فیلترها
نتایج جستجو برای «عشق»: ۴۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه عليهالسلام: مَن عَشِقَ شَيئًا أعشى (أعمى) بَصَرَهُ وأمرَضَ قَلبَهُ، فَهُوَ يَنظُرُ بِعَينٍ غَيرِ صَحيحَةٍ، ويَسمَعُ بِاُذُنٍ غَيرِ سَميعَةٍ، قَد خَرَقَتِ الشَّهَواتُ عَقلَهُ، وأماتَتِ الدُّنيا قَلبَهُ. ۱
امام على عليهالسلام: هر كه عاشق چيزى شود، [آن عشق،]چشمش را شبكور (نابينا) و دلش را بيمار مىگرداند. پس با چشم بيمار نگاه مىكند و با گوش كر مىشنود. شهوتها خردش را پاره مىكنند و دنيا دلش را مىميراند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 109.
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: حُبُّ اللّهِ إذا أضاءَ عَلى سِرِّ عَبدٍ أخلاهُ عَن كُلِّ شاغِلٍ، وكُلُّ ذِكرٍ سِوَى اللّهِ تَعالى ظُلمَةٌ. ۱
مصباح الشريعةـ در حديثى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: عشق به خدا، هر گاه درون بنده اى را روشن گردانَد، او را از هر هوسى تهى مى كند. هر يادى جز ياد خداوند بزرگ، تاريكى است.
۱.مصباح الشريعة: ص 521، بحار الأنوار: ج 70 ص 23 ح 23.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ تَعالى: إذا كانَ الغالِبُ عَلى عَبدِي الاِشتِغالَ بي جَعَلتُ نَعيمَهُ ولَذَّتَهُ في ذِكري، فَإِذا جَعَلتُ نَعيمَهُ ولَذَّتَهُ في ذِكري عَشِقَني وعَشِقتُهُ، فَإِذا عَشِقَني وعَشِقتُهُ رَفَعتُ الحِجابَ فيما بَيني وبَينَهُ، وصِرتُ مَعالِما ۱ بَينَ عَينَيهِ لا يَسهو إذا سَهَا النّاسُ؛ اُولئِكَ كَلامُهُم كَلامُ الأَنبياءِ، اُولئِكَ الأَبطالُ حَقّا، اُولئِكَ الَّذينَ إذا أرَدتُ بِأَهلِ الأَرضِ عُقوبَةً وعَذابا ذَكَرتُهُم فَصَرَفتُ ذلِكَ عَنهُم. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال مى فرمايد: «هر گاه غالب حالات بنده ام پرداختن به من باشد، خوشى و لذّت او را در ياد كردنش از من قرار دهم، و هر گاه خوشى و ذلّتش را در يادم قرار دهم، او عاشق من مى شود و من، عاشق او مى شوم، و هر گاه او عاشق من شود و من عاشق او، پرده ميان خودم و او را كنار مى زنم و نشانه هايى فرا چشم او مى شوم، به طورى كه هر گاه مردم اشتباه كنند، او اشتباه نمى كند. اين گونه بندگان، سخنشان، سخن پيامبران است. اينان، پهلوانان حقيقى هستند. اينان، كسانى هستند كه هر گاه بخواهم زمينيان را كيفر و عذاب كنم، به ياد ايشان مى افتم و كيفر و عذاب را از مردمان مى گردانم».
علل الشرائع عن المفضّل بن عمر:سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ عليه السلام عَنِ العِشقِ، فَقالَ: قُلوبٌ خَلَت مِن ذِكرِ اللّهِ، فَأَذاقَهَا اللّهُ حُبَّ غَيرِهِ. ۱
علل الشرائعـ به نقل از مفضّل بن عمر ـ: از ابو عبد اللّه امام صادق عليه السلام در باره عشق پرسيدم. فرمود: «دل هايى هستند كه از ياد خدا تهى شده اند و خداوند هم محبّت غير خود را به آنها چشانيده است».
۱.علل الشرائع: ص 140 ح 1، الأمالي للصدوق: ص 765 ح 1029، بحار الأنوار: ج 73 ص 158 ح 1.
الإمام الصادق عليه السلام إِنَّ الناسَ يَعبُدُونَ اللّهَ عز و جل عَلى ثَلاثَةِ أَوجُهٍ:فَطَبَقَةٌ يَعبُدُونَهُ رَغبةً فِي ثَوابِهِ فَتِلكَ عِبادَةُ الحُرَصاءِ؛ وَهُوَ الطَّمَعُ، وَآخَرُونَ يَعبُدُونَهُ خَوفا مِن النارِ فَتِلكَ عِبادَةُ العَبِيدِ؛ وهِي رَهبَةٌ، وَلكِنِّي أَعبُدُهُ حُبّا لَهُ عز و جل فَتِلكَ عِبادَةُ الكِرامِ؛ وَهُوَ الأَمنُ، لِقَولِهِ عز و جل: «وَ هُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَـئِذٍ ءَامِنُونَ» ۱، «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ» ۲، فَمَن أَحَبَّ اللّهَ عز و جل أَحَبَّهُ اللّهُ، وَمَن أَحَبَّهُ اللّهُ عز و جلكانَ مِن الآمِنِينَ. ۳
امام صادق عليه السلام:مردم، خداوند عز و جل را بر سه گونه مى پرستند: گروهى، او را براى پاداشش مى پرستند كه اين، پرستشِ آزمندان است و آزمندى است. گروهى ديگر، او را از بيم آتش مى پرستند كه اين، پرستشِ بندگان است و ترسيدن است؛ ليكن من، او را از سرِ عشق به او مى پرستم كه اين، پرستش جوان مردان است و امنيّت است؛ چرا كه او عز و جل مى فرمايد: «و آنان در آن روز، از ترس در امان اند» . «بگو: اگر خدا را دوست مى داريد، از من پيروى كنيد تا خدا نيز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بيامرزد» . پس، هر كه خداى عز و جل را دوست بدارد، خدا نيز او را دوست مى دارد و هر كه خداى عز و جلدوستش بدارد، از آسوده خاطران خواهد بود.
المعجم الكبير عن ام سلمة:قُلتُ: يا رَسُولَ اللّهِ، أَخبِرنِي عَن قَولِ اللّهِ: «وَ حُورٌ عِينٌ» ۱؟ قالَ: حُورٌ بِيضٌ عِينٌ ضِخامُ العُيُونِ شُقرُ الجَرداء بِمَنزِلَةِ جَناحِ النُّسُورِ. قُلتُ: يا رَسُولَ اللّهِ، أَخبِرنِي عَن قَولِهِ: «كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَّكْنُونٌ» ۲؟ قالَ: صَفاؤُهُنَّ صَفاءُ الدُّرِّ فِي الأَصدافِ الَّتِي لَم تَمَسَّهُ الأَيدِي.
قُلتُ: يا رَسُولَ اللّهِ، أَخبِرنِي عَن قَولِهِ: «فِيهِنَّ خَيْرَ تٌ حِسَانٌ» ؟ قالَ: خَيراتُ الأَخلاقِ، حِسانُ الوُجُوهِ. قُلتُ: يا رَسُولَ اللّهِ، أَخبِرنِي عَن قَولِهِ: «كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَّكْنُونٌ» ۳؟ قالَ: رِقَّتُهُنَّ كَرِقَّةِ الجِلدِ الَّذِي رَأَيتِ فِي داخِلِ البَيضَةِ مِمّا يَلِي القِشرَ وَهُوَ الغِرقِئُ.
قُلتُ: يا رَسُولَ
المعجم الكبيرـ به نقل از اُمّ سلمه ـ: گفتم: اى پيامبر خدا! مرا از اين سخن خداوند، آگاه فرما: «وَ حُورٌ عِينٌ» .
فرمود: «سيه چشمانى هستند سيمين بر، درشت چشم، موبور مانند پر عقاب».
گفتم: اى پيامبر خدا! مرا از اين سخن او آگاه فرما: «گويى مرواريدى نهفته اند» .
فرمود: «به شفافيّت دُر در صدف اند كه هيچ دستى به آنها نرسيده است».
گفتم: اى پيامبر خدا! مرا از اين سخن او آگاه فرما: «در آن جا زنانى خوب و نيكويند» .
فرمود: «خوب در اخلاق و نيكو در رخسارند».
گفتم: اى پيامبر خدا! مرا از اين سخن او آگاه فرما: «گويى تخم مرغ زير پَرند» .
فرمود: «نازكى آنها، به نازكى پوستى است كه در زير پوسته تخم مرغ مى بينى؛ يعنى همان پوست نازكى كه بر روى سفيده تخم مرغ كشيده شده است».
گفتم: اى پيامبر خدا!
۱.الواقعة: 22.
۲.الطور: 24.
۳.الصافّات: 49.
۴.الرَّمَص: هو البياض الذي تقطعه العين ويجتمع في زوايا الأجفان (لسان العرب: ج 7 ص 43 «رمص»).
۵.الشَّمَطْ: بياض شعر الرأس يخالط سواده (الصّحاح: ج 3 ص 1138 «شمط»).
۶.المعجم الكبير: ج 23 ص 367 ح 870، المعجم الأوسط: ج 3 ص 278 ح 3141، تفسير ابن كثير: ج 8 ص 10، الدرّ المنثور: ج 7 ص 720 نقلاً عن ابن جرير وابن مردويه نحوه، كنز العمّال: ج 2 ص 43 ح 3046.
الإمام عليّ عليه السلام:إِنَّ أَطيَبَ شَيءٍ فِي الجَنَّةِ وَأَلَذَّهُ حُبُّ اللّهِ، وَالحُبُّ [فِي] اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ. قالَ اللّهُ عز و جل: «وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» ۱ وَذَلِكَ أَنَّهُم إِذا عايَنُوا ما فِي الجَنَّةِ مِن النَّعِيمِ هاجَتِ المَحَبَّةُ فِي قُلُوبِهِم، فَيُنادُونَ عِندَ ذَلِكَ: أَنِ الحَمدُ للّهِِ رَبِّ العالَمِينَ. ۲
امام على عليه السلام:بهترين و لذّتبخش ترين چيز در بهشت، محبّت خدا و محبّت به خاطر خدا و ستايش خداست. خداى عز و جل فرموده است: «و واپسين دعايشان، اين است كه: ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است» ؛ زيرا آن گاه كه چشمشان به نعمت هاى بهشت مى افتد، عشق و محبّت در دل هايشان برانگيخته مى شود و در اين هنگام، بانگ بر مى آورند كه: ستايش، از آنِ خداست كه پروردگار جهانيان است.
تاريخ دمشقـ به نقل از ابو هريره ـ: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد: «آيا از آنچه شما را به بهشت مى برد، برايتان نگويم؟».
ياران گفتند: چرا.
فرمود: «شمشير زدن [در راه خدا]، پذيرايى از ميهمان، اهتمام ورزيدن به اوقات نماز، وضوى كامل گرفتن در شب سرد و اطعام كردن به عشق خدا».
تفسير القرطبي عن زيد بن أسلم:لَمّا نَزَلَ: «مَّن ذَا الَّذِى يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا» ۱ قال أبُوالدَّحداحِ: فِداكَ أبي واُمّي يا رَسولَ اللّهِ! إنَّ اللّهَ يَستَقرِضُنا وهُوَ غَنِيٌّ عَنِ القَرضِ؟!
قالَ: نَعم، يُريدُ أن يُدخِلَكُمُ الجَنَّةَ بِهِ. قالَ: فَإِنّي إن أقرَضتُ رَبّي قَرضا يَضمَن لي بِهِ ولِصَبِيَّتِي الدَّحداحَةَ ۲ مَعِيَ الجَنَّةَ؟ قالَ: نَعَم.
قالَ: فَناوِلني يَدَكَ، فَناوَلَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَدَهُ. فَقالَ: إنَّ لي حَديقَتَينِ؛ إحداهُما بِالسّافِلَةِ وَالاُخرى بِالعالِيَةِ، وَاللّهِ! لا أملِكُ غَيرَهُما، قَد جَعَلتُهُما قَرضا للّهِِ تَعالى.
قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: اِجعَل إحداهُما للّهِِ، وَالاُخرى دَعها مَعيشَةً لَكَ
تفسير القرطبى ـ به نقل از زيد بن اسلم ـ:چون آيه «كيست كه به خدا قرضى نيكو دهد» نازل شد، ابو دحداح گفت: پدر و مادرم به فدايت، اى پيامبر خدا! خدا از ما تقاضاى قرض مى كند، در صورتى كه او از قرض كردن، بى نياز است؟
فرمود: «آرى. مى خواهد از اين طريق. شما را به بهشت ببرد».
ابو دحداح گفت: پس اگر من به پروردگارم قرض بدهم، در ازاى آن، بهشت را براى من و دخترم دحداحه، ضمانت مى كند؟
فرمود: «آرى».
ابو دحداح گفت: پس دستت را به من بده.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دست خود را به او داد. ابو دحداح گفت: من دو باغ دارم: يكى در سافله (پايين دست مدينه) و ديگرى در عاليه (بالا دست مدينه) و به خدا سوگند كه جز اين دو، چيزى ندارم. اينها را هم به خداوند متعال، قرض دادم.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله
۱.البقرة: 245.
۲.كذا في المصدر، وجاء في تفسير الثعلبي كما يلي: «قالَ: فَزَوجِي اُمُّ الدَّحدَاحِ مَعِي؟ قالَ: نَعَم. قال: الدَّحداحُ مَعِي؟ قالَ: نَعَم»، وهو الأصحّ.
۳.يَومُ التَّناد: يوم القيامة (مجمع البحرين: ج 3 ص 1765 «ندا»).
۴.العَجوَةُ: نوع من تمر المدينة (النهاية: ج 3 ص 188 «عجا»).
۵.رداح: أي ثقيل (النهاية: ج 2 ص 213 «ردح»).
۶.تفسير القرطبي: ج 3 ص 238، شعب الايمان: ج 3 ص 250 ح 3452، تفسير ابن كثير: ج 8 ص 40 كلاهما عن عبداللّه بن مسعود، تفسير الطبري: ج 2 الجزء الثاني ص 593، تفسير الثعلبي: ج 2 ص 207 كلّها نحوه، كنزالعمّال: ج 2 ص 354 ح 4224.
کلیدواژهها بهشتنام های بهشتنوید داده شدگان به بهشتشماری از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله +1 مورد دیگر
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ في قولِهِ تعالى: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَـبَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَ مِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سَابِقُم بِالْخَيْرَ تِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَ لِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ» ۱ ـ: الظالِمُ يَحومُ حَومَ نَفسِهِ، وَالمُقتَصِدُ يَحومُ حَومَ قَلبِهِ، وَالسابِقُ يَحومُ حَومَ رَبِّهِ عز و جل. ۲
امام صادق عليه السلامـ درباره سخن خداوند متعال: «سپس كتاب آسمانى را به بندگان خود كه برگزيده بوديمشان، به ميراث داديم. پس برخى آنان بر خود ستمكارند و برخى از ايشان، ميانه رو، و برخى از آنان در كارهاى نيك، به فرمان خدا پيشتازند. اين، همانا فضل بزرگ است» ـ: ستمگر بر گِرد [هواى] نفس خويش مى چرخد و ميانه رو، بر گِرد دل خويش و پيشتاز، بر محورِ پروردگار عز و جل خود.
عنه عليه السلامـ في قولِهِ تعالى: «إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» ـ: القَلبُ السَّليمُ الذي يَلقَى رَبَّهُ، وَليسَ فيهِ أحَدٌ سِواهُ، وَكُلُّ قَلبٍ فيهِ شِركٌ أو شَكٌّ فَهُوَ ساقِطٌ. ۱
امام صادق عليه السلامـ درباره سخن خداوند متعال: «مگر كسى كه دلى سالم به سوى خدا بياورد» ـ: دل سالم، دلى است كه پروردگارش را ديدار كند، در حالى كه احدى جز او در خود نداشته باشد و هر دلى كه در آن شرك يا شكّ باشد، ساقط است.
۱.الكافي: 2 / 16 / 5.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:الدُّنيا حَرامٌ عَلى أهلِ الآخِرَةِ، وَالآخِرَةُ حَرامٌ عَلى أهلِ الدُّنيا، وَالدُّنيا وَالآخِرَةُ حَرام عَلى أهلِ اللّهِ عز و جل. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دنيا بر اهل آخرت، حرام است و آخرت، بر اهل دنيا حرام است و هر دو بر اهل خداى عز و جل، حرام اند.
۱.الفردوس: 2 / 230 / 3110
عنه صلى الله عليه و آله:القَلبُ ثَلاثَةُ أنواعٍ: قَلبٌ مَشغولٌ بِالدُّنيا، وَقَلبٌ مَشغولٌ بِالعُقبى، وَقَلبٌ مَشغولٌ بِالمَولى. أمّا القَلبُ المَشغولُ بِالدُّنيا فَلَهُ الشِّدَّةُ وَالبَلاءُ، وَأمّا القَلبُ المَشغولُ بِالعُقبى فَلَهُ الدَّرَجاتُ العُلى، وَأمّا القَلبُ المَشغولُ بِالمَولى فَلَهُ الدُّنيا
وَالعُقبى وَالمَولى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دل، سه گونه است: دلِ دنياطلب، دلِ آخرت طلب و دلِ خدا خواه. دلى كه دنيا طلب باشد، سختى و رنجْ نصيب اوست و دلى كه آخرت طلب باشد، درجات بلند نصيبش شود و دلى كه خدا خواه باشد، هم دنيا دارد و هم آخرت دارد و هم خدا.
۱.المواعظ العدديّة: 146.
الإمامُ زين العابدين عليه السلام ـ في دُعائِهِ ـ:اللّهُمَّ وَإنّي أتوبُ إلَيكَ مِن كُلِّ ما خالَفَ إرادَتَكَ، أو زالَ عَن مَحَبَّتِكَ؛ مِن خَطَراتِ قَلبي، وَلَحَظاتِ عَيني، وَحِكاياتِ لِساني. ۱
امام سجّاد عليه السلام ـ در دعايش ـ:بارالها! من از هرچه با اراده تو مخالفت دارد و يا از محبّت تو به دور است، به سويت توبه مى كنم؛ از آنچه در دلم مى گذرد، نگاه هاى چشمم و گفته هاى زبانم.
۱.الصحيفة السجّادية: 126 الدعاء 31.
عنه عليه السلام ـ في الدُّعاءِ ـ:أستَغفِرُكَ مِن كُلِّ لَذَّةٍ بِغَيرِ ذِكرِكَ، وَمِن كُلِّ راحَةٍ بِغَيرِ اُنسِكَ، وَمِن كُلِّ سُرورٍ بِغَيرِ قُربِكَ، وَمِن كُلِّ شُغلٍ بغَيرِ طاعَتِكَ. ۱
امام سجّاد عليه السلام ـ در دعايش ـ:از هر لذّتى، جز [لذّت] ياد تو و از هر آسايشى، جز [آسايش] انس با تو و از هر شادى اى، جز [شادىِ]قرب تو و از هر كارى، جز طاعت تو، از تو آمرزش مى طلبم.
۱.بحارالأنوار: 94 / 151 / 21.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:القَلبُ حَرَمُ اللّهِ، فَلا تُسكِن حَرَمَ اللّهِ غَيرَ اللّهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:دل، حرم خداست. پس در حرم خدا، جز خدا را جاى مده.
۱.جامع الأخبار: 518 / 1468.
عنه عليه السلام:ما أنعَمَ اللّهُ على عَبدٍ أجَلَّ مِن أن لا يَكونَ في قَلبِهِ مَعَ اللّهِ عز و جلغَيرُهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند به هيچ بنده اى نعمتى بزرگ تر و ارزنده تر از اين نداده است كه در دل او همراه با خداى عز و جل غير او نباشد.
۱.بحارالأنوار: 70 / 249 / 25.
عنه عليه السلام:لَو يَعلَمُ النّاسُ ما في فَضلِ مَعرِفةِ اللّهِ عز و جل ما مَدّوا أعيُنَهُم إلى ما مَتَّعَ اللّهُ بِهِ الأعداءَ مِن زَهرَةِ الحَياةِ الدُّنيا وَنَعيمِها، وَكانَت دُنياهُم أقَلَّ عِندَهُم مِمّا يَطَؤونَهُ بِأرجُلِهِم، وَلَنَعِموا بِمَعرِفَةِ اللّهِ جَلَّ وَعَزَّ، وَتَلَذَّذوا بِها تَلَذُّذَ مَن لَم يَزَل في رَوضاتِ الجِنانِ مَعَ أولِياءِ اللّهِ.
إنَ مَعرِفَهَ اللّهِ عز و جل آنِسٌ مِن كُلِّ وَحشَةٍ، وَصاحِبٌ مِن كُلِّ وَحدَةٍ، وَنورٌ مِن كُلِّ ظُلمَةٍ، وَقُوَّةٌ مِن كُلِّ ضَعفٍ، وَشِفاءٌ مِن كُلِّ سُقمٍ. ۱
امام صادق عليه السلام:اگر مردم ارزش شناختِ خداى عز و جل را مى دانستند، به نعمتها و خوشيهاى زندگى دنيوى كه خداوند، دشمنان را از آن برخوردار ساخته است، چشم نمى دوختند و دنيايشان از آنچه با گامهايشان بر آن پاى مى نهند نيز كمتر مى شد و با نعمت شناخت خدا، متنعّم مى شدند و از آن، لذّت مى بردند؛ لذّت بردن كسى كه همواره در باغهاى بهشت، در كنار اولياى خداست. در حقيقتْ خداشناسى، مونسى در برابر هر بى كسى، دوستى در برابر هر
تنهايى، نورى در برابر هر تاريكى، نيرويى در برابر هر ناتوانى، و درمانى براى هر بيمارى است.
۱.الكافي: 8 / 247 / 347.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:وَالّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بَيَده: لَوَدِدتُ أنِّي أغزو في سَبيلِ اللّهِ فَاُقتَلُ، ثُمَّ أغزُو فَاُقتَلُ، ثُمَّ أغزُو فَاُقتَلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، دوست دارم كه در راه خدا بجنگم و كشته شوم، و باز بجنگم و كشته شوم، و باز هم بجنگم و كشته شوم.
۱.صحيح مسلم: 3 / 1496 / 103.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:ـ لمّا أخبَرَهُ النبيُّ صلى الله عليه و آله عَمّا تَقَعُ من الفِتَنِ بَعدَهُ ـفَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، أوَلَيسَ قَد قُلتَ لي يَومَ اُحُدٍ حَيثُ
استُشهِدَ مَنِ استُشهِدَ مِنَ المسلِمينَ، وَحِيزَت عَنّي الشَّهادَةُ، فَشَقَّ ذلكَ عَلَيَّ فَقلتَ لي: أبشِر؛ فإنَّ الشهادَةَ مِن وَرائكَ؟
فقالَ لي: إنَّ ذلكَ لَكَذلكَ، فَكيفَ صَبرُكَ إذا؟ فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، لَيسَ هذا مِن مَواطِنِ الصَّبرِ، وَلكن مِن مَواطِنِ البُشرى وَالشُّكرِ! ۱
امام على عليه السلام ـ هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از فتنه هايى كه پس از وفات ايشان در جامعه اسلامى پديد مى آيد، خبر داد، گفتم:اى پيامبر خدا! مگر در روز اُحد كه تعدادى ازمسلمانان شهيد شدند و من
از شهادت محروم ماندم و اين امر بر من گران آمد، به من نفرمودى: «مژده بادا تو را كه در آينده به شهادت خواهى رسيد؟!».
پيامبر خدا به من فرمود: «همين طور است. در آن صورت، صبر تو چگونه خواهد بود؟». گفتم: اى پيامبر خدا! اينجا، جاى صبر نيست؛ بلكه جاى شادى و شكر است!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 156.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۶