فیلترها
نتایج جستجو برای «اقسام یاد خدا»: ۲۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الذِّكرُ ذِكرانِ: ذِكرُ اللّهِ بِاللِّسانِ فَحَسَنٌ، وذِكرُ اللّهِ عِندَ ما حَرَّمَ عَلَيكَ فَتُمسِكُ نَفسَكَ عَنهُ فَذلِكَ أفضَلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ياد كردن [از خدا]، دو گونه است: ياد كردن از خدا با زبان، كه خوب است؛ و به ياد خدا بودن در هنگام رو به رو شدن با آنچه بر تو حرام كرده است و خويشتندارى از ارتكاب آن، كه اين، برتر است.
۱.الفردوس: ج 2 ص 249 ح 3172 عن أنس.
الإمام عليّ عليه السلام:الذِّكرُ ذِكرانِ: ذِكرُ اللّهِ عز و جل عِندَ المُصيبَةِ، وأَفضَلُ مِن ذلِكَ ذِكرُ اللّهِ عِندَ ما حَرَّمَ عَلَيكَ فَيَكونُ حاجِزا. ۱
امام على عليه السلام:ياد كردن از خدا، دو گونه است: ياد خدا كردن در هنگام مصيبت، و از اين برتر، ياد خدا كردن در هنگام رو به رو شدن با حرام هاى اوست؛ زيرا تو را از ارتكاب آنها باز مى دارد.
۱.الكافي: ج 2 ص 90 ح 11، تنبيه الخواطر: ج 1 ص 16، مشكاة الأنوار: ص 112 ح 258 كلّها عن الأصبغ بن نباتة، تحف العقول: ص 216، بحار الأنوار: ج 93 ص 164 ح 43.
عنه عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: الذِّكرُ ذِكرانِ: أحَدُهُما ذِكرُ اللّهِ وتَحميدُهُ، فَما أحسَنَهُ وأعظَمَ أجرَهُ! وَالثّاني ذِكرُ اللّهِ عِندَ ما حَرَّمَ اللّهُ، وهُوَ أفضَلُ مِنَ الأَوَّلِ. ۱
امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: ياد خدا، دو گونه است: يكى بردن نام خدا و ستودن اوست، و چه نيكوست اين ياد و چه بزرگ است پاداش آن! و دوم، به ياد خدا بودن در هنگام مواجه شدن با آنچه خدا حرام كرده است، و اين، برتر از اوّلى است.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 347 ح 985.
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: الذِّكرُ ذِكرانِ: ذِكرٌ خالِصٌ بِمُوافَقَةِ القَلبِ، وذِكرٌ صارِفٌ ۱ يَنفي ذِكرَ غَيرِهِ. كَما قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إنّي لا اُحصي ثَناءً عَلَيكَ؛ أنتَ كَما أثنَيتَ عَلى نَفسِكَ.
فَرَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَم يَجعَل لِذِكرِهِ مِقدارا عِندَ عِلمِهِ بِحَقيقَةِ سابِقَةِ ذِكرِ اللّهِ عز و جل لَهُ مِن قَبلِ ذِكرِهِ لَهُ، فَمَن دونَهُ أولى. فَمَن أرادَ أن يَذكُرَ اللّهَ، فَليَعلَم أنَّهُ ما لَم يَذكُرِ اللّهُ العَبدَ بِالتَّوفيقِ لِذِكرِهِ، لا يَقدِرُ العَبدُ عَلى ذِكرِهِ. ۲
مصباح الشريعةـ در حديثى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: ياد كردن از خدا، دو گونه است: يكى ياد كردن خالص كه با دل، سازگار و همراه است؛ و ديگرى ياد كردن صارف ۳ كه يادِ جز او را از دل مى زُدايد، چنان كه پيامبر خدا فرمود: «من، ثناى تو را شمارش نمى توانم كرد. تو چنانى كه خود در ثناى خويش گفته اى».
بنا بر اين [حتّى] پيامبر خدا، براى ياد كردن از خداوند، حدّى تعيين نكرد؛ چون به راستى مى دانست كه پيش از آن كه او به ياد خدا باشد، خداوند عز و جل به ياد او بوده و هست. پس ديگران به طريق اولى نمى توانند [براى ياد كردن از خدا، حدّى تعيين كنند]. پس هر كه مى خواهد خداى متعال را ياد كند، بايد بداند كه اگر خداوندْ توفيق ياد كردن از خود را به بنده ندهد، بنده، قادر به ياد كردن از او نيست.
الخصال عن عبد اللّه بن حامد رفعه إلى بعض الصالحين عليهم السلام:الذِّكرُ مَقسومٌ عَلى سَبعَةِ أعضاءَ: اللِّسانِ، وَالرُّوحِ، وَالنَّفسِ، وَالعَقلِ، وَالمَعرِفَةِ، وَالسِّرِّ، وَالقَلبِ. وكُلُّ واحِدٍ مِنها يَحتاجُ إلَى الاِستِقامَةِ.
فَأَمَّا استِقامَةُ اللِّسانِ فَصِدقُ الإِقرارِ، وَاستِقامَةُ الرّوحِ صِدقُ الاِستِغفارِ، وَاستِقامَةُ القَلبِ صِدقُ الاِعتِذارِ، وَاستِقامَةُ العَقلِ صِدقُ الاِعتِبارِ، وَاستِقامَةُ المَعرِفَةِ صِدقُ الاِفتِخارِ، وَاستِقامَةُ السِّرِّ السُّرورُ بِعالَمِ الأَسرارِ، وَاستِقامَةُ القَلبِ صِدقُ اليَقينِ ومَعرِفَةُ الجَبّارِ.
فَذِكرُ اللِّسانِ الحَمدُ وَالثَّناءُ، وذِكرُ النَّفسِ الجَهدُ وَالعَناءُ، وذِكرُ الرُّوحِ الخَوفُ وَالرَّجاءُ، وذِكرُ القَلبِ الصِّدقُ
الخصالـ به نقل از عبد اللّه بن حامد، از يكى از اهل بيت عليهم السلام ـ: ياد [خدا] ميان هفت عضو، تقسيم شده است: زبان، روان، نفْس (/ تن)، خِرد، شناخت، درون، و دل. و هر يك از اينها را درستى بايد.
درستى زبان، به اقرار راستين است. درستى روان، به آمرزش خواهى راستين است. درستى نفْس، ۳ به پوزش خواهى راستين است. درستى خِرد، به پند آموختن راستين است. درستى شناخت، به افتخار راستين است. درستى درون، به شاد بودن به جهان نهان هاست، و درستى دل، به يقين راستين و شناخت [خداى] جبّار است.
پس، ياد كردن به زبان، ستايش و تمجيد [خدا] است و ياد كردن به نفْس (/ تن)، كوشش و رنج بردن است و ياد كردن به روان، بيم و اميد است و ياد كردن به دل، راستى و يك دلى است و ياد كردن به خِرد، بزرگداشت و شرم [از خدا] است و ياد
۱.في مشكاة الأنوار: «وذِكرُ السِّرِّ الرُّؤيَةُ وَاللِّقاءُ».
۲.الخصال: ص 404، مشكاة الأنوار: ص 113 ح 261، روضة الواعظين: ص 427، بحار الأنوار: ج 93 ص 153 ح 14.
۳.به قرينه ذكر «استقامة القلب» در ادامه متن حديث، يا بايد اين جا «النفس» باشد و در استنساخ، خطايى رخ داده باشد و يا مراد از «القلب»، همان نفْس و جان باشد.
الإمام الباقر أو الإمام الصادق عليهماالسلام:لا يَكتُبُ المَلَكُ إلّا ما سَمِعَ، وقالَ اللّهُ عز و جل: «وَاذْكُر رَّبَّكَ فِى نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً» فَلا يَعلَمُ ثَوابَ ذلِكَ الذِّكرِ في نَفسِ الرَّجُلِ غَيرُ اللّهِ عز و جللِعَظَمَتِهِ. ۱
امام باقر يا امام صادق عليهماالسلام:فرشته، جز آنچه را مى شنود، نمى نويسد، و خداوند عز و جلفرموده است: «و پروردگارت را در دل خويش با زارى و ترس، ياد كن» . پس [اندازه] پاداش اين ياد كردن درونىِ آدمى را به خاطر عظمتى كه دارد، كسى جز خداوند عز و جل نمى داند.
۱.الكافي: ج 2 ص 502 ح 4، الزهد للحسين بن سعيد: ص 53 ح 144 وليس فيه «لعظمته»، عدّة الداعي: ص 244، تفسير العيّاشي: ج 2 ص 44 ح 134 وفيه «اسمع نفسه» بدل «سمع» وكلّها عن زرارة، بحار الأنوار: ج 93 ص 159 ح 36 وص 342 ح 11.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: «وَاذْكُر رَّبَّكَ فِى نَفْسِكَ» يَعني مُستَكينا «وَخِيفَةً» يَعني خَوفا مِن عَذابِهِ «وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ» يَعني دونَ الجَهرِ مِنَ القِراءَةِ «بِالْغُدُوِّ وَالْاصَالِ» يَعني بِالغَداةِ وَالعَشِيِّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: «و پروردگارت را در دل خويش با تضرّع، ياد كن» يعنى با حال خوارى «و ترس» ، يعنى ترس از عذاب او، «و بى صداى بلند» ، يعنى آهسته تر از قرائت، «در بامدادان و شامگاهان» ، يعنى در صبح و شب.
۱.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 44 ح 135، بحار الأنوار: ج 93 ص 159 ح 37.
الكافي عن العلاء بن كامل:سَمِعتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام يَقولُ: «وَاذْكُر رَّبَّكَ فِى نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ» عِندَ المَساءِ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحَدهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ، يُحيي ويُميتُ، ويُميتُ ويُحيي، وهُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ».
قالَ: قُلتُ: بِيَدِهِ الخَيرُ!
قال: إنَّ بِيَدِهِ الخَيرَ، ولكِن قُل كَما أقولُ لَكَ، عَشرَ مَرّاتٍ، و «أعوذُ بِاللّهِ السَّميعِ العَليمِ» حينَ تَطلُعُ الشَّمسُ وحينَ تَغرُبُ، عَشرَ مَرّاتٍ. ۱
الكافىـ به نقل از علاء بن كامل ـ: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى فرمايد: «در هنگام شب، «پروردگارت را در دل خويش، با زارى و ترس و بى صداى بلند، ياد كن» [و بگو]: «معبودى جز خداى يگانه و بى انباز نيست. پادشاهى و ستايش، از آنِ اوست. زنده مى كند و مى ميرانَد، و مى ميرانَد و زنده مى كند، و او بر هر چيزى تواناست».
من گفتم: خير، در دست اوست. ۲
فرمود: «البتّه كه خير، در دست اوست؛ امّا چنان كه به تو گفتم، بگو. ده بار [اين جملات را بگو] و نيز هنگام طلوع و غروب خورشيد، ده بار [بگو]: به خداى شنواى دانا پناه مى برم».
الأمالي للطوسي عن أبي ذرّ:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: يا أباذَرٍّ، اُذكُرِ اللّهَ ذِكرا خامِلاً. قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، مَا الذِّكرُ الخامِلُ؟ قالَ: الذِّكرُ الخَفِيُّ. ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از ابو ذر ـ: پيامبر خدا فرمود: «اى ابو ذر! خدا را با ياد خامل، ياد كن».
گفتم: ياد خامل چيست؟
فرمود: «ياد كردن نهانى».
۱.الأمالي للطوسي: ص 530 ح 1162، عدّة الداعي: ص 243، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 56، بحار الأنوار: ج 93 ص 342 ح 11؛ الزهد لابن المبارك: ص 50 ح 155 عن ضمرة بن حبيب، كنزالعمّال: ج 1 ص 415 ح 1757.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:خَيرُ الذِّكرِ الخَفِيُّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهترين ياد كردن [از خدا]، ياد كردن نهانى است.
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 364 ح 1477 وص 381 ح 1559، مسند أبي يعلى: ج 1 ص 345 ح 727، شُعب الإيمان: ج 1 ص 407 ح 552 كلّها عن سعد بن مالك وح 554، صحيح ابن حبّان: ج 3 ص 91 ح 809 كلاهما عن سعد بن أبي وقّاص، كنز العمّال: ج 1 ص 417 ح 1771.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ياد كردن نهانى [از خدا] كه [حتّى] فرشتگان نگهبان [انسان]، آن را نشنوند، هفتاد بار بهتر از آن ياد كردنى است كه فرشتگان نگهبان بشنوند.
مسند أبي يعلى عن عائشة:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُفَضِّلُ الذِّكرَ الخَفِيَّ الَّذي لا يَسمَعُهُ الحَفَظَةُ سَبعينَ ضِعفا فَيَقولُ: إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ وجَمَعَ اللّهُ الخَلائِقَ لِحِسابِهِم، وجاءَتِ الحَفَظَةُ بِما حَفِظوا وكَتَبوا، قالَ اللّهُ لَهُم: اُنظُروا هَل بَقيَ لَهُ مِن شَيءٍ؟ فَيَقولونَ: رَبَّنا ما تَرَكنا شَيئا مِمّا عَلِمناهُ وحَفِظناهُ إلّا وقَد أَحصَيناهُ وكَتَبناهُ!
فَيَقولُ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى لَهُ: إنَّ لَكَ عِندي خَبئا ۱ لا تَعلَمُهُ وأنَا أجزيكَ بِهِ؛ وهُوَ الذِّكرُ الخَفِيُّ. ۲
مُسنَد أبى يَعلىـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا، ياد كردن نهانى را كه [حتّى] فرشتگان نگهبان آن را نمى شنوند، هفتاد بار [بر ياد كردن آشكار از خدا] برترى مى داد و مى فرمود: «چون روز قيامت شود و خداوند، خلايق را براى حسابرسى گرد آورد و فرشتگان نگهبان، آنچه را حفظ كرده اند و نوشته اند، بياورند، خداوند به ايشان مى فرمايد: ببينيد آيا چيزى از [اعمال] او باقى مانده است؟.
آنان مى گويند: اى پروردگار ما! هر آنچه از او داشته ايم و حفظ كرده ايم، شمارش كرده و نوشته ايم.
پس خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به او مى گويد: تو در نزد من، اندوخته اى دارى كه خودت از آن، بى خبرى و براى آن، پاداشت مى دهم، و آن، ياد كردن نهانى است».
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ أولِياءَ اللّهِ سَكَتوا فَكانَ سُكوتُهُم ذِكرا، ونَظَروا فَكانَ نَظَرُهُم عِبَرةً، ونَطَقوا فَكانَ نُطقُهُم حِكمَةً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اولياى خدا، سكوت مى كنند و سكوتشان ياد [خدا] است، و مى نگرند و نگريستنشان توأم با عبرت آموختن است، و سخن مى گويند و سخنشان حكمت است.
۱.الكافي: ج 2 ص 237 ح 25 عن عيسى النهريري عن الإمام الصادق عليه السلام، الأمالي للصدوق: ص 380 ح 482 عن عيسى النهريري عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، مشكاة الأنوار: ص 222 ح 615 وفيهما بزيادة «فكرا وتكلّموا فكان كلامهم» بعد «سكوتهم»، بحار الأنوار: ج 69 ص 288 ح 23.
الإمام عليّ عليه السلامـ في صِفَةِ المُؤمِنِ ـ: حُزنُهُ في قَلبِهِ، وبِشرُهُ في وَجهِهِ. قَلبُهُ بِذِكرِ اللّهِ مَعمورٌ. ۱
امام على عليه السلامـ در توصيف مؤمن ـ: اندوه او در دلش است و شادى او در چهره اش. دل او به ياد خدا، آباد است.
۱.ذكره الخواصّ: ص 138 عن ابن عبّاس؛ بحار الأنوار: ج 78 ص 73 ح 41.
الإمام عليّ عليه السلام:طوبى لِمَن شَغَلَ قَلبَهُ بِالفِكرِ، ولِسانَهُ بِالذِّكرِ. ۱
امام على عليه السلام:خوشا به حال كسى كه دلش را به انديشيدن، مشغول داشت و زبانش را به ياد خدا.
۱.غررالحكم: ح 5942، عيون الحكم والمواعظ: ص 314 ح 5499.
عنه عليه السلام:اِشغَلوا أنفُسَكُمِ بِالطّاعَةِ، وألسِنَتَكُم بِالذِّكرِ، وقُلوبَكُم بِالرِّضا فيما أحبَبتُم وكَرِهتُم. ۱
امام على عليه السلام:جان هاى خويش را به طاعت، مشغول داريد و زبان هايتان را به ذكر و دل هايتان را به رضايت از آنچه خوش داريد و خوش نمى داريد.
۱.غررالحكم: ح 2498، عيون الحكم والمواعظ: ص 87 ح 2080.
عنه عليه السلام:لِيَكُن جُلُّ كَلامِكُم ذِكرَ اللّهِ عز و جل. ۱
امام على عليه السلام:بايد بيشترين گفتار شما، ياد خداوند عز و جل باشد.
۱.الخصال: ص 620 ح 10 عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، تحف العقول: ص 110، بحار الأنوار: ج 10 ص 99 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ألا أدُلُّكُم عَلى أبخَلِ النّاسِ، وأكسَلِ النّاسِ، وأسرَقِ النّاسِ.
أمّا أكسَلُ النّاسِ: فَعَبدٌ صَحيحٌ فارِغٌ لا يَذكُرُ اللّهَ بِشَفَةٍ ولا بِلِسانٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آيا بخيل ترين و تنبل ترين و دزدترينِ مردم را به شما نشناسانم؟. تنبل ترينِ مردم، آن بنده تن درست و بيكارى است كه با لب و زبان، ذكر خدا نگويد.
۱.عدّة الداعي: ص 34، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 237، إرشاد القلوب: ص 80، بحار الأنوار: ج 93 ص 302 ح 39.
الإمام الصادق عليه السلام:كانَ فيما وَعَظَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى بِهِ عِيسَى بنَ مَريَمَ عليه السلام:. يا عيسى، أحيِ ذِكري بِلِسانِكَ، وَليَكُن وُدّي في قَلبِكَ.
يا عيسى، اِبكِ عَلى نَفسِكَ فِي الصَّلاةِ، وَانقُل قَدَمَيكَ إلى مَواضِعِ الصَّلَواتِ، وأسمِعني لَذاذَةَ نُطقِكَ بِذِكري، فَإِنَّ صَنيعي إلَيكَ حَسَنٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:از جمله اندرزهاى خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به عيسى بن مريم عليه السلام اين بود كه: «. اى عيسى! ياد مرا با زبانت، زنده بدار و محبّتم را در دلت بدار.
اى عيسى! در نماز، بر حال خويشتن، گريه كن و به سوى جايگاه هاى نماز، گام بردار و لذّت زبان گشودنت به ياد مرا به من بشنوان؛ چرا كه من با تو نيكى كرده ام».
۱.الأمالي للصدوق: ص 607 ح 841 عن أبي بصير، الكافي: ج 8 ص 132 ح 103 عن عليّ بن أسباط عنهم عليهم السلام، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 138، تحف العقول: ص 497 وفيها «الخلوات» بدل «الصلاة»، بحار الأنوار: ج 14 ص 290 ح 14.
امام على عليه السلامـ از دعاى ايشان معروف به «دعاى كميل» ـ: زبانم را پيوسته به ياد خودت، گويا كن و دلم را اسير محبّتت گردان.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۳