حدیث دربارهمردانى بهشتى
المستدرك على الصّحيحين عن أنس:إِنَّ رَجُلاً أَسوَدَ أَتَى النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسُولَ اللّهِ، إِنِّي رَجُلٌ أَسوَدُ، مُنتِنُ الرِّيحِ، قَبِيحُ الوَجهِ، لا مالَ لِي، فَإِن أَنا قاتَلتُ هؤُلاءِ حَتّى أُقتَلَ فَأَينَ أَنا؟ قالَ: فِي الجَنَّةِ. فَقاتَلَ حَتّى قُتِلَ، فَأَتاهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله فَقالَ:
قَد بَيَّضَ اللّهُ وَجهَكَ، وَطَيَّبَ رِيحَكَ، وَأَكثَرَ مالَكَ. وَقالَ لِهذا أَو لِغَيرِهِ: لَقَد رَأَيتُ زَوجَتَهُ مِنَ الحُورِالعِينِ نازَعَتهُ جُبَّةً لَهُ مِن صُوفٍ تَدخُلُ بَينَهُ وَبَينَ جُبَّتِهِ. ۱
المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از اَنَس ـ:مرد سياه پوستى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من مردى سياه، بدبو، زشت رو و نادار هستم. اگر با اينان بجنگم تا كشته شوم، جايگاهم كجاست؟
فرمود: «بهشت». آن مرد جنگيد تا كشته شد. پيامبر صلى الله عليه و آله به بالينش آمد و فرمود: «خدا روى تو را سفيد، و بويت را خوش گردانيد و دارايى بسيار به تو داد!» و در باره او يا ديگرى فرمود: «همسر حور العينِ او را ديدم كه رداى پشمىِ او را در آورد و ميان او و ردايش وارد شد».
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 103 ح 2463.