فیلترها
نتایج جستجو برای «فرمانروایی»: ۴۱ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ في قَضيّةِ التَّحْكِيم ـ: إنَّ هؤلاءِ يَقُولُونَ: لَا إمْرَةَ! وَلَابُدَّ مِنْ أمِيرٍ يَعْمَلُ فِي إمْرَتِهِ المُؤْمِنُ، وَيَسْتَمْتِعُ الفَاجِرُ. ۱
امام على عليه السلامـ در قضيه حكميت ـفرمود: اينان (خوارج) مى گويند فرمانروايى ضرورتى ندارد! فرمانروايى مخصوص خداوند است)» آمده است." data-tip="در نهج البلاغة عبارت «لا امرة إلّا للّه (فرمانروايى مخصوص خداوند است)» آمده است.">۲ حال آن كه وجود فرمانروا لازم است تا در زمان حكومت او مؤمن كار خود كند و كافر بهره خود بَرَد.
عنه عليه السلام:لَايُصْلِحُ النَّاسَ إلَا أمِيرٌ؛ بَرٌّ أوْ فَاجِرٌ. ۱
امام على عليه السلام:[وضع] مردم را به سامان نياورد مگر فرمانروا؛ نيكو باشد يا بد.
۱.كنز العمّال: 14286
عنه عليه السلام:إنَّ مُعاوِيَةَ سَيَظْهَرُ عَلَيْكُمْ، قَالُوا: فَلِمَ نُقَاتِلُ إذا؟ قَالَ: لَابُدَّ لِلنّاسِ مِنْ أمِيرٍ بَرٍّ أوْ فَاجِرٍ ۱.
امام على عليه السلام:بزودى معاويه بر شما چيره خواهد شد؛ گفتند: پس، چرا با او بجنگيم؟ فرمود: مردم را ناگزير فرمانروايى بايد؛ نيكوكار باشد يا بدكار.
۱.كنز العمّال: 14366
عنه عليه السلامـ فِي الحَرُورِيَّةِ وَهُمْ يقولون: لا حُكْمَ إلّا للّهِِ ـ: الحُكْمُ للّهِِ، وَفِي الأرْضِ حُكَّامٌ، وَلكِنَّهُمْ يَقُولُونَ: لَا إمَارةَ، وَلَابُدَّ لِلنّاسِ مِنْ إمَارَةٍ؛ يَعْمَلُ فِيْها المُؤْمِنُ، ويَسْتَمْتِعُ فِيَها الفَاجِرُ وَالكَافِرُ، وَيُبَلِّغُ اللّهُ فِيهَا الأجَلَ. ۱
امام على عليه السلامـ درباره حروريه (خوارج) كه مى گفتند «حُكم و داورى جز از آن خدا نيست» ـفرمود: [آرى]حُكم [واقعا] از آنِ خداست و در زمين نيز حاكمان و داورانى هستند، اما آنان مى گويند: فرمانروايى لزومى ندارد، حال آن كه مردم را از حكومت گريزى نيست، تا مؤمن در آن حكومت، كار خويش كند و تبهكار و كافر بهره خود برند و خداوند در زمان آن هر كس را به اجل مقدّر مى رساند.
۱.كنز العمّال: 31567.
عنه عليه السلام:لَابُدّ لِلنَّاسِ مِنْ أمِيرٍ بَرٍّ أوْ فَاجِرٍ، يَعْمَلُ فِي إمْرَتِهِ المُؤْمِنُ وَيَسْتَمْتِعُ فِيهَا الكَافِرُ، وَيُبَلِّغُ اللّهُ فِيهَا الأجَلَ، ويُجْمَعُ بِهِ الفَيْءُ، وَيُقَاتَلُ بهِ العَدُوُّ، وَتَأمَنُ بِهِ السُّبُلُ، وَيُؤْخَذُ بِهِ لِلضّعِيفِ مِنَ القَوِيِّ، حَتّى يَسْتَرِيحَ بَرٌّ وَيُسْتَراحَ مِنْ فَاجِرٍ. ۱
امام على عليه السلام:مردم را ناچار فرمانروايى بايد؛ نيكوكار يا تبهكار؛ زيرا در حكومت او فرد باايمان كار خويش (اطاعت خدا) مى كند و كافر بهره خويش مى برد و خداوند با وجود حكومت، هركس را به اجل مقدّر مى رساند و به وسيله او مالياتها جمع آورى مى شود و با دشمن جنگيده مى شود و راهها امن مى گردد و حقّ ناتوان از زورمند ستانده مى شود و نيكوكار آسايش مى بيند و از تبهكار در امان مى ماند.
۱.بحار الأنوار: 75/358/72.
عنه عليه السلام:أسَدٌ حَطُومٌ خَيْرٌ مِنْ سُلْطَانٍ ظَلُومٍ، وَسُلْطانٌ ظَلُومٌ خَيرٌ مِنْ فِتَنٍ تَدُومُ. ۱
امام على عليه السلام:شير درنده بهتر است از فرمانرواى ستمگر و فرمانرواى ستمگر بهتر است از فتنه هاى ديرپاى.
۱.بحار الأنوار: 75/359/74.
كنز العمّال عن أبي البختريّ:دَخَل رَجُلٌ المَسْجِدَ فَقَالَ: لَا حُكْمَ إلّا للّهِِ، ثُمَّ قَالَ آخَرُ: لَا حُكْمَ إلّا للّهِِ، فَقَالَ عَلِيٌّ عليه السلام: لَا حُكْمَ إلّا للّهِِ «إنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَنَّكَ الّذِينَ لا يُوقِنُونَ» ۱، فَمَا تَدْرُونَ مَا يَقُولُ هؤلَاءِ، يَقُولُونَ: لَا إمَارَةَ. أيُّهَا النَّاسُ! إنَّهُ لَا يُصْلِحُكُمْ إلَا أمِيرٌ؛ بَرٌّ أوْ فَاجِرٌ.
قَالُوا: هذَا البَرُّ فَقَدْ عَرَفْنَاهُ، فَمَا بَالُ الفَاجِرِ؟
فَقَالَ: يَعْمَلُ المُؤْمِنُ، وَيُمْلَأُ لِلْفَاجِرِ، ويُبَلِّغُ اللّهُ الأجَلَ، وَتَأمَنُ سُبُلُكُمْ، وَتَقُومُ أسْواقُكُمْ، وَيُجْبى فَيْئُكُمْ، وَيُجَاهَدُ عَدُوُّكُمْ، ويُؤخَذُ لِلضَّعِيفِ مِنَ الشَّدِيدِ مِنْكُمْ. ۲
كنز العمّالـ به نقل از ابو البخترى ـ: مردى وارد مسجد شد و گفت: حُكم جز از آنِ خدا نيست. ديگرى نيز گفت: حُكم جز خدا را نشايد. در اين هنگام على عليه السلام فرمود: [البته]حكم جز از آنِ خدا نيست «همانا وعده خدا راست است. مبادا آنان كه يقين ندارند تو را بى ثبات گردانند» . شما نمى دانيد اينها چه مى گويند؟ اينها مى گويند: حكومت لازم نيست. اى مردم! [وضع] شما را به سامان نياورد مگر فرمانروا؛ نيك باشد يا تبهكار. گفتند: سخن تو درباره فرمانرواى نيكو كردار، درست، اما تبهكار چگونه؟ فرمود: مؤمن به كار خود مى پردازد و نابكار برخوردار مى شود، خداوند اجل مقدّر را مى رساند، راههايتان امن مى شود، بازارهايتان رونق مى گيرد، خراجهايتان گردآورى مى شود، با دشمنتان پيكار مى شود و حقّ ناتوان از زورمند گرفته مى گردد.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:إذَا كَانَ اُمَرَاؤكُمْ خِيَارَكُمْ، وَأغْنِيَاؤكُمْ سُمَحَاءَكُمْ، وأمْرُكُمْ شُورى بَيْنَكُمْ؛ فَظَهْرُ الأرْضِ خَيْرٌ لَكُمْ مِنْ بَطْنِهَا. وإذَا كَانَ اُمَراؤكُمْ شِرَارَكُمْ، وأغْنِيَاؤكُمْ بُخَلاءكُمْ، وَاُمُورُكُمْ إلى نِسَائكُمْ؛ فَبَطْنُ الأرْضِ خَيْرٌ لَكُمْ مِنْ ظَهْرِهَا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه فرمانروايان شما نيكانتان باشند و توانگران شما بخشندگانتان و كارهايتان با شور و مشورت، روى زمين از درون آن براى شما بهتر است، و هرگاه فرمانروايانتان بَدان شما باشند و ثروتمندانتان بخيلانتان و كار شما به دست زنانتان افتد، زير خاك از روى زمين برايتان بهتر است.
۱.تحف العقول: 36.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ لابنِ عَبّاسٍ إذْ دَخَـلَ عَلَيْهِ وَقَالَ: إنَّ الحَاجَّ قَدِ اجْتَمَعُوا لِيسْمَعُوا مِنْكَ، وَهُوَ يَخْصِفُ نَعْلاً ـ: أمَا وَاللّهِ لَهُما أحَبُّ إلَيَّ مِنْ أمْرِكُمْ هذَا، إلّا أنْ اُقِيمَ حَدّا أوْ أدْفَعَ بَاطِلاً. ۱
امام على عليه السلامـ آنگاه كه مشغول پينه زدن كفش خود بود و ابن عباس آمد و گفت: حاجيان گرد آمده اند تا سخنى از شما بشنوند ـفرمود: سوگند به خدا اين دو (لنگه كفش) را بيش از كار شما (حكومت) دوست مى دارم مگر آنكه حدّى را اجرا كنم يا باطلى را دور سازم.
۱.المناقب لابن شهرآشوب: 2/101.
نهج البلاغة عن ابنِ عبّاسٍ:دَخلتُ على أميرِ المؤمِنينَ عليه السلام بِذي قار وهوَ يَخصِفُ نَعلَه، فقالَ لِي: مَا قِيمَةُ هذَا النَّعْلِ؟ فَقُلْتُ: لَا قِيمَةَ لَهَا! فَقَالَ عليه السلام: وَاللّهِ لَهِيَ أحَبُّ إلَيَّ مِنْ إمْرَتِكُمْ، إلّا أنْ اُقِيمَ حَقّا، أوْ أدْفَعَ بَاطِلاً. ۱
نهج البلاغةـ به نقل از عبد اللّه بن عباس ـ: بر اميرالمؤمنين عليه السلام در منطقه ذى قار وارد شدم در حالى كه حضرت كفش خود را پينه مى زد. از من پرسيد: اين كفش چقدر مى ارزد؟ گفتم: ارزشى ندارد. فرمود: به خدا قسم اين را از حكومت بر شما دوست تر دارم مگر آن كه [بخواهم] حقّى را بر پا دارم يا باطلى را براندازم.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 33.
عنه عليه السلامـ فِي كِتابِه إلَى ابنِ عبّاسٍ ـ: أمّا بَعْدُ، فَلَا يَكُنْ حَظُّكَ في وِلَايتِكَ مَالاً تَسْتَفِيدُهُ، وَلَا غَيْظا تَشْتَفِيهِ، وَلكنْ إمَاتَةُ بَاطِلٍ وإحْيَاءُ حَقٍّ. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه خود به ابن عباس ـنوشت: اما بعد [از حمد]؛ مبادا بهره تو از حكومتت به دست آوردن مالى يا فرو نشاندن خشمى (انتقامگيرى) باشد. بلكه بايد بهره ات ميراندن باطلى باشد و زنده كردن حقّى.
۱.بحار الأنوار: 40/328/10.
عنه صلى الله عليه و آلهـ عندما ذُكِرَتِ الإمارةُ أو الخلافةُ عندَهُ ـ: إنْ وَلَّيتُموها عليّا وجَدْتُموهُ هادِيا مَهْدِيّا، يَسلُكُ بكُمْ علَى الطّريقِ المستقيمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ آن گاه كه از موضوع فرمانروايى يا خلافت نزد آن حضرت سخن به ميان آمد ـفرمود: اگر آن را به على بسپاريد خواهيد ديد كه رهنمايى رهيافته است و شما را در راه راست مى برد.
۱.تاريخ دمشق: 42 / 419 / 9012
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المنسوبَةِ إلَيهِ ـ: مُرُوا الأَحداثَ بِالمِراءِ وَالجِدالِ، وَ الكُهولَ بِالفِكرِ، وَالشُّيوخَ بِالصَّمتِ. ۱
امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: بر جوانان با بگو مگو و مجادله و بر ميان سالان با فكر و انديشه و بر پيران با سكوت فرمانروايى كنيد.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 285 ح 260.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:أوَّلُ مَن يَرجِعُ إلى الدنيا، الحسينُ بنُ عليٍّ عليه السلام فيُمَلَّكُ حتّى يَسقُطَ حاجِباهُ على عَينَيهِ مِن الكِبَرِ. ۱
امام صادق عليه السلام:نخستين كسى كه به دنيا بر مى گردد حسين بن على عليه السلام است. او چندان فرمانروايى مى كند كه بر اثر پيرى، ابروانش بر روى چشمانش فرو مى افتد.
۱.بحار الأنوار: 53/ 46/ 19
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:مَن أرضى سُلطانا بما يُسخِطُ اللّهَ خَرَجَ عن دِينِ اللّهِ عَزَّوجلَّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هركس با انجام كارى كه خداى را ناخشنود مى كند فرمانروايى را خشنود سازد، از دين خداوند عز و جل خارج شده است.
۱.عيون أخبار الرِّضا: 2/69/318.
عنه عليه السلام:العَدلُ نِظامُ الإمرَةِ. ۱
امام على عليه السلام:عدالت، رشته نظام بخش فرمانروايى است.
۱.غررالحكم: 774
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:اِشتَدَّ غضَبُ اللّهِ على مَن زَعَمَ أنّهُ مَلِكُ الأملاكِ، لا مَلِكَ إلّا اللّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خشم خدا سخت است بر كسى كه خود را شاهنشاه خواند، در حالى كه شاهى جز خدا نيست.
۱.كنز العمّال: 45244.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:كلُّ مالِكٍ غَيرَهُ مَملوكٌ. ۱
امام على عليه السلام:هر مالكى غير از او (خدا) مملوك است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 65.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لا تُكثِرَنَّ الدُّخولَ علَى المُلوكِ؛ فإنّهُم إن صَحِبتَهُم مَلُّوكَ، وإن نَصَحتَهُم غَشُّوكَ. ۱
امام على عليه السلام:زنهار از مراوده بسيار با شاهان؛ زيرا اين جماعت اگر با آنان مصاحبت كنى تو را ملول مى كنند و اگر تو با آنان رو راست باشى آنان با تو ناراستى مى كنند.
۱.غرر الحكم: 10321
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۱