نتایج جستجو برای «حماقت»: ۲۹ حدیث
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا. قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا. فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲ قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ

الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴ گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶ سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس

۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268). وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت». وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:صِفَةُ العاقِلِ أن يَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَيهِ، ويَتَجاوَزَ عَمَّن ظَلَمَهُ، ويَتَواضَعَ لِمَن هُوَ دونَهُ، ويُسابِقَ مَن فَوقَهُ في طَلَبِ البِرِّ، وإذا أرادَ أن يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَإِن كانَ خَيرًا تَكَلَّمَ فَغَنِمَ، وإن كانَ شَرًّا سَكَتَ فَسَلِمَ، وإذا عَرَضَت لَهُ فِتنَةٌ استَعصَمَ بِاللّهِ وأمسَكَ يَدَهُ ولِسانَهُ، وإذا رَأى فَضيلَةً انتَهَزَ بِها، لا يُفارِقُهُ الحَياءُ، ولا يَبدو مِنهُ الحِرصُ، فَتِلكَ عَشرُ خِصالٍ يُعرَفُ بِهَا العاقِلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ويژگى خردمند، آن است كه در برابر حماقت نادان، بردبارى مى كند؛ از آن كه بر او ستم كرده، مى گذرد؛ نسبت به زيردستان، فروتنى مى نمايد؛ با بالادستان، در جستجوى خوبى، رقابت مى ورزد؛ هر گاه خواست سخن بگويد، مى انديشد: اگر خوب بود، بر زبان مى آورد و بهره مى جويد، و اگر بد بود، سكوت مى كند و سالم مى ماند؛ و اگر لغزشگاهى برايش پيش آمد، از خداوند، سلامت مى طلبد و دست و زبان خود را نگه مى دارد؛ و اگر فضيلتى ديد، به سرعت از آن بهره مى گيرد؛ آزرم، از او جدا نمى شود و آزمندى از او آشكار نمى گردد. اينها ويژگى هاى دهگانه اى است كه خردمند با آنها شناخته مى شود.
۱.تحف العقول: ص 28، معدن الجواهر: ص 70 نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 129 ح 12 وراجع تنبيه الخواطر: ج 2 ص 246.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام: أفضَلُ العَقلِ الاِعتِبارُ، وأفضَلُ الحَزمِ الاِستِظهارُ، وأكبَرُ الحُمقِ الاِغتِرارُ. ۱
امام على عليه‏السلام: برترين خردمندى، پندآموزى است؛ برترين دورانديشى، يارى جُستن است؛ و بزرگ‏ترين حماقت، غرور است.
۱.غرر الحكم: ح 3273، عيون الحكم والمواعظ: ص 123 ح 2807 وليس فيه ذيله.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلام:التَّثَبُّتُ رَأسُ العَقلِ، وَالحِدَّةُ رَأسُ الحُمقِ. ۱
امام على عليه السلام:درنگ كردن [در كارها]، اوج خردمندى است و تندى نمودن، اوج حماقت.
۱.كنز الفوائد: ج 1 ص 199، بحار الأنوار: ج 1 ص 160 ح 42.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:طَلَبُ الجَنَّةِ بِلا عَمَلٍ حُمقٌ. ۱
امام على عليه السلام:طلبيدن بهشت بدون عمل، حماقت است.
۱.غرر الحكم: ح 5991، عيون الحكم والمواعظ: ص 317 ح 5531.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:صِفَةُ العاقِلِ أن يَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَيهِ، ويَتَجاوَزَ عَمَّن ظَلَمَهُ، ويَتَواضَعَ لِمَن هُوَ دونَهُ، ويُسابِقَ مَن فَوقَهُ في طَلَبِ البِرِّ، وإذا أرادَ أن يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَإِن كانَ خَيرًا تَكَلَّمَ فَغَنِمَ، وإن كانَ شَرًّا سَكَتَ فَسَلِمَ، وإذا عَرَضَت لَهُ فِتنَةٌ استَعصَمَ بِاللّهِ وأمسَكَ يَدَهُ ولِسانَهُ، وإذا رَأى فَضيلَةً انتَهَزَ بِها، لا يُفارِقُهُ الحَياءُ، ولا يَبدو مِنهُ الحِرصُ، فَتِلكَ عَشرُ خِصالٍ يُعرَفُ بِهَا العاقِلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ويژگى خردمند، آن است كه در برابر حماقت نادان، بردبارى مى كند؛ از آن كه بر او ستم كرده، مى گذرد؛ نسبت به زيردستان، فروتنى مى نمايد؛ با بالادستان، در جستجوى خوبى، رقابت مى ورزد؛ هر گاه خواست سخن بگويد، مى انديشد تا اگر خوب بود، بر زبان آورَد و بهره جويد و اگر بد بود، سكوت كند و سالم بماند؛ اگر لغزشگاهى برايش پيش آمد، از خداوند، سلامت مى طلبد و دست و زبان خود را نگه مى دارد؛ اگر فضيلتى ديد، به سرعت از آن بهره مى گيرد؛ حيا از او جدا نمى شود و آزمندى از او آشكار نمى گردد. اينها ويژگى هاى دهگانه اى هستند كه خردمند، با آنها شناخته مى شود.
۱.تحف العقول: ص 28، بحار الأنوار: ج 1 ص 129 ح 12.
عنه عليه السلام:مَن حَلُمَ عن عَدُوِّهِ ظَفِرَ بهِ. ۱
امام على عليه السلام:آن كه در برابر دشمنش بردبارى نشان دهد بر او پيروز شود.
۱.كنز الفوائد: 1/319.
کلیدواژه‌ها حماقتصفات احمق
عنه عليه السلام:إنّ أوّلَ عِوَضِ الحَليمِ مِن خَصْلَتِهِ، أنّ الناسَ أعْوانُهُ على الجاهِلِ. ۱
امام على عليه السلام:نخستين عوضى كه بردبار از اين خصلت خود مى گيرد، اين است كه مردم در برابر نادان به يارى او بر مى خيزند.
۱.جامع الأخبار: 319/896.
کلیدواژه‌ها حماقتصفات احمق
عنه عليه السلام:الحِلمُ عِندَ شِدَّةِ الغَضَبِ يُؤمِنُ غَضَبَ الجَبّارِ. ۱
امام على عليه السلام:بردبارى كردن در اوج خشم، آدمى را از خشم [خداى] جبّار در امان مى دارد.
۱.غرر الحكم: 1776.
کلیدواژه‌ها حماقتصفات احمق
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:كفى بالحِلمِ ناصِرا. ۱
امام صادق عليه السلام:بردبارى، بهترين ياور است.
۱.الكافي: 2/112/6.
کلیدواژه‌ها حماقتصفات احمق
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:الحُمْقُ أدْوَأُ الدّاءِ. ۱
امام على عليه السلام:حماقت، بدترين درد است.
۱.غرر الحكم: 687
کلیدواژه‌ها حماقتنکوهش حماقت
عنه عليه السلام:أفْقَرُ الفَقْرِ الحُمْقُ. ۱
امام على عليه السلام:بدترين فقر، حماقت است.
۱.غرر الحكم: 2849.
کلیدواژه‌ها حماقتنکوهش حماقت
عنه عليه السلام:ما العَدُوُّ إلى عَدُوِّهِ أسْوأَ تَضْيِيعا مِن الأحمَقِ إلى نَفْسِهِ. ۱
امام على عليه السلام:زيانى كه احمق به خود مى زند دشمن به دشمنش نمى زند.
۱.نهج السعادة: 3/225.
کلیدواژه‌ها حماقتنکوهش حماقت
عيسى عليه السلامـ لَمّا سئلَ عنِ الأحمَقِ ـ: المُعجَبُ برأيهِ ونَفْسِهِ، الّذي يَرى الفَضلَ كُلَّهُ لَه لا علَيهِ، ويُوجِبُ الحقَّ كُلَّهُ لنَفْسِهِ ولا يُوجِبُ علَيها حقّا، فذاكَ الأحمَقُ الّذي لا حِيلةَ في مُداواتِه. ۱
عيسى عليه السلامـ در پاسخ به اين سؤال كه احمق كيست؟ ـفرمود: خود رأى خودپسند، كسى كه هرچه فضيلت است از آن خود مى داند و براى ديگران، بر خود هيچ فضيلتى قائل نيست، همه حقوق را براى خود مى داند وهيچ حقّى براى ديگران بر خود قائل نيست. اين است آن احمقى كه چاره اى براى درمان او وجود ندارد.
۱.الاختصاص: 221.
کلیدواژه‌ها حماقتصفات احمق
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:مَن نَظرَ في عُيوبِ النّاسِ فأنْكَرهاثُمّ رَضِيَها لِنَفْسِهِ فذلكَ الأحمَقُ بعَينِهِ. ۱
امام على عليه السلام:كسى كه عيبهاى ديگران را ببيند و آنها را زشت شمارد اما همان عيبها را در خود بپسندد، احمق واقعى است.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 349.
کلیدواژه‌ها حماقتصفات احمق
عنه عليه السلام:تُعرفُ حَماقَةُ الرّجُلِ بالأشَرِ في النِّعمَةِ، وكَثْرَةِ الذُّلِّ في المِحْنَةِ. ۱
امام على عليه السلام:حماقت انسان، از اين راه شناخته مى شود كه در هنگام برخوردارى سرمست شود و در تنگدستى خود را بسيار خوار كند.
۱.غرر الحكم: 4520
کلیدواژه‌ها حماقتصفات احمق
عنه عليه السلام:مِن أماراتِ الأحمَقِ كَثْرَةُ تَلَوُّنِهِ. ۱
امام على عليه السلام:از نشانه هاى احمق اين است كه هر دم به رنگى در مى آيد.
۱.غرر الحكم: 9445
کلیدواژه‌ها حماقتصفات احمق
عنه عليه السلام:لا تَرُدَّ على النّاسِ كلَّ ما حَدّثوكَ؛ فكفى بذلكَ حُمْقا. ۱
امام على عليه السلام:سعى نكن هرچه مردم براى تو مى گويند ردّ كنى كه اين نشانه حماقت است.
۱.غرر الحكم: 10251.
کلیدواژه‌ها حماقتصفات احمق
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلامـ في وصيّتهِ لابنهِ الباقرِ عليه السلام ـ: إيّاكَ يا بُنيَّ أنْ تُصاحِبَ الأحمَقَ أو تُخالِطَهُ، واهْجُرْهُ ولا تُحادِثْهُ؛ فإنّ الأحمَقَ هُجْنَةٌ غائبا كانَ أو حاضِرا، إنْ تَكَلَّم فضَحَهُ حُمقُهُ، وإنْ سَكَتَ قَصُرَ بهِ عِيُّهُ، وإنْ عَمِلَ أفسَدَ، وإنِ اسْتُرعِيَ أضاعَ. لا عِلمُهُ مِن نَفْسِهِ يُغْنيهِ، ولا عِلمُ غَيرهِ يَنْفَعُهُ، ولا يُطيعُ ناصِحَهُ، ولا يَستريحُ مقارِنُهُ، تَوَدُّ اُمُّهُ أنّها ثَكَلَتْهُ، وامْرَأتُهُ أنّها فَقَدتْهُ، وجارُهُ بُعدَ دارِهِ، وجَليسُهُ الوَحْدةَ مِن مُجالَسَتِهِ. إنْ كانَ أصْغَرَ مَن في المَجلِسِ أعْنى مَن فَوقَهُ، وإنْ كانَ أكْبَرَهُم أفْسَدَ مَن دُونَهُ. ۱

امام زين العابدين عليه السلامـ در سفارش به فرزند بزرگوار خود حضرت باقر عليه السلام ـفرمود: فرزندم! از همنشينى يا رفت و آمد با احمق بپرهيز و از او دورى كن و با وى همسخن مشو؛ زيرا آدم احمق، غايب باشد يا حاضر، پست و فرومايه است؛ هرگاه زبان به سخن گشايد حماقتش او را رسوا كند و هرگاه خاموش شود به دليل ناتوانى در سخن گفتن باشد، اگر كارى كند خرابى به بار آورد و چون مسؤوليتى به عهده گيرد آن را تباه سازد، نه علم خودش به كار او مى آيد و نه دانش ديگران سودش مى رساند، به سخن خيرخواه خود گوش نمى دهد، وهمنشينش از دست او آسوده نيست، مادرش آرزوى مرگ او را دارد و همسرش آرزوى از دست دادن او را و همسايه اش آرزوى رفتن از همسايگى اش را و همنشينش آرزوى خلاصى از همنشينى او را. اگر در مجلسى كمترين فرد مجلس باشد

۱.الأماليللطوسي: 613/1268.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:مَن لَم يَجْتَنِبْ مُصادقَةَ الأحمَقِ أوْشَكَ أنْ يَتَخلّقَ بأخْلاقِهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:هركه از دوستى با احمق دورى نكند بزودى خلق و خوى او را به خود گيرد.
۱.الأمالي للصدوق: 343 / 409.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۹