نتایج جستجو برای «صراط»: ۴۸ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا مَرَّ المُؤمِنُ عَلَى الصِّراطِ فَيَقولُ: «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» طَفِئَت لَهَبُ النّيرانِ، وتَقولُ: جُز يا مُؤمِنُ، فَإِنَّ نورَك قَد أطفَأَ لَهَبي! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه مؤمن بر صراط بگذرد و بگويد: «به نام خداوند مهرگسترِ مهربان»، زبانه آتش خاموش مى شود و مى گويد: عبور كن اى مؤمن! زيرا نور تو، زبانه مرا خاموش كرد!
۱.جامع الأخبار: ص 120 ح 219، بحار الأنوار: ج 92 ص 258 ح 52.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن قالَ مِئَةَ مَرَّةٍ: «سُبحانَ اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ، وَلا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ» كُتِبَ اسمُهُ في ديوانِ الصِّدّيقينَ، ولَهُ ثَوابُ الصِّدِّيقينَ، ولَهُ بِكُلِّ حَرفٍ نورٌ عَلَى الصِّراطِ، ويَكونُ فِي الجَنَّةِ رَفيقَ الخِضرِ عليه السلام. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس صد مرتبه بگويد: «پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است»، نامش در دفتر مؤمنانِ راستين نوشته مى شود، و پاداش مؤمنان راستين برايش خواهد بود، و به ازاى هر حرفى [از اين جملات]، او را در [هنگام گذشتن از] صراط، نورى خواهد بود، و در بهشت، هم نشين خضر عليه السلام است.
۱.جامع الأخبار: ص 140 ح 293، بحار الأنوار: ج 93 ص 173 ح 19.
المناقب لابن شهرآشوب:اِسمُهُ الحُسَينُ عليه السلام، وفِي التَّوراةِ: شَبيرٌ، وفِي الإِنجيلِ: طابٌ. وكُنيَتُهُ: أبو عَبدِ اللّهِ، وَالخاصُّ: أبو عَلِيٍّ. وألقابُهُ: الشَّهيدُ السَّعيدُ، وَالسِّبطُ الثّاني، وَالإِمامُ الثّالِثُ، وَالمُبارَكُ، وَالتّابِعُ لِمَرضاةِ اللّهِ، المُتَحَقِّقُ بِصِفاتِ اللّهِ، وَالدَّليلُ عَلى ذاتِ اللّهِ، أفضَلُ ثِقاتِ اللّهِ، المَشغولُ لَيلاً ونَهارا بِطاعَةِ اللّهِ، الثّاري بِنَفسِهِ لِلّهِ، النّاصِرُ لِأَولِياءِ اللّهِ، المُنتَقِمُ مِن أعداءِ اللّهِ، الإِمامُ المَظلومُ، الأَسيرُ المَحرومُ، الشَّهيدُ المَرحومُ، القَتيلُ المَرجومُ، الإِمامُ الشَّهيدُ، الوَلِيُّ الرَّشيدُ، الوَصِيُّ السَّديدُ، الطَّريدُ الفَريدُ، البَطَلُ الشَّديدُ، الطَّيِّبُ الوَفِيُّ، الإِمامُ

المناقب، ابن شهرآشوب:نامش، «حسين» و در تورات، «شَبير» و در انجيل، «طاب» است و كنيه اش، ابو عبد اللّه و به طور ويژه، «ابو على» بوده است. لقب هاى ايشان، اينهاست: شهيدِ سعيد، سِبط دوم، امام سوم، مبارك، در پى رضايت خدا، جلوه صفات خدا، راه نما به خود خدا، برترين فرد مورد اعتماد خدا، شب و روز مشغول به اطاعت خدا، جان فداى خدا، ياور اولياى خدا، انتقام گيرنده از دشمنان خدا، امام مظلوم، اسير محروم، شهيد محروم، كشته سنگباران شده، امام شهيد، ولىّ هدايتْ يافته، وصىّ استوار، رانده بى كس، قهرمان قوى، پاك وفادار، امام پسنديده، دارنده تبار والا، بخشنده تمام عيار، و ابو عبد اللّه حسين بن على. سرچشمه امامت، شفيع امّت، سَرور جوانان بهشتى، مايه اشك ريختن هر مرد و زن مسلمان، آزموده بزرگ ترين بلا و سِتُرگ

۱.الظاهر أنّ الكثير من هذه الموارد هي أوصافه عليه السلام وليست ألقابه.
۲.المناقب لابن شهر آشوب: ج 4 ص 78.
۳.ظاهرا، بسيارى از اينها، اوصاف امام عليه السلام اند و لقب نيستند.
الإمام الرضا عليه السلام:مَن أَقَرَّ بِتَوحِيدِ اللّهِ. وَآمَنَ بِالمِعْراجِ، وَالمُساءَلَةِ فِي القَبرِ، وَالحَوضِ، وَالشَّفاعَةِ، وَخَلقِ الجَنَّةِ وَالنّارِ، وَالصِّراطِ، وَالمِيزانِ، وَالبَعثِ، وَالنُّشُورِ، وَالجَزَاءِ، وَالحِسابِ، فَهُوَ مُؤْمِنٌ حَقّا، وَهُوَ مِنْ شِيعَتِنا أَهْلَ البَيْتِ. ۱
امام رضا عليه السلام:هر كس به يگانگى خدا اقرار كند. و به معراج و پرسش در قبر و حوض [كوثر] و شفاعت و آفريده شدن بهشت و دوزخ، و صراط و ميزان و زنده شدن دوباره و رستاخيز و پاداش و حسابرسى، ايمان داشته باشد، مؤمنِ حقيقى و از شيعيان ما اهل بيت است.
۱.صفات الشيعة: ص 129 ح 71 عن الفضل بن شاذان، بحار الأنوار: ج 8 ص 197 ح 187.
الإمام عليّ عليه السلام:إِنَّ لِلجَنَّةِ ثَمانِيَةَ أَبوابٍ: بابٌ يَدخُلُ مِنهُ النَبِيُّونَ وَالصِّدِّيقُونَ، وَبابٌ يَدخُلُ مِنهُ الشُّهَداءُ وَالصّالِحُونَ، وَخَمسَةُ أَبوابٍ يَدخُلُ مِنها شِيعَتُنا وَمُحِبُّونا، فَلا أَزالُ واقِفا عَلَى الصِّراطِ أَدعُو وَأَقُولُ: رَبِّ سَلِّم شِيعَتِي وَمُحِبِّيَّ وَأَنصارِي وَمَن تَوَلَانِي فِي دارِ الدُّنيا. فَإِذا النِّداءُ مِن بُطنانِ العَرشِ: قَد اُجِيبَت دَعوَتُكَ، وَشُفِّعتَ فِي شِيعَتِكَ، وَيَشفَعُ كُلُّ رَجُلٍ مِن شِيعَتِي وَمَن تَوَلَانِي وَنَصَرَنِي وَحارَبَ مَن حارَبَنِي بِفِعلٍ أَو قَولٍ فِي سَبعِينَ أَلفَا مِن جِيرانِهِ وَأَقرِبائِهِ، وَبابٌ يَدخُلُ مِنهُ سائِرُ المُسلِمِينَ مِمَّن شَهِدَ أَن لا إِله إِلَا اللّهُ، وَلَم يَكُن فِي

امام على عليه السلام:بهشت، هشت در دارد: از يك در، پيامبران و صدّيقان وارد مى شوند و از يك در، شهيدان و صالحان، و از پنج در، شيعيان و دوستداران ما، و من پيوسته بر صراط ايستاده ام و دعا مى كنم و مى گويم: «پروردگارا! شيعيان و دوستداران و طرفداران مرا و كسانى را كه در سراى دنيا ولايت مرا داشتند، به سلامت دار!». در اين هنگام، از اعماق عرش ندا مى آيد كه: دعاى تو، اجابت و شفاعت تو در حقّ شيعيانت پذيرفته شد. پس، هر مردى از شيعيان و پيروان و طرفداران من و هر كسى كه با كردار يا گفتارش با دشمنان من جنگيده باشد، براى هفتاد هزار نفر از همسايگان و نزديكانش شفاعت مى كند. و از درِ هشتم، ديگر مسلمانان كه به يگانگى خدا گواهى داده و در دلشان به اندازه ذرّه اى بغض نسبت به ما خاندان وجود نداشته است، وارد مى

۱.الخصال: ص 408 ح 6 عن محمّد بن الفضيل الرزقي عن الإمام الصادق عن أبيه عن جدّه عليهم السلام، نوادر الأخبار: ص 372 ح 3، بحار الأنوار: ج 8 ص 39 ح 19.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِستَفرِهوا ۱ ضَحاياكُم، فَإِنَّها مَطاياكُم عَلَى الصِّراطِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قربانى هاى خود را چاق و چالاك انتخاب كنيد؛ چرا كه آنها مركب هاى شما براى گذر از صراط اند.
۱.استفرِهوا ضحاياكم: أي استكرموها (مجمع البحرين: ج 3 ص 1390 «فره»).
۲.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 213 ح 2190، علل الشرائع: ص 438 ح 1 عن موسى بن ابراهيم عن الإمام الكاظم عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 7 ص 276؛ تفسير القرطبي: ج 15 ص 111، الكشّاف: ج 3 ص 307 وفيهما «استشرفوا» بدل «استفرهوا»، الفردوس: ج 1 ص 85 ح 268 عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 5 ص 88 ح 12177.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يُحبَسُ أَهلُ الجَنَّةِ بَعدَما يَجوزونَ الصِّراطَ حَتّى يُؤخَذَ لِبَعضِهِم مِن بَعضٍ ظُلاماتُهُم فِي الدُّنيا، ويَدخُلونَ الجَنَّةَ ولَيسَ في قُلوبِ بَعضِهِم عَلى بَعضِهِم غِلٌّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشتيان را، پس از گذشتن از صراط، نگه مى دارند تا تقاصِ ستم هايى كه در دنيا به يكديگر كرده اند، از آنها گرفته شود و با دل هايى خالى از كينه نسبت به هم، وارد بهشت شوند.
۱.فتح الباري: ج 11 ص 399، الزهد لابن المبارك: ص 499 ح 1419 نحوه، الدرّ المنثور: ج 5 ص 84 نقلاً عن ابن أبي حاتم عن الحسن.
صحيح مسلم عن ثوبان مولى النّبيّ صلى الله عليه و آله:كُنتُ قائِما عِندَ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَجاءَ حِبرٌ ۱ مِن أَحبارِ اليَهُودِ. فَقالَ: جِئتُ أَسأَلُكَ!. فَقالَ: سَل، فَقالَ اليَهُودِيُ: أَينَ يَكُونُ النّاسُ يَومَ تُبَدَّلُ الأَرضُ غَيرَ الأَرضِ وَالسَّماواتُ؟ فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: هُم فِي الظّلمَةِ دُونَ الجِسرِ. قالَ: فَمَن أَوَّلُ النّاسِ إِجازَةً؟ قالَ: فُقَراءُ المُهاجِرِينَ. ۲
صحيح مسلمـ به نقل از ثوبان، غلام آزاد شده پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ايستاده بودم كه يكى از علماى يهود آمد. و گفت: آمده ام كه از تو سؤال كنم.! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «سؤال كن». يهودى گفت: روزى كه زمين و آسمان به زمين و آسمانى ديگر مبدّل مى شوند، مردم در كجايند؟ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «آنان در تاريكىِ زير پل [صراط] هستند». يهودى گفت: نخستين مردمانى كه عبور مى كنند، كيان اند؟ فرمود: «مهاجران تهى دست».
۱.حِبْر و حَبْر: العَالِم (لسان العرب: ج 4 ص 157 «حبر»).
۲.صحيح مسلم: ج 1 ص 252 ح 315، صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 440 ح 7422، صحيح ابن خزيمة: ج 1 ص 116 ح 232، السنن الكبرى: ج 1 ص 261 ح 798، المعجم الكبير: ج 2 ص 93 ح 1414، حلية الأولياء: ج 1 ص 351.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:حَدَّثَنِي جَبرَئِيلُ وَهُوَ يَتَبَسَّمُ، قالَ: آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ يُقالُ لَهُ: مُرَّ عَلَى الصِّراطِ، فَتَزِلُّ قَدَمُهُ وَيَتَعَلَّقُ بِالأُخرى، وَتَزِلُّ رُكبَتُهُ وَيَتَعَلَّقُ بِالأُخرى، وَتَزِلُّ يَدُهُ وَيَتَعَلَّقُ بِالأُخرى، وَالنّارُ تَرمِيهِ بِشَرَرِها وَتَلدَغُهُ بِلَهَبِها، كُلَّما أَصابَهُ شَيءٌ مِنها ضَرَبَ بِيَدَيهِ عَلَيهِ وَقالَ: اخسَأ، حَتّى يَخرُجَ مِنها بِرَحمَةِ اللّهِ عز و جل. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جبرئيل، تبسّم كنان به من گفت: به آخرين كسى كه وارد بهشت مى شود، گفته مى شود: از صراط بگذر. پس، يك پايش مى لغزد و به پاى ديگرش مى آويزد. يك زانويش مى لغزد و به زانوى ديگرش مى آويزد، و يك دستش مى لغزد و به دست ديگرش مى آويزد، و آتش با شراره هاى خود بر او مى زند و با شعله هايش او را مى گزد. هر گاه چيزى از آتش به او مى خورد، با دستش بر آن مى زند و مى گويد: «دور شو» تا آن كه به لطف و رحمت خداوند عز و جل، از آن بيرون مى رود.
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 254 عن أنس.
تنبيه الغافلين عن عبد اللّه بن مسعود:يَمُرُّ رَجُلٌ، وَهُوَ آخِرُ أَهلِ الجَنَّةِ دُخُولاً، فَإِذا جازَ الصِّراطَ رُفِعَ لَه بابٌ مِنَ الجَنَّةِ، فَلا يَدرِي أَلَهُ فِي الجَنَّةِ مَقعَدٌ! فَإِذا نَظَرَ إِلَيها قالَ: رَبِّ أَنزِلنِي هاهُنا، فَيَقُولُ لَهُ: فَلَعَلَّكَ إِن أَنزَلتُكَ هُنا تَسأَلُنِى غَيرَهُ؟ فَيَقُولُ: لا وَعِزَّتِكَ! فَيُنزِلُهُ. ثُمَّ يُرفَعُ لَهُ فِي الجَنَّةِ مَنازِلُ، فَيَتَحاقَرُ إِلَيهِ ما أُعطِيَ مِمّا يَرى، فَيَقُولُ: رَبِّ أَنزِلنِي هُناكَ، فَيَقُولُ: فَلَعَلَّكَ إِن أَنزَلتُكَ هاهُنا أَن تَسأَلَنِي غَيرَهُ؟ فَيَقُولُ: لا وَعِزَّتِكَ! فَيُنزِلُهُ. ثُمَّ يُرفَعُ لَهُ فِي الجَنَّةِ حَتّى الرّابِعَةِ، فَإِذا كانَتِ الرّابِعَةُ، رُفِعَ لَهُ، فَيَتَحاقَرُ إِلَيهِ

تنبيه الغافلينـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: [پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:]مردى كه آخرين وارد شونده به بهشت است، عبور مى كند. از صراط كه گذشت، درى از بهشت براى او بالا مى رود، و او نمى داند كه آيا در بهشت برايش جاى نشستن هست يا نه! چشمش كه به بهشت مى افتد، مى گويد: پروردگارا! مرا در همين جا منزل ده. خدا به او مى فرمايد: «اگر تو را در اين جا جاى دهم، شايد جز آن را از من بخواهى!». او مى گويد: نه، به عزّتت سوگند! پس خداوند، او را در آن بهشت، منزل مى دهد. آن گاه، منزل هاى ديگر در بهشت برايش نمايان مى شود، و آنچه به او داده شده است، در برابر آنچه مى بيند، به نظرش حقير مى آيد. مى گويد: پروردگارا! مرا در آن جا منزل ده. خدا مى فرمايد: «اگر تو را در آن جا منزل دهم، شايد كه جز آنها را

۱.تنبيه الغافلين: ص 83 ح 71.
المعجم الكبير عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ آخِرَ رَجُلٍ يَدخُلُ الجَنَّةَ رَجُلٌ يَتَقَلَّبُ عَلَى الصِّراطِ ظَهرا لِبَطنٍ، كَالغُلامِ يَضرِبُهُ أَبُوهُ وَهُوَ يَفِرُّ مِنهُ يَعجِزُ عَنهُ عَمَلُهُ أَن يَسعى، فَيَقُولُ: يا رَبِّ بَلِّغ بِيَ الجَنَّةَ وَنَجِّنِي مِنَ النّارِ! فَيُوحِي اللّهُ تَعالَى إِلَيهِ: عَبدِي، إِن أَنا نَجَّيتُكَ مِنَ النّارِ وَأَدخَلتُكَ الجَنَّةَ أَتَعتَرِفُ لِى بِذُنُوبِكَ وَخَطاياكَ؟ فَيَقُولُ العَبدُ: نَعَم يا رَبِّ، وَعِزَّتِكَ وَجَلالِكَ لَئِن تُنَجِّيَنِي مِنَ النّارِ لَأَعتَرِفَنَّ لَكَ بِذُنُوبِي وَخَطايايَ! فَيَجُوزُ الجِسرَ، وَيَقُولُ العَبدُ فِيما بَينَهُ وَبَينَ نَفسِهِ: لَئِن اعتَرَفتُ لَهُ بِذُنُوبِي وَخَطايايَ لَيَرُدُّنِي إِلَى النّارِ.

المعجم الكبير:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «آخرين مردى كه وارد بهشت مى شود، مردى است كه بر صراط به پشت و رو غلْت مى خورد، همانند پسربچّه اى كه پدرش او را مى زند و او از وى مى گريزد، و اعمالش نمى گذارد كه بدَوَد. پس مى گويد: پروردگارا! مرا به بهشت برسان و از آتش، نجاتم بخش! خداى بلندمرتبه به او وحى مى كند كه: اى بنده ام! اگر تو را از آتش برَهانم و وارد بهشت نمايم، در برابرم به گناهان و لغزش هايت اعتراف مى كنى؟ بنده مى گويد: بله، اى خداوند! به عزّت و جلالت، سوگند كه اگر مرا از آتش برَهانى، در برابرت به گناهان و لغزش هايم اعتراف مى كنم. پس، از پل مى گذرد. او با خودش مى گويد: اگر به گناهان و لغزش هايم اعتراف كنم، مرا به آتش باز مى گرداند. پس خداوند به او وحى مى كند كه: بنده ام!

۱.المعجم الكبير: ج 8 ص 158 ح 7669 عن أبي اُمامة، كنز العمّال: ج 14 ص 507 ح 39431.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ يَقعُدُ عليُ بنُ أَبِي طالِبٍ عَلَى الفِردَوسِ؛ وَهُوَ جَبَلٌ قَد عَلا عَلَى الجَنَّةِ، وَفَوقَهُ عَرشُ رَبِّ العالَمِينَ، وَمِن سَفحِهِ تَتَفَجَّرُ أَنهارُ الجَنَّةِ، وَتَتَفَرَّقُ فِي الجِنانِ، وَهُو جالِسٌ عَلى كُرسِيٍ مِن نُورٍ، يَجرِي بَينَ يَدَيهِ نَهرٌ مِنَ التَّسنِيمِ ۱، لا يَجُوزُ أَحَدٌ عَلَى الصِّراطِ إِلّا وَمَعَهُ بَراءَةٌ بِوَلايَتِهِ وَوَلايَةِ أَهلِ بَيتِهِ، وَهُو مُشرِفٌ عَلَى الجَنَّةِ فَيَدخُلُها مُحِبُّوهُ، وَمُشرِفٌ عَلَى النّارِ فَيَدخُلُها مُبغِضُوهُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون روز قيامت شود، على بن ابى طالب بر فراز فردوس مى نشيند. فردوس، كوهى است بر بلنداى بهشت كه بالاى آن، عرش پروردگار جهانيان قرار دارد و از دامنه آن، جويبارهاى بهشت، سرچشمه مى گيرند و در باغ هاى بهشت، پراكنده مى شوند. او بر تختى از نور مى نشيند و نهرى از تسنيم ۳ در برابرش جارى است، و هيچ كس از صراط نمى گذرد، مگر آن كه جواز عبورى از ولايت او و ولايت اهل بيتش داشته باشد. او مُشْرف بر بهشت است و دوستانش وارد آن مى شوند. نيز بر آتش، مُشرف است و دشمنانش وارد آن مى شوند.
۱.التَّسنيم: قيل هو عين في الجنّة رفيعة القدر (مفردات ألفاظ القرآن: ص 429 «سنم»).
۲.مئة منقبة: ص 107، كشف الغمّة: ج 1 ص 103، المناقب لابن شهر آشوب: ج 2 ص 156 وليس فيه صدره إلى «الجنان» وكلّها عن عبد اللّه بن مسعود، بحار الأنوار: ج 27 ص 116 ح 93؛ المناقب للخوارزمي: ص 71 ح 48، فرائد السمطين: ج 1 ص 292 ح 230 كلاهما عن عبد اللّه بن مسعود.
۳.تسنيم، چشمه اى در بهشت است.
رجال الكشّي عن زيد الشَحّام:دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام فَقالَ لي: يا زَيدُ، جَدِّدِ التَّوبَةَ، وأحدِث عِبادَةً. قالَ: قُلتُ: نُعِيَت إلَيَّ نَفسي؟ قالَ: فَقالَ لي: يا زَيدُ، ما عِندَنا لَكَ خَيرٌ، وأنتَ مِن شيعَتِنا، إلَينَا الصِّراطُ، وإلَينَا الميزانُ، وإلَينا حِسابُ شيعَتِنا، وَاللّهِ لَأَنا لَكُم أرحَمُ مِن أحَدِكُم بِنَفسِهِ. يا زَيدُ، كَأَنّي أنظُرُ إلَيكَ في دَرَجَتِكَ مِنَ الجَنَّةِ ورَفيقُكَ فيهَا الحارِثُ بنُ المُغيرَةِ النَّصرِيُّ. ۱
رجال الكشّى ـ به نقل از زيد شَحّام ـ:بر امام صادق عليه السلام وارد شدم. به من فرمود: «اى زيد! توبه اى ديگر نما و عبادتى را به جا بياور». گفتم: آيا خبر مرگم را مى دهى؟ فرمود: «اى زيد! آنچه در نزد ماست، براى تو بهتر است و تو از شيعيان ما هستى. راه [آخرت]، به سوى ماست و ميزان و حساب [اعمالِ] شيعيان ما، بر عهده ماست. به خدا سوگند، من به شما مهربان تر از شما به خودتان هستم. اى زيد! گويا من به تو مى نگرم كه در جايگاه بهشتى ات به همراه حارث بن مغيره نصرى، قرار گرفته اى».
۱.رجال الكشي: ج 2 ص 1628 ح 619، بحارالأنوار: ج 68 ص 114 ح 30.
فضائل الشيعة عن جابر عن أبي جعفر عن عليّ بن الحسين عن أبيه عليهم السلام: قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: حُبّي وحُبُّ أهلِ بَيتي نافِعٌ في سَبعَةِ مَواطِنَ أهوالُهُنَّ عَظيمَةٌ: عِندَ الوَفاةِ، وفِي القَبرِ، وعِندَ النُّشورِ، وعِندَ الكِتابِ، وعِندَ الحِسابِ، وعِندَ الميزانِ، وعِندَ الصِّراطِ. ۱
فضائل الشيعةـ به نقل از جابر، از امام باقر، از امام زين العابدين از امام حسين عليهم السلام ـ: پيامبر خدا فرمود: «محبّت من و محبّت اهل بيت من، در هفت جاى هولناك، سودمند است: مرگ، قبر، بيرون آمدن از قبر، گرفتن نامه اعمال، محاسبه اعمال، وزن شدنِ اعمال، و به گاه عبور از صراط».
۱.فضائل الشيعة: ص 47 ح 2، الأمالي للصدوق: ص 60 ح 17، بحار الأنوار: ج 27 ص 158 ح 3 وراجع: الخصال: ص 360 ح 49.
دلائل الإمامة بإسناده عن الحسين بن عليّ عن عليّ بن أبي طالب عليهماالسلام عن النبيّ صلى الله عليه و آله:إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ نادى مُنادٍ: يا مَعشَرَ الخَلائِقِ، غُضّوا أبصارَكُم ونَكِّسوا رُؤوسَكُم حَتّى تَمُرَّ فاطِمَةُ بِنتُ مُحَمَّدٍ. فَتَكونُ أوَّلَ مَن يُكسى، وتَستَقبِلُها مِنَ الفِردَوسِ اثنا عَشَرَ ألفَ حَوراءَ، وخَمسونَ ألفَ مَلَكٍ، عَلى نَجائِبَ ۱ مِنَ الياقوتِ، أجنِحَتُها وأزِمَّتُهَا ۲ اللُّؤلُؤُ الرَّطبُ، رُكُبُها مِن زَبَرجَدٍ، عَلَيها رَحلٌ مِنَ الدُّرِّ، عَلى كُلِّ رَحلٍ نُمرُقَةٌ ۳ مِن سُندُسٍ، حَتّى يَجوزوا بِهَا الصِّراطَ، ويَأتوا بِهَا الفِردَوسَ، فَيَتَباشَرُ بِمَجيئِها أهلُ الجِنانِ. فَتَجلِسُ عَلى كُرسِيٍّ مِن نورٍ، ويَجلِسونَ حَولَها، وهِيَ جَنَّةُ الفِردَوسِ

دلائل الإمامةـ به سندش، از امام حسين، از امام على عليهماالسلام، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ: چون روز قيامت شود، منادى ندا مى دهد: «اى مردم! ديده هايتان را فرو بخوابانيد و سرهايتان را پايين بيندازيد تا فاطمه دختر محمّد، بگذرد». پس، نخستين كسى كه پوشانده مى شود و دوازده هزار حوريه از بهشت به استقبالش مى آيند و نيز پنجاه هزار فرشته، سوار بر مَركب هايى از ياقوت كه بال ها و زمام هايشان از مرواريد نو و ركاب هايشان از زِبَرجد و جهازشان از درّ است و بر هر جهازى، فرشى از ابريشم گسترده است، تا او را از صراط بگذرانند و به بهشت درآورند و بهشتيان، همديگر را به آمدنش مژده مى دهند. فاطمه عليهاالسلام، بر صندلى اى از نور مى نشيند و آنان، گِرد او مى نشينند. آن، بهشتِ فردوس است كه سقفش عرش رحمان

۱.النَجِيبُ: الفاضل من كلّ حيوان، والنجيب من الإبل: وهو القويّ منها، الخفيف السريع (النهاية: ج 5 ص 17 «نجب»).
۲.الزِمامُ: الخيط الذي يشدّ. في طرفه المقود، وقد يسمّى المِقود زماما (الصحاح: ج 5 ص 1944 «زمم»).
۳.النُّمرُقَةُ: وسادةٌ صغيرة (الصحاح: ج 4 ص 1561 «نمرق»).
۴.العِرْقُ: أصل كُلِّ شيء وما يقوم عليه (تاج العروس: ج 13 ص 325 «عرق»).
۵.دلائل الإمامة: ص 153 ح 68 عن عليّ بن جعفر بن محمّد عن أخيه الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 32 ح 55، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام: ص 156 ح 102 كلاهما عن أحمد بن عامر الطائي عن الإمام الرضا عن آبائه عنه عليهم السلام وفيهما صدره إلى «بنت محمّد»، بحار الأنوار: ج 43 ص 220 ح 4 وراجع: كشف الغمّة: ج 2 ص 83.
الصراط المستقيم عن الإمام الحسين عليه السلام:عَهِدَ إلَينا نَبِيُّنا كَونَ الأَئِمَّةِ بَعدَهُ عَدَدَ نُقَباءِ بَني إسرائيلَ. صراط المستقيم: ج 2 ص 130 عن عليّ بن محمّد القمّي بإسناده إلى الإمام زين العابدين عليه السلام." data-tip="الصراط المستقيم: ج 2 ص 130 عن عليّ بن محمّد القمّي بإسناده إلى الإمام زين العابدين عليه السلام.">۱
الصراط المستقيمـ از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله به ما سفارش نمود كه امامانِ پس از او به عدد نقيبان بنى اسرائيل است.
۱.الصراط المستقيم: ج 2 ص 130 عن عليّ بن محمّد القمّي بإسناده إلى الإمام زين العابدين عليه السلام.
الخصال بإسناده عن الحسين عن أبيه عليّ بن أبي طالب عليهماالسلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يا عَلِيُّ، بَشِّر شيعَتَكَ وأنصارَكَ بِخِصالٍ عَشرٍ: أوَّلُها: طيبُ المَولِدِ، وثانيها: حُسنُ إيمانِهِم بِاللّهِ، وثالِثُها: حُبُّ اللّهِ عز و جل لَهُم، ورابِعُها: الفُسحَةُ في قُبورِهِم، وخامِسُها: النّورُ عَلَى الصِّراطِ بَينَ أعيُنِهِم، وسادِسُها: نَزعُ الفَقرِ مِن بَينِ أعيُنِهِم وغِنى قُلوبِهِم، وسابِعُها: المَقتُ مِنَ اللّهِ عز و جللِأَعدائِهِم، وثامِنُها: الأَمنُ مِنَ الجُذامِ وَالبَرَصِ وَالجُنونِ، يا عَلِيُّ! وتاسِعُها: اِنحِطاطُ الذُّنوبِ وَالسَّيِّئاتِ عَنهُم، وعاشِرُها: هُم مَعي فِي الجَنَّةِ وأنَا مَعَهُم. ۱
الخصالـ به سندش، از امام حسين، از امام على عليهماالسلام ـ: پيامبر خدا فرمود: «اى على! پيروان و يارانت را به ده ويژگى بشارت بده: نخست، حلال زاده بودن؛ دوم، نيكويى ايمانشان به خدا؛ سوم، محبّت خداى عز و جلبه ايشان؛ چهارم، گشادگىِ قبرهايشان؛ پنجم، [حركت]نورى در پيشاپيش آنها در صراط؛ ششم، بركَندن فقر از ميان چشم هايشان (چشم طمع ندارند) و ايجاد توانگرى در دل هايشان؛ هفتم، دشمنى خداى عز و جل با دشمنانشان؛ هشتم، در امان بودن از خوره و پيسى و ديوانگى ـ اى على ـ و نهمينِ آنها، زدودن گناهان و زشتى هاى آنهاست؛ و دهمين، آنان در بهشت با من اند و من، با آنهايم».
۱.الخصال: ص 430 ح 10 عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام وراجع: روضة الواعظين: ص 321 ومشكاة الأنوار: ص 150 ح 362.
الملهوف عن الإمام الحسين عليه السلامـ في كَلامٍ لَهُ يَومَ عاشوراءَ مَعَ أصحابِ عُمَرَ بنِ سَعدٍ ـ: أما وَاللّهِ لا تَلبَثونَ بَعدَها إلاّ كَرَيثِما يُركَبُ الفَرَسُ، حَتّى يَدورَ بِكُم دَورَ الرَّحى ويَقلَقَ بِكُم قَلَقَ المِحوَرِ ۱، عَهدٌ عَهِدَهُ إلَيَّ أبي عَن جَدّي «فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَ شُرَكَآءَكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَىَّ وَ لاَ تُنظِرُونِ» ۲ ، «إِنِّى تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّى وَ رَبِّكُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلاَّ هُوَ ءَاخِذُ بِنَاصِيَتِهَآ إِنَّ رَبِّى عَلَى صِرَ طٍ مُّسْتَقِيمٍ» ۳ . ۴
الملهوفـ از امام حسين عليه السلام (در سخنش در روز عاشورا با ياران عمر بن سعد) ـ: هان! به خدا سوگند كه پس از آن، جز به مقدار سوارىِ اسبى نخواهيد زيست تا آن كه آسياب بچرخد و قلاّبتان بلرزد. ۵ عهدى است كه پدرم، از جدّش براى من نقل كرده است: «شما با شريكانى كه قائليد، كارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم كنيد و بى آن كه پرده پوشى كنيد، كار مرا يكسره كنيد و مهلتم ندهيد» . «من بر خداوند، پروردگار من و شما توكّل كردم. هيچ جنبنده اى نيست، مگر آن كه زمام اختيارش به دست اوست. بى گمان، پروردگار من، بر صراط مستقيم است» .
۱.يونس: 71.
۲.يونس: 71.
۳.يونس: 71.
۴.الملهوف: ص 157، مثير الأحزان: ص 55، تحف العقول: ص 242، تسلية المجالس: ج 2 ص 277 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 45 ص 9؛ مقتل الحسين للخوارزمي: ج 2 ص 7 نحوه.
۵.كنايه از دگرگونىِ سريع احوال دنياست.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ أكرَمَ العِبادِ عِندَ اللّهِ تَعالى بَعدَ الأَنبِياءِ العُلَماءُ ثُمَّ حَمَلَةُ القُرآنِ، يَخرُجونَ مِنَ الدُّنيا كَما يَخرُجُ الأَنبِياءُ، ويُحشَرونَ مِنَ القُبورِ مَعَ الأَنبِياءِ، ويَمُرّونَ عَلَى الصِّراطِ مَعَ الأَنبِياءِ، ويُثابونَ ثَوابَ الأَنبِياءِ، فَطوبى لِطالِبِ العِلمِ وحامِلِ القُرآنِ مِمّا لَهُم عِندَ اللّهِ مِنَ الكَرامَةِ وَالشَّرَفِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا گرامى ترينِ بندگان در نزد خداوند متعال، پس از پيامبران، دانشمندان اند و سپس، حاملان قرآن. آنان همچون پيامبران از دنيا مى روند و با پيامبران از گورها محشور مى شوند و همراه پيامبران از صراط مى گذرند و پاداشى برابر آنان مى گيرند. پس خوشا به سعادت جويندگان دانش و حاملان قرآن، به خاطر كرامت و شرفى كه نزد خدا دارند!
۱.جامع الأخبار: ص 114 ح 197، بحارالأنوار: ج 92 ص 18.
عنه صلى الله عليه و آله:يَبعَثُ اللّهُ تَعالَى العالِمَ وَالعابِدَ يَومَ القِيامَةِ، فَإِذَا اجتَمَعا عِندَ الصِّراطِ، قيلَ لِلعابِدِ: اُدخُلِ الجَنَّةَ فَانعَم فيها بِعِبادَتِكَ، وقيلَ لِلعالِمِ: قِف هاهُنا في زُمرَةِ الأَنبِياءِ، فَاشفَع فيمَن أحسَنتَ أدَبَهُ فِي الدُّنيا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداى متعال در روز قيامت، دانشمند و عابد را برمى انگيزد و چون نزد صراط گِرد آمدند، به عابد گفته مى شود: «به بهشت برو و از نتيجه عبادتت بهره مند شو» و به دانشمند گفته مى شود: «در اين جا در زمره پيامبران بمان و هر كس را كه در دنيا به نيكى آموزش داده اى، شفاعت كن».
۱.أعلام الدين: ص 81 وراجع: جامع بيان العلم وفضله: ج 1 ص 22.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۸