فیلترها
نتایج جستجو برای «معنای بسم الله الرحمن الرحیم»: ۸ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام العسكريّ عليه السلامـ في تَفسيرِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ـ: اللّهُ هُوَ الَّذي يَتَأَلَّهُ إلَيهِ عِندَ الحَوائِجِ وَالشَّدائِدِ كُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن كُلِّ مَن هُوَ دونَهُ، وتَقَطُّعِ الأَسبابِ مِن جَميعِ ما سِواهُ، يَقولُ: بِسمِ اللّهِ؛ أي أستَعينُ عَلى اُموري كُلِّها بِاللّهِ الَّذي لا تَحِقُّ العِبادَةُ إلّا لَهُ، المُغيثِ إذَا استُغيثَ، وَالمُجيبِ إذا دُعِيَ.
وهُوَ ما قالَ رَجُلٌ لِلصّادقِ عليه السلام: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، دُلَّني عَلَى اللّهِ ما هُوَ؟ فَقَد أكثَرَ عَلَيَّ المُجادِلونَ وحَيَّروني!
فَقالَ لَهُ: يا عَبدَ اللّهِ، هَل رَكِبتَ سَفينَةً قَطُّ؟ قالَ: نَعَم.
قالَ: فَهَل كُسِرَ بِكَ حَيثُ لا سَفينَةَ تُنجيكَ ولا سِباحَةَ
امام عسكرى عليه السلامـ در تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ـ: اللّه، آن موجودى است كه هر آفريده اى به هنگام نيازها و سختى ها، آن گاه كه اميدش از هر آنچه جز اوست، قطع و رشته ها از ما سواى او به كلّى بُريده مى شود، به او پناه مى برد، مى گويد: «بسم اللّه»؛ يعنى در همه كارهايم از آن خدايى كمك مى جويم كه پرستش، جز حقّ او نيست؛ همو كه هر گاه فريادخواهى شود، به فرياد مى رسد، و هر گاه او را بخوانند، پاسخ مى دهد.
اين، همان چيزى است كه مردى به امام صادق عليه السلام گفت: اى فرزند پيامبر خدا! مرا به خدا راه نمايى كن كه چيست؟ زيرا مجادله كنندگان، بر من هجوم آورده اند و سرگشته ام ساخته اند!
به او فرمود: «اى بنده خدا! آيا هرگز سوار كشتى شده اى؟».
گفت: آرى.
فرمود: «آيا شده كه كشتى ات درهم شكند و نه
۱.الوَصْمُ: العَيب والعار. يقال: ما في فلان وَصمة (الصحاح: ج 5 ص 2052 «وصم»).
۲.الأنعام: 40 و 41.
۳.التوحيد: ص 230 ح 5، معاني الأخبار: ص 4 ح 2 وفيه إلى «حيث لا مغيث»، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 21 ح 5 و 6 و 7 وص 27 ح 9 كلّها عن محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار، بحار الأنوار: ج 92 ص 232 ح 14 وص 240 ح 48.
التوحيد عن الحسن بن عليّ بن فضّال:سَأَلتُ الرِّضا عَليَّ بنَ موسى عليه السلام عَن «بِسمِ اللّهِ»، قالَ: مَعنى قَولِ القائِلِ: «بِسمِ اللّهِ» أي أسِمُ عَلى نَفسي سِمَةً مِن سِماتِ اللّهِ عز و جلوهِيَ العِبادَةُ.
قالَ: فَقُلتُ لَهُ: مَا السِّمَةُ؟ فَقالَ: العَلامَةُ. ۱
التوحيدـ به نقل از حسن بن على بن فضّال ـ: از امام رضا عليه السلام در باره «بسم اللّه» پرسيدم. فرمود: «وقتى كسى مى گويد: بسم اللّه، يعنى سِمه اى از سِمات خداوند برخود مى نهم و آن، سِمه بندگى است». ۲
گفتم: «سِمه» چيست؟
فرمود: «نشانه».
الإمام الصادق عليه السلام:لَقَد دَخَلَ عَبدُ اللّهِ بنُ يَحيى عَلى أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام فَقالَ:. يا أميرَ المُؤمِنينَ، ما تَفسيرُ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ؟ قالَ عليه السلام: إنَّ العَبدَ إذا أرادَ أن يَقرَأَ أو يَعمَلَ عَمَلاً ويَقولُ «بِسمِ اللّهِ»: أي بِهذَا الاِسمِ أعمَلُ هذَا العَمَلَ، فَكُلُّ أمرٍ يَعمَلُهُ يَبدَأُ فيهِ ب «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» فَإِنَّهُ يُبارَكُ لَهُ فيهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:عبد اللّه بن يحيى بر اميرمؤمنان وارد شد و گفت:. اى امير مؤمنان! تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» چيست؟
فرمود: «بنده، هر گاه بخواهد بخواند ۲ يا كارى انجام دهد و بسم اللّه بگويد، معنايش اين است كه من با اين نام، اين كار را انجام مى دهم. پس، هركارى را كه انجام مى دهد، با بسم اللّه الرحمن الرحيم آغاز كند، در آن كار به او بركت داده مى شود».
معاني الأخبار عن صفوان بن يحيى عمّن حدّثه عن الإمام الصادق عليه السلام:أنَّهُ سُئِلَ عَن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ؟ فَقالَ: الباءُ بَهاءُ اللّهِ، وَالسِّينُ سَناءُ اللّهِ، وَالميمُ مُلكُ اللّهِ. قالَ:
قُلتُ: اللّهُ؟
قالَ: الأَلِفُ آلاءُ اللّهِ عَلى خَلقِهِ مِنَ النِّعَمِ بِوِلايَتِنا، وَاللّامُ إلزامُ اللّهِ خَلقَهُ وِلايَتَنا. قُلتُ: فَالهاءُ؟
فَقالَ: هَوانٌ لِمَن خالَفَ مُحَمَّدا وآلَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِم. قُلتُ: الرَّحمنُ؟
قالَ: بِجَميعِ العالَمِ. قُلتُ: الرَّحيمُ؟
قالَ: بِالمُؤمِنينَ خاصَّةً. ۱
معانى الأخبارـ به نقل از صفوان بن يحيى، از كسى كه از امام صادق عليه السلام روايت كرده است ـ: از امام [صادق عليه السلام] در باره «بسم اللّه الرحمن الرحيم» سؤال شد. فرمود: «باء، به معناى بهاى (نورانيّت / زيبايى) خداست، سين به معناى سناى (رفعت) خدا، ميم به معناى مُلك (سلطنت و مالكيت) خدا».
گفتم: «اللّه» چه؟
فرمود: «الف به معناى آلاء (نعمت هاى) خدا كه نعمت ولايت ما را به خلقش ارزانى داشته است، لام به اين معناست كه خداوند، خلقش را به ولايت ما ملزم ساخته است».
گفتم: «هاء» چه؟
فرمود: «اشاره به هوان (خوارى) كسى كه با محمّد و خاندان محمّد ـ كه درودهاى خدا بر ايشان باد ـ، مخالف است».
گفتم: «الرحمن» چه؟
فرمود: «به معناى رحمتش نسبت به همه عالم».
گفتم: «الرحيم» چه؟
فرمود: «به معناى رحمتش در خصوص مؤمنان».
۱.معاني الأخبار: ص 3 ح 2، التوحيد: ص 230 ح 3، بحار الأنوار: ج 92 ص 231 ح 12.
الكافي عن عبد اللّه بن سنان:سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن تَفسيرِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ، قالَ:
الباءُ بَهاءُ اللّهِ، وَالسِّينُ سَناءُ اللّهِ، وَالميمُ مَجدُ اللّهِ ـ ورَوى بَعضُهُم: الميمُ مُلكُ اللّهِ ـ، وَاللّهُ إلهُ كُلِّ شَيءٍ، الرَّحمنُ بِجَميعِ خَلقِهِ، وَالرَّحيمُ بِالمُؤمِنينَ خاصَّةً ۱. ۲
الكافىـ به نقل از عبد اللّه بن سنان ـ: از امام صادق عليه السلام در باره تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» پرسيدم. فرمود: «باء، [اشاره به] بهاى خداست، سين، به سناى خدا، ميم، به مجد (شكوه و بزرگوارى) خدا».
برخى روايت كرده اند [كه فرمود]: «ميم، به مُلك خدا [اشاره دارد] و اللّه، به اين كه او معبود هر چيزى است و رحمان، به مهربانى او با همه خلقش، و رحيم، به مهربانى اش با مؤمنان».
۱.الكافي: ج 1 ص 114 ح 1، التوحيد: ص 230 ح 2، معاني الأخبار: ص 3 ح 1، تفسير القمّي: ج 1 ص 28 عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 92 ص 231 ح 11.
۲.علّامه مجلسى رحمه الله، در باره عبارت «باء، بهاى خداست» مى گويد: از بسيارى از اخبار، چنين پيداست كه حروف مفرده، وضع ها و معانى متعدّدى دارند كه جز حجّت هاى الهى، كسى آنها را نمى داند، و اين، يكى از ابعاد علوم ايشان و استنباطشان از قرآن است. اهل سنّت، در باره «الم (الف. لام. ميم)» از ابن عبّاس روايت كرده اند كه: الف، به معناى آلاء (نعمت هاى) خداست، و لام به معناى لطف او، و ميم، نشانگر مُلك او. «بهاء»، به معناى زيبايى و نيكويى است، «سناء»، به معناى رفعت و بلندى، و «مجد»، به معناى بزرگوارى و شرافت.
ممكن است اين مطلب بر پايه اشتقاق كبير و مناسبت ذاتى ميان الفاظ و معانى آنها باشد. بنا بر اين، «باء»، چون مشترك ميان معناى حرفى و بهاء است، پس بايد ميان معانى آن دو، مناسبتى باشد. همچنين است «اسم» و «سناء»؛ چون در «سين» اشتراك دارند. پس در معناى بلندى و رفعت نيز اشتراك دارند.
نيز «اسم»، چون با «مجد» و «ملك» (در حرف ميم) اشتراك دارند، پس بايد ميان معانى آنها نيز مناسبتى باشد. اين خود، موضوع پُردامنه اى در لغت است كه براى اهل تحقيق و جستجو، كه مبانى و معانى را شناخته باشند، روشن مى شود. پس مراد از اين جمله ايشان كه: «سين، سناى خداست»، اين است كه وجود اين حرف (سين) در كلمه «اسم»، مناط حصول اين معنا در آن است. به همين سان است بقيّه عبارات حديث.
تأمّل در اين مطلب، شدّت استبعاد از ظاهر اين كلام را از بين مى برد. اين بود آنچه در اين جا به ذهن رسيد. شايد اين برداشت، به حقيقت نزديك تر باشد تا آنچه يكى از بزرگان آورده و گفته است: چون تفسير آن بر حسب معناى حرف اضافه است، و از طرفى «اسم»، براى كسى كه آشنا به زبان باشد، نيازى به بيان ندارد، لذا ايشان بر حسب مدلولات دور، پاسخ داده است، يا چون تبرّكا و بيرون از مدلول اوّل به كار رفته است، آن را به غير آن از آنچه در تبرّك لحاظ مى شود، تفسير كرده است، و مراد از اين تفسير، يا اين است كه اين حروف، چون در آغاز اين كلمات، دالّ بر اين صفات هستند، تبرّكا اخذ شده اند، يا اين كه اين حروف بر اين معانى دلالت دارند يا به اين دليل كه با اين معانى كه براى آنها وضع شده اند، مناسبت دارند، و چون در آغاز اين كلمات قرار دارند، لذا مناسبتشان از ديگر حروف آن کلمات، بيشتر و دلالتشان بر معانى آنها قوى تر است، و يا به اين دليل كه چون حرف «باء» دلالت بر ارتباط و اضافه دارد، و مناط ارتباط و اضافه به چيزى هم يافتن زيبايى و حُسن مطلوب براى طالب است، پس اين حرف، دلالت بر حسن و بها دارد كه خود، مطلوب هر طالبى است. پس، بر اين پايه به «بهاء اللّه» تفسير شده است. همچنين چون «اسم» از ماده «سُمُوّ» گرفته شده است كه دلالت بر رفعت و بلندى و بزرگوارى و شرافت دارد. پس هر يك از دو حرف به اضافه ديگرى دلالت بر آن مطلوب دارد. پس به دلالت بر «سناء»، از باب مناسبت به «سين» نسبت داده شده است و آن را به سناى خدا تفسير كرده است. دلالت بر مجد يا ملك نيز بر همين پايه مناسبت، به ميم نسبت داده شده و آن را به مجد يا به روايت ديگرى به ملك، تفسير كرده است.
و «اللّه، به اين كه او معبود هر چيزى است»؛ يعنى مستحق و سزاوار عبوديت براى هر چيزى است. «رحمان به مهربانى او با همه خلقش»، بدان كه رحمان، مبالغه اى بيشتر از رحيم دارد؛ چرا كه بسيارى مبنا بر بسيارى معنا دلالت دارد. رحمان را يك بار به اعتبار كمّيّت در نظر مى گيريم و يك بار به اعتبار كيفيّت. بنا بر اعتبار اوّل، گفته شده است: «يا رحمن الدنيا»، چون مهرورزى او مؤمن و كافر را در بر مى گيرد، و «رحيم الآخرة»، چون در آخرت، مهر و رحمت او اختصاص به مؤمنان دارد. بنا بر اعتبار دوم، گفته شده است: «يا رحمن الدنيا والآخرة و رحيمهما»، كه رحمان بر نعمت هاى بزرگ، اختصاص داده شده است و رحيم به نعمت هاى غير بزرگ. دومى نيز احتمال دارد كه بر وجه اوّل حمل شود؛ يعنى در هر دو سرا، رحمان است با نعمت هاى عام، و در هر دو سرا، رحيم است با نعمت هاى خاص؛ يعنى هدايت و توفيق در دنيا و نسبت درجات آن. وجه اخير در اين خبر، ظهور بيشترى دارد (مرآة العقول: ج 2 ص 37).
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» سُنَّةُ اللّهِ، سَبَقَت رَحمَةُ اللّهِ غَضَبَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:«بسم اللّه الرحمن الرحيم»، قانون خداست. رحمت خدا بر غضب او پيشى دارد.
۱.الاختصاص: ص 45، بحار الأنوار: ج 9 ص 338 ح 20.
الإمام عليّ عليه السلامـ في مَعنى بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ ـ: إنَّ قَولَكَ «اللّهُ» أعظَمُ اسمٍ مِن أسماءِ اللّهِ. ۱
امام على عليه السلامـ در باره معناى «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ـ: كلمه «اللّه»، بزرگ ترين نام از نام هاى خداست.
۱.التوحيد: ص 231 ح 5، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 27 ح 9 كلاهما عن محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار عن الإمام العسكري عن الإمام زين العابدين عن الإمام الحسين عن الإمام الحسن عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 92 ص 232 ح 14 وص 244 ح 48. اُنظر تمام الحديث في ص 182 ح 537.
التوحيد عن محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار عن الحسن بن عليّ [العسكريّ] عليه السلام:قامَ رَجُلٌ إلى عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عليه السلام فَقالَ: أخبِرني عَن مَعنى «بِسمِ اللّهِ الرَّحمـنِ الرَّحيمِ».
فَقالَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليه السلام: حَدَّثَني أبي عَن أخيهِ الحَسَنِ عَن أبيهِ أميرِالمُؤمِنينَ عليه السلام: أنَّ رَجُلاً قامَ إلَيهِ فَقالَ: يا أميرَ المُؤمِنينَ، أخبِرني عَن «بِسمِ اللّهِ الرَّحمـنِ الرَّحيمِ» ما مَعناهُ؟ فَقالَ: إنَّ قَولَكَ: «اَللّهُ» أعظَمُ اسمٍ مِن أسماءِ اللّهِ عز و جل، وهُوَ الاِسمُ الَّذي لا يَنبَغي أن يُسَمّى بِهِ غَيرُ اللّهِ، ولَم يَتَسَمَّ بِهِ مَخلوقٌ.
فَقالَ الرَّجُلُ: فَما تَفسيرُ قَولِهِ: «اَللّهُ»؟
قالَ: هُوَ الَّذي يَتَأَلَّهُ إلَيهِ عِندَ الحَوائِجِ
التوحيدـ به نقل از محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار، از امام عسكرى عليه السلام ـ: مردى نزد امام زين العابدين عليه السلام آمد و گفت: مرا از معناى «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» آگاه كن. امام زين العابدين عليه السلام فرمود: «پدرم (امام حسين عليه السلام) از برادرش حسن عليه السلام از پدرش امير مؤمنان حديث كرد كه مردى نزد او آمد و گفت: اى امير مؤمنان! مرا از معناى «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» آگاه كن.
على عليه السلام فرمود: اين كه مى گويى: اللّه، يعنى بزرگ ترين نام خدا و آن، نامى است كه نام گذارىِ جز خدا به آن، روا نيست و مخلوقى را بِدان، نام نمى گذارند.
مرد پرسيد: تفسير «اللّه» چيست؟ فرمود: او كسى است كه هر مخلوقى در نيازها و سختى ها و به هنگام قطع اميد از غير او و