نتایج جستجو برای «رحمت خدا»: ۷۲ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» سُنَّةُ اللّهِ، سَبَقَت رَحمَةُ اللّهِ غَضَبَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:«بسم اللّه الرحمن الرحيم»، قانون خداست. رحمت خدا بر غضب او پيشى دارد.
۱.الاختصاص: ص 45، بحار الأنوار: ج 9 ص 338 ح 20.
المستدرك على الصحيحين عن أبي طلحة الأنصاري:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: مَن قالَ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ» دَخَلَ الجَنَّةَ، ووَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ. ومَن قالَ: «سُبحانَ اللّهِ وبِحَمدِهِ» مِئَةً، كَتَبَ اللّهُ لَهُ ألفَ حَسَنَةٍ وأربَعا وعِشرينَ حَسَنَةً. قالوا: يا رَسولَ اللّهِ، إذا لا يَهلِكُ مِنّا أحَدٌ! قالَ: بَلى، إنَّ أحَدَكُم لَيَجيءُ بِالحَسَناتِ لَو وُضِعَت عَلى جَبَلٍ أثقَلَتهُ، ثُمَّ تَجيءُ النِّعَمُ فَتَذهَبُ بِتِلكَ، ثُمَّ يَتَطاوَلُ الرَّبُّ بَعدَ ذلِكَ بِرَحمَتِهِ. ۱
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ابو طلحه انصارى ـ: پيامبر خدا فرمود: «هر كس بگويد: معبودى جز خداى يكتا نيست (لا إله إلّا اللّه)، به بهشت مى رود و بهشت بر او واجب مى گردد، و هر كس يكصد مرتبه بگويد: پاكا خدا، و ستايش، او را!، خداوند برايش هزار و بيست و چهار ثواب مى نويسد». گفتند: اى پيامبر خدا! در اين صورت، هيچ يك از ما هلاك [و جهنّمى] نخواهد شد! فرمود: «آرى. فردى از شما چندان كار نيك به جاى مى آورد كه اگر بر كوهى نهاده شوند، آن را گران بار مى كنند؛ امّا سپس نعمت ها مى آيند و آنها را از بين مى برند، و سپس بار ديگر، رحمت خداوند سر بر مى دارد».
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 279 ح 7638، كنزالعمّال: ج 1 ص 61 ح 210.
الإرشاد:لَمّا ماتَ الحَسَنُ بنُ الحَسَنِ رَحمَةُ اللّهِ عَلَيهِ، ضَرَبَت زَوجَتُهُ فاطِمَةُ بِنتُ الحُسَينِ عليه السلام عَلى قَبرِهِ فُسطاطا، وكانَت تَقومُ اللَّيلَ وتَصومُ بِالنَّهارِ، وكانَت تُشَبَّهُ بِالحورِ العينِ لِجَمالِها، فَلَمّا كانَ رَأسُ السَّنَةِ، قالَت لِمَواليها: إذا أظلَمَ اللَّيلُ فَقَوِّضوا هذَا الفُسطاطَ. فَلَمّا أظلَمَ اللَّيلُ، سَمِعَت قائِلاً: يَقولُ: هَل وَجَدوا ما فَقَدوا؟ فَأَجابَهُ آخَرُ: بَل يَئِسوا فَانقَلَبوا. ۱
الإرشاد:هنگامى كه حسن بن حسن ـ كه رحمت خدا بر او باد ـ، در گذشت، همسرش فاطمه، دختر امام حسين عليه السلام، بر سرِ مزارش خيمه اى بر پا كرد و شب ها به شب زنده دارى و روزها را به روزه گرفتن مى پرداخت و از فرط زيبايى، به حورالعين مى مانست. در پايان سال، به وابستگانش گفت: چون شب تاريك شد، اين خيمه را بر كَنيد. شب كه تاريك شد، شنيد كه كسى مى گويد: آيا آنچه را از دست دادند، يافتند؟ و كسى ديگر، پاسخ داد: نه؛ بلكه نااميد شدند و باز گشتند.
۱.الإرشاد: ج 2 ص 26، العدد القويّة: ص 355 الرقم 19، روضة الواعظين: ص 542، كشف الغمّة: ج 2 ص 206، بحار الأنوار: ج 44 ص 167.
كتاب من لا يحضره الفقيه عن عبد اللّه بن عليّ:حَمَلتُ مَتاعِي مِنَ البَصرَةِ إلى مِصرَ، فَقَدِمتُها، فَبَينَما أنا في بَعضِ الطَّريقِ، إذا أنا بِشَيخٍ طَويلٍ، شَديدِ الأُدمَةِ، أبيَضِ الرَّأسِ وَاللِّحيَةِ، عَلَيهِ طِمرانِ ۱؛ أحَدُهُما أسوَدُ وَالآخَرُ أبيَضُ، فَقُلتُ: مَن هَذا؟ فَقالوا: هذا بِلالٌ مَولى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. فَأخَذتُ ألواحا فَأَتَيتُهُ فَسَلَّمتُ عَلَيهِ، فَقُلتُ لَه: السَّلامُ عَلَيكَ أيُّهَا الشَّيخُ، فَقالَ: وعَلَيكَ السَّلامُ، قُلتُ: يَرحَمُكَ اللّهُ تَعالى، حَدِّثني بِما سَمِعتَ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. فَقالَ: اُكتُب بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ، سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: إنَّ سورَ الجَنَّةِ لَبِنَةٌ مِن

كتاب من لا يحضره الفقيهـ به نقل از عبد اللّه بن على ـ: از بصره به سوى مصر، كالا بردم. چون وارد شهر شدم، در يكى از گذرگاه ها به پيرمردى بلندقامت و سيه چهره كه موهاى سر و ريشش سفيد بود و دو جامه ژنده، يكى سياه و ديگرى سفيد، بر تن داشت، بر خوردم. پرسيدم: اين كيست؟ گفتند: بلال، غلامِ آزاد شده پيامبر خدا. الواحى چند برداشتم و نزد او رفتم و گفتم: سلام بر تو، اى پيرمرد! گفت: و عليك السلام! گفتم: رحمت خداى بلندمرتبه، بر تو باد! حديثى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايم بگو. گفت: بنويس: به نام خداوند بخشاينده مهربان. از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد: «ديوار بهشت، يك خشتش از طلاست و يك خشتش از نقره. و درهايى چند دارد: درِ رحمت، از ياقوت سرخ است.». گفتم: رحمت خدا بر

۱.الطِّمْرُ: الثوبُ الخَلِقُ (النهاية: ج 3 ص 138 «طمر»).
۲.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 292 ح 905، الأمالي للصدوق: ص 282 ح 310، بحار الأنوار: ج 8 ص 116 ح 1.
الإمام عليّ عليه السلامـ في كِتابِهِ إلى أهلِ مِصرَ، بَعدَ ذِكرِهِ لِلنّارِ وأوصافِها ـ: اِعلَموا يا عِبادَ اللّهِ، أنَّ مَعَ هذا رَحمَةَ اللّهِ الَّتي لا تَعجِزُ عَنِ العِبادِ، «جَنَّةٌ عَرضُها كَعَرضِ السَّماءِ والأَرضِ» ، «أُعِدَّت لِلمُتَّقينَ» ، خَيرٌ لا يَكونُ مَعَها شَرٌّ أبَدا، لَذّاتُها لا تُمَلُّ، وَمُجتَمَعُها لا يَتَفَرَّقُ، سُكّانُها قَد جاوَرُوا الرَّحمنَ، وقامَ بَينَ أيديهِمُ الغِلمانُ، بِصِحافٍ مِنَ الذَّهَبِ فيهَا الفاكِهَةُ وَالرَّيحانُ. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه اش به مردم مصر، بعد از بيان دوزخ و اوصاف آن ـ: بدانيد ـ اى بندگان خدا ـ كه در كنار اين [عذاب ها]، رحمت خدا قرار دارد كه گنجايش همه بندگان را دارد: «بهشتى كه پهنه آن، مانند پهنه آسمان و زمين است» و «براى پرهيزگاران، آماده شده است» . سراسر، خوبى است و هرگز بدى اى با آن نيست و لذّت هايش ملال آور نيستند و جمع آن، به جدايى نمى انجامد. ساكنانش همسايه خداى مهربان اند و پسركان، با سينى هاى زرّينِ پر از ميوه و ريحان، در برابر آنان به خدمت ايستاده اند.
۱.الأمالي للمفيد: ص 266 ح 3، الأمالي للطوسي: ص 29 ح 31 كلاهما عن أبي إسحاق الهمداني، بحار الأنوار: ج 33 ص 547.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا يَدخُلُ الجَنَّةَ رَجُلٌ إِلّا بِرَحمَةِ اللّهِ عز و جل. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس به بهشت نمى رود، مگر با رحمت خداى عز و جل.
۱.الاعتقادات: ص 69، بحار الأنوار: ج 7 ص 251 ح 9؛ صحيح البخاري: ج 5 ص 2373 ح 6102 عن عائشة، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 104 ح 11486، المنتخب من مسند عبد بن حميد: ص 281 ح 892، مسند ابن الجعد: ص 295 ح 2003 والثلاثة الأخير عن أبي سعيد الخدري وكلّها نحوه، كنز العمّال: ج 4 ص 254 ح 10407.
کلیدواژه‌ها رحمترحمت خدا
صحيح مسلم عن أبي هريرة:إِنَّ النَّبِيَ صلى الله عليه و آله قالَ: ما مِن أَحَدٍ يُدخِلُهُ عَمَلُهُ الجَنَّةَ. فَقِيلَ: وَلا أَنتَ، يا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ: وَلا أَنَا، إِلَا أَن يَتَغَمَّدَنِي رَبِّي بِرَحمَةٍ. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هيچ كس نيست كه كردارش او را به بهشت برد». گفته شد: حتّى شما، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «حتّى من، مگر آن كه رحمت پروردگارم مرا در بر گيرد».
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 2169 ح 72، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 217 ح 8338، المعجم الكبير: ج 7 ص 309 ح 7221 عن شريك بن طارق، كنز العمّال: ج 1 ص 253 ح 1277؛ الأمالي للسيّد المرتضى: ج 2 ص 20، بحار الأنوار: ج 7 ص 11.
کلیدواژه‌ها رحمترحمت خدا
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى: لا يَتَّكِلُ العامِلُونَ عَلَى أَعمالِهِمُ الَّتِي يَعمَلُونَها لِثَوابِي، فَإِنَّهُم لَوِ اجتَهَدُوا وَأَتعَبُوا أَنفُسَهُم (أَعمارَهُم) فِي عِبادَتي، كانُوا مُقَصِّرِينَ غَيرَ بالِغِينَ فِي عِبادَتِهِم كُنهَ عِبادَتِي فِيما يَطلُبُونَ عِندِي مِن كَرامَتِي، وَالنَّعِيمِ فِي جَنّاتِي، وَرَفِيعِ الدَّرجاتِ العُلى فِي جِوارِي، وَلَكِن بِرَحمَتِي فَليَثِقُوا، وَفَضلِي فَليَرجُوا، وَإِلى حُسنِ الظَّنِّ بِي فَليَطمَئِنُّوا، فَإِنَّ رَحمَتِي عِندَ ذَلِكَ تُدرِكُهُم، وَمَنِّي يُبَلِّغُهُم رِضوانِي، وَمَغفِرَتِي تُلبِسُهُم عَفوِي، فَإِنِّي أَنا اللّهُ الرَّحمنُ الرَّحِيمُ وَبِذَلِكَ تَسَمَّيتُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداى بزرگ و والا فرمود: «آنان كه براى پاداش من كار مى كنند، نبايد به كردارهاى خويش تكيه كنند؛ زيرا اگر همه عمرشان را در عبادت من بكوشند و خويشتن را به زحمت اندازند، باز تقصير كرده اند و در عبادتشان به عمق بندگى من، و كرامت من و نعمت هاى باغ هاى بهشتم و درجات بلند در جوارم كه از من مى طلبند، نمى رسند؛ بلكه تنها به رحمت من بايد اعتماد كنند و به فضل من، اميد داشته باشند و به گمان نيك داشتن به من، دل ببندند. در اين صورت است كه رحمتم به ايشان مى رسد، و لطفم، آنان را به خشنودى ام مى رساند، و آمرزشم جامه گذشتم را بر ايشان مى پوشاند؛ چرا كه من خداى مهرگستر مهربانم و بدين ناميده شده ام».
۱.الكافي: ج 2 ص 71 ح 1، الأمالي للطوسي: ص 212 ح 368، كنز الفوائد: ج 1 ص 223، التمحيص: ص 57 ح 115 كلّها عن أبي عبيدة الحذّاء عن الإمام الباقر عليه السلام، عدّة الداعي: ص 223، مشكاة الأنوار: ص 540 ح 1813 كلاهما عن الإمام الباقر عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وكلّها نحوه، بحار الأنوار: ج 70 ص 385 ح 45.
کلیدواژه‌ها رحمترحمت خدا
عنه صلى الله عليه و آله:تَحاجَّتِ الجَنَّةُ وَالنّارُ، فَقالَتِ النّارُ: أُوثِرتُ بِالمُتَكَبِّرِينَ وَالمُتَجَبِّرِينَ. وَقالَتِ الجَنَّةُ: ما لِي لا يَدخُلُنِي إِلّا ضُعَفاءُ النّاسِ وَسَقَطُهُم ۱؟! قالَ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى لِلجَنَّةِ: أَنتِ رَحمَتِي؛ أَرحَمُ بِكِ مَن أَشاءُ مِن عِبادِي، وَقالَ لِلنّارِ: إِنَّما أَنتِ عَذابِي؛ أُعَذِّبُ بِكِ مَن أَشاءُ مِن عِبادِي، وَلِكُلِّ واحِدَةٍ مِنهُما مَلَؤُها. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشت و دوزخ با يكديگر به گفتگو پرداختند. دوزخ گفت: من به بزرگان و پادشاهان، اختصاص داده شده ام. بهشت گفت: من چه، كه جز مردمان بينوا و فرودست، واردم نمى شوند؟! خداى بزرگ و والا، به بهشت فرمود: «تو رحمت من هستى. با تو بر هر كس از بندگانم كه بخواهم، رحم مى آورم» و به دوزخ فرمود: «تو عذاب من هستى. با تو هر يك از بندگانم را كه بخواهم، عذاب مى كنم». هر دوى آنها پُر مى شوند.
۱.سَقَطُهُم: أراذِلُهم وأدْوانُهم (النهاية: ج 2 ص 378 «سقط»).
۲.صحيح البخاري: ج 4 ص 1836 ح 4569 و ج 6 ص 2711 ح 7011، صحيح مسلم: ج 4 ص 2186 ح 34، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 110 ح 7722، الأدب المفرد: ص 168 ح 554 كلّها عن أبي هريرة والأربعة الأخيرة نحوه وراجع: سنن الترمذي: ج 4 ص 694 ح 2561.
کلیدواژه‌ها رحمترحمت خدا
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ اللّهَ تَعالى خَلَقَ الرَّحمَةَ يَومَ خَلَقَها مِئَةَ رَحمَةٍ، فَأَمسَكَ عِندَهُ تِسعا وَتِسعِينَ رَحمَةً وَأَرسَلَ فِي خَلقِهِ كُلِّهِم رَحمَةً واحِدَةً، فَلَو يَعلَمُ الكافِرُ بِكُلِّ الَّذِي عِندَ اللّهِ مِنَ الرَّحمَةِ لَم يَيأَس مِنَ الجَنَّةِ، وَلَو يَعلَمُ المُؤمِنُ بِكُلِّ الَّذِي عِندَ اللّهِ مِنَ العَذابِ لَم يَأمَن مِنَ النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداى بلندمرتبه، روزى كه رحمت را آفريد، آن را صد رحمت آفريد. پس نود و نُه رحمت را نزد خود نگه داشت و يك رحمت را براى همه مخلوقاتش فرستاد. بنا بر اين، اگر كافر از همه رحمتى كه نزد خداست، آگاه بود، از بهشتْ نوميد نمى شد و اگر مؤمن از همه عذابى كه نزد خداست، آگاه بود، خود را از آتشْ در امان نمى پنداشت.
۱.صحيح البخاري: ج 5 ص 2374 ح 6104، المعجم الأوسط: ج 5 ص 74 ح 4711 كلاهما عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 4 ص 251 ح 10392.
کلیدواژه‌ها رحمترحمت خدا
عنه صلى الله عليه و آله:سُبحانَ الَّذِي فِي الجَنَّةِ رَحمَتُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پاكا خدايى كه رحمتش در بهشت است!
۱.الإقبال: ج 2 ص 56 عن ابن مسعود، المصباح للكفعمي: ص 876، الدروع الواقية: ص 112 عن الإمام الصادق عليه السلام، البلد الأمين: ص 61 عن الإمام العسكري عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 86 ص 176 ح 45؛ الدعاء للطبراني: ص 274 ح 876، المعجم الكبير: ج 10 ص 228 ح 10554، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 7 ص 133 ح 1 كلّها عن ابن مسعود، كنز العمّال: ج 5 ص 75 ح 12111.
کلیدواژه‌ها رحمترحمت خدا
الإمام عليّ عليه السلام:تَاللّهِ لَوِ انماثَت ۱ قُلُوبُكُمُ انمِياثا، وَسالَت مِن رَهبَةِ اللّهِ عُيُونُكُم دَما، ثُمَّ عُمِّرتُم عُمُرَ الدُّنيا عَلَى أَفضَلِ اجتِهادٍ وَعَمَلٍ، ما جَزَت أَعمالُكُم حَقَّ نِعمَةِ اللّهِ عَلَيكُم، وَلا استَحقَقتُمُ الجَنَّةَ بِسِوى رَحمَةِ اللّهِ وَمَنِّهِ عَلَيكُم. ۲
امام على عليه السلام:به خدا سوگند كه اگر دل هايتان يكسره آب شود و از ترس خدا چشمانتان خون ببارد، سپس به اندازه عمر دنيا عمر كنيد و در همه عمر، برترين كار و كوشش را به جاى آوريد، كارهاى شما حقّ نعمت هايى را كه خدا به شما ارزانى داشته، ادا نمى كند و سزاوار بهشت نمى شويد، جز با رحمت خدا و نعمتش بر شما.
۱.مَاثَ المِلحَ في الماء: أذَابَهُ، وكذلك الطين، وَقَد انْمَاثَ (لسان العرب: ج 2 ص 192 «ميث»).
۲.مصباح المتهجّد: ص 664 ح 730 عن عبد اللّه بن جندب عن أبيه، فتح الأبواب: ص 169، بحار الأنوار: ج 91 ص 100 ح 4 وراجع: كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 520 ح 1484.
کلیدواژه‌ها رحمترحمت خدا
الإمام زين العابدين عليه السلامـ مِن دُعائِهِ فِي الشُّكرِ ـ: فَسُبحانَكَ! ما أَبْيَنَ كَرَمَكَ فِي مُعامَلَةِ مَن أَطاعَكَ أَو عَصاكَ. وَلَو كافَأتَ المُطِيعَ عَلى ما أَنتَ تَوَلَّيتَهُ لَأَوشَكَ أَن يَفقِدَ ثَوابَكَ، وَأَن تَزُولَ عَنهُ نِعمَتُكَ، وَلَكِنَّكَ بِكَرَمِكَ جازَيتَهُ عَلَى المُدَّةِ القَصِيرَةِ الفانِيَةِ بِالمُدَّةِ الطَّوِيلَةِ الخالِدَةِ، وَعَلَى الغايَةِ القَرِيبَةِ الزّائِلَةِ بِالغايَةِ المَدِيدَةِ الباقِيَةِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ از دعاى ايشان در شكرگزارى ـ: پاكا تو! وه كه چه آشكار است بزرگوارى تو در رفتار با آن كه فرمانت مى برد يا نافرمانى ات مى كند.! اگر فرمان بردار را به مقتضاى كردارش ـ كه تو خود، عهده دار آن بوده اى ـ پاداش مى دادى، ديرى نمى پاييد كه پاداشِ تو را از دست مى داد و نعمت تو از او زايل مى گشت؛ ليكن تو به بزرگوارى خويش، در برابر عمرى كوتاه و فانى [كه عبادتت كرد]، عمرى دراز و جاويدان، و به ازاى مقصدى نزديك و به سرآمدنى، مقصدى گسترده و ماندگار، پاداشش دادى.
۱.الصحيفة السجّاديّة: ص 144 الدعاء 37، المصباح للكفعمي: ص 545.
کلیدواژه‌ها رحمترحمت خدا
الإمام الباقر عليه السلام:إِنَّ الرَّبَّ تَبارَكَ وَتَعالى يَقُولُ: اُدخُلُوا الجَنَّةَ بِرَحمَتِي، وَانجُوا مِنَ النّارِ بِعَفوِي، وَتَقَسَّمُوا الجَنَّةَ بِأَعمالِكُم، فَوَعِزَّتِي لَأُنزِلَنَّكُم دارَ الخُلُودِ وَدارَ الكَرامَةِ. فَإِذا دَخَلُوها صارُوا عَلى طُولِ آدَمَ سِتِّينَ ذِراعا، وَعَلى مَلَدِ ۱ عِيسَى ثَلاثا وَثَلاثِينَ سَنَةً، وَعَلى لِسانِ مُحَمَّدٍ العَرَبِيَّةِ، وَعَلى صُورَةِ يُوسُفَ فِي الحُسنِ، ثُمَّ يَعلُو وُجُوهَهُمُ النُّورُ، وَعَلى قَلبِ أَيُّوبَ فِي السَّلامَةِ مِن الغِلِّ. ۲
امام باقر عليه السلام:پروردگار بزرگ و والا، مى فرمايد: «با رحمت من، به بهشت وارد شويد و با بخشايش من، از آتش برهيد و با كردارهايتان، بهشت را قسمت كنيد. به عزّتم سوگند كه شما را در سراى جاودانگى و خانه كرامت، جاى مى دهم». و آن گاه كه به بهشت وارد مى شوند، به قامتِ آدمى شصت گزند و چونان عيسى، سى و سه ساله اند و به زبان محمّد، عربى، سخن مى گويند و به زيبايىِ يوسف اند. آن گاه نور، چهره هايشان را فرو مى گيرد، در حالى كه دل هايشان چونان دل ايّوب، از كينه صاف است.
۱.المَلَدْ: الشَبابُ ونَعْمَتُه (لسان العرب: ج 3 ص 410 «ملد»).
۲.الاختصاص: ص 356 عن جابر، بحار الأنوار: ج 8 ص 218 ح 207.
کلیدواژه‌ها رحمترحمت خدا
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:حَدَّثَنِي جَبرَئِيلُ وَهُوَ يَتَبَسَّمُ، قالَ: آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ يُقالُ لَهُ: مُرَّ عَلَى الصِّراطِ، فَتَزِلُّ قَدَمُهُ وَيَتَعَلَّقُ بِالأُخرى، وَتَزِلُّ رُكبَتُهُ وَيَتَعَلَّقُ بِالأُخرى، وَتَزِلُّ يَدُهُ وَيَتَعَلَّقُ بِالأُخرى، وَالنّارُ تَرمِيهِ بِشَرَرِها وَتَلدَغُهُ بِلَهَبِها، كُلَّما أَصابَهُ شَيءٌ مِنها ضَرَبَ بِيَدَيهِ عَلَيهِ وَقالَ: اخسَأ، حَتّى يَخرُجَ مِنها بِرَحمَةِ اللّهِ عز و جل. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جبرئيل، تبسّم كنان به من گفت: به آخرين كسى كه وارد بهشت مى شود، گفته مى شود: از صراط بگذر. پس، يك پايش مى لغزد و به پاى ديگرش مى آويزد. يك زانويش مى لغزد و به زانوى ديگرش مى آويزد، و يك دستش مى لغزد و به دست ديگرش مى آويزد، و آتش با شراره هاى خود بر او مى زند و با شعله هايش او را مى گزد. هر گاه چيزى از آتش به او مى خورد، با دستش بر آن مى زند و مى گويد: «دور شو» تا آن كه به لطف و رحمت خداوند عز و جل، از آن بيرون مى رود.
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 254 عن أنس.
عنه عليه السلامـ فِي خُطبَةِ الوَسِيلَةِ ـ: أَيُّها النّاسُ، إِنَّ اللّهَ تَعالى وَعَدَ نَبِيَّهُ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله الوَسِيلَةَ، وَوُعدُهُ الحَقُّ وَلَن يُخلِفَ اللّهُ وَعدَهُ. أَلا وَإِنَّ الوَسِيلَةَ عَلى دَرَجِ الجَنَّةِ، وَذِروَةِ ذَوائِبِ الزُّلفَةِ، وَنِهايَةِ غايَةِ الأُمنِيَّةِ. قَد أَنافَت عَلى كُلِّ الجِنانِ، وَرَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَومَئِذٍ قاعِدٌ عَلَيها، مُرتَدٍ بِرَيطَتَينِ ۱: رَيطَةٍ مِن رحمَةِ اللّهِ، وَرَيطَةٍ مِن نُورِ اللّهِ، عَلَيهِ تاجُ النُّبُوَّةِ وَإِكلِيلُ ۲ الرِّسالَةِ، قَد أَشرَقَ بِنُورِهِ المَوقِفُ، وَأَنا يَومَئِذٍ عَلَى الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ، وَهِي دُونَ دَرَجَتِهِ. ۳
امام على عليه السلام ـ در خطبه وسيله ـ:اى مردم! خداى متعال به پيامبرش محمّد صلى الله عليه و آله، وسيله را وعده داده است و وعده او راست است و خدا هرگز خلف وعده نمى كند. بدانيد كه وسيله، بالاترين درجه بهشت و نوك كاكُل قرب به خدا و نقطه نهايى آرزوست. و بالاتر از همه بهشت هاست. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در آن روز، در آن مى نشيند، در حالى كه دو جامه نرم و نازك بر تن دارد: جامه اى از رحمت خدا و جامه اى از نور خدا. تاج پيامبرى و پيشانى بند جواهرنشان رسالت، بر سر اوست و نورش محشر را روشن كرده است. در آن روز، من نيز بر درجه بلندى هستم؛ ولى از درجه او پايين تر است.
۱.الرِّيطَة: كُلّ ثوب رقيق ليّن (النهاية: ج 2 ص 289 «ريط»).
۲.الإكليل: شِبْه عِصابةٍ مُزَيّنة بالجوهر (النهاية: ج 4 ص 197 «كلل»).
۳.الكافي: ج 8 ص 24 ح 4 عن جابر بن يزيد عن الإمام الباقر عليه السلام.
الأمالي للطوسي عن إبراهيم المخارقي:وَصَفتُ لِأَبِي عَبدِ اللّهِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام دِينِي، فَقُلتُ: أَشهَدُ أَن لا إِلهَ إِلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريِكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله رَسُولُ اللّهِ، وَأَنَّ عَلِيّا إِمامُ عَدلٍ بَعدَهُ، ثُمَّ الحَسَنُ وَالحُسَينُ، ثُمَّ عَلِيُ بنُ الحُسَينِ، ثُمَّ مُحَمَّدُ بنُ عَلِيٍ، ثُمَّ أَنتَ. فَقالَ: رَحِمَكَ اللّهُ. ثُمَّ قالَ: اِتَّقُوا اللّهَ، اِتَّقُوا اللّهَ، اِتَّقُوا اللّهَ! عَلَيكُم بِالوَرَعِ، وَصِدقِ الحَدِيثِ، وَأَداءِ الأَمانَةِ، وَعِفَّةِ البَطنِ وَالفَرْجِ، تَكُونُوا مَعَنا بِالرَّفِيقِ الأَعلى. ۱
الأمالى، طوسى ـ به نقل از ابراهيم مخارقى ـ:دينم را براى امام صادق عليه السلام بيان داشتم و چنين گفتم: گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى يكتا نيست و يگانه و بى انباز است، و گواهى مى دهم كه محمّد صلى الله عليه و آله، فرستاده خداست و على، پيشواى عادلِ پس از اوست و سپس حسن و حسين، و سپس على بن الحسين و سپس محمّد بن على و سپس شما [پيشواى حقّيد]. فرمود: «رحمت خدا بر تو باد!» و سپس فرمود: «از خدا بترسيد، از خدا بترسيد، از خدا بترسيد! پارسايى و راستگويى و امانتدارى و پاكى شكم و دامن را پيشه كنيد، تا در جايگاه برين، با ما باشيد».
۱.الأمالي للطوسي: ص 222 ح 384، بشارة المصطفى: ص 109، بحار الأنوار: ج 69 ص 3 ح 3.
الإمام الباقر عليه السلام:شَهِدَ مَعَ عَلِيِّ بنِ أَبِي طالِبٍ عليه السلام مِنَ التّابِعِينَ ثَلاثَةُ نَفَرٍ بِصِفِّينَ، شَهِدَ لَهُم رسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِالجَنَّةِ وَلَم يَرَهُم: أُوَيسٌ القَرَنِيُّ، وَزَيدُ بنُ صُوحانَ العَبدِيُّ، وَجُندَبٌ الخَيرُ الأَزدِيُّ، رَحمَةُ اللّهِ عَلَيهِم. ۱
امام باقر عليه السلام:از تابعيان، سه كس با على بن ابى طالب عليه السلام در صفّين حاضر بودند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، به بهشتى بودنشان شهادت داد، در حالى كه آنان را نديده بود: اويس قَرَنى، زيد بن صوحان عبدى و جُندَب الخير ازدى. رحمت خدا بر ايشان باد!
۱.الاختصاص: ص 81 عن جابر الجعفي، بحار الأنوار: ج 32 ص 618 ح 484؛ تاريخ دمشق: ج 19 ص 442 عن جابر.
الكافي عن أبي بصير:كانَ لِي جارٌ يَتبَعُ السُّلطانَ فَأَصابَ مالاً، فَأَعَدَّ قِيانا ۱ وَكانَ يَجمَعُ الجَمِيعَ إِلَيهِ وَيَشرَبُ المُسكِرَ وَيُؤذِينِي فَشَكَوتُهُ إِلى نَفسِهِ غَيرَ مَرَّةٍ، فَلَم يَنَتهِ، فَلَمّا أَن أَلحَحتُ عَلَيهِ فَقالَ لِي: يا هذا، أَنا رَجُلٌ مُبتَلىً وَأَنتَ رَجُلٌ مُعافًى، فَلَو عَرَضتَنِي لِصاحِبِكَ رَجَوتُ اَ? يُنقِذَنِيَ اللّهُ بِكَ، فَوَقَعَ ذَلِكَ لَهُ فِي قَلبِي، فَلَمّا صِرتُ إِلى أَبِي عَبدِ اللّهِ عليه السلام ذَكَرتُ لَهُ حالَهُ، فَقالَ لِي: إِذا رَجَعتَ إِلَى الكُوفَةِ سَيَأتِيكَ، فَقُل لَهُ: يَقُولُ لَكَ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ: دَع ما أَنتَ عَلَيهِ وَأَضمَنُ لَكَ عَلَى اللّهِ الجَنَّةَ. فَلَمّا رَجَعتُ إِلى الكُوفَةِ أَتانِي فِيمَن أَتى، فَاحتَبَستُهُ

الكافى ـ به نقل از ابو بصير ـ:همسايه اى داشتم كه در دستگاه حكومت، كار مى كرد و از اين طريق، ثروتى به دست آورده و كنيزكانى آوازه خوان خريده بود. همه را نزد خود جمع مى كرد و شراب مى خورد و باعث آزار و اذيّت من مى شد. بارها به خودِ او شكايت كردم؛ امّا دست بر نداشت، و چون اصرار كردم كه دست از كارهايش بردارد، به من گفت: فلانى! من آدمى هستم كه [در بند حكومت،] گرفتار آمده ام و تو از اين گرفتارى، بر كنار و آسوده اى. اگر وضع مرا به آقايت بگويى، اميدوارم كه خداوند به واسطه تو، مرا هم نجات بخشد. اين سخن او، در دلم اثر كرد و چون به خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم، ماجراى او را به ايشان گفتم. فرمود: «چون به كوفه باز گشتى، او نزد تو خواهد آمد. به او بگو: جعفر بن محمّد به تو مى گويد: كارى را كه دارى،

۱.القَيْنَة: الأَمَة المُغَنِّيَة، والجمع قِيان (لسان العرب: ج 13 ص 351 «قين»).
۲.الكافي: ج 1 ص 474 ح 5، كشف الغمّة: ج 2 ص 406، بحار الأنوار: ج 47 ص 145 ح 199.
الخصال عن أبي بصير عن الإمام الباقر عليه السلام:سَمِعتُهُ يَقُولُ: رَحِمَ اللّهُ الأَخَواتِ مِن أَهلِ الجَنَّةِ، فَسَمّاهُنَّ: أَسماءَ بِنتَ عُمَيسٍ الخَثعَمِيَّةَ وَكانَت تَحتَ جَعفَرِ بنِ أَبِي طالِبٍ عليه السلام، وَسَلمى بِنتَ عُمَيسٍ الخَثعَمِيَّةَ وَكانَت تَحتَ حَمزَةَ، وَخَمسٌ مِن بَنِي هِلالٍ: مَيمُونَةُ بِنتُ الحارِثِ كانَت تَحتَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، وَأُمُّ الفَضلِ عِندَ العَبّاسِ اسمُها هِندٌ، وَالغُمَيصاءُ أُمُّ خالِدِ بنِ الوَلِيدِ، وَعَزَّةُ كانَت فِي ثَقِيفٍ عِندَ الحَجّاجِ بنِ غلّاظٍ، وَحميدَةُ وَلَم يَكُن لَها عَقِبٌ. ۱
الخصال ـ به نقل از ابو بصير ـ:از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مى فرمايد: «رحمت خدا بر خواهران بهشتى!» و آنان را چنين نام برد: اسماء خَثعَميّه دختر عُمَيس كه همسر جعفر بن ابى طالب بود؛ سلمى خَثعَميّه دختر عُمَيس كه همسر حمزه بود؛ و پنج زن از بنى هِلال: ميمونه دختر حارث كه همسر پيامبر صلى الله عليه و آله بود، اُمّ فضل كه همسر عبّاس و نامش هند بود، غُمَيصاء مادر خالد بن وليد، عَزّه كه در ثقيف و همسر حَجّاج بن غلّاظ بود، و حَميده كه فرزندى نداشت.
۱.الخصال: ص 363 ح 55 عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 22 ص 291 ح 63.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۷۲