نتایج جستجو برای «چشم پوشی»: ۱۲ حدیث
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا. قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا. فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲ قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ

الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴ گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶ سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس

۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268). وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت». وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:لا عَقلَ كَالتَّجاهُلِ. ۱
امام على عليه السلام:هيچ خردمندى اى، مانند چشم پوشى [از آنچه اظهارش نكوهيده است،] نيست.
۱.غرر الحكم: ح 10503، عيون الحكم والمواعظ: ص 531 ح 9659.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:مِنَ النُّبلِ أن تَتَيَقَّظَ لاِءيجابِ حَقِّ الرَّعِيَّةِ عَلَيكَ، وتَتَغابى عَنِ الجِنايَةِ عَلَيكَ. ۱
امام على عليه السلام:از زيركى است: بيدارى ات براى اداى حقوق شهروندان و تغافل از ستم آنان بر تو.
۱.عيون الحكم المواعظ: 470 / 8597.
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:صَلاحُ شَأنِ النّاسِ التَّعايُشُ والتَّعاشُرُ مِل ءَ مِكيالٍ: ثُلُثاهُ فِطَنٌ، وَثُلثٌ تَغافُلٌ. ۱
امام باقر عليه السلام:سامان يافتن كار مردم به اين است كه طورى با هم معاشرت كنند كه مانند پيمانه اى باشند كه دو سومش هوشيارى است و يك سومش ناديده گرفتن و چشم پوشى.
۱.بحارالأنوار: 74 / 167 / 34.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:أمّا الاسْتِبدادُ علَينا بهذا المَقامِ ـ ونحنُ الأعْلَونَ نَسَبا والأشَدُّونَ برسولِ اللّه صلى الله عليه و آله نَوْطا ـ فإنّها كانتْ أثَرةً، شَحَّتْ علَيها نفوسُ قومٍ وسَخَتْ عنها نفوسُ آخَرِينَ، والحَكَمُ اللّهُ. ۱
امام على عليه السلام:علت آن كه در زمينه خلافت با ما خودكامانه و انحصارطلبانه رفتار كردند ـ با آن كه نسب ما برتر و پيوند خويشى ما با پيامبر صلى الله عليه و آله استوارتر است ـ اين بود كه خلافت، مرغوب و جذاب بود. گروهى آزمندانه به آن چسبيدند و گروهى ديگر (اهل بيت) سخاوتمندانه از آن چشم پوشيدند. و داور [ميان ما و ايشان]خداست.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 162
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:صَلاحُ شَأنِ النّاسِ التَّعايُشُوالتّعاشُرُ مِل ءَ مِكيالٍ: ثُلثاهُ فِطَنٌ، وثُلثٌ تَغافُلٌ. ۱
امام باقر عليه السلام:سامان يافتن كار مردم به اين است كه طورى با هم همزيستى و معاشرت كنند كه مانند پيمانه اى باشند كه دو سومش هوشيارى و يك سومش ناديده گرفتن و چشم پوشى است.
۱.بحار الأنوار: 74/167/34.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:صَلاحُ حالِ التَّعايُشِ والتَّعاشُرِ مِلْ ءُ مِكيالٍ: ثُلثاهُ فِطنَةٌ وثُلثُهُ تَغافُلٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:درستى وضع زندگى اجتماعى و معاشرت، پيمانه پُرى را مانَد كه دو سوم آن زيركى و هوشيارى است، و يك سومش چشم پوشى.
۱.تحف العقول: 359.
نهج البلاغة:رُويَ أنّ صاحِبا لأميرِ المؤمنينَ عليه السلام يقالُ لَهُ هَمّامٌ كانَ رجُلاً عابِدا، فقالَ لَهُ: يا أميرَ المؤمِنينَ، صِفْ لِيَ المُتَّقينَ، حتّى كأنّي أنظُرُ إلَيهِم. فحَمِدَ اللّهَ وأثنى علَيهِ وصلّى علَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ثُمّ قالَ عليه السلام:. فالمُتَّقونَ فيها هُم أهلُ الفَضائلِ: مَنطِقُهُمُ الصَّوابُ، ومَلبَسُهُمُ الاقتِصادُ، ومَشيُهُمُ التَّواضُعُ، غَضُّوا أبصارَهُم عَمّا حَرَّمَ اللّهُ علَيهِم، ووَقَفوا أسماعَهُم علَى العِلمِ النّافِعِ لَهُم، نُزِّلَت أنفُسُهُم مِنهُم في البَلاءِ كالّتي نُزِّلَت في الرَّخاءِ، ولَولا الأجَلُ الّذي كَتَبَ اللّهُ علَيهم لَم تَستَقِرَّ أرواحُهُم في أجسادِهِم طَرفَةَ عَينٍ؛ شَوقا إلَى الثَّوابِ، وخَوفا مِن العِقابِ. فمِن

نهج البلاغة:روايت شده است كه يكى از ياران اميرمؤمنان عليه السلام به نام همّام، كه مردى عابد بود، به حضرت عرض كرد: اى امير مؤمنان! پرهيزگاران را چنان برايم وصف كن كه گويى [در برابرم ايستاده اند و]آنان را مى بينم. پس امام عليه السلام حمد و ثناى الهى به جاى آورد و بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود فرستاد و آنگاه فرمود:. بنابراين پرهيزگاران در اين دنيا اهل فضايل اند: گفتارشان با راستى و درستى توأم است و پوشاكشان با ميانه روى و راه رفتنشان با تواضع. از چيزهايى كه خداوند بر آنان حرام كرده است، چشم پوشيده اند و گوش هاى خود را وقف دانشى كرده اند كه برايشان سودمند است.در بلا و گرفتارى همان گونه اند كه در خوشى و آسايش و اگر نبود مهلت و اجلى كه خداوند برايشان رقم زده است، از شوق به پاداش و ترس از

۱.نهج البلاغة: الخطبة 193.
عنه عليه السلام:احتمِلْ ما يَمُرُّ عليكَ، فإنّ الاحتِمالَ سترُ العُيوبِ، و إنّ العاقلَ نِصْفُهُ احتِمالٌ، و نصفُهُ تَغافُلٌ. ۱
امام على عليه السلام:ناملايمات را تحمّل كن كه تحمّل، پوشش عيبهاست، انسان خردمند نيمش بردبارى است و نيم ديگرش چشم پوشى.
۱.غرر الحكم: 2378.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:أمّا الاسْتِبدادُ علَينا بهذا المَقامِ ـ و نحنُ الأعْلَونَ نَسَبا و الأشَدُّونَ برسولِ اللّه صلى الله عليه و آله نَوْطا ـ فإنّها كانتْ أثَرةً، شَحَّتْ علَيها نفوسُ قومٍ وسَخَتْ عنها نفوسُ آخَرِينَ، و الحَكَمُ اللّهُ. ۱
امام على عليه السلام:علت آن كه اين مقام (خلافت) را از ما غصب كردند ـ با آن كه نسب ما برتر و پيوند خويشى ما با پيامبر صلى الله عليه و آله استوارتر است ـ اين بود كه گروهى آزمندانه به آن چسبيدند و گروهى ديگر (اهل بيت) سخاوتمندانه از آن چشم پوشيدند. و داور [ميان ما و ايشان]خداست.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 162.
عنه عليه السلام:إنّ سَخاءَ النّفْسِ عمّا في أيدي النّاسِ لَأفضَلُ مِن سَخاءِ البَذلِ. ۱
امام على عليه السلام:چشم پوشيدن از آنچه در دست مردم است بالاتر از بخشندگى است.
۱.غرر الحكم: 3537.
کلیدواژه‌ها بخلنشانه بخل
الامام مهدى عليه السلام:يا مَن أظهَرَ الجَميلَ و سَتَرَ القَبيحَ يا مَن لَم يُؤاخِذ بِالجَريرَةِ و لَم يَهتِكِ السِّترَ يا عَظيمَ المَنِّ يا كَريمَ الصَّفحِ يا حَسَنَ التَّجاوُزِ؛ ۱
امام مهدى عليه السلام:اى آن كه [كار] زيبا را آشكار مى كند و [كار] زشت را مى پوشاند! اى آن كه بر بدكارى مؤاخذه نمى كند و پرده نمى درد! اى آن كه منّتش بزرگ و چشم پوشى اش كريمانه و گذشتش نيكو است!
۱.. همان، ج 51، ص 304.