نتایج جستجو برای «شیطان»: ۱۷۶ حدیث
حلية الأولياء عن وهب بن منبّه: قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، اِعقِل عَنِ اللّه‏ِ، فَإِنَّ أعقَلَ النّاسِ عَنِ اللّه‏ِ أحسَنُهُم عَقلاً، وإنَّ الشَّيطانَ لَيَفِرُّ مِنَ العاقِلِ وما يَستَطيعُ أن يُكايِدَهُ. ۱
حلية الأولياء ـ به نقل از وَهْب بن مُنَبّه ـ : لقمان به فرزندش فرمود: «پسرم! خداوند را بشناس؛ زيرا كسى كه از خداوند، شناخت بيشترى به دست آورد، خردمندترينِ مردم است و شيطان، از خردمند، فرار مى‏كند و توان فريب وى را ندارد».
۱.حلية الأولياء: ج 4 ص 35.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام: العَقلُ صاحِبُ جَيشِ الرَّحمنِ، وَالهَوى قائِدُ جَيشِ الشَّيطانِ، وَالنَّفسُ مُتَجاذَبَةٌ بَينَهُما، فَأَيُّهُما غَلَبَ كانَت في حَيِّزِهِ. ۱
امام على عليه‏السلام: خرد، فرمانده لشكر الهى است و هوس، فرمانده لشكر شيطان است. نفْس، در ميان اين و آن، سرگردان است. پس هر كدام پيروز گردد، [نفْس]در اختيار آن خواهد بود.
۱.غرر الحكم: ح 2099، عيون الحكم والمواعظ: ص 64 ح 1650.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردهوس +2 مورد دیگر
تهذيب الأحكام عن أسباط بن سالم بيّاع الزّطّي: سَأَلَ أبو عَبدِ اللّه‏ِ عليه‏السلام يَومًا وأنَا عِندَهُ عَن مُعاذٍ بَيّاعِ الكَرابيسِ. فَقيلَ: تَرَكَ التِّجارَةَ. فَقالَ: عَمَلُ الشَّيطانِ عَمَلُ الشَّيطانِ، إنَّ مَن تَرَكَ التِّجارَةَ ذَهَبَ ثُلُثا عَقلِهِ، أما عَلِمَ أنَّ رَسولَ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله قَدِمَت عيرٌ مِنَ الشّامِ فَاشتَرى مِنها وَاتَّجَرَ فَرَبِحَ فيها ما قَضى دَينَهُ. ۱
تهذيب الأحكام ـ به نقل از اسباط بن سالم، فروشنده پارچه هندى ـ : روزى، امام صادق عليه‏السلامدرباره معاذِ كرباس فروش سؤال نمود و من نيز آن جا بودم. گفته شد: معاذ، داد و ستد را كنار نهاده است. فرمود: «كار شيطان است! كار شيطان است! به راستى، آن كه داد و ستد را كنار بنهد، دو سوم خردش از دست مى‏رود. آيا نمى‏داند كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، هنگامى كه قافله‏اى از شام رسيد، از آنها خريد كرد و با آنان داد و ستد نمود و سود بُرد و بدهكارى‏اش را ادا نمود؟!».
۱.تهذيب الأحكام: ج 7 ص 4 ح 11.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردتنبلی +2 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِهِ لِشُرَيحِ بنِ الحارِثِ ـ: بَلَغَني أنَّكَ ابتَعتَ دارًا بِثَمانينَ دينارًا، وكَتَبتَ لَها كِتابًا، وأشهَدتَ فيهِ شُهودًا. يا شُرَيحُ، أما إنَّهُ سَيَأتيكَ مَن لا يَنظُرُ في كِتابِكَ ولا يَسأَلُكَ عَن بَيِّنَتِكَ، حَتّى يُخرِجَكَ مِنها شاخِصًا ويُسلِمَكَ إلى قَبرِكَ خالِصًا. فَانظُر يا شُرَيحُ لا تَكونُ ابتَعتَ هذِهِ الدّارَ مِن غَيرِ مالِكَ، أو نَقَدتَ الثَّمَنَ مِن غَيرِ حَلالِكَ، فَإِذا أنتَ قَد خَسِرتَ دارَ الدُّنيا ودارَ الآخِرَةِ! أما إنَّكَ لَو كُنتَ أتَيتَني عِندَ شِرائِكَ مَا اشتَرَيتَ لَكَتَبتُ لَكَ كِتابًا عَلى هذِهِ النُّسخَةِ فَلَم تَرغَب في شِراءِ هذِهِ الدّارِ بِدِرهَمٍ فَما فَوقُ! وَالنُّسخَةُ هذِهِ: «هذا مَا اشتَرى عَبدٌ ذَليلٌ مِن مَيِّتٍ

امام على عليه السلامـ در نامه اى به شُرَيح بن حارث ـ: به من خبر رسيده كه خانه اى را به هشتاد دينار خريده اى و اين را مكتوب كرده اى و بر آن، گواه گرفته اى. اى شريح! بدان كه به زودى، كسى نزد تو مى آيد كه نوشته ات را نگاه نمى كند و از گواهت نمى پرسد، تا اين كه تو را از آن خانه يكسره بيرون برده و از همه چيز جدا كرده، به گورت بسپارد. پس ـ اى شريح ـ بنگر كه مبادا اين خانه را از مالِ ديگرى، خريده باشى، يا بهاى آن را از غيرِ حلال داده باشى كه در اين صورت، سراى دنيا و سراى آخرت را از دست داده اى. آگاه باش كه اگر هنگام خريد خانه نزد من آمده بودى، براى تو قباله اى مى نوشتم كه به خريد اين خانه با يك درهم ـ چه رسد كه بيشتر ـ رغبت نمى كردى و [آن]قباله اين است: «اين، خانه اى است كه بنده اى خوار،

۱.غافر: 78.
۲.نهج البلاغة: الكتاب 3، بحار الأنوار: ج 33 ص 485 ح 690.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:ذِكرُ اللّهِ عَلَمُ الإِيمانِ، وبَراءَةٌ مِنَ النِّفاقِ، وحِصنٌ مِنَ الشَّيطانِ، وحِرزٌ مِنَ النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ياد خدا، نشانه ايمان، مايه رهيدن از نفاق، دژى در برابر شيطان، و نگه دارنده از آتش است.
۱.تنبيه الغافلين: ص 395 ح 598 عن أنس؛ مستدرك الوسائل: ج 5 ص 285 ح 5868 نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب.
الكافي عن أسباط بن سالم:دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام، فَسَأَلَنا عَن عُمَرَ بنِ مُسلِمٍ ما فَعَلَ؟ فَقُلتُ: صالِحٌ، ولكِنَّهُ قَد تَرَكَ التِّجارَةَ. فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: عَمَلُ الشَّيطانِ ـ ثَلاثا ـ أما عَلِمَ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله اشتَرى عِيرا أتَت مِنَ الشّامِ فَاستَفضَلَ فيها ما قَضى دَينَهُ، وقَسَّمَ في قَرابَتِهِ؟! يَقولُ اللّه عز و جل: «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» ـ إلى آخِرِ الآيَةِ ـ يَقولُ القُصّاصُ: إنَّ القَومَ لَم يَكونوا يَتَّجِرونَ، كَذَبوا! ولكِنَّهُم لَم يَكونوا يَدَعونَ الصَّلاةَ في ميقاتِها، وهُوَ أفضَلُ مِمَّن حَضَرَ الصَّلاةَ ولَم يَتَّجِر. ۱

الكافىـ به نقل از اَسباط بن سالم ـ: خدمت امام صادق عليه السلام رسيديم. پرسيد: «از عمر بن مسلم، چه خبر؟». گفتم: خوب است؛ امّا تجارت را رها كرده است. امام صادق عليه السلام فرمود: «كار شيطان است! (سه بار). مگر نمى داند كه پيامبر صلى الله عليه و آله [كالاى] كاروانى را كه از شام آمده بود، خريد و در آن، چندان سود كرد كه قرضش را پرداخت و [باقى مانده اش را] در ميان خويشاوندانش تقسيم كرد؟ خداوند عز و جل مى فرمايد: «مردانى كه نه تجارتى و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات، باز نمى دارد [و] از روزى كه دل ها و ديده ها در آن زير و رو مى شود، مى هراسند» . ناقلان مى گويند: اين مردان، تجارت نمى كرده اند. دروغ مى گويند! [اينان داد و ستد و تجارت مى كرده اند؛] امّا نمازِ در

۱.الكافي: ج 5 ص 75 ح 8، تهذيب الأحكام: ج 6 ص 326 ح 897.
معاني الأخبار عن أبي بصير عن الإمام الباقر عليه السلام:مِن أشَدِّ ما عَمِلَ العِبادُ: إنصافُ المَرءِ مِن نَفسِهِ، ومُواساةُ المَرءِ أخاهُ، وذِكرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ. قالَ: قُلتُ: أصلَحَكَ اللّهُ، وما وَجهُ ذِكرِ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ؟ قالَ: يَذكُرُ اللّهَ عِندَ المَعصِيَةِ يَهُمُّ بِها، فَيَحولُ ذِكرُ اللّهِ بَينَهُ وبَينَ تِلكَ المَعصِيَةِ، وهُوَ قَولُ اللّهِ عز و جل: «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَـنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ» شيطان وطائفُه: إلمامُه بمَسٍّ أو وسوَسَة (المصباح المنير: ص 383 «طاف»)." data-tip="الأعراف: 201. وطَيفُ الشيطان وطائفُه: إلمامُه بمَسٍّ أو وسوَسَة (المصباح المنير: ص 383 «طاف»).">۱. ۲
معانى الأخبارـ به نقل از ابو بصير ـ: امام باقر عليه السلام فرمود: «از جمله سخت ترين كارهاى بندگان، سه چيز است: انصاف داشتن، كمك مالى كردن انسان به برادر خويش، و به ياد خدا بودن در همه حال». گفتم: به سلامت باشيد! به ياد خدا بودن در همه حال، به چه معناست؟ فرمود: «در هنگام رو به رو شدن با گناه و تصميم به انجام دادن آن، خدا را به ياد آورد. پس ياد خدا، ميان او و آن گناه، حائل مى شود. اين است سخن خداوند عز و جلكه مى فرمايد: «آنان كه پرهيزگارى مى كنند، چون وسوسه اى از شيطان به آنان برسد، خدا را ياد مى كنند و به ناگاه، بينا مى شوند» ».
۱.الأعراف: 201. وطَيفُ الشيطان وطائفُه: إلمامُه بمَسٍّ أو وسوَسَة (المصباح المنير: ص 383 «طاف»).
۲.معاني الأخبار: ص 192 ح 2، الخصال: ص 131 ح 138، جامع الأحاديث للقمّي: ص 189، تحف العقول: ص 378 عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 69 ص 379 ح 36.
کلیدواژه‌ها یاد خداحقیقت یاد خدا
الإمام الصادق عليه السلام:شِيعَتُنَا الرُّحَماءُ بَينَهُم، الَّذينَ إذا خَلَوا ذَكَرُوا اللّهَ، (إنَّ ذِكرَنا مِن ذِكرِ اللّهِ) ۱ إنّا إذا ذُكِرنا ذُكِرَ اللّهُ، وإذا ذُكِرَ عَدُوُّنا ذُكِرَ الشَّيطانُ. ۲
امام صادق عليه السلام:شيعيان ما، با يكديگر مهربان اند. آنان اند كه در خلوت و تنهايى خويش، خدا را ياد مى كنند. ياد كردن از ما، ياد كردن از خداست. هر گاه از ما ياد شود، از خدا ياد شده است و هر گاه از دشمن ما ياد شود، از شيطان، ياد شده است.
۱.ما بين الهلالين لا يوجد في بحار الأنوار، و الظاهر زيادته أو كونه نسخة بدل عمّا بعده.
۲.الكافي: ج 2 ص 186 ح 1 عن عليّ بن أبي حمزة، بحار الأنوار: ج 74 ص 258 ح 55.
الإمام عليّ عليه السلام:كُلُّ ما ألهى عَن ذِكرِ اللّهِ فَهُوَ مِن إبليسَ. ۱
امام على عليه السلام:هر آنچه از ياد خدا غافل گردانَد، از ابليس است.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 170.
عنه عليه السلام:كُلُّ ما ألهى عَن ذِكرِ اللّهِ فَهُوَ مِنَ المَيسِرِ. ۱
امام على عليه السلام:هر آنچه از ياد خدا غافل گردانَد، از بُرد و باخت است.
۱.الأمالي للطوسي: ص 336 ح 681 عن عبد اللّه بن عليّ عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 73 ص 157 ح 2.
الإمام الصادق عليه السلام:مَا اجتَمَعَ مِن أصحابِنا جَماعَةٌ في ذِكرِ اللّهِ أو في شَيءٍ مِن ذِكرِنا، إلّا بَعَثَ إبليسُ شَيطانا في عُنُقِهِ شَريطٌ لِيُفَرِّقَ جَماعَتَهُم. ۱
امام صادق عليه السلام:هيچ گاه گروهى از ياران ما براى ياد كردن از خدا يا براى ياد كردن از ما گرد نمى آيند، مگر آن كه ابليس، شيطانى شلّاق به گردن را مى فرستد تا جمع آنان را بپراكنَد.
۱.شرح الأخبار: ج 3 ص 459 ح 1344 عن عليّ بن حمزة.
عنه عليه السلام:ما قَعَدَ قَومٌ قَطُّ يَذكُرونَ اللّهَ تَعالى، إلّا بَعَثَ إلَيهِم إبليسُ شَيطانا يَقطَعُ حَديثَهُم عَلَيهِم. ۱
امام صادق عليه السلام:هرگز عدّه اى براى ياد كردن از خداوند متعال گرد هم نمى نشينند، مگر آن كه ابليس، شيطانى نزد آنان مى فرستد تا رشته سخن آنان را قطع كند.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 79 عن هشام، بحار الأنوار: ج 93 ص 160 ح 40 نقلاً عن الأمالي للطوسي عن هشام بن سالم.
تفسير العيّاشي عن عليّ بن أبي حمزة عن الإمام الصادق عليه السلام، قال:سَأَلتُهُ في قَولِ اللّهِ ۱: «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَئِفٌ مِّنَ الشَّيْطَـنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ» ما ذلِكَ الطّائِفُ؟ فَقالَ: هُوَ السَّيِّئُ يَهُمُّ العَبدُ بِهِ، ثُمَّ يَذكُرُ اللّهَ فَيُبصِرُ ويُقصِرُ ۲. ۳
تفسير العيّاشىـ به نقل از على بن ابى حمزه ـ: از امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداوند كه: «در حقيقت، كسانى كه [از خدا] پروا دارند، چون وسوسه اى از جانب شيطان بديشان رسد، [خدا را] به ياد مى آورند و به ناگاه، بينا مى شوند» پرسيدم كه: اين وسوسه چيست؟ فرمود: «مقصود، گناه است كه بنده قصد آن مى كند، سپس به ياد خدا مى افتد و چشمش باز مى شود و خوددارى مى ورزد».
۱.في بحار الأنوار: «عن قول اللّه».
۲.أقصر فلانٌ عن الشيء يُقصِر إقصارا: إذا كفّ عنه وانتهى. وأقصرت عن الشيء: كففت ونزعت مع القدرة عليه (لسان العرب: ج 5 ص 97 «قصر»).
۳.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 44 ح 129، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 201 نحوه، بحار الأنوار: ج 70 ص 287 ح 14.
الكافي عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام، قال:سَأَلتُهُ عَن قَولِ اللّهِ عز و جل: «إِذَا مَسَّهُمْ طَئِفٌ مِّنَ الشَّيْطَـنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ» ؟ قالَ: هُوَ العَبدُ يَهُمُّ بِالذَّنبِ ثُمَّ يَتَذَكَّرُ فَيُمسِكُ، فَذلِكَ قَولُهُ: «تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ» . ۱
الكافىـ به نقل از ابو بصير ـ: از امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداوند عز و جل پرسيدم كه: «در حقيقت، كسانى كه [از خدا] پروا دارند، چون وسوسه اى از جانب شيطان بديشان رسد، [خدا را] به ياد آورند و به ناگاه، بينا مى شوند» . فرمود: «مقصود، اين است كه بنده، آهنگ گناه مى كند؛ امّا يادآور [خدا] مى شود (به خود مى آيد) و خوددارى مى ورزد. اين است فرموده او كه: «[خدا را] به ياد آورند و به ناگاه، بينا مى شوند» .
۱.الكافي: ج 2 ص 434 ح 7، تفسير العيّاشي: ج 2 ص 43 ح 128 عن زيد بن أبي اُسامة وص 44 ح 130 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 70 ص 273.
تفسير القمّي: «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَئِفٌ مِّنَ الشَّيْطَـنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ» ؛ قالَ: وإذا ذَكَّرَهُمُ الشَّيطانُ المَعاصِيَ وحَمَلَهُم عَلَيها، يَذكُرونَ اللّهَ فإذا هُم مُبصِرونَ. ۱
تفسير القمّى:[در باره آيه] «در حقيقت، كسانى كه [از خدا] پروا دارند، چون وسوسه اى از جانب شيطان بديشان رسد، [خدا را] به ياد آورند و به ناگاه بينا مى شوند» ، فرمود: «هر گاه شيطان، آنان را به ياد گناهان بيندازد و بر آنها وادارشان كند به ياد خدا مى افتند و به ناگاه، بينا مى شوند».
۱.تفسير القمّي: ج 1 ص 253، بحار الأنوار: ج 70 ص 273.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا سَمِعَ الشَّيطانُ ذِكرَ اللّهِ، ذَهَبَ حَتّى يَكونَ كَمَكانِ الرَّوحاءِ ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شيطان، هر گاه نام و ياد خدا را بشنود، تا محلّ روحاء ۳ دور مى شود.
۱.الرَّوحاء: موضع بين الحرمين على ثلاثين أو أربعين ميلاً من المدينة، وقرية من رحبة الشام (القاموس المحيط: ج 1 ص 225 «الرُّوحُ»). والمراد أنّه ينأى بعيدا.
۲.مسند أبي يعلى: ج 2 ص 471 ح 2289 عن جابر.
۳.محلّى ميان مكه و مدينه در سى و يا چهل ميلى مدينه است و نيز روستايى در رحبه شام است. به هر حال، مراد، جاى دور دست است.
عنه صلى الله عليه و آله:عَلى كُلِّ قَلبٍ جاثِمٌ ۱ مِنَ الشَّيطانِ، فإذا ذَكَرَ اسمَ اللّهِ خَنَسَ الشَّيطانُ وذابَ، وإذا تَرَكَ الذِّكرَ التَقَمَهُ الشَّيطانُ فَجَذَبَهُ وأغواهُ واستَزَلَّهُ وأطغاهُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شيطان، بر روى هر دلى بختك انداخته است. هر گاه آن دل، نام خدا را ياد كند، شيطان، وا پس مى رود و ذوب مى شود، و هر گاه ياد خدا را وا نهد، شيطان او را فرو مى بلعد و به سوى خود مى كِشَد و فريبش مى دهد و مى لغزاند و به سركشى مى افكند.
۱.يَجثِم في الأرض: أي يلزمها ويلتصق بها، وجَثَم الطائر جثوما، وهو بمنزلة البُروك للإبل (النهاية: ج 1 ص 239 «جثم»).
۲.عدّة الداعي: ص 192، إرشاد القلوب: ص 61 وفيه «خادم» بدل «جاثم»، أعلام الدين: ص 279 وفيه «خاتم» بدل «جاثم»، بحار الأنوار: ج 70 ص 61 ح 42.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شيطان، پوزه خود را بر روى دل آدمى نهاده است. هر گاه آدمى ياد خدا كند، شيطان، وا پس مى رود، و هر گاه فراموش كند، دل او را فرو مى بلعد. اين است [معناى] وسوسه گرِ وا پس رونده.
۱.الخَطْم في السباع: مقاديم اُنوفها وأفواهها (النهاية: ج 2 ص 50 «خطم»).
۲.مسند أبي يعلى: ج 4 ص 222 ح 4285، شُعب الإيمان: ج 1 ص 403 ح 540، حلية الأولياء: ج 6 ص 268، مكائد الشيطان لابن أبي الدنيا: ص 43 ح 22 كلّها عن أنس وليس فيها «فذلك الوسواس الخنّاس»، كنز العمّال: ج 1 ص 418 ح 1782؛ بحار الأنوار: ج 63 ص 194.
علل الشرائع عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام، قال:سَأَلتُهُ عَنِ الخَنّاسِ؟ قالَ: إنَّ إبليسَ يَلتَقِمُ القَلبَ؛ فإذا ذُكِرَ اللّهُ خَنَسَ، فَلِذلِكَ سُمِّيَ الخَنّاسُ. ۱
علل الشرائعـ به نقل از ابو بصير ـ: از امام صادق عليه السلام در باره معناى «خنّاس» پرسيدم. فرمود: «ابليس، دل را فرو مى بلعد، و هر گاه خدا ياد شود، وا پس مى رود. پس، بدين سبب، او را خنّاس (وا پس رونده) ناميده اند.
۱.علل الشرائع: ص 526 ح 1، بحار الأنوار: ج 63 ص 197 ح 7.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذَا اجتَمَعَ قَومٌ يَذكُرونَ اللّهَ تَعالى، اعتَزَلَ الشَّيطانُ وَالدُّنيا عَنهُم، فَيَقولُ الشَّيطانُ لِلدُّنيا: ألا تَرَينَ ما يَصنَعونَ؟ فَتَقولُ الدُّنيا: دَعهُم، فَلَو قَد تَفَرَّقوا أخَذتُ بِأَعناقِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه عدّه اى گِرد آيند و به ياد خداى متعال بپردازند، شيطان و دنيا از ايشان كناره مى گيرند، و شيطان به دنيا مى گويد: نمى بينى چه مى كنند؟ دنيا مى گويد: مهم نيست؛ زيرا پراكنده كه شدند، گردنشان را مى گيرم.
۱.أعلام الدين: ص 273، إرشاد القلوب: ص 60، بحار الأنوار: ج 74 ص 189 ح 18.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۷۶