فیلترها
نتایج جستجو برای «نماز»: ۵۷۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
امام على عليه السلام:بچه ها دندان هاى شيرى شان در هفت سالگى مى افتد؛ در نُه سالگى به نماز وا داشته مى شوند؛ در ده سالگى جاى خوابيدن آنان جدا مى گردد؛ در چهارده سالگى، بالغ مى شوند؛ تا بيست و يك سالگى قد مى كشند و تا بيست و هشت سالگى خِردشان رشد مى كند، بجز تجربه [كه پس از آن نيز زمينه رشد دارد].
عنه صلى الله عليه و آله:تَبارَكَ الَّذي قَسَّمَ العَقلَ بَينَ عِبادِهِ أشتاتًا، إنَّ الرَّجُلَينِ لَيَستَوي
عَمَلُهُما وبِرُّهُما وصَومُهُما وصَلاتُهُما، ولكِنَّهُما يَتَفاوَتانِ فِي العَقلِ كَالذَّرَّةِ في جَنبِ اُحُدٍ، وما قَسَمَ اللّهُ لِخَلقِهِ حَظًّا هُوَ أفضَلُ مِنَ العَقلِ وَاليَقينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خجسته است آن كه خرد را ميان بندگانش گوناگون قسمت كرد.
گاه، دو انسان، كردار، نيكى ها، روزه و نمازشان برابر است؛ امّا در خرد، متفاوت اند، مانند ذره اى در كنار كوه اُحُد. خداوند، بهره اى برتر از خرد و يقين در ميان آفريدگانش قسمت نكرد.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 382 ح 7053 نقلاً عن الحكيم عن طاووس.
حلية الأولياء عن أبي أيّوب الأنصاريّ عن النّبيّ صلى الله عليه و آله:إنَّ الرَّجُلَينِ لَيَتَوَجَّهانِ إلَى المَسجِدِ فَيُصَلِّيانِ، فَيَنصَرِفُ أحَدُهُما وصَلاتُهُ أوزَنُ مِن اُحُدٍ، ويَنصَرِفُ الآخَرُ وما تَعدِلُ صَلاتُهُ مِثقالَ ذَرَّةٍ. فَقالَ أبو حُمَيدٍ السّاعِدِيُّ: وكَيفَ يَكونُ ذلِكَ يا رَسولَ اللّهِ؟
قالَ: إذا كانَ أحسَنَهُما عَقلاً.
قالَ: وكَيفَ يَكونُ ذلِكَ؟
قالَ: إذا كانَ أورَعَهُما عَن مَحارِمِ اللّهِ، وأحرَصَهُما عَلَى المُسارَعَةِ إلَى الخَيرِ، وإن كانَ دونَهُ فِي التَّطَوُّعِ. ۱
حلية الأولياءـ به نقل از ابو ايّوب انصارى ـ: پيامبر خدا فرمود: «دو مرد وارد مسجد مى شوند و نماز مى گزارند. آن گاه باز مى گردند، حال آن كه نمازِ يكى، سنگين تر از كوه اُحُد است و نماز ديگرى، همسنگ ذرّه اى نيست».
ابو حميد ساعدى پرسيد: چگونه چنين مى شود، اى پيامبر خدا؟
فرمود: «اگر يكى خردمندتر باشد».
باز پرسيد: چگونه مى شود؟
فرمود: «اگر يكى در مقابل گناهان، خودنگه دارتر باشد و در انجام دادن خوبى ها شتاب و ولع بيشترى به خرج دهد، گرچه در امور مستحبّى، از ديگرى پايين تر باشد».
۱.حلية الأولياء: ج 1 ص 362، الفردوس: ج 3 ص 212 ح 4604، المعجم الكبير: ج 4 ص 149 ح 3970 وفيهما إلى «مثقال ذرّة»، كنز العمّال: ج 3 ص 381 ح 7049.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الإمام الصادق عليه السلام:ما أنتُم وَالبَراءَةُ؛ يَبرَأُ بَعضُكُم مِن بَعضٍ! إنَّ المُؤمِنينَ بَعضُهُم أفضَلُ مِن بَعضٍ، وبَعضُهُم أكثَرُ صَلاةً مِن بَعضٍ، وبَعضُهُم أنفَذُ بَصَرا مِن بَعضٍ، وَهِيَ الدَّرَجاتُ. ۱
امام صادق عليه السلام:شما و تبرّى جُستن چرا؟ كه برخى از شما از برخى ديگر تبرّى مى جوييد. همانا بعضى از مؤمنان از برخى برترند، برخى نمازشان بيشتر است، و برخى نگاهى نافذتر دارند؛ و اين است معناى درجات.
۱.الكافي: ج 2 ص 45 ح 4 عن الصباح بن سيابة، بحار الأنوار: ج 69 ص 168 ح 7.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الكافي عن إسحاق بن عمّار عن الإمام الصادق عليه السلام، قال:قُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ، إنَّ لي جارًا كَثيرَ الصَّلاةِ كَثيرَ الصَّدَقَةِ كَثيرَ الحَجِّ لا بَأسَ بِهِ.
فَقالَ: يا إسحاقُ، كَيفَ عَقلُهُ؟
قُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ، لَيسَ لَهُ عَقلٌ.
فَقالَ: لا يُرتَفَعُ بِذلِكَ مِنهُ. ۱
الكافىـ به نقل از اسحاق بن عمّار ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم: جانم فدايت! همسايه اى دارم كه بسيار نماز مى خواند، بسيار صدقه مى دهد، بسيار حج به جاى مى آورد و مردى درستكار است.
فرمود: «اى اسحاق! خرد او چگونه است؟».
گفتم: جانم به قربانت! از خرد، بى بهره است.
فرمود: «به همين جهت، اعمالش پذيرفته نمى شود».
۱.الكافي: ج 1 ص 24 ح 19.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:إذا رَأيتُمُ الرَّجُلَ كَثيرَ الصَّلاةِ كَثيرَ الصِّيامِ، فَلا تُباهوا بِهِ حَتّى تَنظُروا كَيفَ عَقلُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر فردى را بسيار نمازگزار و بسيار روزه گير يافتيد، به وى مباليد تا در چگونگى خردش بنگريد.
۱.الكافي: ج 1 ص 26 ح 28 عن الإمام الصادق عليه السلام.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ الرَّجُلَ لَيَكونُ مِن أهلِ الصَّلاةِ وَالزَّكاةِ وَالحَجِّ وَالعُمرَةِ وَالجِهادِ، وما يُجزى يَومَ القِيامَةِ إلاّ بِقَدرِ عَقلِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:انسانى كه اهل نماز، زكات، حج، عمره و جهاد است، در روز رستاخيز، به اندازه خردش پاداش داده مى شود.
۱.المعجم الأوسط: ج 3 ص 251 ح 3057، تاريخ بغداد: ج 13 ص 79 و ج 2 ص 200 كلاهما نحوه وكلّها عن ابن عمر، كنزالعمّال: ج 3 ص 382 ح 7050؛ مجمع البيان: ج 10 ص 487 نحوه.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶
سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
الإمام عليّ عليه السلام:لَقَد سَبَقَ إلى جَنّاتِ عَدنٍ أقوامٌ ما كانوا أكثَرَ النّاسِ لا صَومًا ولا صَلاةً ولا حَجًّا ولاَ اعتِمارًا، ولكِنَّهُم عَقَلوا عَنِ اللّهِ مَواعِظَهُ. ۱
امام على عليه السلام:گروه هايى به سوى بهشت برين، پيشى گرفتند كه بيش از ديگران، اهل روزه و نماز و حج و عمره نبودند؛ بلكه آنان پندهاى الهى را درك كردند.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 213؛ الفردوس: ج 4 ص 360 ح 7035، كنز العمّال: ج 3 ص 149 ح 5916.
الإمام الباقر عليهالسلام: قالَ النَّبِيُّ صلىاللهعليهوآله: إنَّ خِيارَكُم اُولُو النُّهى. ۱
قيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، ومَن اُولُو النُّهى؟
قالَ: هُم اُولُو الأَخلاقِ الحَسَنَة وَالأَحلامِ الرَّزينَةِ وصِلَةِ الأَرحامِ، وَالبَرَرَةُ بِالاُمَّهاتِ وَالآباءِ، وَالمُتَعاهِدونَ ۲ لِلفُقَراءِ وَالجيرانِ وَاليَتامى، ويُطعِمونَ الطَّعامَ، ويُفشونَ السَّلامَ فِي العالَمِ، ويُصَلّونَ وَالنّاسُ نِيامٌ غافِلونَ. ۳
امام باقر عليهالسلام: پيامبر خدا فرمود: «بهترينِ شما، خردمندان هستند».
گفته شد: اى پيامبر خدا! خردمندان كيستند؟
فرمود: «آنان، كسانى هستند كه از اخلاق نيكو برخوردارند، بردبار و باوقارند، به خويشان رسيدگى مىكنند و به پدران و مادران، نيكى روا مىدارند، به تهىدستان و همسايگان و يتيمانْ سركشى مىكنند، اطعام مىكنند، سلام را در جهان آشكار مىكنند، و هنگامى كه خوابْ مردمان را ربوده و در غفلتاند، آنان نماز مىگزارند».
مسند ابن حنبل عن معاذ عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله، قال:إنَّ رَجُلاً سَأَلَهُ فَقالَ: أيُّ المُجاهِدينَ أعظَمُ أجرا؟
قالَ: أكثَرُهُم للّهِِ تَبارَكَ وتَعالى ذِكرا. قالَ: فَأَيُّ الصائِمينَ أعظَمُ أجرا؟
قالَ: أكثَرُهُم للّهِِ تَبارَكَ وتَعالى ذِكرا.
ثُمَّ ذَكَرَ لَنَا الصَّلاةَ، وَالزَّكاةَ، وَالحَجَّ، وَالصَّدَقَةَ، كُلُّ ذلِكَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: أكَثرُهُم للّهِِ تَبارَكَ وتَعالى ذِكرا. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از مُعاذ ـ: مردى از پيامبر خدا بپرسيد: پاداش كدام مجاهدان، بزرگ تر است؟
فرمود: «آنان كه بيشتر خداوند ـ تبارك و تعالى ـ را ياد كنند».
پرسيد: پاداش كدام روزه داران، بزرگ تر است؟
فرمود: «آنان كه بيشتر خداوند ـ تبارك و تعالى ـ را ياد كنند».
به همين سان [آن مرد] از نماز و زكات و حجّ و صدقه (/ زكات) پرسيد و هر بار، پيامبر خدا مى فرمود: «آنان كه بيشتر خداوند ـ تبارك و تعالى ـ را ياد كنند».
۱.مسند ابن حنبل: ج 5 ص 309 ح 15614، المعجم الكبير: ج 20 ص 186 ح 407، تفسير ابن كثير: ج 6 ص 416، كنز العمّال: ج 1 ص 428 ح 1846 وراجع الزهد لابن المبارك: ص 501 ح 1429.
عنه عليه السلامـ مِن دُعائِهِ بَعدَ صَلاةِ العِشاءِ ـ: اللّهُمَّ اجعَلني مِمَّن يُكثِرُ ذِكرَكَ، ويُتابِعُ شُكرَكَ، ويَلزَمُ عِبادَتَكَ. ۱
امام على عليه السلامـ از دعاى ايشان پس از نماز عشا ـ: بار خدايا! مرا از آنانى قرار ده كه فراوان ياد تو مى كنند و پياپى، سپاسِ تو مى گويند و پيوسته به عبادت تو مى پردازند.
۱.فلاح السائل: ص 439 ح 302، بحار الأنوار: ج 86 ص 113 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِأَبي رَزينٍ ـ: يا أبا رَزينٍ، إذا خَلَوتَ فَحَرِّك لِسانَكَ بِذِكرِ اللّهِ عز و جل، فَإِنَّكَ لا تَزالُ في صَلاةٍ ما ذَكَرتَ رَبَّكَ؛ إن كُنتَ في عَلانِيَةٍ فَكَصَلاةِ العَلانِيَةِ، وإن كُنتَ خالِيا فَكَصَلاةِ الخَلوَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به ابو رَزين ـ: اى ابو رزين! هر گاه خلوت كردى، زبانت را به ذكر خداوند عز و جل بجنبان؛ زيرا تا زمانى كه ذكر پروردگارت را بگويى، پيوسته در حال نمازى. اگر در آشكار باشى، مانند نمازِ آشكار است، و اگر در خلوت باشى، مانند نمازِ در خلوت است.
۱.اُسد الغابة: ج 6 ص 106، حلية الأولياء: ج 1 ص 366 كلاهما عن عبد الرحمن بن عوف.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:تا زمانى كه خدا را ياد كنى، ايستاده باشى يا نشسته، در بازار يا در انجمن و يا هر كجاى ديگر كه باشى، پيوسته در حال نماز و عبادتى.
الإمام الباقر عليه السلام:لا يَزالُ المُؤمِنُ في صَلاةٍ ما كانَ في ذِكرِ اللّهِ عز و جل؛ قائِما كانَ أو جالِسا أو مُضطَجِعا، إنَّ اللّهَ تَعالى يَقولُ: «الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَـمًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَـذَا بَـطِلاً سُبْحَـنَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» ۱. ۲
امام باقر عليه السلام:مؤمن، تا زمانى كه خدا را ياد كند، ايستاده باشد يا نشسته و يا دراز كشيده، پيوسته در حال نماز است. خداوند متعال مى فرمايد: «آنان كه خدا را، ايستاده و نشسته و به پهلو خفته، ياد مى كنند و در آفرينش آسمان ها و زمين مى انديشند، [مى گويند:] اى پروردگار ما! تو اين همه را بيهوده نيافريده اى. منزّهى تو! پس ما را از عذاب آتش [دوزخ]، نگه دار» .
عنه صلى الله عليه و آله:ما مِن عَبدٍ يَقومُ بِفَلاةٍ مِنَ الأَرضِ يُريدُ الصَّلاةَ، إلّا تَزَخرَفَت لَهُ الأَرضُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ بنده اى نيست كه در بيابانى از زمين به قصد نماز بِايستد، مگر آن كه زمين برايش آراسته مى شود.
۱.مسند أبي يعلى: ج 4 ص 148 ح 4096، تنبيه الغافلين: ص 537 ح 868 كلاهما عن أنس، كنز العمّال: ج 1 ص 423 ح 1817 نقلاً عن أبي الشيخ في كتاب العظمة.
تنبيه الخواطر:جاءَ في تَفسيرِ قَولِهِ تَعالى: «لا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» أَنَّهُم كانوا حَدّادينَ وخَرّازينَ، فَكانَ أحَدُهُم إذا رَفَعَ المِطرَقَةَ أو غَرَزَ الإِشفى ۱ فَيَسمَعُ الأَذانَ، لَم يُخرِجِ الإشفى مِنَ المَغرَزِ، ولَم يَضرِب بِالمِطرَقَةِ ورَمى بِها، وقامَ إلَى الصَّلاةِ. ۲
تنبيه الخواطر:در تفسير اين سخن خداوند متعال: «نه تجارتى و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا باز نمى دارد» ، آمده است كه: اينان، آهنگر و چرمدوز بودند و هر يك از ايشان، اگر پتك را بالا برده و يا درفش را در چرم فرو برده بود و صداى اذان را مى شنيد، درفش را بيرون نمى كشيد و پتك را فرود نمى آورد و آن را به كنارى مى انداخت و به نماز مى ايستاد.
الكافي عن الحسين بن بشّار عن رجل رفعهـ في قَولِ اللّهِ عز و جل: «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» قالَ ـ: هُمُ التُّجّارُ الَّذينَ لا تُلهيهِم تِجارَةٌ ولا بَيعٌ عَن ذِكرِ اللّهِ عز و جل، إذا دَخَلَ مَواقيتُ الصَّلاةِ أدَّوا إلَى اللّهِ حَقَّهُ فيها. ۱
الكافىـ به نقل از حسين بن بشّار، از مردى كه سند حديث را به يكى از اهل بيت عليهم السلام رسانده است، در باره اين سخن خداوند عز و جل: «مردانى كه نه تجارتى و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا باز نمى دارد» ـ: آنان، بازرگانانى هستند كه تجارت و داد و ستد، از ياد خدا بازشان نمى دارد. هر گاه وقت نماز شود، به گزاردن حقّ خدا (نماز) مى پردازند.
۱.الكافي: ج 5 ص 154 ح 21، بحار الأنوار: ج 83 ص 4.
الكافي عن أسباط بن سالم:دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام، فَسَأَلَنا عَن عُمَرَ بنِ مُسلِمٍ ما فَعَلَ؟ فَقُلتُ: صالِحٌ، ولكِنَّهُ قَد تَرَكَ التِّجارَةَ.
فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: عَمَلُ الشَّيطانِ ـ ثَلاثا ـ أما عَلِمَ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله اشتَرى عِيرا أتَت مِنَ الشّامِ فَاستَفضَلَ فيها ما قَضى دَينَهُ، وقَسَّمَ في قَرابَتِهِ؟! يَقولُ اللّه عز و جل: «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» ـ إلى آخِرِ الآيَةِ ـ يَقولُ القُصّاصُ: إنَّ القَومَ لَم يَكونوا يَتَّجِرونَ، كَذَبوا! ولكِنَّهُم لَم يَكونوا يَدَعونَ الصَّلاةَ في ميقاتِها، وهُوَ أفضَلُ مِمَّن حَضَرَ الصَّلاةَ ولَم يَتَّجِر. ۱
الكافىـ به نقل از اَسباط بن سالم ـ: خدمت امام صادق عليه السلام رسيديم. پرسيد: «از عمر بن مسلم، چه خبر؟».
گفتم: خوب است؛ امّا تجارت را رها كرده است.
امام صادق عليه السلام فرمود: «كار شيطان است! (سه بار). مگر نمى داند كه پيامبر صلى الله عليه و آله [كالاى] كاروانى را كه از شام آمده بود، خريد و در آن، چندان سود كرد كه قرضش را پرداخت و [باقى مانده اش را] در ميان خويشاوندانش تقسيم كرد؟ خداوند عز و جل مى فرمايد: «مردانى كه نه تجارتى و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات، باز نمى دارد [و] از روزى كه دل ها و ديده ها در آن زير و رو مى شود، مى هراسند» .
ناقلان مى گويند: اين مردان، تجارت نمى كرده اند. دروغ مى گويند! [اينان داد و ستد و تجارت مى كرده اند؛] امّا نمازِ در
۱.الكافي: ج 5 ص 75 ح 8، تهذيب الأحكام: ج 6 ص 326 ح 897.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه مرد مسلمانى در مسجدها براى نماز و ياد خدا اقامت گزيند، خداوند، از وجود او چنان شاد مى شود كه كسانِ مسافر از باز گشتن مسافرشان به نزد خود، شادمان مى شوند.
۱.البَشّ: فرح الصديق بالصديق، واللطف في المسألة، والإقبال عليه، وقد بَشِشتُ به اُبَشُّ. وهذا مَثَل ضربه لتلقّيه إيّاه ببرّه وتقريبه وإكرامه (النهاية: ج 1 ص 130 «بشش»).
۲.سنن ابن ماجة: ج 1 ص 262 ح 800، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 220 ح 8358، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 332 ح 771 وليس فيه «والذِكر» وكلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 7 ص 579 ح 20341.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۵۷۳