْءِثْمَ» ۳ ، وقالَ: «لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِى إِسْرَ ءِيلَ» إلى قَولِهِ: «لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ» ۴ ، وإنَّما عابَ اللّهُ ذلِكَ عَلَيهِم لِأَنَّهُم كانوا يَرَونَ مِنَ الظَّلَمَةِ الَّذينَ بَينَ أظهُرِهِمُ المُنكَرَ وَالفَسادَ فَلا يَنهَونَهُم عَن ذلِكَ، رَغبَةً فيما كانوا يَنالونَ مِنهُم، ورَهبَةً مِمّا يَحذَرونَ، وَاللّهُ يَقولُ: «فَلاَ تَخْشَوُاْ
تحف العقولـ از امام حسين عليه السلام (در امر به معروف و نهى از منكر) ۱۵ ـ: اى مردم! از آنچه خدا دوستانش را بدان پند داده، پند گيريد؛ همچون بدگويى او از دانشمندان يهود، آن جا كه مى فرمايد: «چرا علماى ربّانى و دانشمندانشان، آنان را از گفتار گناه آلودشان نهى نمى كنند؟» و مى فرمايد: «كافران بنى اسرائيل، لعنت شدند» تا آن جا كه فرمايد: «چه بد بود، آنچه مى كردند» . خداوند، ايشان را نكوهيد؛ زيرا از ستمكارانى كه در ميانشان بودند، زشتى و فساد بسيار مى ديدند، ولى به طمع بهره اى كه از آن ستمگران مى بردند و از بيم آن كه بى نصيب بمانند، ايشان را نهى نمى كردند؛ در حالى كه خدا مى فرمايد: «از مردم نترسيد؛ بكه از من، پروا كنيد» و نيز مى فرمايد: «مردان و زنان مؤمن، دوستان يكديگرند و امر به معروف و نهى
۱.الحِبر والحَبر: العالِم، ذمّيّا كانَ أو مسلما، بعد أن يكون من أهل الكتاب. وقال الجوهري: هو واحِد أحبارِ اليهود، وبالكسر أفصح (اُنظر: لسان العرب: ج 4 ص 157 «حبر»).
۲.الرَّبَّاني: المتَألِّهُ العارف باللّه تعالى (الصحاح: ج 1 ص 130 «ربب»).
۳.المائدة: 63.
۴.المائدة: 78 و 79.
۵.التوبة: 71.
۶.التوبة: 71.
۷.الزَّمانَة: العاهة. يقال: هو زَمِنٌ، والجمع: زَمنى (اُنظر: القاموس المحيط: ج 4 ص 232 «زمن»).
۸.في المصدر: «واستسلمتم»، والتصويب من بحار الأنوار.
۹.الخَطيبُ المِصقَعُ: أيالبليغ الماهر في خطبته الداعي إلى الفتن الذي يحرّض الناس عليها، والصّقع: رفع الصوت ومتابعته (النهاية: ج 3 ص 42 «صقع»).
۱۰.شاغرة: أي واسعة (لسان العرب: ج 4 ص 418 «شغر»).
۱۱.الخَوَل: مثال الخَدَم والحَشَم وزنا ومعنى (المصباح المنير: ص 184 «خول»).
۱۲.الغَشْمُ: الظُلْمُ (الصحاح: ج 5 ص 1996 «غشم»).
۱۳.الإنابة: الرجوع إلى اللّه بالتوبة (النهاية: ج 5 ص 123 «نوب»).
۱۴.تحف العقول: ص 237، بحار الأنوار: ج 100 ص 79 ح 37.
۱۵.اين روايت، به امام على عليه السلام نيز نسبت داده شده است.
۱۶.در ترجمه اين حديث از ترجمه استاد پرويز اتابكى در تحف العقول، استفاده شده است. (م)
مهج الدعوات عن الإمام الحسين عليه السلامـ في دُعائِهِ ـ: اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ تَوفيقَ أهلِ الهُدى، وأعمالَ أهلِ التَّقوى، ومُناصَحَةَ أهلِ التَّوبَةِ، وعَزمَ أهلِ الصَّبرِ، وحَذَرَ أهلِ الخَشيَةِ، وطَلَبَ أهلِ العِلمِ، وزينَةَ أهلِ الوَرَعِ، وخَوفَ أهلِ الجَزَعِ، حَتّى أخافَكَ اللّهُمَّ مَخافَةً تَحجُزُني عَن مَعاصيكَ، وحَتّى أعمَلَ بِطاعَتِكَ عَمَلاً أستَحِقُّ بِهِ كَرامَتَكَ، وحَتّى اُناصِحَكَ فِي التَّوبَةِ خَوفا لَكَ، وحَتّى اُخلِصَ لَكَ فِي النَّصيحَةِ حُبّا لَكَ، وحَتّى أتَوَكَّلَ عَلَيكَ فِي الاُمورِ حُسنَ ظَنٍّ بِكَ، سُبحانَ خالِقِ النّورِ، وسُبحانَ اللّهِ العَظيمِ وبِحَمدِهِ. ۱
مهج الدعواتـ از امام حسين عليه السلام (در دعايش) ـ: خدايا! از تو توفيقِ هدايت يافتگان، كارهاى پرهيزگاران، خلوص توبه كنندگان، عزمِ شكيبايان، احتياط بيمناكان، جويايىِ عالمان، آراستگىِ پارسايان و بيمِ بى تابان را مى خواهم، تا آن كه اى خداى من! چنان از تو بترسم كه مرا از نافرمانى تو مانع شود و چنان در اطاعت تو عمل كنم كه لايق كرامتت شوم و از بيم تو، توبه ام را خالص سازم و براى تو و محبّت تو، خيرخواهى ام را خالصانه در راه تو قرار دهم و از سرِ خوش گمانى به تو، در كارها بر تو توكّل كنم. منزّه است آفريننده نور! خداى بزرگ را مى ستايم و منزّه مى دارم.
۱.مهج الدعوات: ص 198، بحار الأنوار: ج 94 ص 191 ح 5.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۸۳