فیلترها
نتایج جستجو برای «عمر»: ۴۴۸ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
تيسير المطالب عن ابن عمر عن النّبيّ صلى الله عليه و آلهـ أنَّهُ تَلا «تَبَـرَكَ الَّذِى بِيَدِهِ الْمُلْكُ» حَتّى بَلَغَ قَولَهُ: «أيُّكُمْ أحْسَنُ عَمَلاً» ثُمَّ قالَ ـ: أيُّكُم أحسَنُ عَمَلاً فَهُوَ أحسَنُ عَقلاً، وأورَعُ عَن مَحارِمِ اللّهِ، وأسرَعُهُم في طاعَةِ اللّهِ تَعالى. عمر، بحار الأنوار: ج 70 ص 233 ح 6." data-tip="تيسير المطالب: ص 377، مجمع البيان: ج 10 ص 484 عن ابن عمر، بحار الأنوار: ج 70 ص 233 ح 6.">۱
تيسير المطالبـ به نقل از ابن عمر ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله آيه «پر بركت و زوال ناپذير است كسى كه حكومت جهان هستى به دست اوست» را تا «كدام يك از شما بهتر عمل مى كنيد» تلاوت كرد و آن گاه فرمود: «هر يك از شما كه رفتارش نيكوتر باشد، خردى نيكوتر دارد و بيشتر از گناهان پرهيز مى كند و در بندگى خدا، شتابان تر است».
۱.تيسير المطالب: ص 377، مجمع البيان: ج 10 ص 484 عن ابن عمر، بحار الأنوار: ج 70 ص 233 ح 6.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الإمام الباقر عليه السلامـ في ذِكرِ بَعضِ ما أنزَلَ اللّهُ عَلى موسَى بنِ عِمرانَ عليه السلام ـ: فَانحَطَّ عَلَيهِ الوَحيُ. فَقالَ لَهُ: أنَا اُؤاخِذُ عِبادي عَلى قَدرِ ما أعطَيتُهُم مِنَ العَقلِ. ۱
امام باقر عليه السلامـ به هنگام ياد كردن پاره اى از آنچه خداوند بر موسى بن عمران عليه السلامنازل نمود ـ: بر او وحى فرود آمد. آن گاه، خداوند فرمود: «به اندازه خردى كه به بندگانم دادم، آنان را حسابرسى مى كنم».
۱.المحاسن: ج 1 ص 308 ح 608 عن عبيداللّه بن الوليد الوصّافي عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 1 ص 91 ح 11.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ الرَّجُلَ لَيَكونُ مِن أهلِ الصَّلاةِ وَالزَّكاةِ وَالحَجِّ وَالعُمرَةِ وَالجِهادِ، وما يُجزى يَومَ القِيامَةِ إلاّ بِقَدرِ عَقلِهِ. عمر، كنزالعمّال: ج 3 ص 382 ح 7050؛ مجمع البيان: ج 10 ص 487 نحوه." data-tip="المعجم الأوسط: ج 3 ص 251 ح 3057، تاريخ بغداد: ج 13 ص 79 و ج 2 ص 200 كلاهما نحوه وكلّها عن ابن عمر، كنزالعمّال: ج 3 ص 382 ح 7050؛ مجمع البيان: ج 10 ص 487 نحوه.">۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:انسانى كه اهل نماز، زكات، حج، عمره و جهاد است، در روز رستاخيز، به اندازه خردش پاداش داده مى شود.
۱.المعجم الأوسط: ج 3 ص 251 ح 3057، تاريخ بغداد: ج 13 ص 79 و ج 2 ص 200 كلاهما نحوه وكلّها عن ابن عمر، كنزالعمّال: ج 3 ص 382 ح 7050؛ مجمع البيان: ج 10 ص 487 نحوه.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الإمام الباقر عليه السلام:كانَ يَرى موسَى بنُ عِمرانَ عليه السلام رَجُلاً مِن بَني إسرائيلَ يُطَوِّلُ سُجودَهُ ويُطَوِّلُ سُكوتَهُ، فَلا يَكادُ يَذهَبُ إلى مَوضِعٍ إلاّ وهُوَ مَعَهُ، فَبَينا هُوَ يَومًا مِنَ
الأَيّامِ في بَعضِ حَوائِجِهِ إذ مَرَّ عَلى أرضٍ مُعشِبَةٍ تَزهو وتَهتَزُّ. قالَ: فَتَأَوَّهَ الرَّجُلُ.
فَقالَ لَهُ موسى: عَلى ماذا تَأَوَّهتَ؟
قالَ: تَمَنَّيتُ أن يَكونَ لِرَبّي حِمارٌ أرعاهُ هاهُنا.
قالَ: فَأَكَبَّ موسى عليه السلام طَويلاً بِبَصَرِهِ عَلَى الأَرضِ اغتِمامًا بِما سَمِعَ مِنهُ.
قالَ: فَانحَطَّ عَلَيهِ الوَحيُ، فَقالَ لَهُ: مَا الَّذي أكبَرتَ مِن مَقالَةِ عَبدي؟! أنَا اُؤاخِذُ عِبادي عَلى قَدرِ ما أعطَيتُهُم مِنَ العَقلِ. ۱
امام باقر عليه السلام:موسى بن عمران عليه السلام مردى از بنى اسرائيل را مى ديد كه سجده هاى طولانى مى كرد و خاموشى اش دراز بود. هر جا موسى عليه السلاممى رفت، آن مرد، وى را همراهى مى كرد.
روزى از روزها كه موسى عليه السلام به دنبال كارى بود، از زمين سرسبزى گذشت. مرد عبادت پيشه، آهى كشيد. موسى عليه السلام بدو گفت: «چرا آه مى كشى؟».
گفت: آرزو كردم كه اى كاش پروردگارم، الاغى داشت و من آن را در اين سرزمين مى چراندم.
موسى عليه السلام مدّتى طولانى چشمانش را به زمين دوخت، در حالى كه از سخن آن مرد، غمگين شده بود. بر موسى عليه السلام وحى آمد كه: «چرا سخن بنده ام بر تو گران آمد. من از بندگانم به ميزان خردشان حسابرسى مى كنم».
۱.المحاسن: ج 1 ص 308 ح 608 عن عبيداللّه بن الوليد الوصّافي، بحار الأنوار: ج 1 ص 91 ح 21 وراجع عيون الأخبار لابن قتيبة: ج 2 ص 38.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلام:العاقِلُ مَن لا يُضيعُ لَهُ نَفَسًا فيما لا يَنفَعُهُ، ولا يَقتَني ما لا يَصحَبُهُ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، آن است كه دمى را در كارهاى بى سود صرف نكند و آنچه را براى هميشه همراه او نمى ماند، ذخيره نسازد.
۱.غرر الحكم: ح 2163.
عنه عليه السلام:لَو صَحَّ العَقلُ لاَغتَنَمَ كُلُّ امرِىً مَهَلَهُ. ۱
امام على عليه السلام:اگر خرد سالم باشد، هر انسانى از فرصت هايش بهره مند مى گردد.
۱.غرر الحكم: ح 7579، عيون الحكم والمواعظ: ص 416 ح 7075.
عنه عليه السلام:مَن عَمَّرَ دارَ إقامَتِهِ فَهُوَ العاقِلُ. ۱
امام على عليه السلام:آن كه سراى جاودانه اش را آباد كند، خردمند است.
۱.غرر الحكم: ح 8298، عيون الحكم والمواعظ: ص 446 ح 7844.
عنه عليه السلام:مَن عَقَلَ تَيَقَّظَ مِن غَفلَتِهِ، وتَأَهَّبَ لِرِحلَتِهِ، وعَمَرَ دارَ إقامَتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:آن كه خردمند است، از خواب غفلت بيدار مى شود و براى سفر آخرت مهيّا مى گردد و خانه هميشگى خود را آباد مى كند.
۱.غرر الحكم: ح 8918، عيون الحكم والمواعظ: ص 434 ح 7493.
الإمام عليّ عليه السلام:لَقَد سَبَقَ إلى جَنّاتِ عَدنٍ أقوامٌ ما كانوا أكثَرَ النّاسِ لا صَومًا ولا صَلاةً ولا حَجًّا ولاَ اعتِمارًا، ولكِنَّهُم عَقَلوا عَنِ اللّهِ مَواعِظَهُ. ۱
امام على عليه السلام:گروه هايى به سوى بهشت برين، پيشى گرفتند كه بيش از ديگران، اهل روزه و نماز و حج و عمره نبودند؛ بلكه آنان پندهاى الهى را درك كردند.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 213؛ الفردوس: ج 4 ص 360 ح 7035، كنز العمّال: ج 3 ص 149 ح 5916.
عنه صلىاللهعليهوآله: لَم يُعبَدِ اللّهُ عز و جل بِشَيءٍ أفضَلَ مِنَ العَقلِ، ولا يَكونُ المُؤمِنُ عاقِلاً حَتّى يَجتَمِعَ فيهِ عَشرُ خِصالٍ: الخَيرُ مِنهُ مَأمولٌ، وَالشَّرُّ مِنهُ مَأمونٌ، يَستَكثِرُ قَليلَ الخَيرِ مِن غَيرِهِ، ويَستَقِلُّ كَثيرَ الخَيرِ مِن نَفسِهِ، ولا يَسأَمُ مِن طَلَبِ العِلمِ طولَ عُمرِهِ، ولا يَتَبَرَّمُ بِطُلاّبِ الحَوائِجِ قِبَلَهُ، الذُّلُّ أحَبُّ إلَيهِ مِنَ العِزِّ، وَالفَقرُ أحَبُّ إلَيهِ مِنَ الغِنى، نَصيبُهُ مِنَ الدُّنيَا القوتُ، وَالعاشِرةُ ومَا العاشِرَةُ: لا يَرى أحَدًا إلاّ قالَ: هُوَ خَيرٌ مِنّي وأتقى.
إنَّمَا النّاسُ رَجُلانِ فَرَجُلٌ هُوَ خَيرٌ مِنهُ وأتقى وآخَرُ هُوَ شَرٌّ مِنهُ وأدنى، فَإِذا رَأى مَن هُوَ خَيرٌ مِنهُ وأتقى تَواضَعَ لَهُ
پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله: خداوند با چيزى شايستهتر از خرد، عبادت نشد و مؤمن، خردمند نيست، مگر آن كه ده فضيلت در او جمع شود: خوبى از او اميد برود، و بدى از او انتظار نرود؛ خوبىِ اندكِ ديگران را زياد بشمرد، و خوبىهاى بسيارِ خود را كم بشمرد؛ در سراسر زندگىاش از دانشطلبى خسته نگردد؛ از رفت و آمد نيازمندان به نزد خويش، دلتنگ نشود؛ خوارى در نزد او دوستداشتنىتر از عزّت باشد؛ فقر را بهتر از ثروتمندى دوست بدارد؛ بهره او از دنيا قوت (نيازمندىهاى ضرورى زندگى) باشد؛ و امّا دهم ـ و چيست دهم؟! ـ كسى را نبيند، جز آن كه بگويد: او از من بهتر و پارساتر است.
همانا مردمان، دو دستهاند: دستهاى كه از مؤمن، بهتر و پارساترند و دستهاى ديگر، كه بدتر از او و پايينتر از وىاند. پس هنگامى كه مؤمن،
۱.الخصال: ص 433 ح 17 عن سليمان بن خالد عن الإمام الباقر عليهالسلام، علل الشرائع: ص 115 ح 11، تحف العقول: ص 443 عن الإمام الرضا عليهالسلام من دون إسنادٍ إليه صلىاللهعليهوآله وكلاهما نحوه، روضة الواعظين: ص 12 عن الإمام الباقر عليهالسلام عنه صلىاللهعليهوآله، بحار الأنوار: ج 1 ص 108 ح 4.
الإمام الحسين عليهالسلام ـ لَمّا عَبَّأَ عُمَرُ بنُ سَعدٍ أصحابَهُ لِمُحارَبَتِهِ عليهالسلام وأحاطوا بِهِ مِن كُلِّ جانِبٍ حَتّى جَعَلوهُ في مِثلِ الحَلقَةِ فَخَرَجَ عليهالسلام حَتّى أتَى النّاسَ فَاستَنصَتَهُم فَأَبَوا أن يُنصِتوا حَتّى قالَ لَهُم ـ : وَيلَكُم ما عَلَيكُم أن تُنصِتوا إلَيَّ فَتَسمَعوا قَولي، وإنَّما أدعوكُم إلى سَبيلِ الرَّشادِ. وكُلُّكُم عاصٍ لِأَمري غَيرُ مُستَمِعٍ قَولي؛ فَقَد مُلِئَت بُطونُكُم مِنَ الحَرامِ وطُبِعَ عَلى قُلوبِكُم. ۱
امام حسين عليهالسلام ـ پس از آن كه عمر بن سعد، لشكريانش را براى جنگيدن با ايشان آماده كرد و آنان ايشان را از هر سو محاصره كردند، چنان كه گويى حلقهاى بر دورش كشيدند، و پس از آن كه ايشان [از خيمه] بيرون آمد تا به نزديكى مردم رسيد و آنان را به سكوت دعوت كرد؛ ولى توجّه نكردند ـ : واى بر شما! چه مىشود اگر ساكت شويد و سخن مرا بشنويد؟ همانا من شما را به راه هدايت، دعوت مىكنم. و شما همگى مرا نافرمانى مىكنيد و به سخنم گوش نمىدهيد. به راستى كه شكم شما از حرام پُر گرديده و دلهايتان مُهر شده است.
۱.بحار الأنوار: ج 45 ص 8 نقلاً عن المناقب.
مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن بسر:أتَى النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله أعرابِيّانِ، فَقالَ أحَدُهُما: مَن خَيرُ الرِّجالِ يا مُحَمَّدُ؟
قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: مَن طالَ عُمرُهُ، وحَسُنَ عَمَلُهُ.
وقالَ الآخَرُ: إنَّ شَرائِعَ الإسلامِ قَد كَثُرَت عَلَينا، فَبابٌ نَتَمَسَّكُ بِهِ جامِعٌ.
قالَ: لا يَزالُ لِسانُكَ رَطبا مِن ذِكرِ اللّهِ عز و جل. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از عبد اللّه بن بُسر ـ: دو باديه نشين به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند. يكى از آن دو گفت: اى محمّد! بهترينِ مردان، چه مردى است؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آن مردى كه عمرش دراز و كردارش نيك باشد».
ديگرى گفت: احكام اسلام بر ما افزون شده است. دستور العملى بده كه جامع باشد و ما به آن، چنگ زنيم.
فرمود: «همواره زبانت از ياد خداوند عز و جل تَر و تازه باشد».
۱.مسند ابن حنبل: ج 6 ص 210 ح 17696 وص 214 ح 17714، السنن الكبرى: ج 3 ص 519 ح 6526، سنن الترمذي: ج 5 ص 458 ح 3375، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1246 ح 3793، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 673 ح 1822 وليس في الثلاثة الأخيرة صدره، كنز العمّال: ج 1 ص 427 ح 1841؛ الأمالي للشجري: ج 1 ص 255.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ موسَى بنَ عِمرانَ عليه السلام لَمّا ناجى رَبَّهُ قالَ: يا رَبِّ أبَعيدٌ أنتَ مِنّي فَاُنادِيَكَ، أم قَريبٌ فاُناجِيَكَ؟
فَأَوحَى اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ إلَيهِ: أنَا جَليسُ مَن ذَكَرَني.
فَقالَ موسى عليه السلام: يا رَبِّ إنّي أكونُ في حالٍ اُجِلُّكَ أن أذكُرَكَ فيها!
فَقالَ: يا موسى، اُذكُرني عَلى كُلِّ حالٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:موسى بن عمران عليه السلام آن گاه كه با پروردگارش به راز و نياز پرداخت، گفت: اى پروردگار من! آيا تو از من دورى تا كه آوازت دهم، يا نزديكى تا آهسته بخوانمت؟
خداوند عز و جل به او وحى فرمود: «من، همنشين كسى هستم كه مرا ياد كند».
موسى عليه السلام گفت: اى پروردگار من! [گاه] در وضعيتى هستم كه تو را ارجمندتر از آن مى دانم كه در آن وضع، يادت كنم!
فرمود: «اى موسى! در هر وضعيتى مرا ياد كن».
۱.التوحيد: ص 182 ح 17، عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 1 ص 127 ح 22 كلاهما عن داوود بن سليمان الفرّاء عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، علل الشرائع: ص 284 ح 1 عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 28 ح 58 من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 84 ص 175 ح 6؛ حلية الأولياء: ج 6 ص 42 عن كعب وزاد فيه «قال: وماهي؟ قال: الجنابة والغائط» قبل «فقال: يا موسى اذكرني».
امام زين العابدين عليه السلام:موسى بن عمران گفت: اى پروردگار من! خانواده تو كه در آن روزى كه سايه اى جز سايه تو نيست، آنان را در سايه عرشت در مى آورى، كيستند؟
خداوند به او وحى فرمود: «پاك دلانِ تهى دست؛ آنان كه هر گاه پروردگار خويش را ياد كنند، به ياد شكوه من مى افتند».
۱.تَرِبَ الرَّجلُ: إذا افتَقَر، أي لصق بالتراب (النهاية: ج 1 ص 184 «ترب»).
۲.المحاسن: ج 1 ص 79 ح 45 عن عبد اللّه بن ميمون القدّاح، مشكاة الأنوار: ص 253 ح 748 كلاهما عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام، بحار الأنوار: ج 13 ص 351 ح 42؛ الزهد لابن حنبل: ص 95، الأولياء لابن أبي الدنيا: ص 53 ح 37 كلاهما عن عطاء بن يسار نحوه.
مستدرك الوسائلـ به نقل از لبّ اللّباب ـ: موسى عليه السلام گفت: معبودا! خانواده تو چه كسانى هستند؟
فرمود: «آنان كه در دين با يكديگر دوستى مى ورزند، مسجدهاى مرا [از وجود و ذكر خود] آباد مى كنند و سحرگاهان، آمرزش مى طلبند؛ آنان كه هر گاه ياد من به ميان آيد، ياد كنند و آنان كه به ياد من باز آيند، چنان كه عقاب ها به لانه هايشان باز مى گردند. آنان كه هر گاه حرام هاى من روا شمرده شود، به خشم مى آيند».
الكافي عن أسباط بن سالم:دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام، فَسَأَلَنا عَن عُمَرَ بنِ مُسلِمٍ ما فَعَلَ؟ فَقُلتُ: صالِحٌ، ولكِنَّهُ قَد تَرَكَ التِّجارَةَ.
فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: عَمَلُ الشَّيطانِ ـ ثَلاثا ـ أما عَلِمَ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله اشتَرى عِيرا أتَت مِنَ الشّامِ فَاستَفضَلَ فيها ما قَضى دَينَهُ، وقَسَّمَ في قَرابَتِهِ؟! يَقولُ اللّه عز و جل: «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» ـ إلى آخِرِ الآيَةِ ـ يَقولُ القُصّاصُ: إنَّ القَومَ لَم يَكونوا يَتَّجِرونَ، كَذَبوا! ولكِنَّهُم لَم يَكونوا يَدَعونَ الصَّلاةَ في ميقاتِها، وهُوَ أفضَلُ مِمَّن حَضَرَ الصَّلاةَ ولَم يَتَّجِر. ۱
الكافىـ به نقل از اَسباط بن سالم ـ: خدمت امام صادق عليه السلام رسيديم. پرسيد: «از عمر بن مسلم، چه خبر؟».
گفتم: خوب است؛ امّا تجارت را رها كرده است.
امام صادق عليه السلام فرمود: «كار شيطان است! (سه بار). مگر نمى داند كه پيامبر صلى الله عليه و آله [كالاى] كاروانى را كه از شام آمده بود، خريد و در آن، چندان سود كرد كه قرضش را پرداخت و [باقى مانده اش را] در ميان خويشاوندانش تقسيم كرد؟ خداوند عز و جل مى فرمايد: «مردانى كه نه تجارتى و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات، باز نمى دارد [و] از روزى كه دل ها و ديده ها در آن زير و رو مى شود، مى هراسند» .
ناقلان مى گويند: اين مردان، تجارت نمى كرده اند. دروغ مى گويند! [اينان داد و ستد و تجارت مى كرده اند؛] امّا نمازِ در
۱.الكافي: ج 5 ص 75 ح 8، تهذيب الأحكام: ج 6 ص 326 ح 897.
عنه صلى الله عليه و آلهـ مِن دُعائِهِ عَقيبَ كُلِّ رَكعَتينِ مِن نَوافِلِ الزَّوالِ ـ: وَارزُقنِي الرَّهبَةَ مِنكَ، وَالرَّغبَةَ إلَيكَ، وَالخُشوعَ لَكَ، وَالوَقارَ والحَياءَ مِنكَ، وَالتَّعظيمَ لِذِكرِكَ، وَالتَّقديسَ لِمَجدِكَ أيّامَ حَياتي، حَتّى تَتَوَفّاني وأنتَ عَنّي راضٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ از دعاى ايشان پس از هر يك از نافله هاى دو ركعتى ظهر ـ: بيم از خودت را، و اميد به خودت را، و كُرنش در برابر خودت را، و آزرم و شرم از خودت را، و بزرگداشت يادت را، و مقدّس دانستن مقام با عظمتت را، در تمام مدّت عمرم، روزى ام فرما تا آن كه چون جان مرا مى ستانى، از من راضى باشى.
۱.فلاح السائل: ص 255 ح 154 عن عبد اللّه بن الحسن بن الحسن عن فاطمة بنت الحسن عن أبيها الإمام الحسن بن عليّ عليهماالسلام، مصباح المتهجّد: ص 42 ح 51، بحار الأنوار: ج 87 ص 65 ح 19.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن دُعائِهِ يَومَ صِفّينَ ـ: وأسأَ لُكَ أن تَرزُقَني. قُوَّةً في عِبادَتِكَ، ونَشاطا لِذِكرِكَ مَا استَعمَرتَني في أرضِكَ. ۱
امام على عليه السلامـ از دعاى ايشان در روز صفّين ـ: از تو درخواست مى كنم كه. نيرومندى در عبادتت و بانشاط بودن در يادت را روزى ام كنى، تا زمانى كه در زمينت، زنده ام مى دارى.
۱.مُهَج الدعوات: ص 130 عن محمّد بن النعمان الأحول عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 94 ص 239 ح 9.
شعب الإيمانـ به نقل از ابن عمر ـ: پيامبر خدا فرمود: «كسى كه در ميان غافلان به ياد خداوند باشد، همانند كسى است كه ديگران مى گريزند و او مى رزمد. كسى كه در ميان غافلان به ياد خدا باشد، همانند درختى سرسبز است در ميان درختانى كه برگ هايشان از سرماى شديد، ريخته باشد».
سنن الترمذي عن ابن عمر:قَلَّما كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقومُ مِن مَجلِسٍ حَتّى يَدعوَ بِهؤُلاءِ الدَّعَواتِ لِأَصحابِهِ:
اللّهُمَّ اقسِم لَنا مِن خَشيَتِكَ ما يَحولُ بَينَنا وبَينَ مَعاصِيكَ، ومِن طاعَتِكَ ما تُبَلِّغُنا بِهِ جَنَّتَكَ، ومِنَ اليَقينِ ما تُهَوِّنُ بِهِ عَلَينا مُصيباتِ الدُّنيا، ومَتِّعنا بِأَسماعِنا وأبصارِنا و قُوَّتِنا ما أحيَيتَنا، وَاجعَلهُ الوارِثَ مِنّا، وَاجعَل ثَأرَنا عَلى مَن ظَلَمَنا، وَانصُرنا عَلى مَن عادانا، ولا تَجعَل مُصيبَتَنا في دينِنا، ولا تَجعَلِ الدُّنيا أكبَرَ هَمِّنا، ولا مَبلَغَ عِلمِنا، ولا تُسَلِّط عَلَينا مَن لا يَرحَمُنا. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از ابن عمر ـ: كمتر پيش مى آمد كه پيامبر خدا از مجلسى برخيزد و براى يارانش چنين دعا نكند: «بار خدايا! چنان ترسى از خود، قسمت ما كن كه مانع ما از نافرمانى كردن تو شود، و [نيز] چنان طاعتى از خود كه با آن، ما را به بهشتت رسانى، و چنان يقينى كه با آن، [تحمّل]مصيبت هاى دنيا را بر ما آسان گردانى، و ما را تا زمانى كه زنده مى دارى، از شنوايى و بينايى و نيرويمان برخوردار بدار و آنها را وارث ما گردان (تا آخر عمر، برايمان باقى بدار)، و انتقام ما را از كسى كه به ما ستم كرده است، بستان، و بر ضدّ كسى كه با ما دشمنى مى كند، يارى مان رسان، و مصيبت ما را در دينمان قرار مده، و دنيا را بزرگ ترين خواست ما و نهايتِ شناخت ما مگردان، و كسى را كه به ما رحم نمى كند، بر ما مسلّط مساز».
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 528 ح 3502، الزهد لابن المبارك: ص 144 ح 431 نحوه، كنز العمّال: ج 2 ص 203 ح 3764 وراجع المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 709 ح 1934.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۴۸