نتایج جستجو برای «عصبانیت»: ۹ حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:لَيسَ الشَّديدُ بالصُّرَعَةِ، إنَّما الشَّديدُ الَّذي يَملِكُ نَفسَهُ عِندَ الغَضَبِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پهلوانى، به زمين زدن حريف نيست؛ بلكه پهلوان كسى است كه در هنگام خشم، خويشتندار باشد.
۱.تحف العقول: 47.
عنه صلى الله عليه و آله ـ لمّا استَوصاهُ رَجُلٌ ـ:«لا تَغضَب»، قالَ الرَّجُل: فَفَكَّرتُ حِينَ قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله ما قالَ، فإذا الغَضَبُ يَجمَعُ الشَّرَّكُلَّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به مردى كه از آن حضرت، اندرزى خواست ـ:«خشمگين مشو». آن مرد مى گويد: من در سخن پيامبر خدا انديشه كردم. ديدم كه خشم، فراهم آورنده همه بديهاست.
۱.مسند ابن حنبل: 9 / 57 / 23231.
عنه صلى الله عليه و آله:وَجَبَتْ مَحَبَّةُ اللّهِ عَلى مَن غَضِبَ فَحَلُمَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دوستى خدا براى آن كه خشمگين شود و آن گاه بردبارى كند، قطعى است.
۱.تاريخ دمشق: 14 / 404 / 3622.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنّما المؤمنُ الَّذي إذا غَضِبَ لَم يُخرِجهُ غَضَبُهُ مِن حَقٍّ، وإذا رَضِيَ لَم يُدخِلهُ رِضاهُ في باطِلٍ، إذا قَدَرَ لم يَأخُذ أكثَرَ مِمّا لَهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:همانا مؤمن كسى است كه هرگاه خشمگين شود، خشمش او را از جاده حق بيرون نمى بَرد و هرگاه خشنود شود، خشنودى اش [از كسى]، او را به باطل نمى كشانَد و كسى است كه چون قدرت پيدا كند، بيشتر از آنچه حقّ اوست، نمى گيرد.
۱.الكافي: 2 / 233 / 11.
عنه عليه السلام:الغَضَبُ مِفتاحُ كُلِّ شَرٍّ. ۱
امام صادق عليه السلام:خشم، كليد همه بديهاست.
۱.الكافي: 2 / 303 / 3.
المسيحُ عليه السلام ـ لَمّا سُئلَ عن بَدءِ الغَضَبِ ـ:الكِبرُ، وَالتَجَبُّرُ، وَمَحقَرَةُ الناسِ. ۱
مسيح عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از ريشه خشم ـ:خود بزرگْ بينى و گردنفرازى و حقير شمردن مردم [ريشه خشم] است.
۱.مشكاة الأنوار: 383 / 1267.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:الحِدَّةُ ضَرْبٌ مِن الجُنونِ؛ لأنَّ صاحِبَها يَنْدَمُ، فإنْ لَم يَنْدَمْ فجُنونُهُ مُسْتَحكِمٌ. ۱
امام على عليه السلام:عصبانيت نوعى ديوانگى است زيرا آدم عصبانى پشيمان مى شود و اگر پشيمان نشود ديوانگى اش قطعى و ثابت است.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 255.
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:إنّ أميرَ المؤمنينَ عليه السلام أمرَ قَنْبراأنْ يَضرِبَ رجُلاً حَدّا، فغَلُظَ قَنبرٌ فَزادَهُ ثلاثةَ أسْواطِ، فأقادَهُ عليٌّ عليه السلام مِن قَنبرٍ ثلاثةَ أسْواطٍ. ۱
امام باقر عليه السلام:اميرالمؤمنين عليه السلام به قنبردستور داد مردى را حدّ بزند. قنبر از روى عصبانيت سه تازيانه بيشتر زد. على عليه السلام قنبر را با سه تازيانه قصاص كرد.
۱.الكافي: 7/260/1، تهذيب الأحكام: 10/148/587 نحوه.
عنه عليه السلامـ مِمّا كَتَبَ إلى محمّدِ بنِ سِنانٍ فيعِلَّةِ الطلاقِ ثلاثا ـ: وعِلَّةُ الطلاقِ ثلاثا لِمافيهِ مِن المُهلَةِ فيما بينَ الواحِدَةِ إلى الثلاثِ؛ لرَغبَةٍ تَحدُثُ أو سُكونِ غَضَبٍ إن كانَ، ولِيَكُونَ ذلكَ تَخويفا وتَأديبا للنِّساءِ وزَجِرا لهُنَّ عن مَعصيَةِ أزواجِهِنَّ فَاستَحَقَّتِ المرأةُ الفُرقَةَ والمُبايَنَةَ لدُخُولِها فيما لا يَنبَغي مِن مَعصيَةِ زَوجِها، وعِلَّةُ تَحريمِ المرأةِ بعدَ تِسعِ تَطليقاتٍ فلا تَحِلُّ لَهُ أبدا عُقوبَةً؛ لئلّا يُتَلاعَبَ بِالطلاقِ، ولا تُستَضعَفَ المرأةُ، ولِيَكُونَ ناظِرا في اُمورِهِ مُتَيَقِّظا مُعتَبِرا، ولِيَكونَ يائسا لَها مِن الاجتِماعِ بعدَ تِسعِ تَطلِيقاتٍ. ۱
امام رضا عليه السلامـ به محمّد بن سنان درباره علت سه بار طلاق ـنوشت: علت مقرر شدن سه بار طلاق اين است كه از طلاق اوّل تا سوم فرصتى است براى آن كه ميل و رغبتى به از سر گرفتن زندگى زناشويى پيش آيد يا اگر عصبانيت و خشمى در كار بوده فروكش كند و نيز براى آن كه زنان ترسان و متنبّه شوند و از نافرمانى شوهرانشان باز ايستند؛ زيرا زن از اين رو مستحق جدايى و طلاق شده است كه مرتكب عمل ناشايستِ نافرمانى از شوهرش گرديده است. علت حرمت ابدى زن بر مرد بعد از نُه طلاق اين است كه مرد، طلاق را بازيچه قرار ندهد و به زن زورگويى نكند و در كارهاى خود با چشم باز عبرت آموز بنگرد و بداند كه بعد از نُه طلاق از زندگى كردن با او براى هميشه محروم خواهد شد.
۱.علل الشرائع: 507/1.