فیلترها
نتایج جستجو برای «غیرت»: ۳۹ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الصادق عليه السلام:إذا تَغَيَّرَتِ الشَّمسُ فَاذكُرِ اللّهَ عز و جل، وإن كُنتَ مَعَ قَومٍ يَشغَلونَكَ فَقُم وَادعُ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر گاه خورشيد غروب كرد، به ذكر خداوند عز و جل بپرداز و اگر با عدّه اى بودى كه تو را از ذكر خدا باز مى دارند، از نزدشان برخيز و به دعا بپرداز.
۱.الكافي: ج 2 ص 524 ح 9، فلاح السائل: ص 382 ح 253، محاسبة النفس لابن طاووس: ص 26 كلّها عن شهاب بن عبد ربّه، بحار الأنوار: ج 86 ص 245 ح 3.
امام صادق عليه السلام:بهشت بر شخص بى غيرت، حرام است.
الإمام الصّادق عن آبائه عليهم السلام: قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لَمّا خَلَقَ اللّهُ جَنَّةَ عَدنٍ خَلَقَ لَبِنَها مِن ذَهَبٍ يَتَلَألَأُ، وَمِسكٍ مَدُوفٍ ۱، ثُمَّ أَمَرَها فَاهتَزَّت وَنَطَقَت، فَقالَت: أَنتَ اللّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنتَ الحَيُ القَيُّومُ، فَطُوبى لِمَن قُدِّرَ لَهُ دُخُولِي!
قالَ اللّهُ تَعالى: وَعِزَّتِي وَجَلالِي وَارتِفاعِ مَكانِي! لا يَدخُلُكِ مُدمِنُ خَمرٍ، وَلا مُصِرٌّ عَلى رِبا، وَلا فَتّانٌ؛ وَهُوَ النَّمّامُ، وَلا دَيُّوثٌ؛ وَهُوَ الَّذِي لا يَغارُ وَيُجتَمَعُ فِي بَيتِهِ عَلَى الفُجُورِ، وَلا قَلَاعٌ؛ وَهُوَ الَّذِي يَسعى بِالنّاسِ عِندَ السُّلطانِ لِيُهلِكَهُم، وَلا جَيُّوفٌ؛ وَهُوَ النَّبّاشُ، وَلا خَتّارٌ؛ وَهُوَ الَّذِي لا يُوفِي بِالعَهدِ. ۲
امام صادق عليه السلامـ به نقل از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «چون خداوند، بهشت عدن را آفريد، خشت آن را از طلاى درخشان و مُشك آميخته خلق كرد. سپس به آن فرمان داد و بهشت عدن، تكان خورد و به سخن آمد و گفت: تويى خدا. معبودى نيست جز تو زنده جاويدان. خوشا به حال كسى كه وارد شدن به من برايش مقدّر شده باشد!.
خداى بلندمرتبه فرمود: به عزّت و جلالم و بلندى جايگاهم، سوگند كه باده گسار و رباخوار و فتنه انگيز ـ يعنى سخن چين ـ و ديّوث ـ يعنى كسى كه در خانه اش زنا مى شود و او غيرت به خرج نمى دهد ـ و قَلّاع ـ يعنى كسى كه نزد سلطان از مردم، سعايت مى كند تا آنها را از بين ببرد ـ و جَيّوف ـ يعنى كفن دزد ـ و خَتّار ـ يعنى كسى كه به پيمان، وفا نمى كند ـ، به تو قدم نخواهند گذاشت».
السيرة النبويَّة لابن هشام عن ابن إسحاق:ـ فِيما بَلَغَنِي ـلَمّا أُصِيبَ القَومُ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أَخَذَ الرّايَةَ زَيدُ بنُ حارِثَةَ فَقاتَلَ بِها حَتّى قُتِلَ شَهِيدا، ثُمَّ أَخَذَها جَعفَرٌ فَقاتَلَ بِها حَتّى قُتِلَ شَهِيدا، ثُمَّ صَمَتَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَتّى تَغَيَّرَت وُجُوهُ الأَنصارِ وَظَنُّوا أَنَّهُ قَد كانَ فِي عَبدِ اللّهِ بنِ رَواحَةَ بَعضُ ما يَكرَهُونَ، ثُمَّ قالَ: ثُمَّ أَخَذَها عَبدُ اللّهِ بنُ رَواحَةَ فَقاتَلَ حَتّى قُتِلَ شَهِيدا، ثُمَّ قالَ: لَقَد رُفِعُوا إِلَيَّ فِي الجَنَّةِ فِيما يَرَى النّائِمُ عَلَى سُرُرٍ مِن ذَهَبٍ، فَرَأَيتُ فِي سَرِيرِ عَبدِ اللّهِ بنِ رَواحَةَ ازْوِرارا عَن سَريرَيْ صاحِبَيهِ، فَقُلتُ: عَمَّ هذا؟
السيرة النبويّة، ابن هشام ـ به نقل از ابو اسحاق ـ:چون آن عدّه به شهادت رسيدند، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ تا آن جا كه به من رسيده است ـ فرمود: «زيد بن حارثه پرچم را بر گرفت و جنگيد، تا آن كه به شهادت رسيد. سپس جعفر آن را بر گرفت و او نيز جنگيد تا به شهادت رسيد».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس خاموش شد تا جايى كه رنگ از چهره انصار بر گشت و گمان بردند كه براى عبد اللّه بن رواحه مسئله ناخوشايندى پيش آمده است. در اين هنگام، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «سپس عبد اللّه بن رواحه پرچم را بر گرفت و جنگيد تا به شهادت رسيد».
آن گاه فرمود: «آنان را در بهشت، به من، آن گونه كه شخص در خواب مى بيند، بر تخت هايى از طلا نشان دادند. در تخت عبد اللّه بن رواحه نسبت به تخت هاى دو همرزمش
۱.السيرة النبويّة لابن هشام: ج 4 ص 24، تاريخ الإسلام للذهبي: ج 2 ص 486، اُسد الغابة: ج 3 ص 238 الرقم 2943 نحوه و ج 1 ص 543 الرقم 759، تاريخ دمشق: ج 28 ص 120 ح 5887، كنز العمّال: ج 10 ص 386 ح 29916.
کلیدواژهها بهشتنام های بهشتنوید داده شدگان به بهشتشماری از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله +1 مورد دیگر
عنه عليه السلام:لَمّا اشتَدَّ الأَمرُ بِالحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أَبِي طالِبٍ عليهماالسلام، نَظَرَ إِلَيهِ مَن كانَ مَعَهُ فَإِذا هُوَ بِخِلافِهِم، لِأَنَّهُم كُلَّما اشتَدَّ الأَمرُ تَغَيَّرَت أَلوانُهُم، وَارتَعَدَت فَرائِصُهُم ۱، وَوَجَبَت ۲ قُلُوبُهُم، وَكانَ الحُسَينُ عليه السلام وَبَعضُ مَن مَعَهُ مِن خَصائِصِهِ تُشرِقُ أَلوانُهُم وَتَهدَأُ جَوارِحُهُم، وَتَسكُنُ نُفُوسُهُم. فَقالَ بَعضُهُم لِبَعضٍ: اُنظُرُوا لا يُبالِي بِالمَوتِ.
فَقالَ لَهُمُ الحُسَينُ عليه السلام: صَبرا بَنِي الكِرامِ، فَما المَوتُ إِلّا قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِكُم عَنِ
البُؤسِ وَالضَّرّاءِ إِلَى الجِنانِ الواسِعَةِ وَالنَّعِيمِ الدّائِمَةِ، فَأَيُّكُم يَكرَهُ أَن يَنتَقِلَ مِن سِجنٍ إِلى قَصرٍ، وَما هُوَ
امام زين العابدين عليه السلام:چون كار بر حسين بن على عليه السلام سخت شد، يكى از كسانى كه با ايشان بود، به او نگريست، ديد كه برخلاف آنان است؛ زيرا هر چه كار بر آنان سخت تر مى شد، رنگ از رخسارشان بر مى گشت، و بدن هايشان به لرزه و قلب هايشان به تپش مى افتاد، در حالى كه حسين عليه السلام و برخى از ياران خاصّش، رنگشان روشن و اندام هايشان آرام مى شد و دل هايشان قرار بيشترى مى يافت. آنان به يكديگر مى گفتند: بنگريد كه از مرگ، باكى ندارد!
حسين عليه السلام به ايشان فرمود: «شكيبا باشيد، اى بزرگ زادگان؛ چرا كه مرگ، چيزى نيست، جز پلى كه شما را از بدبختى و رنج به بهشت هاى پهناور و نعمت هاى جاويدان، مى رسانَد. كدام يك از شما خوش ندارد كه از زندان به كاخ رود؟! براى دشمنانتان هم مرگ نيست، مگر همچون كسى كه
کلیدواژهها بهشتنام های بهشتنوید داده شدگان به بهشتشماری از یاران امام حسین علیه السلام +1 مورد دیگر
مستدرك الوسائل عن مسروق:دَخَلتُ يَومَ عَرَفَةَ عَلَى الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام وأقداحُ السَّويقِ بَينَ يَدَيهِ وبَينَ يَدَي أصحابِهِ، وَالمَصاحِفُ في حُجورِهِم وهُم يَنتَظِرونَ الإِفطارَ، فَسَأَلتُهُ عَن مَسأَلَةٍ فَأَجابَني، فَخَرَجتُ فَدَخَلتُ عَلَى الحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام، وَالنّاسُ يَدخُلونَ إلى مَوائِدَ مَوضوعَةٍ عَلَيها طَعامٌ عَتيدٌ ۱، فَيَأكُلونَ ويَحمِلونَ، فَرَآني وقَد تَغَيَّرتُ.
فَقالَ: يا مَسروقُ لِمَ لا تَأكُلُ؟
فَقُلتُ: يا سَيِّدي أنَا صائِمٌ، وأنَا أذكُرُ شَيئا.
فَقالَ: اُذكُر ما بَدا لَكَ.
فَقُلتُ: أعوذُ بِاللّهِ أن تَكونوا مُختَلِفينَ، دَخَلتُ عَلَى الحُسَينِ عليه السلام فَرَأَيتُهُ يَنتَظِرُ الإِفطارَ، ودَخَلتُ عَلَيكَ وأنتَ عَلى هذِهِ الصِّفَةِ
مستدرك الوسائلـ به نقل از مسروق ـ: روز عرفه بر امام حسين عليه السلام درآمدم، در حالى كه كاسه هاى سَويق، ۳ جلوى ايشان و يارانش قرار داشت و قرآن ها هم در دامن هايشان بود و منتظر افطار بودند. از او مسئله اى پرسيدم. پاسخ گرفتم و بيرون آمدم و بر امام حسن عليه السلام درآمدم، در حالى كه مردم بر سفره هايى كه غذاهاى آماده بر آن نهاده بودند، درمى آمدند و مى خوردند و مى بُردند. ايشان، ديد كه حالم دگرگون است. فرمود: «اى مسروق! چرا نمى خورى؟».
گفتم: اى سَرور من! روزه دارم و چيزى را مى خواهم بگويم.
فرمود: «هر چه مى خواهى، بگو».
گفتم: پناه مى بريم به خدا از اين كه شما (حسن و حسين عليهماالسلام) با هم اختلاف داشته باشيد. بر حسين عليه السلام درآمدم و ديدم كه منتظر افطار است و بر شما درآمدم و در چنين
معاني الأخبار عن عليّ بن الحسين عليه السلام:لَمَّا اشتَدَّ الأَمرُ بِالحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام، نَظَرَ إلَيهِ مَن كانَ مَعَهُ فَإِذا هُوَ بِخِلافِهِم؛ لِأَنَّهُم كُلَّمَا اشتَدَّ الأَمرُ تَغَيَّرَت ألوانُهُم، وَارتَعَدَت فَرائِصُهُم ووَجَبَت ۱ قُلوبُهُم، وكانَ الحُسَينُ عليه السلام وبَعضُ مَن مَعَهُ مِن خَصائِصِهِ تُشرِقُ ألوانُهُم، وتَهدَأُ جَوارِحُهُم، وتَسكُنُ نُفوسُهُم.
فَقالَ بَعضُهُم لِبَعضٍ: اُنظُروا لا يُبالي بِالمَوتِ!
فَقالَ لَهُمُ الحُسَينُ عليه السلام: صَبرا بَنِي الكِرامِ، فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِكُم عَنِ البُؤسِ وَالضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ وَالنَّعيمِ الدّائِمَةِ، فَأَيُّكُم يَكرَهُ أن يَنتَقِلَ مِن سِجنٍ إلى قَصرٍ! وما هُوَ
معانى الأخبارـ از امام زين العابدين عليه السلام ـ: چون كار امام حسين عليه السلام سخت شد، برخى از همراهانش، به او نگريستند. امام عليه السلام و برخى از ياران ويژه اش، بر خلاف آنان كه هر گاه كار سخت شود، رنگشان دگرگون مى شود و به لرزه مى افتند و دل هايشان به تپش مى افتد، رنگشان گلگون مى شد و اندامشان آرام و جان هايشان قرار مى گرفت.
برخى به برخى ديگر گفتند: بنگريد كه باكى از مرگ ندارد!
امام حسين عليه السلام به آنان فرمود: «اى بزرگ زادگان! شكيبا باشيد. مرگ، جز پلى نيست كه شما را از سختى و ناخوشى به بهشت پُر گستره و نعمتِ جاويدان، عبور مى دهد. كدامتان خوش ندارد كه از زندان به قصر منتقل شود؟! و آن براى دشمنانتان، مانند انتقال از قصر به زندان و شكنجه شدن است.
پدرم از پيامبر خدا برايم نقل كرد:
تاريخ الطبري عن عقبة بن أبي العيزار:قامَ حُسَينٌ عليه السلام بِذي حُسُمٍ ۱، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: إنَّهُ قَد نَزَلَ مِنَ الأَمرِ ما قَد تَرَونَ، وإنَّ الدُّنيا قَد تَغَيَّرَت وتَنَكَّرَت وأدبَرَ مَعروفُها وَاستَمَرَّت جِدّا، فَلَم يَبقَ مِنها إلاّ صُبابَةٌ ۲ كَصُبابَةِ الإِناءِ، وخَسيسُ ۳ عَيشٍ كَالمَرعَى الوَبيلِ ۴، ألا تَرَونَ أنَّ الحَقَّ لا يُعمَلُ بِهِ، وأنَّ الباطِلَ لا يُتَناهى عَنهُ، لِيَرغَبِ المُؤمِنُ في لِقاءِ اللّهِ مُحِقّا، فَإِنّي لا أرَى المَوتَ إلاّ سعادَةً ۵، ولاَ الحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلاّ بَرَما ۶. ۷
تاريخ الطبرىـ به نقل از عقبة بن ابى عيزار ـ: امام حسين عليه السلام در ذى حُسُم ۸ ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «آنچه مى بينيد، امرى است كه فرود آمده است و دنيا، دگرگون و زشت گشته و نيكى اش روى گردانده است و اين حالت، چنان ادامه يافته كه از آن، جز چكّه آب تهِ ظرف، و زندگى پستى چون چريدنى كوتاه، باقى نمانده است. آيا نمى بينيد كه به حق عمل نمى شود و از باطل، جلوگيرى نمى شود؟ [در چنين وضعى]مؤمن بايد در راه حق، در اشتياق ديدار خدا (مرگ) باشد. من، مرگ را جز سعادت و زندگى با ستمكاران را جز ملالت، نمى بينم».
۱.ذو حُسُم: موضعٌ بالبادية (تاج العروس: ج 16 ص 151 «حسم»). موضع في الطريق إلى الكوفة نزله الحسين عليه السلام ولقيه فيه الحرّ بن يزيد على عسكر ابن زياد.
۲.الصُّبابَةُ: البَقِيَّةُ اليَسيرة من الشراب في أسفل الإناء (النهاية: ج 3 ص 5 «صبب»).
۳.الخسيس: الدنيء (النهاية: ج 2 ص 31 «خسس»).
۴.الوَبِيلُ من المرعى: الوَخِيمُ، وأرض وَبِيلةٌ: وَخِيمَةُ المَرتَع وَبِيئَةٌ (تاج العروس: ج 15 ص 769 «وبل»).
۵.في المصدر: «شهادة» بدل «سعادة»، والتصويب من سائر المصادر.
۶.بَرَما: مصدر بَرِمَ به إذا سَئِمَهُ وملَّهُ (النهاية: ج 1 ص 121 «برم»).
۷.تاريخ الطبري: ج 5 ص 403، المعجم الكبير: ج 3 ص 114 ح 2842 عن محمّد بن الحسن، تاريخ دمشق: ج 14 ص 217؛ الملهوف: ص 138، تحف العقول: ص 245، الأمالي للشجري: ج 1 ص 161 عن محمّد بن حسن نحوه، بحار الأنوار: ج 44 ص 192 ح 4.
۸.ذى حُسُم، منزلگاهى در راه مكّه به كوفه است؛ همان جا كه امام عليه السلام با سپاه حرّ بن يزيد، برخورد كرد.
الإمامُ عليٌّ:شَجاعَةُ الرَّجُلِ عَلى قَدرِ هِمَّتِهِ، وَغَيرَتُهُ عَلى قَدرِ حَمِيَّتِهِ. ۱
امام على:شجاعت مرد، به قدر همّت اوست و غيرتش، به قدر تن ندادن او به ذلّت.
۱.غرر الحكم: 5763.
نثر الدرّ:على عليه السلام از صفين بازگشت، در حالتى كه گويى [موى] سر و ريشش پنبه است. پس به ايشان گفته شد: اى امير مؤمنان! كاش [آنها را] رنگ مى كردى.
فرمود: «حنا، زينت است و ما قومى اندوه زده ايم». ۳
۱.أقول: يمكن أن يقال إنّ حزنه من التحكيم وما جرى قبله، وقال الشريف الرضي قدس سره: يريد وفاة رسول اللّه صلى الله عليه و آله (نهج البلاغة: ذيل الحكمة 473).
۲.نثر الدرّ: ج 1 ص 307 وراجع نهج البلاغة: الحكمة 473 والرياض النضرة: ج 3 ص 108.
۳.مى توان گفت كه اندوه امام عليه السلام، به خاطر حَكميّت و ماجراهاى پيش از آن بوده است؛ گرچه سيّد رضى، آن را اندوه وفات پيامبر خدا دانسته است.
عنه عليه السلامـ مِن كَلامِهِ يَومَ عاشوراءَ ـ: ألا وَإنَّ الدَّعيَّ ابنَ الدَّعيِّ قَد رَكَّزَ بَينَ اثنَتينِ بَينَ السُلَّهِ وَالذِلَّةِ وَهَيهاتَ مِنّا الذِلَّةُ يَأبى اللّهُ ذلك لَنا وَرَسولُهُ وَالمُؤمِنونَ وَحُجورٌ طابَت وَطَهُرَت وَأنوفُ حَميَّةٍ وَنُفوسُ أبيَّةٍ مِن أن تُؤثِرَ طاعَةَ اللِئامِ عَلى مَصارِعِ الكِرامِ. ۱
امام حسين عليه السلامـ در بخشى از سخنانش در روز عاشورا ـفرمود: هان! اين حرامزاده پسر حرامزاده مرا ميان دو چيز مخيّر كرده است: ميان شمشير و تن دادن به خوارى. و هيهات كه ما تن به ذلّت و خوارى دهيم. خدا و رسول او و مؤمنان و دامنهاى پاك و مطهّر [ى كه ما در آن پرورش يافته ايم] و دلهاى غيرتمند و جانهاى بزرگمنش، اين را بر ما نمى پذيرند كه فرمانبرى از فرومايگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجيح دهيم.
۱.اللهوف: 97.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لا اُقيمُ على أحَدٍ حَدّا بأرضِ العَدُوِّ حتّى يَخرُجَ مِنها، لِئلّا تَلْحَقَهُ الحَميَّةُ فيَلْحَقَ بالعَدُوِّ. ۱
امام على عليه السلام:در سرزمين دشمن بر هيچ كسى حدّى جارى نمى كنم تا زمانى كه از آن جا خارج شود؛ زيرا ممكن است غيرتى شود و به دشمن بپوندد.
۱.علل الشرائع: 545 / 1.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنّ اللّهَ تباركَ وتعالى خَصَّ رَسولَهُ صلى الله عليه و آله بمَكارِمِ الأخْلاقِ، فامْتَحِنوا أنفسَكُم؛ فإن كانتْ فِيكُم فاحْمَدوا اللّهَ عزّوجلّ وارغَبوا إلَيهِ في الزّيادَةِ مِنها. فذكَرَها عَشرَةً: اليَقينُ، والقَناعَةُ، والصَّبرُ، والشُّكرُ، والحِلْمُ، وحُسنُ الخُلقِ، والسَّخاءُ، والغَيرَةُ، والشَّجاعَةُ، والمُروءَةُ. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند تبارك و تعالى مكارم اخلاق را به رسولش صلى الله عليه و آله ارزانى داشت. پس شما نيز خود را بيازماييد، اگر اين خويها در شما بود، خداوند عز و جل را سپاس گوييد و از او اين مكارم را بيشتر بخواهيد. سپس حضرت آنها را ده خوى برشمرد: يقين، قناعت، صبر، شكر، بردبارى، خوشخويى، بخشندگى، غيرت، شجاعت و مردانگى.
۱.الأمالي للصدوق: 290/324.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:ما زَنى غَيُورٌ قَطُّ. ۱
امام على عليه السلام:غيرتمند، هرگز زنا نمى كند.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 305.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام:نَزَلَ جَبرئيلُ على النبِيّ صلى الله عليه و آله فقالَ: يا محمّدُ، إنّ رَبَّكَ يُقرِئُكَ السلامَ، ويقولُ: إنّ الأبكارَ مِنَ النساءِ بمَنزِلَةِ الثَّمَرِ على الشَّجَرِ، فإذا أينَعَ الثَّمرُ فلا دَواءَ لَهُ إلّا اجتِناؤهُ وإلّا أفسَدَتْهُ الشَّمسُ، وغَيَّرَتْهُ الرِّيحُ، وإنّ الأبكارَ إذا أدرَكنَ ما تُدرِكُ النساءُ فلا دَواءَلَهُنَ إلّا البُعُولُ، وإلّا لَم يُؤمَنْ علَيهِنَّ الفِتنَةُ، فَصَعِدَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله المِنبَرَ فَجَمَعَ الناسَ ثُمّ أعلَمَهُم ما أمَرَ اللّهُ عزّوجلّ بِهِ. ۱
امام رضا عليه السلام:جبرئيل بر پيامبر صلى الله عليه و آله فرود آمد و گفت: اى محمّد! پروردگارت تو را سلام مى رساند و مى فرمايد: دوشيزگان همچون ميوه روى درخت هستند. ميوه چون برسد براى آن دارويى جز چيدن نباشد وگرنه بر اثر آفتاب و باد خراب مى شود. دوشيزگان نيز هرگاه به مرحله زنان برسند آنان را دارويى جز شوهر دادن نباشد وگرنه از گمراهى و فساد ايمن نخواهند بود. پس، رسول خدا صلى الله عليه و آله بر منبر رفت و مردم را جمع كرد و فرمان خداوند عز و جل را به آگاهى آنان رساند.
۱.بحار الأنوار: 16/223/22
عنه عليه السلام:قَدرُالرَّجُل على قَدرِ هِمَّتِهِ، وصِدقُهُ على قَدرِ مُرُوَّتِهِ، وشَجاعَتُهُ على قَدرِ أنَفَتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:قدر مرد به قدر همّت اوست، و راستى و صداقتش به قدر مردانگى او، و شجاعتش به قدر غيرت او.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 47.
عنه عليه السلام:شَجاعَةُ الرَّجُلِ عَلى قَدرِ هِمَّتِهِ، وغَيرَتُهُعلى قَدرِ حَمِيَّتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:شجاعت مرد به قدر همّت اوست، و غيرتش به قدر تن ندادن او به ذلّت.
۱.غرر الحكم: 5763
فلاح السائل عن أبي أيوب:كانَ أبو جعفرٍ وأبوعبدِاللّهِ عليهماالسلامإذا قاما إلى الصَّلاةِ تَغَيَّرَت ألوانُهُما حُمرَةً ومَرَّةً صُفرَةً، وكأنّما يُناجِيانِ شَيئا يَرَيانِهِ. ۱
فلاح السائلـ به نقل از أبو أيوب ـ: امام باقرو امام صادق عليهماالسلامهرگاه به نماز مى ايستادند رنگ رخسارشان، گاه سرخ مى شد و گاه زرد؛ گويى با كسى راز و نياز مى كنند كه او را مى بينند.
۱.فلاح السائل: 290/186.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنَّ المَرءَ يَحتاجُ في مَنزِلِهِ وعِيالِهِ إلى ثَلاثِ خِلالٍ يَتَكَلَّفُها وإن لَم يَكُن في طَبعِهِ ذلكَ: مُعاشَرَةٍ جَميلَةٍ، وسَعَةٍ بتَقديرٍ، وغَيرَةٍ بتَحَصُّنٍ. ۱
امام صادق عليه السلام:مرد براى اداره خانه و خانواده اش بايد سه كار انجام دهد، هر چند بر خلاف طبع او باشد: خوشرفتارى، گشاده دستى اما به اندازه، و غيرت و ناموس دارى.
۱.بحار الأنوار: 78/236/63.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۹