فیلترها
نتایج جستجو برای «ام کلثوم»: ۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الموطّأ عن مالك عن جعفر بن محمّد عن أبيه [الباقر] عليهماالسلام:وَزَنَت فاطِمَةُ بِنتُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله شَعرَ حَسَنٍ وحُسَينٍ عليهماالسلام، وزَينَبَ واُمِّ كُلثومٍ، فَتَصَدَّقَت بِزِنَةِ ذلِكَ فِضَّةً. اُمّ كلثوم»، سير أعلام النبلاء: ج 3 ص 249 وليس فيه «زينب»." data-tip="الموطّأ: ج 2 ص 501 ح 2 وح 3 عن ربيعة بن أبي عبدالرحمن وليس فيه «زينب واُمّ كلثوم»، سير أعلام النبلاء: ج 3 ص 249 وليس فيه «زينب».">۱
الموطّأـ به نقل از مالك، از امام صادق، از پدرش امام باقر عليهماالسلام ـ: فاطمه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله، موى حسن و حسين و زينب و امّ كلثوم عليهم السلام را [هنگام به دنيا آمدن]وزن كرد و همسنگ آنها، نقره صدقه داد.
۱.الموطّأ: ج 2 ص 501 ح 2 وح 3 عن ربيعة بن أبي عبدالرحمن وليس فيه «زينب واُمّ كلثوم»، سير أعلام النبلاء: ج 3 ص 249 وليس فيه «زينب».
لباب الأنسابـ في ذِكرِ أولادِ الإِمامِ الحُسَينِ عليه السلام ـ: زَينَبُ، ماتَت صَغيرَةً، اُمُّها شَهرَبانو بِنتُ يَزدَجَردَ. اُمُّ كُلثومٍ، ماتَت صَغيرَةً، اُمُّها أيضا شَهرَبانو بِنتُ يَزدَجَردَ. ۱
لباب الأنسابـ در بيان فرزندان امام حسين عليه السلام ـ: زينب كه در كودكى درگذشت و مادرش، شهربانو دختر يزدگرد بود و اُمّ كلثوم كه در كودكى در گذشت و مادر او نيز شهربانو، دختر يزدگرد بود.
۱.لباب الأنساب: ج1 ص350.
لباب الأنسابـ في ذِكرِ أولادِ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام مِنَ البَنينَ وَالبَناتِ وزَوجاتِهِ ـ:
الأَبناءُ [و] اُمَّهاتُهُم:
عَلِيٌّ الأَكبَرُ، اُمُّهُ لَيلى بِنتُ أبي مُرَّةَ حافِدَةِ أبي سُفيانَ؛ عَلِيٌّ الأَصغَرُ، اُمُّهُ شَهرَبانَوَيهِ بِنتُ يَزدَجَردَ شَهرِيارَ؛ عَبدُ اللّهِ، اُمُّهُ شَهرَبانو أيضا؛ جَعفَرٌ، اُمُّهُ مَلومَةُ بِنتُ قُضاعَةَ؛ إبراهيمُ، فيهِمَا اختِلافٌ، مُحَمَّدٌ.
البَناتُ [و] اُمَّهاتُ بَناتِهِ:
فاطِمَةُ، اُمُّها اُمُّ إسحاقَ بِنتُ طَلحَةَ؛ سُكَينَةُ، اُمُّهَا الرَّبابُ بِنتُ امرِئِ القَيسِ بنِ عَدِيٍّ؛ زَينَبُ، ماتَت صَغيرَةً، اُمُّها شَهرَبانو بِنتُ يَزدَجَردَ؛ اُمُّ كُلثومٍ ماتَت صَغيرَةً، اُمُّها ـ أيضا ـ شَهرَبانو بِنتُ يَزدَجَردَ. ۱
لباب الأنسابـ در يادكرد فرزندان حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام از پسر و دختر و همسرانش ـ: پسران و مادران آنها: على اكبر كه مادرش ليلا، دختر ابو مُرّه، نَوه ابوسفيان بود. على اصغر [زين العابدين عليه السلام] كه مادرش شهربانو، دختر يزدگرد شهريار بود. عبد اللّه كه مادر او نيز شهربانو بود. جعفر كه مادرش مَلومَه، دختر قُضاعه بود و ابراهيم ـ كه در اين دو اختلاف است ـ و محمّد.
دختران و مادران آنها: فاطمه كه مادرش اُمّ اسحاق، دختر طلحه بود. سَكينه كه مادرش رَباب، دختر امرؤ القيس بن عدى بود. زينب كه در كودكى در گذشت و مادرش شهربانو، دختر يزدگرد بود. اُمّ كلثوم كه در كودكى در گذشت و مادر او نيز شهربانو، دختر يزدگرد بود.
۱.لباب الأنساب: ج1 ص 349.
الملهوف عن الإمام الحسين عليه السلامـ فيما عَزّى بِهِ اُختَهُ اُمَّ كُلثومٍ لَمّا أخَذَت تُنادي: وامُحَمَّداه واعَلِيّاه. واضَيعَتاه بَعدَكَ يا أبا عَبدِ اللّهِ ـ: يا اُختاه، تَعَزَّي بِعَزاءِ اللّهِ، فَإِنَّ سُكّانَ السَّماواتِ يَموتونَ، وأهلَ الأَرضِ لا يَبقَونَ، وجَميعَ البَرِيَّةِ يَهلِكونَ.
ثُمَّ قالَ: يا اُختاه يا اُمَّ كُلثومٍ، وأنتِ يا زَينبُ، وأنتِ يا رُقَيَّةُ، وأنتِ يا فاطِمَةُ، وأنتِ يا رَبابُ، اُنظُرنَ إذا أنَا قُتِلتُ فَلا تَشقُقنَ عَلَيَّ جَيبا، ولا تَخمُشنَ عَلَيَّ وَجها، ولا تَقُلنَ عَلَيَّ هُجرا ۱. ۲
الملهوف:امام حسين عليه السلام چون شنيد كه خواهرش امّ كلثوم، صدايش را به اين سخنان بلند كرده است كه: وا محمّداه، وا عليّاه!. واى بر ما پس از تو، اى ابا عبد اللّه!، او را تعزيت داد و فرمود: «اى خواهر! با تسلاّى الهى آرام باش، كه ساكنان آسمان ها مى ميرند و ساكنان زمين نمى مانند و همه آفريده ها هلاك مى شوند».
سپس فرمود: «اى خواهر، اى امّ كلثوم، تو اى زينب، و تو اى رقيّه، و تو اى فاطمه، و تو اى رُباب! بنگريد كه چون من كشته شدم، برايم گريبان چاك مدهيد و صورت مخراشيد و سخنان نسنجيده مگوييد».
تهذيب الكمال:كانَ لَهُ مِنَ الوُلدِ الذُّكورِ واحِدٌ وعِشرونَ: الحَسَنُ، وَالحُسَينُ، ومُحَمَّدٌ الأَكبَرُ وهُوَ ابنُ الحَنَفِيَّةِ، وعُمَرُ الأَطرَفُ وهُوَ الأَكبَرُ، وَالعَبّاسُ الأَكبَرُ أبُو الفَضلِ قُتِلَ بِالطَّفِّ، ويُقالُ لَهُ: السَّقّاءُ أبو قِربَةَ. أعقَبوا.
وَالَّذينَ لَم يُعقِبوا: مُحَسَّنٌ دَرَجَ ۱ سِقطا، ومُحَمَّدٌ الأَصغَرُ قُتِلَ بِالطَّفِّ، وَالعَبّاسُ الأَصغَرُ يُقالُ: إنَّهُ قُتِلَ بِالطَّفِّ، وعُمَرُ الأَصغَرُ دَرَجَ، وعُثمانُ الأَكبَرُ قُتِلَ بِالطَّفِّ، وعُثمانُ الأَصغَرُ دَرَجَ، وجَعفَرٌ الأَكبَرُ قُتِلَ بِالطَّفِّ، وجَعفَرٌ الأَصغَرُ دَرَجَ، وعَبدُ اللّهِ الأَكبَرُ يُكنى أبا مُحَمَّدٍ قُتِلَ بِالطَّفِّ، وعَبدُ اللّهِ الأَصغَرُ دَرَجَ، وعُبَيدُ اللّهِ يُكنى أبا
تهذيب الكمال:امام عليه السلام، 21 پسر داشت: حسن عليه السلام، حسين عليه السلام، محمّد اكبر ـ كه همان ابن حنفيّه است ـ، عمر اطرف ـ كه همان [عمر] اكبر است ـ، ابو الفضل عبّاس اكبر عليه السلام ـ كه در بيابان كربلا كشته شد و به او «سقّا» و «صاحب مَشك» نيز مى گويند ـ. اين چند تن، بچّه دار شدند.
و پسرانى كه از ايشان نسلى نماند: مُحَسَّن ـ كه سقط شد ـ و محمّد اصغر ـ كه در كربلا كشته شد ـ و عبّاس اصغر ـ كه گفته مى شود در كربلا كشته شد ـ و عمر اصغر ـ كه او نيز درگذشت ـ و عثمان اكبر ـ كه در كربلا كشته شد ـ و عثمان اصغر ـ كه درگذشت ـ و جعفر اكبر ـ كه در كربلا كشته شد ـ و جعفر اصغر ـ كه درگذشت ـ و عبد اللّه اكبر ـ كه كنيه اش ابو محمّد بود و در كربلا كشته شد ـ و عبد اللّه اصغر ـ كه درگذشت ـ و عبيد اللّه
اُسد الغابةـ في تَرجَمَةِ زَينَبَ عليها السلام ـ: أدرَكَتِ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله، ووُلِدَت في حَياتِهِ، ولَم تَلِد فاطِمَةُ بِنتُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَعدَ وَفاتِهِ شَيئا. وكانَت زينَبُ امرَأَةً عاقِلَةً لَبيبةً جَزلَةً ۱، زَوَّجَها أبوها عَلِيٌّ عليه السلام مِن عَبدِ اللّهِ ابنِ أخيهِ جَعفَرٍ، فَوَلَدَت لَهُ عَلِيّا، وعَونا الأَكبَرَ، وعَبّاسا، ومُحَمَّدا، واُمَّ كُلثومٍ. وكانَت مَعَ أخيهَا الحُسَينِ عليه السلام لَمّا قُتِلَ، وحُمِلَت إلى دِمَشقَ، وحَضَرَت عِندَ يَزيدَ بنِ مُعاوِيَةَ، وكَلامُها لِيَزيدَ ـ حينَ طَلَبَ الشّامِيُّ اُختَها فاطِمَةَ بِنتَ عَلِيٍّ مِن يَزيدَ ـ مَشهورٌ مَذكورٌ فِي التَّواريخِ، وهُوَ يَدُلُّ عَلى عَقلٍ وقُوَّةِ جَنانٍ. ۲
اُسد الغابةـ در شرح حال زينب عليها السلام ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله را درك كرد و در حيات او به دنيا آمد و فاطمه عليها السلام، دختر پيامبر خدا، پس از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله، فرزندى به دنيا نياورد.
زينب، زنى عاقل و خردمند و كامل بود. پدرش على عليه السلام او را به ازدواج عبد اللّه، پسر برادرش جعفر بن ابى طالب درآورد. زينب عليها السلام براى او على، عون اكبر، عبّاس، محمّد و اُمّ كلثوم را به دنيا آورد و هنگامى كه برادرش حسين عليه السلام كشته شد، با او بود و به دمشق برده شد و نزد يزيد بن معاويه حاضر شد و سخنش با يزيد، هنگامى كه مردى شامى خواهرش فاطمه دختر على عليه السلام را از يزيد [به كنيزى]خواست، مشهور است و در تاريخ ها ذكر شده است و آن بر عقل و قوّت قلب او دلالت دارد.