فیلترها
نتایج جستجو برای «مجلس»: ۱۰۸ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
جامع الأحاديث للقمّي:سُئِلَ أميرُالمُؤمِنينَ عليه السلام: ما أفضَلُ ما اُعطِيَ الإِنسانُ؟
قالَ: غَريزَةُ عَقلٍ.
قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟
قالَ: فَأَخٌ مُستَشيرٌ.
قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟
قالَ: فَصَمتٌ فِي المَجالِسِ.
قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟
قالَ: فَمَوتٌ عاجِلٌ. ۱
جامع الأحاديث:از امير مؤمنان سؤال شد: برترين چيزى كه به انسان ها بخشيده شده، چيست؟
فرمود: «خردِ سرشتى».
گفته شد: اگر نباشد؟
فرمود: «برادرى كه با او مشورت شود».
گفته شد: اگر نبود؟
فرمود: «خاموشى در مجلس ها».
گفته شد: اگر اين هم نبود؟
فرمود: «مرگ زودرس».
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 194.
الإمام الصادق عليه السلام:إذا أرَدتَ أن تَختَبِرَ عَقلَ الرَّجُلِ في مَجلِسٍ واحِدٍ فَحَدِّثهُ في خِلالِ حَديثِكَ بِما لا يَكونُ، فَإِن أنكَرَهُ فَهُوَ عاقِلٌ، وإن صَدَّقَهُ فَهُوَ أحمَقُ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر گاه خواستى خرد انسانى را در يك نشستْ بيازمايى، در لا به لاى سخنت به امرى محال اشاره كن. اگر انكار كرد، خردمند است و اگر تصديق كرد، احمق است.
۱.الاختصاص: ص 245، بحار الأنوار: ج 1 ص 131 ح 28.
الإمام الحسين عليه السلام:سَأَلتُ أبي عَن مَجلِسِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يَجلِسُ ولا يَقومُ إلّا عَلى ذِكرٍ. ۱
امام حسين عليه السلام:از پدرم [امام على عليه السلام] در باره نشستن پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدم. فرمود: «پيامبر خدا، نمى نشست و بر نمى خاست، مگر با ياد كردن از خدا».
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 424؛ المناقب لابن شهر آشوب: ج 1 ص 147.
سنن الترمذي عن ابن عمر:قَلَّما كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقومُ مِن مَجلِسٍ حَتّى يَدعوَ بِهؤُلاءِ الدَّعَواتِ لِأَصحابِهِ:
اللّهُمَّ اقسِم لَنا مِن خَشيَتِكَ ما يَحولُ بَينَنا وبَينَ مَعاصِيكَ، ومِن طاعَتِكَ ما تُبَلِّغُنا بِهِ جَنَّتَكَ، ومِنَ اليَقينِ ما تُهَوِّنُ بِهِ عَلَينا مُصيباتِ الدُّنيا، ومَتِّعنا بِأَسماعِنا وأبصارِنا و قُوَّتِنا ما أحيَيتَنا، وَاجعَلهُ الوارِثَ مِنّا، وَاجعَل ثَأرَنا عَلى مَن ظَلَمَنا، وَانصُرنا عَلى مَن عادانا، ولا تَجعَل مُصيبَتَنا في دينِنا، ولا تَجعَلِ الدُّنيا أكبَرَ هَمِّنا، ولا مَبلَغَ عِلمِنا، ولا تُسَلِّط عَلَينا مَن لا يَرحَمُنا. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از ابن عمر ـ: كمتر پيش مى آمد كه پيامبر خدا از مجلسى برخيزد و براى يارانش چنين دعا نكند: «بار خدايا! چنان ترسى از خود، قسمت ما كن كه مانع ما از نافرمانى كردن تو شود، و [نيز] چنان طاعتى از خود كه با آن، ما را به بهشتت رسانى، و چنان يقينى كه با آن، [تحمّل]مصيبت هاى دنيا را بر ما آسان گردانى، و ما را تا زمانى كه زنده مى دارى، از شنوايى و بينايى و نيرويمان برخوردار بدار و آنها را وارث ما گردان (تا آخر عمر، برايمان باقى بدار)، و انتقام ما را از كسى كه به ما ستم كرده است، بستان، و بر ضدّ كسى كه با ما دشمنى مى كند، يارى مان رسان، و مصيبت ما را در دينمان قرار مده، و دنيا را بزرگ ترين خواست ما و نهايتِ شناخت ما مگردان، و كسى را كه به ما رحم نمى كند، بر ما مسلّط مساز».
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 528 ح 3502، الزهد لابن المبارك: ص 144 ح 431 نحوه، كنز العمّال: ج 2 ص 203 ح 3764 وراجع المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 709 ح 1934.
منية المريد:إنَّهُ صلى الله عليه و آله كانَ إذا فَرَغَ مِن حَديثِهِ وأرادَ أن يَقومَ مِن مَجلِسِهِ، يَقولُ: اللّهُمَّ اغفِر لَنا ما أخطَأنا وما تَعَمَّدنا، وما أسرَرنا وما أعلَنّا، وما أنتَ أعلَمُ بِهِ مِنّا، أنتَ المُقَدِّمُ وأنتَ المُؤَخِّرُ، لا إلهَ إلّا أنتَ. ۱
مُنْيةُ المُريد:پيامبر صلى الله عليه و آله هر گاه سخنش را به پايان مى رساند و مى خواست از جايش برخيزد، مى گفت: «بار خدايا! گناهانى را كه به خطا يا عمد، و در نهان يا آشكار، از ما سر زده است و تو بدانها داناتر از ما هستى، بر ما ببخشاى. تويى كه مقدّم مى دارى و تويى كه وا پس مى نهى. معبودى جز تو نيست».
۱.منية المريد: ص 220، بحار الأنوار: ج 2 ص 63 ح 13.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه مى خواهد در روز رستاخيز، برترين پيمانه مزد را دريافت كند، آخرين سخنش در مجلسش اين باشد: «منزّه است پروردگار تو، پروردگار شكوهمند، از آنچه وصف مى كنند! و درود بر فرستادگان! و ستايش، ويژه خدا، پروردگار جهانيان است» .
۱.الصافّات: 180 ـ 182.
۲.مجمع البيان: ج 8 ص 722 عن الأصبغ بن نباتة عن الإمام عليّ عليه السلام، الكافي: ج 2 ص 496 ح 3 عن أبي بصير عن الإمام الباقر عليه السلام، عدّة الداعي: ص 241 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 75 ص 468 ح 20؛ حلية الأولياء: ج 7 ص 123 عن الأصبغ بن نباتة عن الإمام عليّ عليه السلام.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ المَلائِكَةَ يَمُرّونَ عَلى حَلَقِ الذِّكرِ، فَيَقومونَ عَلى رُؤوسِهِم، ويَبكونَ لِبُكائِهِم، ويُؤمِّنونَ لِدُعائِهِم، فَإِذا صَعِدوا [إلَى] ۱ السَّماءِ، يَقولُ اللّهُ تَعالى: يا مَلائِكَتي أينَ كُنتُم؟ ـ وهُوَ أعلَمُ ـ فَيَقولونَ: يا رَبَّنا إنّا حَضَرنا مَجلِسا مِن مَجالِسِ الذِّكرِ، فَرَأَينا أقواما يُسَبِّحونَكَ ويُمَجِّدونَكَ ويُقَدِّسونَكَ، ويَخافونَ نارَكَ.
فَيَقولُ اللّهُ سُبحانَهُ: يا مَلائِكَتي، اِزوُوها عَنهُم واُشهِدُكم أنّي قَد غَفَرتُ لَهُم، وآمَنتُهُم مِمّا يَخافونَ.
فَيَقولونَ: رَبَّنا، إنَّ فيهِم فُلانا وإنَّهُ لَم يَذكُركَ!
فَيَقولُ: قَد غَفَرتُ لَهُ بِمُجالَسَتِهِ لَهُم؛ فَإِنَّ الذّاكِرينَ مَن لا يَشقى بِهِم جَليسُهُم. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرشتگان بر مجالس ذكر [خدا] مى گذرند و بر فرازِ سر ايشان مى ايستند و با گريستن آنان مى گِريند و براى دعايشان «آمين» مى گويند. و چون به آسمان بَر شوند، خداى متعال ـ با آن كه خود بهتر مى داند ـ مى پرسد: «كجا بوديد، اى فرشتگان من؟».
فرشتگان مى گويند: اى پروردگار ما! در مجلسى از مجلس هاى ذكر، حاضر شديم. مردمانى را ديديم كه تو را به پاكى و بزرگى و قداست مى ستايند و از آتش تو بيمناك اند.
خداى سبحان مى فرمايد: «اى فرشتگان من! آتش را از آنان، دور گردانيد و گواه باشيد كه ايشان را آمرزيدم، و از آنچه بيمناك اند، در امانشان داشتم».
فرشتگان مى گويند: اى پروردگار ما! فلانى هم در ميان ايشان بود و او ذكر تو را نمى گفت.
خداوند مى فرمايد: «او را هم به سبب همنشينى اش با
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ اللّهَ عز و جل يَقولُ لِمَلائِكَتِهِ عِندَ انصِرافِ أهلِ مَجالِسِ الذِّكرِ وَالعِلمِ إلى مَنازِلِهِم: اُكتُبوا ثَوابَ ما شاهَدتُموهُ مِن أعمالِهِم. فَيَكتُبونَ لِكُلِّ واحِدٍ ثَوابَ عَمَلِهِ، ويَترُكونَ بَعضَ مَن حَضَرَ مَعَهُم فَلا يَكتُبونَهُ.
فَيَقولُ اللّهُ عز و جل: ما لَكُم لَم تَكتُبوا فُلانا ألَيسَ كانَ مَعَهُم، وقَد شَهِدَهُم؟ فَيَقولونَ: يا رَبِّ، إنَّهُ لَم يَشرَك مَعَهُم بِحَرفٍ، ولا تَكَلَّمَ مَعَهُم بِكَلِمَةٍ!
فَيَقولُ الجَليلُ جَلَّ جَلالُهُ: ألَيسَ كانَ جَليسَهُم؟ فَيَقولونَ: بَلى يا رَبِّ.
فَيَقولُ: اُكتُبوهُ مَعَهُم، إنَّهُم قَومٌ لا يَشقى بِهِم جَليسُهُم. فَيَكتُبوهُ مَعَهُم.
فَيَقولُ تَعالى: اُكتُبوا لَهُ ثَوابا مِثلَ ثَوابِ أحَدِهِم. ۱
امام صادق عليه السلام:چون اهل مجلس هاى ذكر و علم به خانه هايشان باز گردند، خداوند عز و جلبه فرشتگانش مى فرمايد: «ثواب اعمالى را كه از ايشان ديده ايد، بنويسيد».
فرشتگان، براى هر يك ثواب عملش را بنويسند و يكى را كه در انجمن آنان حاضر بوده اند، وا مى نهند و برايش چيزى نمى نويسند.
خداوند عز و جل مى فرمايد: «چرا براى فلانى ننوشتيد؟ مگر نه اين كه با آنان بود و در جمعشان حضور داشت؟».
فرشتگان مى گويند: «اى پروردگار ما! او حتّى يك حرف با آنان شريك نشد و يك كلمه با ايشان هم سخنى نكرد.
خداوند عز و جل مى فرمايد: «آيا نه اين كه با آنان، همنشين بود؟».
فرشتگان مى گويند: چرا، اى پروردگار ما!
پس، خداى متعال مى فرمايد: «براى او نيز ثوابى چون ثواب يكى از آنان بنويسيد».
۱.عوالي اللآلي: ج 4 ص 8 ح 29، بحار الأنوار: ج 1 ص 202 ح 15.
الكافي عن عبّاد بن كثير:قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: إنّي مَرَرتُ بِقاصٍّ يَقُصُّ وهُوَ يَقولُ: هذَا المَجلِسُ الَّذي لا يَشقى بِهِ جَليسٌ.
قالَ: فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: هَيهاتَ، هَيهاتَ، أخطَأَت أستاهُهُمُ الحُفرَةَ ۱. إنَّ للّهِِ مَلائِكَةً سَيّاحينَ سِوَى الكِرامِ الكاتِبينَ، فَإِذا مَرُّوا بِقَومٍ يَذكُرونَ مُحَمَّدا وآلَ مُحَمَّدٍ، قالوا: قِفوا فَقَد أصَبتُم حاجَتَكُم، فَيَجلِسونَ فَيَتَفَقَّهونَ مَعَهُم، فَإِذا قاموا عادوا مَرضاهُم، وشَهِدوا جَنائِزَهُم، وتَعاهَدوا غائِبَهُم، فَذلِكَ المَجلِسُ الَّذي لا يَشقى بِهِ جَليسٌ. ۲
الكافىـ به نقل از عبّاد بن كثير ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم: من بر داستان سَرايى (نقّالى) گذشتم كه داستان نقل مى كرد و مى گفت: اين است آن مجلسى كه هر كس در آن بنشيند، محروم نمى شود.
امام صادق عليه السلام فرمود: «هيهات، هيهات! سوراخ دعا را گم كرده اند. خداوند را بجز گرامىْ فرشتگانِ نويسنده [ى اعمال بندگان]، فرشتگانى است كه دوره مى گردند و چون بر مردمى بگذرند كه از محمّد و خاندان او ياد مى كنند، مى گويند: [همين جا] بِايستيد كه به مراد خود رسيديد. پس مى نشينند و با آنان دانش مى آموزند، و چون برخيزند، از بيمارانِ آنان عيادت مى كنند و در تشييع جنازه مردگانشان حاضر مى شوند و از سفرْ رفته شان سركشى مى كنند. اين است آن مجلسى كه هر كه در آن بنشيند، محروم نمى شود».
۱.الإخطاء: الذهاب إلى خلاف الصواب مع قصد الصواب، أو مطلقا عمدا وغير عمد، والأستاه: جمع الإست؛ وهي حلقة الدبر. والمراد بالحفرة: الكنيف الذي يتغوّط فيه، وكأنّ هذا كان مثلاً سائرا يضرب لمن استعمل كلاما في غير موضعه أو أخطأ خطأً فاحشا. وقد يقال: شبّهت أفواههم بالأستاه تفضيحا لهم (مرآة العقول: ج 9 ص 84).
۲.الكافي: ج 2 ص 186 ح 3، بحار الأنوار: ج 74 ص 259 ح 57.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما جَلَسَ قَومٌ مَجلِسا يَذكُرونَ اللّهَ عز و جل فيهِ فَيَقومونَ حَتّى يُقالَ لَهُم: قوموا؛ قَد غَفَرَ اللّهُ لَكُم ذُنوبَكُم، وبُدِّلَت سَيِّئاتُكُم حَسَناتٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ گروهى براى ذكر خداوند عز و جل گِرد هم نمى نشينند، مگر آن كه چون بخواهند برخيزند، به ايشان گفته مى شود: «برخيزيد، كه خداوند، گناهان شما را آمرزيد و بدى هايتان به خوبى تبديل شده است».
۱.المعجم الكبير: ج 6 ص 212 ح 6039، شُعب الإيمان: ج 1 ص 454 ح 695، اُسد الغابة: ج 2 ص 572 نحوه وكلّها عن سهيل بن حنظلة، كنز العمّال: ج 1 ص 422 ح 1808.
عنه صلى الله عليه و آله:ما جَلَسَ قَومٌ يَذكُرونَ اللّهَ إلّا نادى بِهِم مُنادٍ مِنَ السَّماءِ: قوموا؛ فَقَد بُدِّلَت سَيِّئاتُكُم حَسَناتٍ، وغُفِرَ لَكُم جَميعا.
وما قَعَدَ عِدَّةٌ مِن أهلِ الأَرضِ يَذكُرونَ اللّهَ، إلّا قَعَدَ مَعَهُم عِدَّةٌ مِنَ المَلائِكَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ گروهى براى ذكر خدا نمى نشينند، مگر اين كه [در پايان آن مجلس،] مُنادى اى از آسمان به آنان ندا مى دهد: «برخيزيد كه بدى هايتان به خوبى بدل شده و همه شما آمرزيده شديد».
و هيچ تعدادى از زمينيان براى ذكر خدا نمى نشينند، مگر اين كه تعدادى از فرشتگان نيز با آنان مى نشينند.
۱.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 86 ح 2233، عدّة الداعي: ص 238، مشكاة الأنوار: ص 114 ح 264، روضة الواعظين: ص 428، بحار الأنوار: ج 93 ص 162 ح 42.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس در مجلسى بنشيند و در آن خدا را ياد نكند، اين، از جانب خداوند براى او كاستى به حساب مى آيد، و هر كه در بسترى بخوابد و در آن خدا را ياد نكند، بر او از جانب خدا، كاستى به شمار مى آيد.
۱.تِرَةً: أي نقصا، والهاء فيه عوض من الواو المحذوفة؛ يقال: وَتَرَه يَتِرُهُ تِرَةً. وقيل: أراد بالتِّرة هاهنا التَّبِعَة (النهاية: ج 5 ص 149 «وتر»).
۲.سنن أبي داوود: ج 4 ص 264 ح 4856 وص 314 ح 5059 مع تقديم وتأخير وكلاهما عن أبي هريرة، كنزالعمّال: ج 9 ص 142 ح 25422 وراجع مسند ابن حنبل: ج 3 ص 426 ح 9589 وصحيح ابن حبّان: ج 3 ص 133 ح 853.
عنه صلى الله عليه و آله:مَنِ اضطَجَعَ مَضجَعا لَم يَذكُرِ اللّهَ فيهِ كانَ عَلَيهِ تِرَةً يَومَ القِيامَةِ، ومَن جَلَسَ مَجلِسا لَم يَذكُرِ اللّهَ فيهِ كانَ عَلَيهِ تِرَةً يَومَ القِيامَةِ، ومَن مَشى مَمشىً لَم يَذكُرِ اللّهَ فيهِ كانَ عَلَيهِ تِرَةً يَومَ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس در بسترى بخوابد و در آن، خدا را ياد نكند، روز قيامت، آن خفتن، مايه افسوس او خواهد شد، و هر كس در مجلسى بنشيند و در آن خدا را ياد نكند، روز قيامت، آن مجلس، مايه افسوس او خواهد شد، و هر كس در راهى برود و در آن، خدا را ياد نكند، روز قيامت، آن رفتن، مايه افسوس او خواهد شد.
۱.شُعب الإيمان: ج 1 ص 403 ح 543 عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 16 ص 61 ح 43944.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن قَومٍ اجتَمَعوا في مَجلِسٍ فَلَم يَذكُرُوا اسمَ اللّهِ عز و جل، ولَم يُصَلُّوا عَلى نَبِيِّهِم، إلّا كانَ ذلِكَ المَجلِسُ حَسرَةً ووَبالاً عَلَيهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه عدّه اى در مجلسى گِرد آيند و نام خداوند عز و جل را نبرند و بر پيامبرشان درود نفرستند، آن مجلس، مايه افسوس و گزند آنان خواهد شد.
۱.الكافي: ج 2 ص 497 ح 5، عدّة الداعي: ص 231 وزاد في آخره «يوم القيامة» وكلاهما عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عليه السلام، الجعفريّات: ص 215، بحار الأنوار: ج 93 ص 161 ح 42.
عنه صلى الله عليه و آله:ما جَلَسَ قَومٌ مَجلِسا لَم يَذكُرُوا اللّهَ فيهِ ولَم يُصَلُّوا عَلى نَبِيِّهِم إلّا كانَ عَلَيهِم تِرَةً، فَإِن شاءَ عَذَّبَهُم وإن شاءَ غَفَرَ لَهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه گروهى در مجلسى بنشينند و در آن مجلس، نام خدا را نبرند و بر پيامبرشان درود نفرستند، آن مجلس، مايه افسوس آنان خواهد شد. اگر خدا خواست، عذابشان مى كند و اگر خواست، مى بخشدشان.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 461 ح 3380، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 533 ح 10281، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 674 ح 1826 كلاهما نحوه وكلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 9 ص 149 ح 25462.
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن قَومٍ يَقومونَ مِن مَجلِسٍ لا يَذكُرونَ اللّهَ فيهِ، إلّا قاموا عَن مِثلِ جِيفَةِ حِمارٍ، وكانَ لَهُم حَسرَةً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه عدّه اى مجلسى را به پايان بَرند كه در آن، نام خدا برده نشده است، چنان است كه از سرِ لاشه الاغى برخاسته اند و برايشان مايه افسوس خواهد شد.
۱.سنن أبي داوود: ج 4 ص 264 ح 4855، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 340 ح 9062، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 668 ح 1808، تاريخ بغداد: ج 9 ص 388 كلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 9 ص 135 ح 25372.
عنه صلى الله عليه و آله:ما جَلَسَ قَومٌ مَجلِسا لا يَذكُرونَ اللّهَ فيهِ، إلّا كانَ عَلَيهِم حَسرَةً يَومَ القِيامَةِ وإن كانوا مِن أهلِ الجَنَّةِ، يَرَونَ ثَوابَ كُلِّ مَجلِسٍ ذَكَرُوا اللّهَ فيهِ ولا يَرَونَ ثَوابَ ذلِكَ المَجلِسِ، فَيَكونُ عَلَيهِم حَسرَةً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه گروهى در مجلسى بنشينند و در آن، خدا را ياد نكنند، آن مجلس در روز قيامت، برايشان مايه افسوس است، اگر چه اهل بهشت باشند و ثواب هر مجلسى را كه در آن ياد خدا كرده اند، خواهند ديد؛ ولى ثواب آن مجلس را نمى بينند و از اين رو، مايه افسوس آنان مى شود.
۱.الدرّ المنثور: ج 7 ص 241 نقلاً عن ابن مردويه عن أبي هريرة.
الإمام الصادق عليه السلام:ما مِن مَجلِسٍ يَجتَمِعُ فيهِ أبرارٌ وفُجّارٌ، فَيَقومونَ عَلى غَيرِ ذِكرِ اللّهِ عز و جل، إلّا كانَ حَسرَةً عَلَيهِم يَومَ القِيامَةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:هيچ مجلسى نيست كه در آن، نيكان و بدان، گِرد هم آيند و بى ياد خداوند عز و جل از آن برخيزند، مگر آن كه در روز قيامت، آن مجلس، مايه افسوس آنان مى شود.
۱.الكافي: ج 2 ص 496 ح 1 عن الفضيل بن يسار، عدّة الداعي: ص 232 نحوه، بحار الأنوار: ج 75 ص 468 ح 20.
عنه عليه السلام:مَا اجتَمَعَ في مَجلِسٍ قَومٌ لَم يَذكُرُوا اللّهَ عز و جل ولَم يَذكُرونا، إلّا كانَ ذلِكَ المَجلِسُ حَسرَةً عَلَيهِم يَومَ القِيامَةِ.
ـ ثُمَّ قالَ: ـ قالَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام: إنَّ ذِكرَنا مِن ذِكرِ اللّهِ، وذِكرَ عَدُوِّنا مِن ذِكرِ الشَّيطانِ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر گاه گروهى در مجلسى گِرد آيند و از خداوند عز و جل و از ما ياد نكنند، آن مجلس، در روز قيامت، مايه افسوس آنان مى شود.
[پدرم] امام باقر عليه السلام فرمود: «ياد كردن از ما، ياد كردن از خداست، و ياد كردن از دشمن ما، ياد كردن از شيطان است».
۱.الكافي: ج 2 ص 496 ح 2، عدّة الداعي: ص 241 كلاهما عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 75 ص 468 ح 20.
الكافي عن هشام بن الحكم عن الإمام الرضا عليه السلامـ عِندَما سَأَلَهُ عَن أسماءِ اللّهِ وَاشتِقاقِها ـ: يا هِشامُ، اللّهُ مُشتَقٌّ مِن إلهٍ، وَالإِلهُ يَقتَضي مَألوها، وَالاِسمُ غَيرُ المُسَمّى، فَمَن عَبَدَ الاِسمَ دونَ المَعنى فَقَد كَفَرَ ولَم يَعبُد شَيئا، ومَن عَبَدَ الاِسمَ وَالمَعنى فَقَد كَفَر ۱ وعَبَدَ اثنَينِ، ومَن عَبَدَ المَعنى دونَ الاِسمِ فَذاكَ التَّوحيدُ، أفَهِمتَ يا هِشامُ؟ قالَ: فَقُلتُ: زِدني! قالَ:
إنَّ للّهِِ تِسعَةً وتِسعينَ اسما، فَلَو كانَ الاِسمُ هُوَ المُسَمّى لَكانَ كُلُّ اسمٍ مِنها إلها، ولكِنَّ اللّهَ مَعنىً يُدَلُّ عَلَيهِ بِهذِهِ الأَسماءِ، وكُلُّها غَيرُهُ. يا هِشامُ، الخُبزُ اسمٌ لِلمَأكولِ، وَالماءُ اسمٌ لِلمَشروبِ، وَالثَّوبُ اسمٌ لِلمَلبوسِ، وَالنّارُ
الكافىـ به نقل از هشام بن حكم ـ: امام رضا عليه السلام، آن گاه كه از ايشان، در باره نام هاى خدا و اشتقاق آنها پرسيد، فرمود: «اى هشام! اللّه، برگرفته از إلاه (پرستيدن) است، و إلاه، مقتضى مألوه (پرستش شونده) اى است. نام، غير از ناموَر است. پس هر كه نام، نه معنا [و ذات] را بپرستد، كافر است و در حقيقت، چيزى را نپرستيده است. هر كه نام و معنا (ذات)، هر دو را بپرستد، كافر است و دو چيز پرستيده است، و هر كه معنا را بپرستد، نه نام را، اين، توحيد است. فهميدى اى هشام؟».
گفتم: بيشتر توضيح بده.
فرمود: «خداوند، نود و نه نام دارد. بنا بر اين، اگر نام همان ناموَر باشد، براى هر نامى از اين نام ها خدايى خواهد بود؛ امّا خدا معنايى (ذاتى) است كه اين نام ها همگى بر او دلالت دارند، ولى همه اين نام ها غير از
۱.في التوحيد والموضع الآخر من الكافي: «فقد أشرك».
۲.اُناضل: أي اُجادل واُخاصم واُدافع. وفلان يناضل عن فلان: إذا رامى عنه وحاجَجَ، وتكلَّم بعذره، ودفع عنه (النهاية: ج 5 ص 72 «نضل»).
۳.الكافي: ج 1 ص 87 ح 2 وص 114 ح 2، التوحيد: ص 220 ح 13 وفيه «تنافر أعداءنا والملحدين في اللّه والمشركين» بدل «تناضل به أعداءنا والمتّخذين مع اللّه جلّ وعزّ»، الاحتجاج: ج 2 ص 203 ح 216، بحار الأنوار: ج 4 ص 157 ح 2.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۰۸