نتایج جستجو برای «فرایض»: ۵۶ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما قَسَمَ اللّهُ لِلعِبادِ شَيئًا أفضَلَ مِنَ العَقلِ، فَنَومُ العاقِلِ أفضَلُ مِن سَهَرِ الجاهِلِ، وإفطارُ العاقِلِ أفضَلُ مِن صَومِ الجاهِلِ، وإقامَةُ العاقِلِ أفضَلُ مِن شُخوصِ الجاهِلِ. ولا بَعَثَ اللّهُ رَسولاً ولا نَبِيًّا حَتّى يَستَكمِلَ العَقلَ، ويَكونَ عَقلُهُ أفضَلَ مِن عُقولِ جَميعِ اُمَّتِهِ. وما يُضمِرُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله في نَفسِهِ أفضَلُ مِنِ اجتِهادِ جَميعِ المُجتَهِدينَ، وما أدَّى العاقِلُ فَرائِضَ اللّهِ حَتّى عَقَلَ مِنهُ، ولا بَلَغَ جَميعُ العابِدينَ في فَضلِ عِبادَتِهِم ما بَلَغَ العاقِلُ، إنّ العُقَلاءَ هُم اُولُو الأَلبابِ، الَّذينَ قالَ اللّهُ تَعالى: «إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، چيزى با ارزش تر از خِرد در ميان بندگان، تقسيم نكرد. لذا خواب خردمند، از بيدارى نادان، برتر است و خوردن خردمند، از روزه نادان برتر است و بر جا بودن خردمند، از به حركت در آمدن نادان، برتر است. خداوند، هيچ پيامبر و فرستاده اى را برنينگيخت، مگر آن زمان كه خِردش كامل گشت و خِردش از خِردهاى همه امّتش بيشتر بود. آنچه پيامبر در خود نهان مى دارد [يعنى خرد]، از كوشش تمامِ كوشندگان، برتر است. هيچ بنده اى، نمى تواند واجبات الهى را به جاى آورد، مگر آن كه درباره آنها تعقّل كند. همه پرستشگران با زيادتى عبادت و پرستش، به پايه خردمندان نمى رسند به راستى كه خردمندان، همان «اولو الألباب (صاحبان خرد)» هستند كه خداوند، درباره آنان فرمود: «جز صاحبان خرد، پند نمى گيرند» .
۱.الرعد: 19.
۲.المحاسن: ج 1 ص 308 ح 609، بحار الأنوار: ج 1 ص 91 ح 22 وراجع تحف العقول: ص 397.
المعجم الكبير عن مربع عن اُمّ أنسـ أنَّها قالَت لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ: يا رَسولَ اللّهِ أوصِني! قالَ: اُهجُرِي المَعاصِيَ فَإِنَّها أفضَلُ الهِجرَةِ، وحافِظي عَلَى الفَرائِضِ فَإِنَّها أفضَلُ الجِهادِ، وأكثِري مِن ذِكرِ اللّهِ فَإِنَّكِ لا تَأتينَ ۱ اللّهَ بِشَيءٍ أحَبَّ إلَيهِ مِن كَثرَةِ ذِكرِهِ. ۲
المعجم الكبيرـ به نقل از مِربع ـ: اُمّ انس به پيامبر خدا گفت: مرا سفارشى نما، اى پيامبر خدا! فرمود: «از گناهان دورى كن، كه اين، برترين هجرت است و واجبات را پاس بدار، كه اين، برترين جهاد است و بسيار ياد خدا باش؛ زيرا نزد خداوند، چيزى كه برايش محبوب تر از بسيارىِ ياد او باشد، نيست.
۱.في المصدر: «لا تأتي»، والصواب ما أثبتناه كما في المصادر الاُخرى.
۲.المعجم الكبير: ج 25 ص 129 ح 313، المعجم الأوسط: ج 7 ص 21 ح 6735 وص 51 ح 6822، كنز العمّال: ج 2 ص 245 ح 3935 نقلاً عن الترغيب في الذكر.
الكافي عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام:ما مِن شَيءٍ إلّا ولَهُ حَدٌّ يَنتَهي إلَيهِ إلَا الذِّكرَ؛ فَلَيسَ لَهُ حَدٌّ يَنتَهي إلَيهِ، فَرَضَ اللّهُ عز و جل الفَرائِضَ فَمَن أدّاهُنَّ فَهُوَ حَدُّهُنَّ، وشَهرَ رَمضانَ فَمَن صامَهُ فَهُوَ حَدُّهُ، والحَجَّ فَمَن حَجَّ فَهُوَ حَدُّهُ، إلَا الذِّكرَ؛ فَإِنَّ اللّهَ عز و جللَم يَرضَ مِنه بِالقَليلِ، ولَم يَجعَل لَهُ حَدّا يَنتَهي إلَيهِ. ثُمَّ تَلا هذِهِ الآيَةَ: «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اذْكُرُواْ اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا * وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً» ۱. فَقالَ: لَم يَجعَلِ اللّهُ عز و جل لَهُ حَدّا يَنتَهي إِلَيهِ. قالَ: وكانَ أبي عليه السلام كَثيرَ الذِّكرِ، لَقَد كُنتُ أمشي مَعَهُ وإنَّهُ لَيَذكُرُ اللّهَ،

الكافىـ به نقل از ابن قدّاح ـ: امام صادق عليه السلام فرمود: «هر چيزى حدّ و مرزى دارد كه در آن جا به پايان مى رسد، مگر ياد خدا كه آن را حدّ و مرزى پايان پذير نيست. خداوند عز و جل فرايض را واجب گردانيد و هر كس آنها را به جاى آورَد، همان، حدّ آنهاست. ماه رمضان را واجب گردانيد و هر كس اين ماه را روزه بدارد، همان، حدّ اوست. حج را واجب گردانيد و هر كس حج بگزارد، همان، حدّ اوست؛ بجز ياد خدا كه خداوند عز و جل به اندك از آن رضايت نداده و برايش حدّى كه در آن جا پايان پذيرد، قرار نداده است». سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خدا را بسيار ياد كنيد، و بام و شام، او را به پاكى بستاييد» . سپس فرمود: «خداوند عز و جل براى ذكر، حدّى پايان پذير، قرار نداده است. پدرم [امام زين

۱.الأحزاب: 41 و 42.
۲.الكافي: ج 2 ص 498 ح 1، عدّة الداعي: ص 233، بحار الأنوار: ج 93 ص 161 ح 42.
الإمام الرضا عليه السلامـ فيما جَمَعَهُ الفَضلُ بنُ شاذانَ مِن كَلامِهِ في عِلَلِ الفَرائِضِ ـ: إن قالَ قائِلٌ: لِمَ أمَرَ اللّهُ العِبادَ ونَهاهُم؟ قيلَ: لِأَنَّهُ لا يَكونُ بَقاؤُهُم وصَلاحُهُم إلّا بِالأَمرِ وَالنَّهيِ، وَالمَنعِ عَنِ الفَسادِ وَالتَّغاصُبِ. فَإن قالَ قائِلٌ: لِمَ تَعَبَّدَهُم؟ قيلَ: لِئَلّا يَكونوا ناسينَ لِذِكرِهِ، ولا تارِكينَ لِأَدَبِهِ، ولا لاهينَ عَن أمرِهِ ونَهيِهِ، إذ ۱ كانَ فيهِ صَلاحُهُم وفَسادُهُم وقوِامُهُم، فَلَو تُرِكوا بِغَيرِ تَعَبُّدٍ لَطالَ عَلَيهِمُ الأَمَدُ، وقَسَت قُلوبُهُم. ۲
امام رضا عليه السلامـ از سخنان ايشان در باره علّت واجبات كه فضل بن شاذان، آنها را گردآورى كرده است ـ: اگر كسى بگويد: «چرا خدا، به بندگانْ امر و نهى كرده است؟»، گفته مى شود: چون ماندگارى و درستى آنان، جز با امر و نهى و جلوگيرى از تباهى و تجاوز به يكديگر، ممكن نيست. اگر كسى بگويد: «چرا از آنان عبادت خواسته شده است؟»، گفته مى شود: تا او را فراموش نكنند و تعاليمش را وا ننهند و از امر و نهى او غافل نشوند؛ چرا كه درستى و تباهى و پايدارى آنان، در گرو اين است، و اگر بدون [دستور به] عبادت، رها مى شدند، پس از گذشت زمانى دراز، سنگ دل مى شدند.
۱.في المصدر: «إذا»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.علل الشرائع: ص 256، عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 103 ح 1 كلاهما عن الفضل بن شاذان، بحار الأنوار: ج 6 ص 63 ح 1.
الإمام الكاظم عليه السلام:اللّهُمَّ. صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وأحيِ قُلوبَنا بِذِكرِكَ، وَاجعَل ذُنوبَنا مَغفورَةً، وعُيوبَنا مَستورَةً، وفَرائِضَنا مَشكورَةً، ونَوافِلَنا مَبرورَةً، وقُلوبَنا بِذِكرِكَ مَعمورَةً. ۱
امام كاظم عليه السلام:بار خدايا!. بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست، و دل هاى ما را با ياد خودت زنده بدار، و گناهانمان را آمرزيده دار، و عيب هايمان را بپوش، و واجباتى را كه به جا آورده ايم، پاداش ده و مستحبّاتمان را بپذير و دل هايمان را به ياد خودت آبادان ساز.
۱.مصباح المتهجّد: ص 59 ح 92، بحار الأنوار: ج 86 ص 53 ح 58 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي عن معاوية بن وهب البجلي.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في مَوعِظَتِهِ لِابنِ مَسعودٍ ـ: يَابنَ مَسعودٍ، قالَ تَعالى: «وَ مَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَـنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَـنًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ * وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ * حَتَّى إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَــلَيْتَ بَيْنِى وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ» . ۱ يَابنَ مَسعودٍ، إنّهم لَيَعيبونَ عَلى مَن يَقتَدي بِسُنَّتي وفَرائِضِ اللّهِ، قالَ اللّهُ تَعالى: «فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِى وَ كُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ* إِنِّى جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُواْ أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ» ۲. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در اندرزش به ابن مسعود ـ: اى پسر مسعود! خداى متعال فرموده است: «و هر كه از ياد [خداى]مهربان، روى گردانَد، بر او شيطانى بر گمارم كه همنشين وى باشد. و آنان، ايشان را از راه، باز مى دارند و گمان مى برند كه ره يافته اند، تا آن كه چون نزد ما آيد، مى گويد: اى كاش ميان من و تو، دورىِ خاور و باختر بود. پس چه بد همنشينى است!» . اى پسر مسعود! آنان بر كسى كه از سنّت من و واجبات خدا پيروى كند، خُرده مى گيرند. خداوند متعال فرموده است: «پس ايشان را به ريشخند گرفتيد تا آن كه يادم را از خاطر شما بردند و شما بر آنان مى خنديديد. من امروز به سبب شكيبى كه كردند، به آنان پاداش دادم، و آنان رستگارند» .
۱.الزخرف: 36 ـ 38.
۲.المؤمنون: 110 و 111.
۳.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 351 ح 2660 عن عبد اللّه بن مسعود، بحار الأنوار: ج 77 ص 102 ح 1.
المناقب لابن شهر آشوب عن أبي حازم:قالَ رَجُلٌ لِزَينِ العابِدينَ عليه السلام: تَعرِفُ الصَّلاةَ؟ فَحَمَلتُ عَلَيهِ، فَقالَ عليه السلام: مَهلاً يا أبا حازِمٍ فَإِنَّ العُلَماءَ هُمُ الحُلَماءُ الرُّحَماءُ. ثُمَّ واجَهَ السّائِلَ فَقالَ: نَعَم أعرِفُها! فَسَأَلَهُ عَن أفعالِها وتُروكِها وفَرائِضِها ونَوافِلِها، حَتّى بَلَغَ قَولَهُ: مَا افتِتاحُها؟ قالَ: التَّكبيرُ، قالَ: ما بُرهانُها؟ قالَ: القِراءَةُ، قالَ: ما خُشوعُها؟ قالَ: النَّظَرُ إلى مَوضِعِ السُّجودِ، قالَ: ما تَحريمُها؟ قالَ: التَّكبيرُ، قالَ: ما تَحليلُها؟ قالَ: التَّسليمُ، قالَ: ما جَوهَرُها؟ قالَ: التَّسبيحُ. ۱
المناقب، ابن شهرآشوبـ به نقل از ابو حازم ـ: مردى به امام زين العابدين عليه السلام گفت: نماز مى دانى؟! من به او حمله كردم. امام عليه السلام فرمود: «آرام باش، اى ابو حازم! عالمان، بردبار و مهربان اند». سپس، رو به پرسنده كرد و فرمود: «آرى؛ مى دانم!». مرد از اعمال نماز و مبطلات و واجبات و مستحبّات آن پرسيد، تا به اين جا رسيد كه گفت: شروع نماز چيست؟ فرمود: «تكبير». گفت: برهانش چيست؟ فرمود: «قرائت». گفت: خشوعش چيست؟ فرمود: «نگاه كردن به محلّ سجده». گفت: وارد شدن به حريم نماز، چگونه است؟ فرمود: «با تكبير [ة الإحرام]». گفت: خارج شدن از آن به چيست؟ فرمود: «به سلام دادن». گفت: گوهرش چيست؟ فرمود: «سبحان اللّه».
۱.المناقب لابن شهر آشوب: ج 4 ص 130، بحار الأنوار: ج 84 ص 244 ح 35.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:قولوا: «لا إلهَ إلَا اللّهُ وَاللّهُ أكبَرُ»، وقولوا: «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ»، وقولوا: «تَبارَكَ اللّهُ»؛ فَإِنَّهُنَّ خَمسٌ لا يَعدِلُهُنَّ شَيءٌ، عَلَيهِنَّ فَطَرَ اللّهُ مَلائِكَتَهُ، ومِن أجلِهِنَّ رَفَعَ سَماءَهُ، ودَحا أرضَهُ، وبِهِنَّ جَبَلَ ۱ إنسَهُ وجِنَّهُ، وفَرَضَ عَلَيهِم فَرائِضَهُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بگوييد: «معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگ تر است». بگوييد: «پاكا خدا و ستايش، خداى را!»، و بگوييد: «بلندمرتبه است خدا»؛ زيرا اينها پنج كلمه اند كه هيچ چيز با آنها برابرى نمى كند. خداوند، فرشتگانش را بر اينها سرشته است، و براى اينها آسمانش را برافراشت و زمينش را گسترانيد، و آدميان و جنّيان خويش را بر اينها سرشت، و واجباتش را بر آنان، واجب گردانيد.
۱.جَبَلَ اللّه ُ الخلق: خَلَقهم. وجَبَلهُ على الشيء: طَبَعه (لسان العرب: ج 11 ص 98 «جبل»).
۲.كنزالعمّال: ج 2 ص 243 ح 3931 نقلاً عن ابن صصري في أماليه وص 224 ح 3858 نقلاً عن الديلمي وكلاهما عن معاذ.
عيون أخبار الرضا عليه السلام عن رجاء بن أبي الضحّاكـ في خَبرِ مَسيرِ الإِمامِ الرِّضا عليه السلام إلى خُراسانَ ـ: كانَ فِي الطَّريقِ يُصلّي فَرائِضَهُ رَكعَتَينِ رَكعَتَينِ إلَا المَغرِبَ. وكانَ يَقولُ بَعدَ كُلِّ صَلاةٍ يُقَصِّرُها: «سُبحانَ اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ، ولا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ» ثَلاثينَ مَرَّةً، ويَقولُ: هذا تَمامُ الصَّلاةِ. ۱
عيون أخبار الرضا عليه السلامـ به نقل از رجاء بن ابى ضحّاك، در خبر عزيمت امام رضا عليه السلام به خراسان ـ: در راه، نمازهاى واجبش را دوركعتى (يعنى شكسته و به قصر) مى خواند، بجز نماز مغرب را. و بعد از هر نمازى كه شكسته مى خواند، سى مرتبه مى گفت: «پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است» و مى فرمود: «اين، كامل كننده نماز است».
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 182 ح 5، بحار الأنوار: ج 89 ص 59 ح 28.
عنه عليه السلام:مَن أَقامَ فَرائِضَ اللّهِ، وَاجتَنَبَ مَحارِمَ اللّهِ، وَأَحسَنَ الوَلايَةَ لِأَهلِ بَيتِ نَبِيِ اللّهِ، وَتَبَرَّأَ مِن أَعداءِ اللّهِ عز و جل، فَليَدخُل مِن أَيِّ أَبوابِ الجَنَّةِ الثَّمانِيَةِ شاءَ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كس واجبات خدا را به جا آورَد و از حرام هاى خدا دورى كند و ولايت اهل بيت پيامبر خدا را به خوبى داشته باشد و از دشمنان خدا برائت جويد، از هر درى از هشت درِ بهشت كه بخواهد، وارد مى شود.
۱.الأمالي للصدوق: ص 561 ح 752، بشارة المصطفى: ص 176 كلاهما عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 27 ص 88 ح 37.
مسند ابن حنبل عن ابن عبّاس:إِنَّ ضَمامَ بنَ ثَعلَبَةَ أَخا بَنِي سَعدٍ بنِ بكرٍ لَمّا أَسلَمَ سَأَلَ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَن فَرائِضِ الإِسلامِ مِنَ الصَّلاةِ وَغَيرِها، فَعَدَّ عَلَيهِ الصَّلَواتِ الخَمسَ لَم يَزِد عَلَيهِنَّ، ثُمَّ الزَّكاةَ، ثُمَّ صِيامَ رَمَضانَ، ثُمَّ حَجَّ البَيتِ، ثُمَّ أَعلَمَهُ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ. فَلَمّا فَرَغَ قالَ: أَشهَدُ أَن لا إِله إِلّا اللّهُ، وَأَشهَدُ أَنَّكَ رَسُولُ اللّهِ، وَسَأَفعَلُ ما أَمَرتَني بِهِ، لا أَزِيدُ وَلا أَنقُصُ، قالَ: ثُمَّ وَلَّى. فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إِن يَصدُق ذُو العَقِيصَتَينِ يَدخُلِ الجَنَّةَ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابن عبّاس ـ: ضَمام بن ثعلبه از قبيله بنى سعد بن بكر، زمانى كه اسلام آورد، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در باره فريضه هاى اسلام چون نماز و جز آن، پرسيد. ايشان نمازهاى پنجگانه را برايش بر شمرد و بر آنها چيزى نيفزود. سپس از زكات نام برد و سپس از روزه رمضان و سپس از حجّ خانه خدا. آن گاه چيزهايى را كه خداوند بر او حرام ساخته است، به آگاهى اش رساند. سخنان ايشان كه تمام شد، ضَمام گفت: گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى يكتا نيست و گواهى مى دهم كه تو فرستاده خدا هستى. آنچه را به من فرمودى، انجام خواهم داد، نه بيشتر و نه كمتر. و رفت. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اگر دو گيسدار (ضَمام) راست بگويد، وارد بهشت مى شود».
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 539 ح 2254، سنن الدارمي: ج 1 ص 175 ح 657، المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 55 ح 4380، المعجم الكبير: ج 8 ص 305 ح 8149، الاستيعاب: ج 2 ص 305 الرقم 1270 كلّها نحوه، البداية والنهاية: ج 5 ص 61.
كتاب من لا يحضره الفقيه:قالَ سُلَيمانُ بنُ خالِدٍ لِلصّادِقِ عليه السلام: جُعِلتُ فِداكَ، أَخبِرنِي عَنِ الفَرائِضِ الَّتِي فَرَضَ اللّهُ عز و جل عَلَى العِبادِ ما هِيَ؟ قالَ: شَهادَةُ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللّهِ، وَإِقامُ الصَّلَواتِ الخَمسِ، وَإِيتاءُ الزَّكاةِ، وَحَجُّ البَيتِ، وَصِيامُ شَهرِ رَمَضانَ، وَالوَلايَةُ، فَمَن أَقامَهُنَّ وَسَدَّدَ وَقارَبَ، وَاجتَنَبَ كُلَّ مُنكَرٍ دَخَلَ الجَنَّةَ. ۱
كتاب من لايحضره الفقيه:سليمان بن خالد به امام صادق عليه السلام گفت: فدايت شوم! فرايضى كه خداوند عز و جل بر عهده بندگان نهاده است، چيستند؟ فرمود: «گواهى دادن به اين كه معبودى جز خداى يكتا نيست و محمّد، پيامبر خداست، و به جا آوردن نمازهاى پنجگانه و دادن زكات و حجّ خانه خدا و روزه ماه رمضان و ولايت. پس، هر كس اين فرايض را به جا آورد و راه راست و درست را در پيش گيرد و از هر منكَرى دورى كند، به بهشت مى رود».
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 204 ح 612، المحاسن: ج 1 ص 452 ح 1041، بحار الأنوار: ج 68 ص 386 ح 36.
التوحيد بإسناده عن الحسين بن عليّ عليه السلام:سَمِعتُ أبي عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ عليه السلام يَقولُ: الأَعمالُ عَلى ثَلاثَةِ أحوالٍ: فَرائِضَ، وفَضائِلَ، ومَعاصِيَ. وأمَّا الفَرائِضُ فَبِأَمرِ اللّهِ عز و جل، وبِرِضَى اللّهِ وقَضاءِ اللّهِ وتَقديرِهِ ومَشِيَّتِهِ وعِلمِهِ. وأمَّا الفَضائِلُ فَلَيسَت بِأَمرِ اللّهِ ولكِن بِرِضَى اللّهِ وبِقَضاءِ اللّهِ وبِقَدَرِ اللّهِ وبِمَشِيَّتِهِ وبِعِلمِهِ. وأمَّا المَعاصي فَلَيسَت بِأَمرِ اللّهِ ولكِن بِقَضاءِ اللّهِ وبِقَدَرِ اللّهِ وبِمَشِيَّتِهِ وبِعِلمِهِ، ثُمَّ يُعاقِبُ عَلَيها. ۱
التوحيدـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: شنيدم كه پدرم على بن ابى طالب عليه السلام مى فرمايد: «كارها بر سه حال اند: واجبات، مستحبّات و حرام ها. واجبات، به امر خداى عز و جل و به رضايت و قضا و قدر و خواست و علم اوست. امّا مستحبّات، به امر [وجوبى]خدا نيست؛ امّا به رضايت و قضا و قدر و خواست و علم الهى است. امّا حرام ها نيز به امر خدا نيست؛ امّا به قضا و قدر، خواست و علم خداست و بر آنها كيفر مى دهد».
۱.التوحيد: ص 370 ح 9، الخصال: ص 168 ح 221، عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 1 ص 142 ح 44، مختصر بصائر الدرجات: ص 138 كلّها عن أبي أحمد الغازي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام: ص 278 ح 28، بحار الأنوار: ج 5 ص 29 ح 36.
تحف العقول عن الإمام الحسين عليه السلامـ فِي الأَمرِ بِالمَعروفِ وَالنَّهيِ عَنِ المُنكَرِ، ويُروى عَن أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام ـ: اِعتَبِروا أيُّهَا النّاسُ بِما وَعَظَ اللّهُ بِهِ أولِياءَهُ مِن سوءِ ثَنائِهِ عَلَى الأَحبارِ ۱، إذ يَقولُ: «لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّـنِيُّونَ ۲ وَالْأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الاْءِثْمَ» ۳ ، وقالَ: «لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِى إِسْرَ ءِيلَ» إلى قَولِهِ: «لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ» ۴ ، وإنَّما عابَ اللّهُ ذلِكَ عَلَيهِم لِأَنَّهُم كانوا يَرَونَ مِنَ الظَّلَمَةِ الَّذينَ بَينَ أظهُرِهِمُ المُنكَرَ وَالفَسادَ فَلا يَنهَونَهُم عَن ذلِكَ، رَغبَةً فيما كانوا يَنالونَ مِنهُم، ورَهبَةً مِمّا يَحذَرونَ، وَاللّهُ يَقولُ: «فَلاَ تَخْشَوُاْ

تحف العقولـ از امام حسين عليه السلام (در امر به معروف و نهى از منكر) ۱۵ ـ: اى مردم! از آنچه خدا دوستانش را بدان پند داده، پند گيريد؛ همچون بدگويى او از دانشمندان يهود، آن جا كه مى فرمايد: «چرا علماى ربّانى و دانشمندانشان، آنان را از گفتار گناه آلودشان نهى نمى كنند؟» و مى فرمايد: «كافران بنى اسرائيل، لعنت شدند» تا آن جا كه فرمايد: «چه بد بود، آنچه مى كردند» . خداوند، ايشان را نكوهيد؛ زيرا از ستمكارانى كه در ميانشان بودند، زشتى و فساد بسيار مى ديدند، ولى به طمع بهره اى كه از آن ستمگران مى بردند و از بيم آن كه بى نصيب بمانند، ايشان را نهى نمى كردند؛ در حالى كه خدا مى فرمايد: «از مردم نترسيد؛ بكه از من، پروا كنيد» و نيز مى فرمايد: «مردان و زنان مؤمن، دوستان يكديگرند و امر به معروف و نهى

۱.الحِبر والحَبر: العالِم، ذمّيّا كانَ أو مسلما، بعد أن يكون من أهل الكتاب. وقال الجوهري: هو واحِد أحبارِ اليهود، وبالكسر أفصح (اُنظر: لسان العرب: ج 4 ص 157 «حبر»).
۲.الرَّبَّاني: المتَألِّهُ العارف باللّه تعالى (الصحاح: ج 1 ص 130 «ربب»).
۳.المائدة: 63.
۴.المائدة: 78 و 79.
۵.التوبة: 71.
۶.التوبة: 71.
۷.الزَّمانَة: العاهة. يقال: هو زَمِنٌ، والجمع: زَمنى (اُنظر: القاموس المحيط: ج 4 ص 232 «زمن»).
۸.في المصدر: «واستسلمتم»، والتصويب من بحار الأنوار.
۹.الخَطيبُ المِصقَعُ: أيالبليغ الماهر في خطبته الداعي إلى الفتن الذي يحرّض الناس عليها، والصّقع: رفع الصوت ومتابعته (النهاية: ج 3 ص 42 «صقع»).
۱۰.شاغرة: أي واسعة (لسان العرب: ج 4 ص 418 «شغر»).
۱۱.الخَوَل: مثال الخَدَم والحَشَم وزنا ومعنى (المصباح المنير: ص 184 «خول»).
۱۲.الغَشْمُ: الظُلْمُ (الصحاح: ج 5 ص 1996 «غشم»).
۱۳.الإنابة: الرجوع إلى اللّه بالتوبة (النهاية: ج 5 ص 123 «نوب»).
۱۴.تحف العقول: ص 237، بحار الأنوار: ج 100 ص 79 ح 37.
۱۵.اين روايت، به امام على عليه السلام نيز نسبت داده شده است.
۱۶.در ترجمه اين حديث از ترجمه استاد پرويز اتابكى در تحف العقول، استفاده شده است. (م)
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:اِعمَل بِفَرائضِ اللّهِ تَكُن أتقَى الناسِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به واجبات الهى عمل كن، تا پرهيزگارترينِ مردم باشى.
۱.الكافي: 2 / 82 / 4.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لا قُربَةَ بالنَّوافِلِ إذا أضَرَّت بِالفَرائضِ. ۱
امام على عليه السلام:هرگاه مستحبّات، باعث لطمه خوردن به واجبات شوند، مايه نزديكى به خدا نگردند.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 39.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:إنّا اُمِرنا مَعاشِرَ الأنبِياءِ بِمُداراةِ الناسِ كَما اُمِرنا بِإقامَةِ الفَرائضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما جماعت انبيا به مدارا كردن با مردم فرمان داريم، همچنان كه به بر پا داشتن فرايض مأموريم.
۱.الأمالي الطوسيّ: 521 / 1150.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما قَسَمَ اللّهُ لِلعِبادِ شَيئًا أفضَلَ مِنَ العَقلِ، فَنَومُ العاقِلِ أفضَلُ مِن سَهَرِ الجاهِلِ، وإفطارُ العاقِلِ أفضَلُ مِن صَومِ الجاهِلِ، وإقامَةُ العاقِلِ أفضَلُ مِن شُخوصِ الجاهِلِ. ولا بَعَثَ اللّهُ رَسولاً ولا نَبِيًّا حَتّى يَستَكمِلَ العَقلَ، ويَكونَ عَقلُهُ أفضَلَ مِن عُقولِ جَميعِ اُمَّتِهِ. وما يُضمِرُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله في نَفسِهِ أفضَلُ مِنِ اجتِهادِ جَميعِ المُجتَهِدينَ، وما أدَّى العاقِلُ فَرائِضَ اللّهِ حَتّى عَقَلَ مِنهُ، ولا بَلَغَ جَميعُ العابِدينَ في فَضلِ عِبادَتِهِم ما بَلَغَ العاقِلُ، إنّ العُقَلاءَ هُم اُولُو الأَلبابِ، الَّذينَ قالَ اللّهُ تَعالى: «إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، چيزى با ارزش تر از عقل، در ميان بندگان تقسيم نكرد. از اين رو خواب خردمند، برتر از بيدارىِ نادان است و خوردن خردمند، برتر از روزه نادان است و بر جا بودنِ خردمند، برتر از به حركت در آمدنِ نادان. خداوند، هيچ پيامبر و فرستاده اى را برنينگيخت، مگر آن زمان كه خِردش كامل گشت و خِردش از خِردهاى همه امّتش بيشتر شد. آنچه پيامبر در خود نهان مى دارد [يعنى خرد]، از كوشش تمامِ كوشندگان، برتر است. هيچ بنده اى، نمى تواند واجبات الهى را به جاى آورد، مگر آن كه درباره آنها تعقّل كند. همه پرستشگران با زيادتى عبادت و پرستش، به پايه خردمند نمى رسند. به راستى كه خردمندان، همان «اولو الألباب (صاحبان خرد)» هستند كه خداوند، درباره آنان فرمود: «جز صاحبان خرد، پند نمى گيرند» .
۱.الرعد: 19.
۲.المحاسن: ج 1 ص 308 ح 609، بحار الأنوار: ج 1 ص 91 ح 22.
عنه صلى الله عليه و آله:تَعَلَّمُوا العِلمَ وعَلِّموهُ النّاسَ، تَعَلَّمُوا الفَرائِضَ وعَلِّموهُ النّاسَ، تَعَلَّمُوا القُرآنَ وعَلِّموهُ النّاسَ، فَإِنِّي امرُؤٌ مَقبوضٌ، وَالعِلمُ سَيُقبَضُ، وتَظهَرُ الفِتَنُ حَتّى يَختَلِفَ اثنانِ في فَريضَةٍ لا يَجِدانِ أحَداً يَفصِلُ بَينَهُما. فرائض وعلّموه الناس»." data-tip="سنن الدارمي: ج 1 ص 78 ح 225 عن ابن مسعود؛ جامع الأحاديث للقمّي: ص 67 وليس فيه «تعلّموا الفرائض وعلّموه الناس».">۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانش را فرا گيريد و به مردم بياموزيد. فريضه ها را فرا گيريد و به مردم بياموزيد. قرآن را فرا گيريد و به مردم بياموزيد كه من از دنيا خواهم رفت و دانش نيز به زودى گرفته مى شود و فتنه ها آشكار مى گردند، تا آن جا كه اگر دو نفر در فريضه اى اختلاف كنند، كسى را براى فيصله دادن نخواهند يافت.
۱.سنن الدارمي: ج 1 ص 78 ح 225 عن ابن مسعود؛ جامع الأحاديث للقمّي: ص 67 وليس فيه «تعلّموا الفرائض وعلّموه الناس».
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:. أمّا عَلامَةُ العِلمِ فَأَربَعَةٌ: العِلمُ بِاللّهِ، وَالعِلمُ بِمَحَبَّتِهِ، وَالْعِلْمُ بمكارهه، وَالعِلمُ بِفَرائِضِهِ، وَالحِفظُ لَها حَتّى تُؤَدّى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:. نشانه دانش، چهار چيز است: شناخت خدا، شناخت محبّت او، شناخت آنچه او دوست ندارد، و شناخت واجبات و پاسداشت آنها تا آن كه به جا آورده شوند.
۱.بحارالأنوار: ج 1 ص 120 ح 11.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۵۶