فیلترها
نتایج جستجو برای «ویژگی های تسبیح»: ۱۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند ـ تبارك و تعالى ـ نود و نُه نام دارد. و آنها عبارت اند از: اللّه، اِله،. سُبّوح. ۳
۱.قال الشيخ الصدوق قدس سره: السُّبّوح: هو اسم مبنيّ على فُعّول، وليس في كلام العرب فعّول إلّا سبّوح وقدّوس، ومعناهما واحد، وسبحان اللّه تنزيها له عن كلّ ما لا ينبغي أن يوصف به، ونصبه لأنّه في موضع فعل على معنى تسبيحا للّه؛ يريد: سبّحتُ تسبيحا للّه، ويجوز أن يكون نصبا على الظرف، ومعناه: نسبّح للّه وسبّحوا للّه (التوحيد: ص 207).
۲.التوحيد: ص 194 ح 8، الخصال: ص 593 ح 4 كلاهما عن سليمان بن مهران عن الإمام الصادق عن آبائه عن الإمام عليّ عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 4 ص 186 ح 1.
۳.شيخ صدوق قدس سره مى گويد: «سُبّوح»، اسم است به وزن «فُعّول»، و در كلام عرب، جز سبّوح و قدّوس بر اين وزن نيامده است، و اين هر دو به يك معناست. «سبحان اللّه»، يعنى منزّه و وارسته است خداوند، از هر آنچه كه شايسته نيست بدان وصف شود.
تفسير العيّاشي عن زيد الشحّام عن الإمام الصادق عليه السلام، قال:سَأَلتُهُ عَنِ التَّسبيحِ، فَقالَ: هُوَ اسمٌ مِن أسماءِ اللّهِ، ودَعوى أهلِ الجَنَّةِ. ۱
تفسير العيّاشىـ به نقل از زيد شحّام ـ: از امام صادق عليه السلام در باره تسبيح پرسيدم. فرمود: «[يادكردِ] نامى از نام هاى خدا (سبحان) و [نيز] نيايش اهل بهشت است». ۲
۱.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 120 ح 9، بحار الأنوار: ج 93 ص 183 ح 22.
قال العلّامة الطباطبائي قدس سره: مراده بالتسبيح قولنا: سبحان اللّه، ومعنى اسميّته دلالته على تنزيهه تعالى (الميزان في تفسير القرآن: ج 10 ص 20).
۲.علّامه طباطبايى قدس سره مى گويد: مراد امام عليه السلام از «تسبيح»، عبارت «سبحان اللّه» است، كه معناى اسمى آن، دلالت بر منزّه بودن خداوند متعال دارد.
كنزالعمّال عن ابن عبّاس:قالَ عُمَرُ: أمَّا الحَمدُ فَقَد عَرَفناهُ؛ فَقَد تَحمَدُ الخَلائِقُ بَعضُهُم بَعضا، وأمّا «لا إلهَ إلَا اللّهُ» قَد عَرَفناها؛ فَقَد عُبِدَتِ الآلِهَةُ مِن دونِ اللّهِ، وأمّا «اللّهُ أكبَرُ» فَقَد يُكَبِّرُ المُصَلّي، وأمّا «سُبحانَ اللّهِ» فَما هُوَ؟ فَقالَ رَجُلٌ مِنَ القَومِ: اللّهُ أعلَمُ، فَقالَ عُمَرُ: قَد شَقِيَ عُمَرُ إن لَم يَكُن يَعلَم، إنَّ اللّهَ أعلَمُ.
فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام: يا أميرَ المُؤمِنينَ، اِسمٌ مَمنوعٌ أن يَنتَحِلَهُ أحَدٌ مِنَ الخَلائِقِ، وإِلَيهِ مَفزَعُ الخَلقِ، وأَحَبَّ أن يُقالَ لَهُ.
فَقالَ عُمَرُ: هُوَ كَذلِكَ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از ابن عبّاس ـ: عُمر گفت: معناى «سپاس (حمد)» را مى دانيم. مردم، يكديگر را سپاس مى گويند. معناى «معبودى جز خداى يگانه نيست» را هم مى دانيم؛ چرا كه خدايانى به جاى خداوند يگانه، پرستيده مى شدند. «خدا بزرگ تر است» هم معلوم است. نمازگزار، «اللّه أكبر» مى گويد؛ امّا «پاكا خدا! (سبحان اللّه)»، به چه معناست؟
مردى از ميان جمعيت گفت: خدا، داناتر است.
عمر گفت: بدبخت عمر، اگر نداند كه خدا داناتر است!
على عليه السلام فرمود: «اى امير مؤمنان! [سبحان اللّه،] نامى است كه هيچ يك از خلايق، حق ندارد آن را بر خود نهد. خلق به او پناه مى بَرند، و [خدا] دوست دارد كه اين نام به او گفته شود».
عمر گفت: همين طور است.
۱.كنزالعمّال: ج 2 ص 564 ح 4738 نقلاً عن ابن ماجة في تفسيره وابن أبي حاتم وابن مردويه.
المناقب لابن شهر آشوب عن أبي حازم:قالَ رَجُلٌ لِزَينِ العابِدينَ عليه السلام: تَعرِفُ الصَّلاةَ؟ فَحَمَلتُ عَلَيهِ، فَقالَ عليه السلام: مَهلاً يا أبا حازِمٍ فَإِنَّ العُلَماءَ هُمُ الحُلَماءُ الرُّحَماءُ. ثُمَّ واجَهَ السّائِلَ فَقالَ: نَعَم أعرِفُها!
فَسَأَلَهُ عَن أفعالِها وتُروكِها وفَرائِضِها ونَوافِلِها، حَتّى بَلَغَ قَولَهُ: مَا افتِتاحُها؟ قالَ: التَّكبيرُ، قالَ: ما بُرهانُها؟ قالَ: القِراءَةُ، قالَ: ما خُشوعُها؟ قالَ: النَّظَرُ إلى مَوضِعِ السُّجودِ، قالَ: ما تَحريمُها؟ قالَ: التَّكبيرُ، قالَ: ما تَحليلُها؟ قالَ: التَّسليمُ، قالَ: ما جَوهَرُها؟ قالَ: التَّسبيحُ. ۱
المناقب، ابن شهرآشوبـ به نقل از ابو حازم ـ: مردى به امام زين العابدين عليه السلام گفت: نماز مى دانى؟! من به او حمله كردم. امام عليه السلام فرمود: «آرام باش، اى ابو حازم! عالمان، بردبار و مهربان اند». سپس، رو به پرسنده كرد و فرمود: «آرى؛ مى دانم!».
مرد از اعمال نماز و مبطلات و واجبات و مستحبّات آن پرسيد، تا به اين جا رسيد كه گفت: شروع نماز چيست؟ فرمود: «تكبير». گفت: برهانش چيست؟ فرمود: «قرائت». گفت: خشوعش چيست؟ فرمود: «نگاه كردن به محلّ سجده». گفت: وارد شدن به حريم نماز، چگونه است؟ فرمود: «با تكبير [ة الإحرام]». گفت: خارج شدن از آن به چيست؟ فرمود: «به سلام دادن». گفت: گوهرش چيست؟ فرمود: «سبحان اللّه».
۱.المناقب لابن شهر آشوب: ج 4 ص 130، بحار الأنوار: ج 84 ص 244 ح 35.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ نَبِيَّ اللّهِ نوحا عليه السلام لَمّا حَضَرَتهُ الوَفاةُ قالَ لِابنِهِ: إنّي قاصٌّ عَلَيكَ الوَصِيَّةَ: آمُرُكَ بِاثنَتَينِ، وأنهاكَ عَنِ اثنَتَينِ:
آمُرُكَ بِ «لا إلهَ إلَا اللّهُ»؛ فَإِنَّ السَّماواتِ السَّبعَ وَالأَرضِينَ السَّبعَ لَو وُضِعَت في كَفَّةٍ، ووُضِعَت «لا إلهَ إلَا اللّهُ» في كَفَّةٍ، رَجَحَت بِهِنَّ «لا إلهَ إلَا اللّهُ». ولَو أنَّ السَّماواتِ السَّبعَ وَالأَرَضِينَ السَّبعَ كُنَّ حَلقَةً مُبهَمَةً، قَصَمَتهُنَّ «لا إلهَ إلَا اللّهُ».
و «سُبحانَ اللّهِ وبِحَمدِهِ»؛ فَإِنَّها صَلاةُ كُلِّ شَيءٍ، وبِها يُرزَقُ الخَلقُ. ۱
وأنهاكَ عَنِ الشِّركِ، وَالكِبرِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون زمان رحلت پيامبر خدا نوح عليه السلام رسيد، به پسرش گفت: به تو وصيّت مى كنم. به دو چيز، فرمانت مى دهم و از دو چيز، بازَت مى دارم. فرمانت مى دهم به اين كه: «معبودى جز خداى يكتا نيست»؛ چرا كه اگر هفت آسمان و هفت زمين را در يك كفّه و «معبودى جز خداى يكتا نيست» را در كفّه ديگر بگذارند، كفّه «معبودى جز خداى يكتا نيست»، بر آنها مى چربد. و اگر هفت آسمان و هفت زمين، حلقه اى در هم پيچيده باشند، [عقيده] «معبودى جز خداى يكتا نيست»، آن را در هم مى شكند.
و [فرمانت مى دهم به] «پاكا خدا، و ستايش، او را!»؛ زيرا اين [جمله،] نماز هر موجودى است و خلق، به واسطه آن، روزى داده مى شوند. ۳
و آن دو چيز كه از آنها بازَت مى دارم: شرك و تكبّر است.
۱.قال العلّامة الطباطبائي قدس سره: قد ظهر ممّا قدّمناه في معنى تسبيح الأشياء الارتباط المشار إليه في الرواية بين تسبيح كلّ شيء وبين رزقه، فإنّ الرزق يقدّر بالحاجة والسؤال وكلّ شيء إنّما يسبّح اللّه تعالى بالإشارة بإظهار حاجته ونقصه إلى تنزّهه تعالى من ذلك (الميزان في تفسير القرآن: ج 13 ص 120).
۲.مسند ابن حنبل: ج 2 ص 575 ح 6594، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 113 ح 154 نحوه وكلاهما عن عبد اللّه بن عمرو، كنزالعمّال: ج 16 ص 107 ح 44078.
۳.علّامه طباطبايى قدس سره مى گويد: روزى، بر پايه نياز و درخواست، مقدّر مى شود و هر موجودى با اظهار نيازمندى و نقص خود، اشاره به اين دارد كه خداوند متعال، از اين دو، منزّه و مبرّاست و از اين طريق، حق تعالى را تسبيح مى گويد.
الاختصاص عن ابن عبّاسـ في مَسائِلِ عَبدِ اللّهِ بنِ سَلّامٍ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ: فَأَخبِرني عَن جَبرَئيلَ في زِيِّ الإِناثِ أم في زِيِّ الذُّكورِ؟
قالَ صلى الله عليه و آله: في زِيِّ الذُّكورِ لَيسَ في زِيِّ الإِناثِ.
قالَ: فَأَخبِرني ما طَعامُهُ وشَرابُهُ؟
قال: طَعامُهُ التَّسبيحُ، وشَرابُهُ التَّهليلُ ۱. قالَ: صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ. ۲
الاختصاصـ به نقل از ابن عبّاس، در باره پرسش هاى عبد اللّه بن سلّام از پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: [عبد اللّه پرسيد:]مرا از جبرئيل، خبر ده كه آيا در هيئت زنان است يا در هيئت مردان؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «در هيئت مردان است، نه در هيئت زنان».
گفت: مرا از خوراك و نوشاكش خبر ده.
فرمود: «خوراكش سبحان اللّه است، و نوشاكش لا إله إلّا اللّه». ۳
گفت: درست گفتى، اى محمّد!
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي خُطبَةٍ لَهُ ـ: جَعَلَ اللّهُ العاقِبَةَ لِلتَّقوى، وَالجَنَّةَ لِأَهلِها مَأوىً، دُعاؤُهُم فيها أحسَنُ الدُّعاءِ «سُبْحَـنَكَ اللَّهُمَّ» ، دُعاؤُهُمُ المَولى عَلى ما آتاهُم «وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» . ۱
امام على عليه السلامـ در يكى از خطبه هايش ـ: خداوند، فرجام را براى پرهيزگارى قرار داده است و بهشت را براى پرهيزگاران. نيايش آنان در بهشت، بهترين نيايش است: «پاكى تو، اى خداوند!». نيايششان به درگاه سَروَرشان براى آنچه به ايشان داده نيز اين است: «و واپسين نيايش آنان، اين است: ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است» .
۱.الكافي: ج 8 ص 173 ح 193 عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 77 ص 350 ح 30.
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ المُؤمِنَ لَيَكونُ لَهُ مِنَ الجِنانِ ما أحَبَّ وَاشتَهى، يَتَنَعَّمُ فيهِنَّ كَيفَ يَشاءُ، وإِذا أرادَ المُؤمِنُ شَيئا أَوِ اشتَهى إنَّما دَعواهُ فِيها إذا أرادَ أن يَقولَ: «سُبحانَكَ اللّهُمَّ»، فَإِذا قالَها تَبادَرَت إلَيهِ الخَدَمُ بِمَا اشتَهى مِن غَيرِ أن يَكونَ طَلَبَهُ مِنهُم أو أمَرَ بِهِ، وذلِكَ قَولُ اللّهِ عز و جل: «دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَـنَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَـمٌ» يَعني الخُدّامَ، قالَ: «وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» . ۱
امام باقر عليه السلام:براى مؤمن از باغ هاى بهشت، هر آنچه دوست بدارد و دلش بخواهد، خواهد بود و از آنها هر گونه كه بخواهد، بهره مند خواهد شد. هر گاه مؤمن، چيزى را اراده كند يا دلش بخواهد، سخنش در آن جا، در وقت خواستن آن چيز، اين است كه بگويد: «پاكى تو، اى خداوند!»، و چون اين جمله را بگويد، خدمتكاران، آنچه را كه هوس كرده است، برايش مى آورند، بدون اين كه آن چيز را از آنان طلبيده يا دستورش را داده باشد. خداوند عز و جل مى فرمايد: «نيايش آنان در آن جا پاكى تو، اى خداوند! است و درودشان در آن جا سلام است» ؛ يعنى [درود]خدمتكاران. مى فرمايد: «و واپسين نيايش آنان، اين است: ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است» .
۱.الكافي: ج 8 ص 100 ح 69 عن محمّد بن إسحاق المدني، بحار الأنوار: ج 8 ص 161 ح 98.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أهلُ الجَنَّةِ. يُلهَمونَ التَّسبيحَ وَالتَّحميدَ كَما يُلهَمونَ النَّفَسَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشتيان،. همان گونه كه نَفَس كشيدن به آنان الهام مى شود، «سبحان اللّه» و «الحمد للّه» به ايشان الهام مى شود.
۱.سنن الدارمي: ج 2 ص 792 ح 2723، مسند ابن حنبل: ج 5 ص 121 ح 14775 نحوه وكلاهما عن جابر، كنزالعمّال: ج 14 ص 469 ح 39294.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ المُؤمِنَ لَيَتَنَعَّمُ بِتَسبيحِ الحَليِ عَلَيهِ فِي الجَنَّةِ، في كُلِّ مَفصَلٍ مِنَ المُؤمِنِ فِي الجَنَّةِ ثَلاثَةُ أساوِرَ مِن ذَهَبٍ وفِضَّةٍ ولُؤلُؤٍ. ۱
امام صادق عليه السلام:مؤمن در بهشت، از زيور تسبيح، برخوردار است. در بند بندِ مؤمن در بهشت، سه دستبند زرّين و سيمين و مرواريد است.
۱.ربيع الأبرار: ج 4 ص 26.
الإمام عليّ عليه السلام:قالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّهِ، إنّي يُعجِبُنِي الصَّوتُ الحَسَنُ، أفِي الجَنَّةِ الصَّوتُ الحَسَنُ؟
قالَ: نَعَم وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ، إنَّ اللّهُ لَيَأمُرُ لِمَن أحَبَّ ذلِكَ مِنهُم بِشَجَرٍ يُسمِعُهُ صَوتا بِالتَّسبيحِ، ما سَمِعَتِ الآذانُ بِأَحسَنَ مِنهُ قَطُّ. ۱
امام على عليه السلام:مردى گفت: اى پيامبر خدا! من، آواز خوش را دوست مى دارم. آيا در بهشت هم آواز خوش هست؟
فرمود: «آرى. سوگند به آن كه جانم در دست اوست، خداوند، براى آن كس از اهل بهشت كه آواز خوش را دوست دارد، به درختى فرمان مى دهد تا آواز تسبيح بخواند، با صدايى چنان خوش كه هرگز گوش ها زيباتر از آن را نشنيده اند».
۱.الغارات: ج 1 ص 242، بحار الأنوار: ج 33 ص 547 ح 720.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:وَالَّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ، إنَّ فِي الجَنَّةِ لَشَجَرا يَتَصَفَّقُ بِالتَّسبيحِ بِصَوتٍ لَم يَسمَعِ الأَوَّلونَ وَالآخِرونَ بِمِثلِهِ، يُثمِرُ ثَمرا كَالرُّمّانِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، در بهشت، درختى است كه با چنان صوتى آوازِ تسبيح سر مى دهد كه هيچ بشرى، از آغاز تا پايان عالم، مانند آن را نشنيده است، و ميوه هايى چون انار مى دهد.
۱.المحاسن: ج 1 ص 288 ح 569 عن الحارث بن محمّد الأحول عمّن حدّثه عن الإمام الباقر والإمام الصادق عليهماالسلام، تأويل الآيات الظاهرة: ج 2 ص 441 ح 1 عن الحارث بن محمّد الأحول عن الإمام الصادق عن الإمام الباقر عليهماالسلامعنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 8 ص 138 ح 50.