فیلترها
نتایج جستجو برای «دعوت فرزندش علی اکبر به شکیبایی»: ۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الأمالي عن عبد اللّه بن منصور عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام: لَمّا بَرَزَ [عَلِيٌّ الأَكبَرُ]إلَيهِم، دَمَعَت عَينُ الحُسَينِ عليه السلام فَقالَ: اللّهُمَّ كُن أنتَ الشَّهيدَ عَلَيهِم، فَقَد بَرَزَ إلَيهِمُ ابنُ رَسولِكَ، وأشبَهُ النّاسِ وَجها وسَمتا ۱ بِهِ.
فَجَعَلَ يَرتَجِزُ وهُوَ يَقولُ:
أنَا عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّنَحنُ وبَيتُ اللّهِ أولى بِالنَّبِيِّ
أما تَرَونَ كَيفَ أحمي عَن أبي
فَقَتَلَ مِنهُم عَشَرَةً، ثُمَّ رَجَعَ إلى أبيهِ، فَقالَ: يا أبَه! العَطَشُ.
فَقالَ الحُسَينُ عليه السلام: صَبرا يا بُنَيَّ، يَسقيكَ جَدُّكَ بِالكَأسِ الأَوفى.
فَرَجَعَ فَقاتَلَ حَتّى قَتَلَ مِنهُم أربَعَةً وأربَعينَ رَجُلاً، ثُمَّ قُتِلَ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ. ۲
الأمالى، صدوقـ به نقل از عبد اللّه بن منصور، از امام صادق عليه السلام، از امام باقر، از امام زين العابدين عليهم السلام ـ: چون [على اكبر] براى مبارزه به سوى لشكر عمر بن سعد رفت، امام حسين عليه السلام چشمش گريان شد و گفت: «خدايا! تو بر آنان گواه باش كه فرزند پيامبرت و شبيه ترينِ مردم به او در شكل و خو، به سوى آنان بيرون شد».
على اكبر، شروع به رجزخوانى كرد و گفت:
من، على بن حسين بن على امما و آل خدا به پيامبر صلى الله عليه و آله سزاوارتريم.
آيا نمى بينيد كه چگونه از پدرم حمايت مى كنم؟
آن گاه، ده تن از دشمنان را كُشت. سپس به نزد پدرش بازگشت و گفت: اى پدر، عطش!
امام حسين عليه السلام فرمود: «پسر عزيزم! شكيبا باش. جدّت با كاسه پُر، تو را سيراب مى كند».
على اكبر، بازگشت و باز جنگيد تا
مقاتل الطالبيّين عن سعيد بن ثابت:لَمّا بَرَزَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ إلَيهِم أرخَى الحُسَين ـ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ وسَلامُهُ ـ عَينَيهِ فَبَكى، ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ كُن أنتَ الشَّهيدَ عَلَيهِم، فَبَرَزَ إلَيهِم غُلامٌ أشبَهُ الخَلقِ بِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله.
فَجَعَلَ يَشُدُّ عَلَيهِم ثُمَّ يَرجِعُ إلى أبيهِ فَيَقولُ: يا أبَه! العَطَشُ.
فَيَقولُ لَهُ الحُسَينُ عليه السلام: اِصبِر حَبيبي، فَإِنَّكَ لا تُمسي حَتّى يَسقِيَكَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِكَأسِهِ. ۱
مقاتل الطالبيّينـ به نقل از سعيد بن ثابت ـ: چون على اكبر براى مبارزه به سوى آنان رفت، امام حسين ـ كه درودها و سلام خدا بر او باد ـ، پلك هايش را برهم نهاد و گريست و گفت: «خدايا! تو بر آنان گواه باش كه جوانى به سوى آنان رفت كه شبيه ترينِ مردم به پيامبر خداست».
على اكبر با آنان به شدّت جنگيد. سپس، نزد پدرش بازگشت و گفت: اى پدر، عطش!
امام حسين عليه السلام به او فرمود: «محبوب من! شكيبا باش كه شب نرسيده، از كاسه پيامبر خدا، سيراب مى شوى».
۱.مقاتل الطالبيّين: ص 116، بحار الأنوار: ج 45 ص 45.