فیلترها
نتایج جستجو برای «زهد»: ۱۲۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ مِن نورٍ مَخزونٍ مَكنونٍ في سابِقِ عِلمِهِ الَّذي لَم يَطَّلِع عَلَيهِ نَبِيٌّ مُرسَلٌ ولا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ؛ فَجَعَلَ العِلمَ نَفسَهُ وَالفَهمَ روحَهُ، وَالزُّهدَ رَأسَهُ، وَالحَياءَ عَينَيهِ، وَالحِكمَةَ لِسانَهُ، وَالرَّأفَةَ فَمَهُ، وَالرَّحمَةَ قَلبَهُ، ثُمَّ حَشاهُ وقَوّاهُ بِعَشَرَةِ أشياءَ: بِاليَقينِ، وَالإِيمانِ، وَالصِّدقِ، وَالسَّكينَةِ، وَالإِخلاصِ، وَالرِّفقِ، وَالعَطِيَّةِ، وَالقُنوعِ، وَالتَّسليمِ، وَالشُّكرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، خرد را از نورِ پنهان در علم پيشينِ خود، بيافريد؛ دانشى كه هيچ پيامبرِ فرستاده شده و هيچ فرشته مقرّبى را بر آن آگاه نكرده است. سپس دانش را نفْسِ خرد قرار داد، و فهميدن را جانِ او، و پارسايى را سرِ او، و آزرم را دو چشم او، و حكمت را زبانش، و مهربانى را دهانش، و رحمت را قلبش. آن گاه با ده ويژگى كه در خرد نهاد، آن را نيرومند كرد: يقين، ايمان، راستى، آرامش، اخلاص، مدارا، بخشش، قناعت، تسليم، و سپاس گزارى.
۱.معاني الأخبار: ص 313 ح 1، الخصال: ص 427 ح 4 كلاهما عن يزيد بن الحسين عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، الأمالي للطوسي: ص 542 ح 1164 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، روضة الواعظين: ص 7، إرشاد القلوب: ص 197 عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 1 ص 107 ح 3.
عنه عليه السلام:إنَّ الزُّهدَ فِي الجَهلِ بِقَدرِ الرَّغبَةِ فِي العَقلِ. ۱
امام على عليه السلام:تحقيقا بى ميلى به نادانى، هم اندازه رغبت به خردمندى است.
۱.غرر الحكم: ح 3444، عيون الحكم والمواعظ: ص 150 ح 3293.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:إنَّ الزُّهدَ فِي الجَهلِ بِقَدرِ الرَّغبَةِ فِي العَقلِ. ۱
امام على عليه السلام:بى ميلى به نادانى، به اندازه ميل به خردمندى است.
۱.غرر الحكم: ح 3444، عيون الحكم والمواعظ: ص 150 ح 3293.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلام:مَن سَخَت نَفسُهُ عَن مَواهِبِ الدُّنيا فَقَدِ استَكمَلَ العَقلَ. ۱
امام على عليه السلام:آن كه نفْسش از نعمت هاى دنيا بگذرد، خرد را كامل كرده است.
۱.غرر الحكم: ح 8904، عيون الحكم والمواعظ: ص 434 ح 7490.
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶
سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
عنه عليه السلام:العَقلُ شَجَرَةٌ أصلُهَا التُّقى، وفَرعُهَا الحَياءُ، وثَمَرَتُهَا الوَرَعُ. فَالتَّقوى تَدعو إلى خِصالٍ ثَلاثٍ: إلَى الفِقهِ فِي الدّينِ، وَالزُّهدِ فِي الدُّنيا، وَالاِنقِطاعِ إلَى اللّهِ تَعالى. وَالحَياءُ يَدعو إلى ثَلاثِ خِصالٍ: إلَى اليَقينِ، وحُسنِ الخُلُقِ، وَالتَّواضُعِ. وَالوَرَعُ
يَدعو إلى خِصالٍ ثَلاثٍ: إلى صِدقِ اللِّسانِ، وَالمُسارَعَةِ إلَى البِرِّ، وتَركِ الشُّبُهاتِ. ۱
امام على عليه السلام:خرد، درختى است كه ريشه اش پارسايى، شاخه هايش آزرم، و ميوه اش، وَرَع است.
پارسايى، به سه خصلت فرا مى خواند: فهم دين، بى رغبتى به دنيا و دل بستگى به خداوند؛ و آزرم، به سه خصلت فرا مى خواند: يقين، خوش خُلقى و فروتنى؛ و وَرَع، به سه خصلت فرا مى خواند: راستگويى، پيشى گرفتن در نيكى، و كنار نهادن كار شبهه ناك.
۱.المواعظ العدديّة: ص 160.
عنه عليه السلام:العاقِلُ مَن زَهِدَ في دُنيا فانِيَةٍ دَنِيَّةٍ، ورَغِبَ في جَنَّةٍ سَنِيَّةٍ خالِدَةٍ عالِيَةٍ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، آن است كه دل از دنياى ناپايدارِ پَست بكَنَد و به بهشتِ زيباى جاودان و بلندمرتبه، رغبت كند.
۱.غرر الحكم: ح 1868، عيون الحكم والمواعظ: ص 56 ح 1435.
الإمام الكاظم عليه السلام:إنَّ العُقَلاءَ زَهَدوا فِي الدُّنيا ورَغِبوا فِي الآخِرَةِ، لِأَنَّهُم عَلِموا أنَّ الدُّنيا طالِبَةٌ مَطلوبَةٌ، وَالآخِرَةَ طالِبَةٌ ومَطلوبَةٌ، فَمَن طَلَبَ الآخِرَةَ طَلَبَتهُ الدُّنيا حَتّى يَستَوفِيَ مِنها رِزقَهُ، ومَن طَلَبَ الدُّنيا طَلَبَتهُ الآخِرَةُ، فَيَأتيهِ المَوتُ فَيُفسِدُ عَلَيهِ دُنياهُ وآخِرَتَهُ. ۱
امام كاظم عليه السلام:خردمندان، در دنيا زهدپيشه اند و به آخرت ميل دارند [و سراى جاودانه شان را آباد مى سازند]؛ زيرا مى دانند كه دنيا، خود، جوينده اى است كه او را مى جويند و آخرت، هم خواهان است و هم خواهان دارد. پس هر كه خواهان آخرت شود، دنيا خود به دنبال او مى رود تا او روزى اش را از آن بستاند، و هر كه دنيا را طلب كند، آخرت، به دنبال اوست، و [لى]ناگهان مرگش فرا مى رسد و دنيا و آخرتش را تباه مى سازد.
۱.الكافي: ج 1 ص 18 ح 12 عن هشام بن الحكم، تحف العقول: ص 387، بحار الأنوار: ج 1 ص 139 ح 30.
عنه عليه السلام:العاقِلُ مَن يَزهَدُ فيما يَرغَبُ فيهِ الجاهِلُ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، كسى است كه نسبت به آنچه نادان بدان ميل مى كند، بى رغبت است.
۱.غرر الحكم: ح 1523، عيون الحكم والمواعظ: ص 48 ح 1226.
تهذيب الأحكام عن معاذ بيّاع الأكسية: قالَ لي أبو عَبدِ اللّهِ عليهالسلام: يا مُعاذُ، أضَعُفتَ عَنِ التِّجارَةِ أم زَهِدتَ فيها؟
قُلتُ: ما ضَعُفتُ عَنها ولا زَهِدتُ فيها.
قالَ: فَما لَكَ؟
قُلتُ: كُنتُ أنتَظِرُ أمرَكَ وذلِكَ حينَ قُتِلَ الوَليدُ وعِندي مالٌ كَثيرٌ وهُوَ في يَدي ولَيسَ لِأَحَدٍ عِندي شَيءٌ ولا أراني آكُلُهُ حَتّى أموتَ.
فَقالَ: لا تَترُكها؛ فَإِنَّ تَركَها مَذهَبَةٌ لِلعَقلِ، اِسعَ عَلى عِيالِكَ، وإيّاكَ أن يَكونوا هُمُ السُّعاةَ عَلَيكَ. ۱
تهذيب الأحكام ـ به نقل از معاذِ لباسفروش ـ : امام صادق عليهالسلام به من فرمود: «اى معاذ! آيا از داد و ستد كردن ناتوان شدهاى، يا بدان بىميلى؟».
گفتم: نه ناتوانم و نه بىميل.
فرمود: «پس چرا [داد و ستد را كنار نهادهاى]؟».
گفتم: منتظر دستور شما بودم. هنگامى كه وليد به قتل رسيد، اموال بسيارى در دستم بود و هيچ كس از من طلبى نداشت، و گمان نكنم تا زندهام، بتوانم [تمام]آن را مصرف كنم.
فرمود: «داد و ستد را كنار مَنِه؛ زيرا ترك آن، خرد را تباه مىكند. براى خانوادهات تلاش كن و مگذار آنان نانآور تو شوند».
۱.تهذيب الأحكام: ج 7 ص 2 ح 3، الكافي: ج 5 ص 148 ح 6 نحوه.
عنه عليهالسلام: اِتَّقُوا اللّهَ عِبادَ اللّهِ تَقِيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ، وأنصَبَ الخَوفُ بَدَنَهُ، وأسهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَومِهِ، وأظمَأَ الرَّجاءُ هَواجِرَ يَومِهِ، وظَلَفَ الزُّهدُ شَهَواتِهِ، وأوجَفَ الذِّكرُ بِلِسانِهِ، وقَدَّمَ الخَوفَ لِأَمانِهِ، وتَنَكَّبَ المَخالِجَ عَن وَضَحِ السَّبيلِ، وسَلَكَ أقصَدَ المَسالِكِ إلَى النَّهجِ المَطلوبِ، ولَم تَفتِلهُ فاتِلاتُ الغُرورِ، ولَم تَعمَ عَلَيهِ مُشتَبِهاتُ الاُمورِ، ظافِرًا بِفَرحَةِ البُشرى وراحَةِ النُّعمى، في أنعَمِ نَومِهِ وآمَنِ يَومِهِ.
وقَد عَبَرَ مَعبَرَ العاجِلَةِ حَميدًا، وقَدَّمَ زادَ الآجِلَةِ سَعيدًا، وبادَرَ مِن وَجَلٍ، وأكمَشَ في مَهَلٍ، ورَغِبَ في طَلَبٍ، وذَهَبَ عَن هَرَبٍ، وراقَبَ في
امام على عليهالسلام: بندگان خدا! تقوا پيشه كنيد؛ تقواى خردمندى كه انديشه، دلش را مشغول داشته، و ترس، بدنش را ناتوان كرده، و شبزندهدارى، خواب اندكش را ربوده، و اميد، او را به تشنگىِ (روزه) روزانه وا داشته، و زُهد، شهوتهايش را ميرانده، و ياد خدا زبانش را به حركت در آورده است و ترس را براى امان يافتن خود، پيش داشته، و از خيالات، در راه روشن، دورى گزيده و نزديكترين راه رسيدن به مقصد را انتخاب كرده است و دامهاى فريب، او را گرفتار نساختهاند و امور مشتبه بر او پنهان نگرديده است، [و اين همه] در حالى است كه بر خوشىِ بشارت و آسايش نعمت، در خوشترين خواب و آسودهترين روز، دست يافته است.
[چنين شخصى] از گذرگاه دنيا به شايستگى گذر كرده و توشه آخرت را با خوشبختى پيش فرستاده، و به خاطر ترس [بر
۱.نهج البلاغة: الخطبة 83، بحار الأنوار: ج 77 ص 426 ح 44.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى:. يا أحمدُ، إن أحبَبتَ أن تَكونَ أورَعَ النّاسِ فَازهَد فِي الدُّنيا وَارغَب فِي الآخِرَةِ. فَقالَ: إلهي، كَيفَ أزهَدُ فِي الدُّنيا؟ فَقالَ: خُذ مِنَ الدُّنيا حَفنا مِنَ الطَّعامِ والشَّرابِ وَاللِّباسِ، ولا تَدَّخِر لِغَدٍ، ودُم عَلى ذِكري.
قالَ اللّهُ عز و جل:. يا أحمَدُ، هَل تَدري أيُّ عَيشٍ أهنَأُ وأيُّ حَياةٍ أبقى؟ قالَ: اللّهُمَّ لا.
قالَ: أمَّا العَيشُ الهَنِيءُ فَهُوَ الَّذي لا يَفتُرُ صاحِبُهُ عَن ذِكري، ولا يَنسى نِعمَتي، ولا يَجهَلُ حَقّي، يَطلُبُ رِضايَ لَيلَهُ ونَهارَهُ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداوند عز و جلفرمود: «. اى احمد! اگر دوست دارى كه پارساترينِ انسان ها باشى، پس به دنيا زاهد و به آخرت، راغب باش».
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: خداوندا! چگونه نسبت به دنيا زاهد باشم؟
فرمود: «از دنيا مُشتى آب و غذا و لباس بردار و براى فردا اندوخته مكن و همواره به ياد من باش».
خداوند عز و جل فرمود: «. اى احمد! آيا مى دانى كه كدام زندگى، گواراتر و كدام حيات، ماندگارتر است؟».
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: بار خدايا! نه.
فرمود: «زندگى گوارا، آن زندگى اى است كه صاحبش از يادكردِ من، سست نشود و نعمت مرا فراموش نكند و حقّ مرا ناديده نگيرد و شب و روز، خشنودى مرا بجويد».
۱.إرشاد القلوب: ص 199 و 204، بحار الأنوار: ج 77 ص 21 و 28 ح 6.
الزهد لابن مبارك عن عبد اللّه بن بسر:قالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّهِ! أيُّ العَمَلِ أفضَلُ؟
قالَ: لا يَزالُ لِسانُكَ رَطبا مِن ذِكرِ اللّهِ. زهد لابن المبارك: ص 328 ح 935، التاريخ الكبير: ج 1 ص 416 ح 1328 وليس فيه صدره." data-tip="الزهد لابن المبارك: ص 328 ح 935، التاريخ الكبير: ج 1 ص 416 ح 1328 وليس فيه صدره.">۱
الزهد، ابن مباركـ به نقل از عبد اللّه بن بُسر ـ: مردى گفت: اى پيامبر خدا! كدام عمل، برتر است؟
فرمود: «اين كه زبانت، پيوسته از ياد خدا تَر و تازه باشد».
۱.الزهد لابن المبارك: ص 328 ح 935، التاريخ الكبير: ج 1 ص 416 ح 1328 وليس فيه صدره.
الزهد لابن مبارك عن عبد اللّه بن سلام:إِنَّ مُوسى صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ قالَ لِرَبِّهِ عز و جل: يا رَبِّ! مَا الشُّكرُ الَّذِي يَنبَغي لَكَ؟
قال: يا مُوسى! لا يَزالُ لِسانُكَ رَطبا مِن ذِكري. زهد لابن المبارك: ص 330 ح 942، شُعب الإيمان: ج 4 ص 104 ح 4428، الدرّ المنثور: ج 1 ص 370 نقلاً عن ابن أبي شيبة وابن أبي الدنيا." data-tip="الزهد لابن المبارك: ص 330 ح 942، شُعب الإيمان: ج 4 ص 104 ح 4428، الدرّ المنثور: ج 1 ص 370 نقلاً عن ابن أبي شيبة وابن أبي الدنيا.">۱
الزهد، ابن مباركـ به نقل از عبد اللّه بن سلام ـ: موسى ـ كه درودهاى خداوند بر او باد ـ به پروردگارش عز و جل گفت: اى پروردگار من! آن سپاسى كه سزاوار توست، چيست؟
فرمود: «اى موسى! اين كه زبانت، پيوسته به ذكر من، تَر و تازه باشد».
۱.الزهد لابن المبارك: ص 330 ح 942، شُعب الإيمان: ج 4 ص 104 ح 4428، الدرّ المنثور: ج 1 ص 370 نقلاً عن ابن أبي شيبة وابن أبي الدنيا.
الإمام عليّ عليه السلام:اِتَّقوا اللّهَ ـ عِبادَ اللّهِ ـ تَقِيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ، وأَنصَبَ ۱ الخَوفُ بَدَنَهُ، وأسهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَومِهِ ۲، وأظمَأَ الرَّجاءُ هَواجِرَ ۳
يَومِهِ، وظَلَفَ الزُّهدُ شَهَواتِهِ زّهدُ شهواتِه: أي كفّها ومنعها (النهاية: ج 3 ص 159 «ظلف»)." data-tip="ظَلَف الزّهدُ شهواتِه: أي كفّها ومنعها (النهاية: ج 3 ص 159 «ظلف»).">۴، وأوجَفَ الذِّكرُ بِلِسانِهِ ۵. ۶
امام على عليه السلام:بندگان خدا! از خدا پروا داريد، به سانِ پروا داشتن خردمندى كه انديشيدن، دل او را به خود داشته است و ترس [از خدا و معاد] پيكرش را به رنج افكنده است و شب زنده دارى، خواب از چشم او رُبوده است و به اميد [ثواب]، روزهاى داغ را به تشنگى [روزه] گذرانيده است و بى رغبتى به دنيا، جلو خواهش هاى او را گرفته است و ياد خدا، پيوسته زبانش را به حركت در آورده است.
۱.النَّصَب: التّعب (النهاية: ج 5 ص 62 «نصب»).
۲.غِرارُ النَّوم: قِلّتُه (النهاية: ج 3 ص 356 «غرر»).
۳.هواجر: جمع هاجرة؛ وهي اشتداد الحرّ نصف النهار (النهاية: ج 5 ص 246 «هجر»).
۴.ظَلَف الزّهدُ شهواتِه: أي كفّها ومنعها (النهاية: ج 3 ص 159 «ظلف»).
۵.أوجفَ الذِّكرَ بِلسانه: أي حرّكه مسرعا (النهاية: ج 5 ص 157 «وجف»).
۶.نهج البلاغة: الخطبة 83، غرر الحكم: ح 6600 نحوه، بحار الأنوار: ج 77 ص 426 ح 44.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله سَأَلَ رَبَّهُ سُبحانَهُ لَيلَةَ المِعراجِ فَقالَ:. إلهي كَيفَ أزهَدُ فِي الدُّنيا؟
فَقالَ: خُذ مِنَ الدُّنيا حَفنا ۱ مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ وَاللِّباسِ، ولا تَدَّخِر لِغَدٍ، ودُم عَلى ذِكري.
فَقالَ: يا رَبِّ كَيفَ أدومُ عَلى ذِكرِكَ؟
فَقالَ: بِالخَلوَةِ عَنِ النّاسِ، وبُغضِكَ الحُلوَ وَالحامِضَ، وفَراغِ بَطنِكَ وبَيتِكَ مِنَ الدُّنيا. ۲
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: در شب معراج، پيامبر صلى الله عليه و آله از خداوند سبحان پرسيد:. معبودا! چگونه به دنيا زهد ورزم؟
فرمود: «از دنيا، مشتى غذا و آب و لباس برگير و [چيزى] براى فردا ذخيره مكن و بر ياد من، مداومت كن».
[پيامبر صلى الله عليه و آله] گفت: پروردگارا! چگونه بر ياد تو مداومت ورزم؟
فرمود: «با خلوت گزيدن از مردم، و خوش نداشتن شيرين و ترش، و تهى داشتن شكم و خانه ات از دنيا».
الزهد للحسين بن سعيد عن زيد بن عليّ:أوحَى اللّهُ عز و جل إلى نَبِيِّهِ داوودَ عليه السلام: إذا ذَكَرَني عَبدي حينَ يَغضَبُ، ذَكَرتُهُ يَومَ القِيامَةِ في جَميعِ خَلقي، ولا أمحَقُهُ فيما أمحَقُ. زهد للحسين بن سعيد: ص 28 ح 67، بحار الأنوار: ج 73 ص 266 ح 18." data-tip="الزهد للحسين بن سعيد: ص 28 ح 67، بحار الأنوار: ج 73 ص 266 ح 18.">۱
الزهد، حسين بن سعيدـ ـ به نقل از زيد بن على ـ: خداوند عز و جل به پيامبرش داوود عليه السلام وحى فرمود: «هر گاه بنده ام، در آن هنگام كه خشمگين مى شود، مرا ياد كند، من به روز رستاخيز در ميان همه آفريدگانم از او ياد مى كنم و با آنان كه هلاكشان مى كنم، وى را به هلاكت نمى رسانم».
۱.الزهد للحسين بن سعيد: ص 28 ح 67، بحار الأنوار: ج 73 ص 266 ح 18.
الكافي عن السندي عن الإمام الباقر عليه السلام:ما أخلَصَ العَبدُ الإيمانَ بِاللّهِ عز و جل أربَعينَ يَوما ـ أو قالَ: ما أجمَلَ عَبدٌ ذِكرَ اللّهِ عز و جل أربَعينَ يَوما ـ إلّا زَهَّدَهُ اللّهُ عز و جل فِي الدُّنيا، وبَصَّرَهُ داءَها ودَواءَها؛ فَأَثبَتَ الحِكمَةَ في قَلبِهِ، وأنطَقَ بِها لِسانَهُ ۱. ۲
الكافىـ به نقل از سِندى: ـامام باقر عليه السلام فرمود: «بنده، چهل روزْ ايمانِ به خداوند عز و جل را خالص نگردانيد» يا فرمود: «هيچ بنده اى چهل روزْ خداوند عز و جل را به خوبى ياد نكرد، مگر آن كه خداوند عز و جل او را به دنيا زاهد گردانْد و درد و درمان دنيا را به او نمايانْد و حكمت را در دلش استوار كرد و زبانش را به آن، گويا ساخت».
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ الجَنَّةَ لَبِنَةٌ مِن ذَهَبٍ وَلَبِنَةٌ مِن فِضَّةٍ وَلَبِنَةٌ مِن ياقُوتٍ، وَمِلاطُها المِسكُ الأَذفَرُ، وَشُرَفُها الياقُوتُ الأَحمَرُ وَالأَخضَرُ وَالأَصفَرُ، وَأَبوابُها مُختَلِفَةٌ؛ بابُ الرَّحمَةِ مِن ياقُوتَةٍ حَمراءَ.
أَمّا الصَّبرُ، فَبابٌ صَغِيرٌ مِصراعٌ واحِدٌ مِن ياقُوتَةٍ حَمراءَ لا حَلَقَ لَهُ.
وَأَمّا بابُ الشُّكرِ، فَإِنَّهُ مِن ياقُوتَةٍ بَيضاءَ لَها مِصراعانِ مَسيرَةُ ما بَينَهُما خَمسُمِئَةِ عامٍ، لَهُ ضَجِيجٌ وَحَنِينٌ، يَقُولُ: اَللَّهمَّ جِئنِي بِأَهلِي. يُنطِقُهُ ذُو الجَلالِ وَالإِكرامِ.
وَأَمّا بابُ البَلاءِ، مِن ياقُوتَةٍ صَفراءَ لَهُ مِصراعٌ واحِدٌ ما أَقَلَّ مَن يَدخُلُ مِنهُ.
فَأَمّا البابُ الأَعظَمُ فَيَدخُلُ مِنهُ
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشت، يك خشتش از طلاست و خشتى از نقره و خشتى ديگر از ياقوت، و ملاطش مشك تيزبوى است، و كنگره هايش ياقوت سرخ و سبز و زرد، و درهايش گوناگون اند:
درِ رحمت، از ياقوت سرخ است.
درِ صبر، درِ كوچكى است از ياقوت سرخ كه يك لنگه دارد و حلقه ندارد.
درِ شُكر، از ياقوت سفيد است و دو لنگه دارد كه فاصله ميان آنها، پانصد سال راه است. و آن، فرياد و ناله دارد و مى گويد: «بارخدايا! اهل مرا برايم بياور». [پروردگارِ] باشكوه و بزرگوار، آن را به سخن مى آورد.
درِ بلا، از ياقوت زرد است و يك لنگه دارد. كسانى كه از آن وارد مى شوند، بسيار اندك اند.
امّا بزرگ ترين در، بندگان شايسته، از اين در وارد مى شوند؛ يعنى اهل زهد و پارسايى، و مشتاقان خداى بلندمرتبه و پاك و انس گيرندگان با
الزهد للحسن بن سعيد عن محمّد بن مسلم:سَأَلتُ أَبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَنِ الجَهَنَّمِيِّينَ، فَقالَ: كانَ أَبُو جَعفَرٍ عليه السلام يَقُولُ: يَخرُجُونَ مِنها فَيُنتَهَى بِهِم إِلى عَينٍ عِندَ بابِ الجَنَّةِ تُسَمَّى: عَينَ الحَيَوانِ، فَيُنضَحُ عَلَيهِم مِن مائِها، فَيَنبُتُونَ كَما يَنبُتُ الزَّرعُ لُحومُهُم وَجُلُودُهُم وَشُعُورُهُم. زهد للحسين بن سعيد: ص 95 ح 256 عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: ج 8 ص 360 ح 29." data-tip="الزهد للحسين بن سعيد: ص 95 ح 256 عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: ج 8 ص 360 ح 29.">۱
الزهد، حسين بن سعيدـ به نقل از محمّد بن مسلم ـ: از امام صادق عليه السلام در باره دوزخيان پرسيدم. فرمود: «[پدرم]باقر عليه السلام مى فرمود: از دوزخ، بيرون مى آيند و به كنار چشمه اى بر درِ بهشت، به نام چشمه زندگانى، بُرده مى شوند و از آب آن، بر آنان مى پاشند و گوشت و پوست و موهايشان، همچنان كه كِشته مى رويد مى رويد».
۱.الزهد للحسين بن سعيد: ص 95 ح 256 عن محمّد بن مسلم، بحار الأنوار: ج 8 ص 360 ح 29.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۲۷