فیلترها
نتایج جستجو برای «مراقبت»: ۲۵ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶
سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: إذا أتاكَ الشَّيطانُ مُوَسوِسا لِيُضِلَّكَ عَن سَبيلِ الحَقِّ ويُنسيَكَ ذِكرَ اللّهِ، فَاستَعِذ مِنهُ بِرَبِّكَ ورَبِّهِ؛ فَإِنَّهُ يُؤَيِّدُ الحَقَّ عَلَى الباطِلِ، ويَنصُرُ المَظلومَ، بِقَولِهِ عز و جل: «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَـنٌ عَلَى الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» ۱. ولَن تَقدِرَ عَلى هذا ومَعرِفَةِ إتيانِهِ ومَذاهِبِ وَسوَسَتِهِ إلّا بِدَوامِ المُراقَبَةِ وَالاِستِقامَةِ عَلى بِساطِ الخِدمَةِ وهَيبَةِ المُطَّلَعِ وكَثرَةِ الذِّكرِ، وأمَّا المُهمِلُ لِأَوقاتِهِ فَهُوَ صَيدُ الشَّيطانِ. ۲
مصباح الشريعةـ در سخنى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: هر گاه شيطان، وسوسه كنان نزد تو آمد تا از راه حق، بيرونت ببَرَد و ياد خدا را فراموشت گردانَد، از او به آن كه پروردگار تو و اوست، پناه ببر، زيرا خداوند، حق را در برابر باطل كمك مى كند، و ستم ديده را يارى مى رساند، بنا به اين فرموده خودش: «چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آورده اند و به پروردگارشان توكّل مى كنند، تسلّطى نيست» . تو هرگز بر اين كار؛ توانا نمى شوى و آمدن او و راه هاى وسوسه اش را نمى شناسى، مگر با مراقبت پيوسته و پايدارى بر بساط خدمت و ترس از مرگ و رستاخيز و بسيارى ياد خدا؛ امّا آن كه اوقات خويش را به غفلت بگذرانَد، شكار شيطان است.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ رَبَّكُم عز و جل يَقُولُ: مَن صَلَّى الصَّلاةَ لِوَقتِها وَحافَظَ عَلَيها وَلَم يُضَيِّعها استِخفافا بِحَقِّها، فَلَهُ عَلَيَ عَهدٌ أَنْ أُدخِلَهُ الجَنَّةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پروردگارتان عز و جل مى فرمايد: «هر كس نماز را در وقتش بخواند و از نماز، مراقبت نمايد و از سرِ بى اعتنايى در حقّ آن، فروگذارش نكند، به او پيمان مى دهم كه او را به بهشت ببرم».
۱.مسند ابن حنبل: ج 6 ص 325 ح 18155، المعجم الكبير: ج 19 ص 142 ح 311 و ح 314 نحوه، المعجم الأوسط: ج 5 ص 92 ح 4764 وكلّها عن كعب بن عجرة، كنز العمّال: ج 7 ص 311 ح 19031.
عنه عليه السلام:مِن أماراتِ الدَّولَةِ اليَقَظَةُ لِحِراسَةِ الاُمورِ. ۱
امام على عليه السلام:از نشانه هاى [پايدارى] دولت، بيدارى [دولتمردان]براى مراقبت از كارهاست.
۱.غرر الحكم: 9360.
عنه عليه السلام ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إِلَيهِ ـ:احذَرِ استِصغارَ الخَصمِ؛ فَإنَّه يَمنَعُ مِنَ التَّحَفُّظِ، وَرُبَّ صَغيرٍ غَلَبَ كَبيراً. ۱
امام على عليه السلام ـ در حكمتهاى منسوب به ايشان ـ:بپرهيز از كوچك شمردن دشمن؛ چرا كه از مراقبت، باز مى دارد؛ و چه بسيار كوچكى كه بر بزرگ پيروز شد!
۱.شرح نهج البلاغة: 20 / 282 / 231.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:ما اُبالي ائْتَمَنْتُ خائنا أو مُضَيّعا ۱.
امام صادق عليه السلام:براى من فرقى نمى كند كه به خائن امانت بسپارم، يا به كسى كه از امانت مراقبت و نگهدارى نمى كند.
۱.الكافي: 5 / 301 / 4.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:إنّ الحُكَماءَ ضَيَّعوا الحِكمَةَ لَمّا وَضَعوها عِند غَيرِ أهْلِها. ۱
امام على عليه السلام:همانا حكيمان آن گاه حكمت را تباه كردند كه آن را در اختيار نااهلان گذاشتند.
۱.قصص الأنبياء: 160/176.
الإمامُ الكاظمُ عليه السلام:لا تَمْنَحوا الجُهّالَ الحِكمَةَ فتَظْلِموها، ولا تَمْنَعوها أهْلَها فتَظْلِموهُم. ۱
امام كاظم عليه السلام:حكمت را در اختيار نادانان مگذاريد كه در غير اين صورت به آن ستم كرده ايد، و آن را از اهلش دريغ نكنيد كه در غير اين صورت به آنان ستم روا داشته ايد.
۱.بحار الأنوار: 78/303/1.
عنه عليه السلام:مِن أماراتِ الدَّولةِ اليَقَظَةُ لِحراسَةِ الاُمورِ. ۱
امام على عليه السلام:بيدارى براى مراقبت امور، از نشانه هاى [پايدارى] دولت است.
۱.غرر الحكم: 9360.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:اِعلَمُوا عِبادَاللّهِ أَنَّ علَيكُم رَصَدامِن أنفُسِكُم، وعُيُونا من جَوارِحِكُم، وحُفَّاظَ صِدْقٍ يَحفَظُونَ أعمالَكُم، وعَدَدَ أنفاسِكم، لا تَستُرُكُم مِنهُم ظُلمَةُ لَيلٍ داجٍ، ولا يُكِنُّكُم مِنهُم بابٌ ذو رِتاجٍ. ۱
امام على عليه السلام:بدانيد اى بندگان خدا كه ديده بانانى از وجود شما و جاسوسانى از اعضاى بدن شما و نگهبانان صادقى بر شما گماشته شده اند كه اعمال شما و شمار نَفَسهايتان را ثبت مى كنند. نه سياهى شب تار [اعمال]شما را از ديد آنها پوشيده مى دارد و نه دروازه محكم و بسته، شما را از آنان مخفى مى كند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة157.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:كان فيها [أي صُحُفِ إبراهيم عليه السلام].: على العاقِلِ ما لَم يَكُن مَغلوبا على عَقلِهِ أن يكونَ لَهُ ساعاتٌ: ساعَةٌ يُناجِي فيها رَبَّهُ عزّوجلّ، وساعَةٌ يُحاسِبُ نَفسَهُ، وساعَةٌ يَتَفَكَّرُ فيما صَنَعَ اللّهُ عزّوجلّ إلَيهِ، وساعَةٌ يَخلُو فيها بِحَظِّ نفسِهِ مِنَ الحَلالِ؛ فإنّ هذهِ الساعَةَ عَونٌ لِتلكَ الساعاتِ واستِجمامٌ للقُلوبِ وتَوزِيعٌ لها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در صحف ابراهيم آمده است كه: خردمند، مادام كه خِردش از او گرفته نشده، بايد ساعاتى را براى خود در نظر گيرد؛ زمانى براى مناجات با پروردگارش عز و جل، و زمانى براى محاسبه نفس، و زمانى براى انديشيدن در آنچه كه خداوند عز و جل به وى ارزانى داشته است و زمانى براى كامجويى خود از راه حلال؛ زيرا اين زمان كمكى است به آن سه زمان ديگر و مايه آسودگى و رفع خستگى دلها.
۱.الخصال: 525/13، معاني الأخبار: 334/1 وفيه «وتفريغ لها» بدل «وتوزيع لها».
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:اِجعَلْ مِن نفسِكَ على نفسِكَ رَقيبا، واجعَلْ لِاخِرَتِكَ مِن دُنياك نَصيبا. ۱
امام على عليه السلام:از خود مراقبى بر خود بگمار، و از دنياى خويش براى آخرتت بهره اى برگير.
۱.غرر الحكم: 2429
عنه عليه السلام:يَنبَغِي أن يكونَ الرجُلُ مُهَيمِنا عَلى نَفسِهِ، مُراقِبا قَلبَهُ حافِظا لِسانَهُ. ۱
امام على عليه السلام:سزاوار است كه آدمى نگهبان نفس خود و مراقب دل و نگهدار زبان خويش باشد.
۱.غرر الحكم: 10947.
عنه عليه السلام:رَحِمَ اللّهُ امرَأً (عَبدا) سَمِعَ حُكْمافَوَعى، ودُعِيَ إلى رَشادٍ فَدَنا، وأخَذَ بِحُجْزَةِ هادٍ فَنَجا، راقَبَ رَبَّهُ، وخافَ ذَنبَهُ. ۱
امام على عليه السلام:خدا رحمت كند كسى (بنده اى) را كه سخن حكيمانه اى بشنود و پذيرايش شود، و به راه راست فرا خوانده شود پس به آن نزديك گردد و كمربند راهنمايى را بگيرد و نجات يابد، پروردگارش را در نظر داشته باشد و از گناه خويش بترسد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 76.
عنه عليه السلام:على العاقِلِ أن يُحصِيَ على نفسِهِ مَساوِيَهافي الدِّينِ والرَأيِ والأخلاقِ والأدَبِ، فَيَجمَعَ ذلكَ في صَدرِهِ أو في كتابٍ ويَعمَلَ في إزالَتِها. ۱
امام على عليه السلام:بر خردمند است كه بديهاىِ دينى و فكرى و اخلاقى و تربيتى خود را شماره كند و آنها را در سينه خويش يا به صورت نوشته گرد آورد و در از بين بردن آنها بكوشد.
۱.بحار الأنوار: 78/6/58
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:كانَ فيما وَعَظَ اللّهُ تَبارَكَ و تَعالى بهِ عيسَى بنَ مريمَ عليه السلام أن قالَ له:. يا عيسى، كُنْ حَيثُما كُنتَ مُراقِبا لي. ۱
امام صادق عليه السلام:از موعظه هاى خداى تبارك و تعالى به عيسى بن مريم عليه السلام اين بود: اى عيسى! هرجا هستى مرا در نظر داشته باش.
۱.بحار الأنوار: 14/289 و 293/14
عنه عليه السلام:مَنِ اعتَدَلَ يَوماهُ فهُو مَغبونٌ، ومَن كانَ في غَدِهِ شَرّا مِن يَومِهِ فهُو مَفتونٌ، ومَن لَم يَتَفَقَّدِ النُقصانَ في نفسِهِ دام نَقصُهُ، ومَن دامَ نَقصُهُ فالمَوتُ خَيرٌ لَهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كه دو روزش يكنواخت باشد مغبون است و هر كه فردايش بدتر از امروزش باشد فريب خورده است و هر كه كاستيهاى خود را جستجو نكند پيوسته در كاستى ماند و هر كه كاستى اش بپايد مرگ برايش بهتر است.
۱.بحار الأنوار: 78/277/113.
الإمامُ الكاظمُ عليه السلام:لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِبْ نفسَهُ في كُلِّ يَومٍ، فَإن عَمِلَ حَسَنا استَزادَ اللّهَ، وإن عَمِلَ سَيِّئا استَغفَرَ اللّهَ مِنهُ وتابَ إلَيهِ. ۱
امام كاظم عليه السلام:از ما نيست كسى كه هر روز به حساب نفس خود رسيدگى نكند. اگر كار خوبى كرده باشد از خداوند فزونتر بخواهد و اگر كار بدى كرده باشد از خداوند آمرزش بخواهد و به درگاه او توبه كند.
۱.الكافي: 2/453/2.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ في وصيّتِهِ لِمحمّدِ بنِ أبيبكرٍحينَ وَلّاهُ مِصرَ ـ: وَانظُرْ إلى صلاتِكَ كيفَ هِي فإنّكَ إمامٌ لِقَومِكَ (يَنبَغِي لكَ) أن تُتِمَّها ولا تُخَفِّفَها، فَلَيسَ مِن إمامٍ يُصَلِّي بِقَومٍ يَكونُ في صلاتِهِم نُقصانٌ إلّا كانَ علَيهِ، لايَنقُصُ مِن صلاتِهِم شَيءٌ، وتَمِّمْها وتَحَفَّظْ فيها يَكُن لكَ مِثلَ اُجُورِهِم ولا يَنقُصُ ذلكَ مِن أجرِهِم شَيئا. ۱
امام على عليه السلامـ در سفارش به محمّد بن ابى بكر هنگام گماردن او به فرماندارى مصر ـنوشت: به نمازت بنگر كه چگونه است؛ زيرا تو امام [جماعت] مردم خود هستى.[سزاوار است] كه نماز را كامل به جاى آورى وسبك وناقص برگزارش نكنى؛ زيرا هر پيشنمازى كه براى مردمى نماز گزارَد و در نماز آنها كم و كاستى باشد، گناهش به گردن اوست واز نماز آنها چيزى كم نمى شود. نماز را كامل به جاى آر و بر آن مراقبت نما، تا تو نيز همانند پاداش همه آنها را داشته باشى و اين [پاداش تو]چيزى از ثواب آنها نمى كاهد.
۱.الأمالي للطوسي: 29/31.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:جاءَ رَجُلٌ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، ما العِلمُ؟ قالَ: الإنصاتُ، قالَ: ثُمَّ مَه؟ قالَ: الاستِماعُ، قالَ: ثُمَّ مَه؟ قالَ: الحِفظُ، قالَ: ثُمَّ مَه؟ قالَ: العَمَلُ بِهِ، قالَ: ثُمَّ مَه يارَسولَ اللّهِ؟ قالَ: نَشرُهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! علم چيست؟ فرمود: خاموشى. عرض كرد: سپس چه؟ فرمود: گوش سپردن. عرض كرد: ديگر چه؟ فرمود: حفظ و مراقبت. عرض كرد: آن گاه چه؟ فرمود: به كار بستنِ آن. عرض كرد: سپس چه، اى رسول خدا؟ فرمود: انتشار دادن آن.
۱.الكافي: 1/48/4.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۵