نتایج جستجو برای «رحمت»: ۲۴۵ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ مِن نورٍ مَخزونٍ مَكنونٍ في سابِقِ عِلمِهِ الَّذي لَم يَطَّلِع عَلَيهِ نَبِيٌّ مُرسَلٌ ولا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ؛ فَجَعَلَ العِلمَ نَفسَهُ وَالفَهمَ روحَهُ، وَالزُّهدَ رَأسَهُ، وَالحَياءَ عَينَيهِ، وَالحِكمَةَ لِسانَهُ، وَالرَّأفَةَ فَمَهُ، وَالرَّحمَةَ قَلبَهُ، ثُمَّ حَشاهُ وقَوّاهُ بِعَشَرَةِ أشياءَ: بِاليَقينِ، وَالإِيمانِ، وَالصِّدقِ، وَالسَّكينَةِ، وَالإِخلاصِ، وَالرِّفقِ، وَالعَطِيَّةِ، وَالقُنوعِ، وَالتَّسليمِ، وَالشُّكرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، خرد را از نورِ پنهان در علم پيشينِ خود، بيافريد؛ دانشى كه هيچ پيامبرِ فرستاده شده و هيچ فرشته مقرّبى را بر آن آگاه نكرده است. سپس دانش را نفْسِ خرد قرار داد، و فهميدن را جانِ او، و پارسايى را سرِ او، و آزرم را دو چشم او، و حكمت را زبانش، و مهربانى را دهانش، و رحمت را قلبش. آن گاه با ده ويژگى كه در خرد نهاد، آن را نيرومند كرد: يقين، ايمان، راستى، آرامش، اخلاص، مدارا، بخشش، قناعت، تسليم، و سپاس گزارى.
۱.معاني الأخبار: ص 313 ح 1، الخصال: ص 427 ح 4 كلاهما عن يزيد بن الحسين عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، الأمالي للطوسي: ص 542 ح 1164 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، روضة الواعظين: ص 7، إرشاد القلوب: ص 197 عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 1 ص 107 ح 3.
عنه عليه السلام:الذِّكرُ يُؤنِسُ اللُّبَّ ويُنيرُ القَلبَ ويَستَنزِلُ الرَّحمَةَ. ۱
امام على عليه السلام:ياد خدا خرد را مأنوس مى گرداند، دل را روشنى مى بخشد و رحمت الهى را فرود مى آورد.
۱.غرر الحكم: ح 1858، عيون الحكم والمواعظ: ص 55 ح 1429.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتیاد خداخرد +3 مورد دیگر
الإمام زين العابدين عليه السلام:اللّهُمَّ ارزُقني عَقلاً كامِلاً وعَزمًا ثاقِبًا ولُبًّا راجِحًا وقَلبًا ذَكِيًّا وعِلمًا كَثيرًا وأدَبًا بارِعًا، وَاجعَل ذلِكَ كُلَّهُ لي ولا تَجعَلهُ عَلَيَّ، بِرَحمَتِكَ يا أرحَمَ الرّاحِمينَ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:بار خدايا! به من خردى كامل، تصميمى استوار، انديشه اى سنگين، دلى تيز بين، دانشى بسيار و ادبى برجسته روزى كن و اينها را به سودم قرار بده و به زيانم قرار مده، به مهربانى ات، اى مهربان ترينِ مهربانان!
۱.المصباح للكفعمي: ص 93، مستدرك الوسائل: ج 10 ص 223 ح 11900 نقلاً عن المزار القديم، بحار الأنوار: ج 87 ص 325 ح 14.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا. قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا. فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲ قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ

الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴ گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶ سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس

۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268). وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت». وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام: لَو لَم يُرَغِّبِ اللّه‏ُ سُبحانَهُ فيطاعَتِهِ لَوَجَبَ أن يُطاعَ رَجاءَ رَحمَتِهِ. ۱
امام على عليه‏السلام: اگر خداوند سبحان، به طاعت خود ترغيب نمى‏كرد، سزاوار بود كه به اميد دستيابى به رحمت او، اطاعت شود.
۱.غرر الحكم: ح 7594، عيون الحكم والمواعظ: ص 417 ح 7081.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:خِيارُ اُمَّتي فيما أنبَأَنِيَ المَلَأُ الأَعلى: قَومٌ يَضحَكونَ جَهرا في سَعَةِ رَحمَةِ رَبِّهِم عز و جل، ويَبكونَ سِرّا مِن خَوفِ شِدَّةِ عَذابِ رَبِّهِم عز و جل، يَذكُرونَ رَبَّهُم بِالغَداةِ وَالعَشِيِّ فِي البُيوتِ الطَّيِّبَةِ المَساجِدِ، ويَدعونَهُ بِأَلسِنَتِهِم رَغَبا ورَهَبا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهترينان امّت من، آن گونه كه ساكنان عالم بالا به من خبر داده اند، مردمانى هستند كه در گستره رحمت پروردگار خويش، آشكارا مى خندند و نهانى از ترس عذاب سخت پروردگارشان مى گِريند. بام و شام، در خانه هاى پاك، مسجدها، پروردگارشان را ياد مى كنند، و از سرِ اميد و بيم با زبان هاى خويش، او را مى خوانند.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 19 ح 4294، شُعب الإيمان: ج 1 ص 478 ح 765 كلاهما عن عياض بن سليمان، كنز العمّال: ج 1 ص 162 ح 815 وج 2 ص 27 ح 3000.
عنه صلى الله عليه و آله:عِندَ ذِكرِ الصّالِحينَ تَنزِلُ ۱ الرَّحمَةُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در هنگام ياد كردن از نيكان، رحمت نازل مى شود.
۱.في بحار الأنوار: «يَنزِل»، وما أثبتناه من كشف الخفاء.
۲.بحار الأنوار: ج 93 ص 349 ح 15 نقلاً عن مجموعةٍ بخطّ بعض الأفاضل؛ كشف الخفاء: ج 2 ص 70 ح 1772.
عنه عليه السلامـ لِداوودَ بنِ سِرحانَ ـ: يا داوودُ، أبلِغ مَوالِيَّ عَنِّي السَّلامَ، وأنِّي أقُولُ: رَحِمَ اللّهُ عَبدا اجتَمَعَ مَعَ آخَرَ فَتَذاكَرا أمرَنا، فَإِنَّ ثالِثَهُما مَلَكٌ يَستَغفِرُ لَهُما، ومَا اجتَمَعَ اثنانِ عَلى ذِكرِنا إلّا باهَى اللّهُ تَعالى بِهِمَا المَلائِكَةَ. فَإذَا اجتَمَعتُم فَاشتَغِلوا بِالذِّكرِ؛ فَإِنَّ فِي اجتِماعِكُم ومُذاكَرَتِكُم إحياءَنا، وخَيرُ النّاسِ مِن بَعدِنا مَن ذاكَرَ بِأَمرِنا، ودَعا إلى ذِكرِنا. ۱
امام صادق عليه السلامـ به داوود بن سِرحان ـ: اى داوود! سلام مرا به دوستانم برسان و از قول من به آنان بگو: خدا رحمت كناد آن بنده اى را كه با ديگرى گرد آيد و از كار ما سخن بگويند؛ زيرا كه سومينِ آن دو، فرشته اى است كه برايشان آمرزش مى طلبد! هرگز دو نفر با هم گرد نيامدند و از ما ياد نكردند، مگر آن كه خداوند متعال، به آن دو، بر فرشتگان، مباهات كرد. پس هر گاه با هم جمع شديد، به ياد كردن [از ما]بپردازيد؛ زيرا در گردهمايى و گفتگوى شما، زنده شدن [ياد و نام و مكتب] ماست. بهترينِ مردمان، پس از ما، كسى است كه در باره كار ما گفتگو كند و به ياد كردن از ما فرا بخواند.
۱.الأمالي للطوسي: ص 224 ح 390، بشارة المصطفى: ص 110 وليس فيه «وما اجتمع اثنان على ذكرنا إلّا باهى اللّه تعالى بهما الملائكة» وكلاهما عن معتّب مولى الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 1 ص 200 ح 8 وج 74 ص 354 ح 31.
عنه عليه السلامـ مِن خُطبَةٍ لَهُ في يَومِ الجُمُعَةِ ـ: اُذكُرُوا اللّهَ يَذكُركُم؛ فَإِنَّهُ ذاكِرٌ لِمَن ذَكَرَهُ، وَاسأَ لُوا اللّهَ مِن رَحمَتِهِ وفَضلِهِ؛ فَإِنَّهُ لا يَخيبُ عَلَيهِ داعٍ دَعاهُ. ۱
امام على عليه السلامـ از خطبه ايشان در روز جمعه ـ: به ياد خدا باشيد تا به ياد شما باشد؛ زيرا هر كس به ياد او باشد، خدا نيز به ياد اوست، و از خداوند، از رحمت و فضلش درخواست كنيد؛ زيرا هيچ كس نيست كه از او بخواهد و از درگاهش نوميد برگردد.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 432 ح 1263، مصباح المتهجّد: ص 384 ح 509، بحار الأنوار: ج 89 ص 239 ح 68.
عنه عليه السلامـ مِن دُعائِهِ في يَومِ عَرَفَةَ ـ: وَاذكُرني يا رَبِّ بِرِضاكَ، ولا تَنسَني حينَ تَنشُرُ رَحمَتَكَ، وأقبِل عَلَيَّ بِوَجهِكَ الكَريمِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ از دعاى ايشان در روز عرفه ـ: اى پروردگار من! از من با خشنودى ات ياد كن، و آن گاه كه رحمتت را پخش مى كنى، مرا از ياد مبر، و روى مباركت را به من بنما.
۱.الإقبال: ج 2 ص 127 عن سلمة بن الأكوع، بحار الأنوار: ج 98 ص 246 ح 4.
عنه عليه السلامـ كانَ يَقولُ ـ: اللّهُمَّ اذكُرني بِرَحمَتِكَ ولا تَذكُرني بِخَطيئَتي، وتَقَبَّل مِنّي، وزِدني مِن فَضلِكَ، إنّي إلَيكَ راغِبٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:بار خدايا! با لطف و رحمت خود، از من ياد كن و با گناه من، مرا ياد مكن، و از من بپذير، و از فضلت بر من بيفزاى. به [درگاه] تو التماس مى كنم.
۱.الكافي: ج 2 ص 586 ح 24 عن ابن أبي يعفور، مصباح المتهجّد: ص 274، جمال الاُسبوع: ص 141 ح 17 كلاهما من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 89 ص 300 ح 10.
عنه عليه السلام:الذِّكرُ يُؤنِسُ اللُّبَّ، ويُنيرُ القَلبَ، ويَستَنزِلُ الرَّحمَةَ. ۱
امام على عليه السلام:ياد خدا، انديشه را رام و دل را روشن مى كند و رحمت [الهى] را فرود مى آورد.
۱.غرر الحكم: ح 1858، عيون الحكم والمواعظ: ص 55 ح 1429.
المستدرك على الصحيحين عن أبي عثمان:كانَ سلمانُ في عِصابَةٍ ۱ يَذكُرونَ اللّهَ، فَمَرَّ بِهِم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَجاءَهُم قاصِدا حَتّى دَنا مِنهُم، فَكَفّوا عَنِ الحَديثِ إعظامالِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. فَقالَ: ما كُنتُم تَقولونَ؟ فَإِنّي رَأَيتُ الرَّحمَةَ تَنزِلُ عَلَيكُم، فَأَحبَبتُ أن اُشارِكَكُم فيها! ۲
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ابو عثمان ـ: سلمان با گروهى نشسته بود و از خدا ياد مى كردند. پيامبر خدا بر آنان گذشت و به سوى ايشان آمد. چون نزديك آنان رسيد، به احترام پيامبر خدا از سخن گفتن، باز ايستادند. فرمود: «چه مى گفتيد؟ زيرا ديدم رحمت بر شما فرو مى بارد و دوست داشتم من نيز در آن [رحمت] با شما شريك شوم».
۱.العِصابة: الجماعة من الناس من العَشرة إلى الأربعين، ولا واحد لها من لفظها (النهاية: ج 3 ص 243 «عصب»).
۲.المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 210 ح 419، الدرّ المنثور: ج 5 ص 382 نقلاً عن الزهد لابن حنبل عن ثابت نحوه، كنز العمّال: ج 1 ص 447 ح 1932.
الإمام عليّ عليه السلام:بِذِكرِ اللّهِ تُستَنزَلُ الرَّحمَةُ. ۱
امام على عليه السلام:با ياد خدا، رحمتْ فرود مى آيد.
۱.غرر الحكم: ح 4209، عيون الحكم والمواعظ: ص 188 ح 3856.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا يَقعُدُ قَومٌ يَذكُرونَ اللّهَ عز و جل إلّا حَفَّتهُمُ المَلائِكَةُ، وغَشِيَتهُمُ الرَّحمَةُ، ونَزَلَت عَلَيهِمُ السَّكينَةُ، وذَكَرَهُمُ اللّهُ فيمَن عِندَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ گروهى براى يادكرد از خداوند عز و جل ننشستند، مگر آن كه فرشتگان، آنان را در ميان گرفتند و رحمت، آنها را فرو پوشاند و آرامش، بر آنان فرود آمد و خداوند، در جمع كسانى كه نزد او هستند، از ايشان ياد كرد.
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 2074 ح 39، سنن الترمذي: ج 5 ص 460 ح 3378 نحوه، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1245 ح 3791، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 184 ح 11875 كلّها عن أبي هريرة وأبي سعيد الخدري، كنز العمّال: ج 1 ص 424 ح 1822 و 1824؛ مكارم الأخلاق: ج 2 ص 85 ح 2227، مشكاة الأنوار: ص 114 ح 264، روضة الواعظين: ص 428.
عنه صلى الله عليه و آله:مَجالِسُ الذِّكرِ تَنزِلُ عَلَيهِمُ السَّكينَةُ، وتَحُفُّ بِهِمُ المَلائِكَةُ، وتَغشاهُمُ الرَّحمَةُ، ويَذكُرُهُمُ الرَّبُّ تَعالى عَلى عَرشِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بر انجمن هاى ياد خدا، آرامش فرود مى آيد. فرشتگان، آنان را در ميان مى گيرند. رحمت، آنها را فرو مى پوشانَد و خداوندگار متعال، در عرش خود، از ايشان ياد مى كند.
۱.تاريخ بغداد: ج 3 ص 128، حلية الأولياء: ج 5 ص 118 كلاهما عن أبي هريرة وأبي سعيد الخدري، كنز العمّال: ج 1 ص 424 ح 1821.
الإمام العسكريّ عليه السلامـ في تَفسيرِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ـ: اللّهُ هُوَ الَّذي يَتَأَلَّهُ إلَيهِ عِندَ الحَوائِجِ وَالشَّدائِدِ كُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن كُلِّ مَن هُوَ دونَهُ، وتَقَطُّعِ الأَسبابِ مِن جَميعِ ما سِواهُ، يَقولُ: بِسمِ اللّهِ؛ أي أستَعينُ عَلى اُموري كُلِّها بِاللّهِ الَّذي لا تَحِقُّ العِبادَةُ إلّا لَهُ، المُغيثِ إذَا استُغيثَ، وَالمُجيبِ إذا دُعِيَ. وهُوَ ما قالَ رَجُلٌ لِلصّادقِ عليه السلام: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، دُلَّني عَلَى اللّهِ ما هُوَ؟ فَقَد أكثَرَ عَلَيَّ المُجادِلونَ وحَيَّروني! فَقالَ لَهُ: يا عَبدَ اللّهِ، هَل رَكِبتَ سَفينَةً قَطُّ؟ قالَ: نَعَم. قالَ: فَهَل كُسِرَ بِكَ حَيثُ لا سَفينَةَ تُنجيكَ ولا سِباحَةَ

امام عسكرى عليه السلامـ در تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ـ: اللّه، آن موجودى است كه هر آفريده اى به هنگام نيازها و سختى ها، آن گاه كه اميدش از هر آنچه جز اوست، قطع و رشته ها از ما سواى او به كلّى بُريده مى شود، به او پناه مى برد، مى گويد: «بسم اللّه»؛ يعنى در همه كارهايم از آن خدايى كمك مى جويم كه پرستش، جز حقّ او نيست؛ همو كه هر گاه فريادخواهى شود، به فرياد مى رسد، و هر گاه او را بخوانند، پاسخ مى دهد. اين، همان چيزى است كه مردى به امام صادق عليه السلام گفت: اى فرزند پيامبر خدا! مرا به خدا راه نمايى كن كه چيست؟ زيرا مجادله كنندگان، بر من هجوم آورده اند و سرگشته ام ساخته اند! به او فرمود: «اى بنده خدا! آيا هرگز سوار كشتى شده اى؟». گفت: آرى. فرمود: «آيا شده كه كشتى ات درهم شكند و نه

۱.الوَصْمُ: العَيب والعار. يقال: ما في فلان وَصمة (الصحاح: ج 5 ص 2052 «وصم»).
۲.الأنعام: 40 و 41.
۳.التوحيد: ص 230 ح 5، معاني الأخبار: ص 4 ح 2 وفيه إلى «حيث لا مغيث»، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 21 ح 5 و 6 و 7 وص 27 ح 9 كلّها عن محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار، بحار الأنوار: ج 92 ص 232 ح 14 وص 240 ح 48.
کلیدواژه‌ها اللهمعنای الله
معاني الأخبار عن صفوان بن يحيى عمّن حدّثه عن الإمام الصادق عليه السلام:أنَّهُ سُئِلَ عَن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ؟ فَقالَ: الباءُ بَهاءُ اللّهِ، وَالسِّينُ سَناءُ اللّهِ، وَالميمُ مُلكُ اللّهِ. قالَ: قُلتُ: اللّهُ؟ قالَ: الأَلِفُ آلاءُ اللّهِ عَلى خَلقِهِ مِنَ النِّعَمِ بِوِلايَتِنا، وَاللّامُ إلزامُ اللّهِ خَلقَهُ وِلايَتَنا. قُلتُ: فَالهاءُ؟ فَقالَ: هَوانٌ لِمَن خالَفَ مُحَمَّدا وآلَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِم. قُلتُ: الرَّحمنُ؟ قالَ: بِجَميعِ العالَمِ. قُلتُ: الرَّحيمُ؟ قالَ: بِالمُؤمِنينَ خاصَّةً. ۱
معانى الأخبارـ به نقل از صفوان بن يحيى، از كسى كه از امام صادق عليه السلام روايت كرده است ـ: از امام [صادق عليه السلام] در باره «بسم اللّه الرحمن الرحيم» سؤال شد. فرمود: «باء، به معناى بهاى (نورانيّت / زيبايى) خداست، سين به معناى سناى (رفعت) خدا، ميم به معناى مُلك (سلطنت و مالكيت) خدا». گفتم: «اللّه» چه؟ فرمود: «الف به معناى آلاء (نعمت هاى) خدا كه نعمت ولايت ما را به خلقش ارزانى داشته است، لام به اين معناست كه خداوند، خلقش را به ولايت ما ملزم ساخته است». گفتم: «هاء» چه؟ فرمود: «اشاره به هوان (خوارى) كسى كه با محمّد و خاندان محمّد ـ كه درودهاى خدا بر ايشان باد ـ، مخالف است». گفتم: «الرحمن» چه؟ فرمود: «به معناى رحمتش نسبت به همه عالم». گفتم: «الرحيم» چه؟ فرمود: «به معناى رحمتش در خصوص مؤمنان».
۱.معاني الأخبار: ص 3 ح 2، التوحيد: ص 230 ح 3، بحار الأنوار: ج 92 ص 231 ح 12.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» سُنَّةُ اللّهِ، سَبَقَت رَحمَةُ اللّهِ غَضَبَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:«بسم اللّه الرحمن الرحيم»، قانون خداست. رحمت خدا بر غضب او پيشى دارد.
۱.الاختصاص: ص 45، بحار الأنوار: ج 9 ص 338 ح 20.
الدرّ المنثور عن ابن عبّاس:أوَّلُ ما نَزَلَ جِبريلُ عليه السلام عَلى مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله قالَ لَهُ جِبريلُ عليه السلام: «بِسْمِ اللَّهِ» يا مُحَمَّدُ، يَقولُ: اِقرَأ بِذِكرِ اللّهِ، وَ «اللَّهِ» ذُو الاُلوهِيَّةِ وَالمَعبودِيَّةِ عَلى خَلقِهِ أجمَعينَ، وَ «الرَّحْمَـنِ» الفَعلانِ مِنَ الرَّحمَةِ، وَ «الرَّحِيمِ» الرَّفيقُ الرَّقيقُ بِمَن أحَبَّ أن يَرحَمَهُ، وَالبَعيدُ الشَّديدُ عَلى مَن أحَبَّ أن يُضعِفَ عَلَيهِ العَذابَ. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از ابن عبّاس ـ: نخستين بار كه جبرئيل عليه السلام بر محمّد صلى الله عليه و آله فرود آمد، به او گفت: «بسم اللّه» ـ اى محمّد ـ، يعنى: با نام خدا بخوان و «اللّه»، يعنى كسى كه اِلاه و معبود همه خلق است. «الرحمن»، بر وزن «فَعلان» است از رحمت، و «الرحيم»، يعنى نرم خو و مهربان است با كسى كه دوست دارد به او رحم كند، و دور و سختگير است نسبت به كسى كه دوست دارد عذابش را دو چندان سازد.
۱.الدرّ المنثور: ج 1 ص 23 نقلاً عن ابن جريج وابن أبي حاتم.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۴۵