فیلترها
نتایج جستجو برای «شب زنده داری»: ۵۹ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
تاريخ بغداد عن عطاء:إنَّ ابنَ عَبّاسٍ دَخَلَ عَلى عائِشَةَ فَقالَ: يا اُمَّ المُؤمِنينَ، أرَأيتِ الرَّجُلَ يَقِلُّ قِيامُهُ ويَكثُرُ رُقادُهُ، وآخَرُ يَكثُرُ قِيامُهُ ويَقِلُّ رُقادُهُ، أيُّهُما أحَبُّ إلَيكِ؟
قالَت: سَأَلتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كَما سَأَلتَني.
فَقالَ: أحسَنُهُما عَقلاً.
فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، إنَّما أسأَلُكَ عَن عِبادَتِهِما؟
فَقالَ: يا عائِشَةُ، إنَّما يُسأَلانِ عَن عُقولِهِما، فَمَن كانَ أعقَلَ كانَ أفضَلَ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ. ۱
تاريخ بغداد:عطا مى گويد: ابن عبّاس بر عايشه وارد شد و گفت: اى اُمّ المؤمنين! از ميان دو انسانى كه يكى كم شب زنده دارى مى كند و بيشتر مى خوابد و ديگرى كه كمتر مى خوابد و بيشتر شب زنده دارى مى كند، كدام را بيشتر دوست مى دارى؟
عايشه گفت: من همين را از پيامبر خدا سؤال كردم و ايشان فرمود: «آن كه خردمندتر است».
پرسيدم: من از عبادت آنان پرسيدم [و شما از خردشان سخن مى گويى؟].
فرمود: «اى عايشه! آنان به اندازه خردشان مورد سؤال قرار مى گيرند. هر كه خردمندتر باشد، در دنيا و آخرت، برتر است».
۱.تاريخ بغداد: ج 8 ص 360.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
جامع الأحاديث: قالَ رَسولُ اللّهِ صلىاللهعليهوآله: خِيارُكُم اُولُو النُّهى.
قيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، ومَن اُولُو النُّهى؟
فَقالَ: اُولُو النُّهى، اُولُو الأَحلامِ الصّادِقَةِ وَالأَخلاقِ الطّاهِرَةِ، المُطعِمونَ الطَّعامَ، وَالمُفشونَ السَّلامَ، وَالمُتَهَجِّدونَ بِاللَّيلِ وَالنّاسُ نِيامٌ. ۱
جامع الأحاديث: پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «بهترينِ شما، خردمندان هستند».
گفته شد: اى پيامبر خدا! خردمندان كيستند؟
فرمود: «خردمندان، كسانى هستند كه خردهايى درست، و اخلاقى خوش دارند، اطعام مىكنند، سلام را آشكار مىكنند، و هنگامى كه مردمانْ خواب اند، به شبزندهدارى مشغول اند».
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 215، بحار الأنوار: ج 61 ص 190 ح 57.
عنه عليهالسلام: اِتَّقُوا اللّهَ عِبادَ اللّهِ تَقِيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ، وأنصَبَ الخَوفُ بَدَنَهُ، وأسهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَومِهِ، وأظمَأَ الرَّجاءُ هَواجِرَ يَومِهِ، وظَلَفَ الزُّهدُ شَهَواتِهِ، وأوجَفَ الذِّكرُ بِلِسانِهِ، وقَدَّمَ الخَوفَ لِأَمانِهِ، وتَنَكَّبَ المَخالِجَ عَن وَضَحِ السَّبيلِ، وسَلَكَ أقصَدَ المَسالِكِ إلَى النَّهجِ المَطلوبِ، ولَم تَفتِلهُ فاتِلاتُ الغُرورِ، ولَم تَعمَ عَلَيهِ مُشتَبِهاتُ الاُمورِ، ظافِرًا بِفَرحَةِ البُشرى وراحَةِ النُّعمى، في أنعَمِ نَومِهِ وآمَنِ يَومِهِ.
وقَد عَبَرَ مَعبَرَ العاجِلَةِ حَميدًا، وقَدَّمَ زادَ الآجِلَةِ سَعيدًا، وبادَرَ مِن وَجَلٍ، وأكمَشَ في مَهَلٍ، ورَغِبَ في طَلَبٍ، وذَهَبَ عَن هَرَبٍ، وراقَبَ في
امام على عليهالسلام: بندگان خدا! تقوا پيشه كنيد؛ تقواى خردمندى كه انديشه، دلش را مشغول داشته، و ترس، بدنش را ناتوان كرده، و شبزندهدارى، خواب اندكش را ربوده، و اميد، او را به تشنگىِ (روزه) روزانه وا داشته، و زُهد، شهوتهايش را ميرانده، و ياد خدا زبانش را به حركت در آورده است و ترس را براى امان يافتن خود، پيش داشته، و از خيالات، در راه روشن، دورى گزيده و نزديكترين راه رسيدن به مقصد را انتخاب كرده است و دامهاى فريب، او را گرفتار نساختهاند و امور مشتبه بر او پنهان نگرديده است، [و اين همه] در حالى است كه بر خوشىِ بشارت و آسايش نعمت، در خوشترين خواب و آسودهترين روز، دست يافته است.
[چنين شخصى] از گذرگاه دنيا به شايستگى گذر كرده و توشه آخرت را با خوشبختى پيش فرستاده، و به خاطر ترس [بر
۱.نهج البلاغة: الخطبة 83، بحار الأنوار: ج 77 ص 426 ح 44.
امام على عليه السلامـ در توصيف پيروانش ـ: از شب زنده دارى، رخسارشان زرد شده است، از [بسيارى] گريه، چشمانشان كم سو شده است و از ياد خدا، لبانشان خشكيده است.
امام على عليه السلام:بندگان خدا! از خدا پروا داريد، به سانِ پروا داشتن خردمندى كه انديشيدن، دل او را به خود داشته است و ترس [از خدا و معاد] پيكرش را به رنج افكنده است و شب زنده دارى، خواب از چشم او رُبوده است و به اميد [ثواب]، روزهاى داغ را به تشنگى [روزه] گذرانيده است و بى رغبتى به دنيا، جلو خواهش هاى او را گرفته است و ياد خدا، پيوسته زبانش را به حركت در آورده است.
۱.النَّصَب: التّعب (النهاية: ج 5 ص 62 «نصب»).
۲.غِرارُ النَّوم: قِلّتُه (النهاية: ج 3 ص 356 «غرر»).
۳.هواجر: جمع هاجرة؛ وهي اشتداد الحرّ نصف النهار (النهاية: ج 5 ص 246 «هجر»).
۴.ظَلَف الزّهدُ شهواتِه: أي كفّها ومنعها (النهاية: ج 3 ص 159 «ظلف»).
۵.أوجفَ الذِّكرَ بِلسانه: أي حرّكه مسرعا (النهاية: ج 5 ص 157 «وجف»).
۶.نهج البلاغة: الخطبة 83، غرر الحكم: ح 6600 نحوه، بحار الأنوار: ج 77 ص 426 ح 44.
الإمام عليّ عليه السلام:سَهَرُ العُيونِ بِذِكرِ اللّهِ خُلصانُ العارِفينَ، وحُلوانُ المُقَرَّبينَ. ۱
امام على عليه السلام:شب زنده دارى با ياد خدا، يار دمساز عارفان و شيرينى مقرّبان است.
۱.غرر الحكم: ح 5612، عيون الحكم والمواعظ: ص 286 ح 5163 وفيه «ودأب» بدل «وحلوان».
إرشاد القلوب:از جمله نجواهاى آفريدگار بزرگ با داوود عليه السلام اين بود كه: «. اى داوود! عارفان، چشمان خود را با ميلِ شب زنده دارى، سرمه مى كشند و شب هايشان را نمى خوابند و با اين كار، خشنودى مرا مى طلبند».
الإمام عليّ عليه السلام:سَهَرُ العُيونِ بِذِكرِ اللّهِ فُرصَةُ السُّعَداءِ، ونُزهَةُ الأَولِياءِ. ۱
امام على عليه السلام:شب زنده دارى با ياد خدا، فرصت نيك بختان و تفرّج دوستان خداست.
۱.غرر الحكم: ح 5642، عيون الحكم والمواعظ: ص 285 ح 5156.
امام على عليه السلام:شب زنده دارى با ياد خدا، دوست صميمى عارفان و شيرينى مقرّبان است.
عنه عليه السلام:أفضَلُ العِبادَةِ سَهَرُ العُيونِ بِذِكرِ اللّهِ سُبحانَهُ. ۱
امام على عليه السلام:برترين عبادت، شب زنده دارى با ياد خداوند سبحان است.
۱.غرر الحكم: ح 3149، عيون الحكم والمواعظ: ص 112 ح 2428.
الكافي عن سليمان بن خالد عن الإمام الباقر عليه السلام:إن شِئتَ أخبَرتُكَ بِأَبوابِ الخَيرِ؟ قُلتُ: نَعَم، جُعِلتُ فِداكَ!
قالَ: الصَّومُ جُنَّةٌ، وَالصَّدَقَةُ تَذهَبُ بِالخَطيئَةِ، وقِيامُ الرَّجُلِ في جَوفِ اللَّيلِ بِذِكرِ ۱ اللّهِ. ثُمَّ قَرَأَ عليه السلام: «تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ» ۲. ۳
الكافىـ به نقل از سليمان بن خالد ـامام باقر عليه السلام فرمود: «اگر مى خواهى، تو را از دروازه هاى نيكى آگاه سازم».
گفتم: آرى، فدايت شوم!
فرمود: «روزه، سپر [در برابر شهوات و آتش دوزخ] است. صدقه، گناه را مى زدايد و شب زنده دارىِ انسان با ياد خدا [نيز گناه را مى زدايد]».
ايشان سپس اين آيه را خواند: «پهلوهايشان، از خوابگاه ها جدا مى گردد» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:رنج شب زنده دارى با نماز را تحمّل كنيد، و خداى را بسيار ياد كنيد تا گناهانتان را از شما بزُدايد.
امام زين العابدين عليه السلام:پيروان ما. شكم تهى و پژمرده لب اند. ۵ عبادت، رخساره هاى آنان را خشكانيده، و شب زنده دارى و روزه دارى در روزهاى داغ، پيكرهايشان را فرسوده است. آن گاه كه مردم خاموش اند، آنان تسبيحگويند، و آن زمان كه مردم غنوده اند، آنان نمازگزارند، و آن هنگام كه مردم شادند، آنان اندوهناك اند.
۱.رجل خُمصان وخميص: إذا كان ضامر البطن (النهاية: ج 2 ص 80 «خمص»). وقال المجلسي قدس سره: خماص البطن كناية عن قلَّة الأكل، أو كثرة الصوم، أو العفّة (بحار الأنوار: ج 68 ص 188).
۲.قال العلّامة المجلسي قدس سره: في القاموس: هاجَ يَهيجُ: ثار، كاهتاج وتهيَّجَ، وأثارَ، وأهاجَهُ: أيبَسَهُ. وكأن تحتمل النسخة الباءَ الموحَّدة جهَبَّجَتج؛ من قولهم: هبَّجَهُ تبهيجا: ورَّمَهُ (بحار الأنوار: ج 68 ص 169 واُنظر: القاموس المحيط: ج 1 ص 213 «هاج» وص 211 «هبج»).
۳.خَلُق الثوبُ: بَلِيَ، وأخلَق الثّوبُ مثله، وأخلَقتُه أنا؛ يتعدّى ولا يتعدّى (الصحاح: ج 4 ص 1472 «خلق»).
۴.صفات الشيعة: ص 103 ح 40 عن حمران بن أعين عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 68 ص 169 ح 30.
۵.كنايه از كم خورى يا روزه گرفتن بسيار است.
امام صادق عليه السلام:هر كس از شما از انفاق كردن مالى، و شركت كردن در جهاد، و شب زنده دارى دريغ ورزد، [لااقل] از گفتن «پاكا خدا، [و ستايشْ خداى را]، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است، و هيچ نيرو و توانى نيست، مگر به يارى خدا»، دريغ نورزد.
المصنّف لابن أبي شيبة عن اُمّ إسحاق بنت طلحة:كانَ الحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام يَأخُذُ نَصيبَهُ مِن قِيامِ اللَّيلِ مِن أوَّلِ اللَّيلِ، وكانَ الحُسَينُ عليه السلام يَأخُذُ نَصيبَهُ مِن آخِرِ اللَّيلِ. ۱
المصنّف، ابن ابى شَيبهـ به نقل از اُمّ اسحاق، دختر طلحه ـ: حسن بن على عليه السلام، سهم شب زنده دارى اش را در اوّل شب و حسين عليه السلام در انتهاى شب قرار مى داد.
۱.المصنّف لابن أبي شيبة: ج 2 ص 174 الرقم 5.
الإرشاد:لَمّا ماتَ الحَسَنُ بنُ الحَسَنِ رَحمَةُ اللّهِ عَلَيهِ، ضَرَبَت زَوجَتُهُ فاطِمَةُ بِنتُ الحُسَينِ عليه السلام عَلى قَبرِهِ فُسطاطا، وكانَت تَقومُ اللَّيلَ وتَصومُ بِالنَّهارِ، وكانَت تُشَبَّهُ بِالحورِ العينِ لِجَمالِها، فَلَمّا كانَ رَأسُ السَّنَةِ، قالَت لِمَواليها: إذا أظلَمَ اللَّيلُ فَقَوِّضوا هذَا الفُسطاطَ.
فَلَمّا أظلَمَ اللَّيلُ، سَمِعَت قائِلاً: يَقولُ: هَل وَجَدوا ما فَقَدوا؟ فَأَجابَهُ آخَرُ: بَل يَئِسوا فَانقَلَبوا. ۱
الإرشاد:هنگامى كه حسن بن حسن ـ كه رحمت خدا بر او باد ـ، در گذشت، همسرش فاطمه، دختر امام حسين عليه السلام، بر سرِ مزارش خيمه اى بر پا كرد و شب ها به شب زنده دارى و روزها را به روزه گرفتن مى پرداخت و از فرط زيبايى، به حورالعين مى مانست. در پايان سال، به وابستگانش گفت: چون شب تاريك شد، اين خيمه را بر كَنيد.
شب كه تاريك شد، شنيد كه كسى مى گويد: آيا آنچه را از دست دادند، يافتند؟ و كسى ديگر، پاسخ داد: نه؛ بلكه نااميد شدند و باز گشتند.
۱.الإرشاد: ج 2 ص 26، العدد القويّة: ص 355 الرقم 19، روضة الواعظين: ص 542، كشف الغمّة: ج 2 ص 206، بحار الأنوار: ج 44 ص 167.
عنه صلى الله عليه و آله:طَلَبُ العِلمِ فَرِيضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ، فَاطلُبُوا العِلمَ في مَظَانِّهِ ۱، وَاقتَبِسُوهُ مِن أَهلِهِ، فَإِنَّ تَعَلَّمَهُ للّهِِ حَسَنَةٌ، وطَلَبَهُ عِبادَةٌ، والمُذاكَرَةَ فِيهِ تَسبيحٌ، وَالعَمَلَ بِهِ جِهادٌ، وتَعلِيمَهُ مَن لا يَعلَمُهُ صَدَقَةٌ، وبَذَلَهُ لِأَهلِهِ قُربَةٌ إلَى اللّهِ تَعالى، لِأَنَّهُ مَعالِمُ الحَلالِ وَالحَرامِ، وَمَنارُ سُبُلِ الجَنَّةِ، والمُؤنِسُ فِي الوَحشَةِ، وَالصَّاحِبُ فِي الغُربَةِ وَالوَحدَةِ، وَالمُحَدِّثُ فِي الخَلوَةِ، وَالدَّلِيلُ فِي السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ، والسِّلاحُ عَلَى الأَعدَاءِ، وَالزَّينُ عِندَ الأَخِلَاءِ.
يَرفَعُ إلَيهِ أَقوَاما فَيَجعَلُهُم فِي الخَيرِ قادَةً، تُقتبَسُ آثارُهُم، ويُهتَدى بِفِعالِهِم،
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فراگيرى دانش، وظيفه هر مسلمانى است. پس دانش را در جايگاه هاى آن بجوييد و آن را از اهلش فرا گيريد؛ چرا كه آموختن دانش براى خدا، كار نيك است و كوشش [براى فراگيرىِ] آن، عبادت و گفتگو در باره آن، تسبيح و به كار بستنش، جهاد و آموختنش به كسى كه آن را نمى داند، صدقه و بخشيدن آن به اهلش، مايه نزديكى به خداى بزرگ؛ زيرا دانش، وسيله شناخت حلال و حرام است و مناره هاى راه هاى بهشت، و مونس در بى كسى، و يار در غربت و تنهايى، و هم سخن در خلوت، و راه نما در خوشى و ناخوشى، و سلاح در برابر دشمنان و مايه آراستگى در نزد دوستان.
خداوند، مردمانى را به سبب دانش، بالا مى برد و آنان را در خوبى ها پيشوا قرار مى دهد، به طورى كه آثارشان اقتباس مى شود و از كردارشان تقليد مى گردد و به
۱.المَظانُّ: جمع مَظِنّة، وهي موضعُ الشيء ومَعدِنُه (النهاية: ج 3 ص 164 «ظنن»).
۲.الأمالي للطوسي: ص 488 ح 1069، عدّة الداعي: ص 63 كلاهما عن محمّد بن عليّ بن الحسين بن زيد عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، منية المريد: ص 108 عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 1 ص 171 ح 24.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ فِي وَصِيَّتِهِ لِأَبِي ذَرٍّ ـ:يا أَبا ذَرٍّ، اِحفَظ وَصِيَّةَ نَبِيِّكَ: مَن خُتِمَ لَهُ بِقِيامِ اللَّيلِ ثُمَّ ماتَ فَلَهُ الجَنَّةُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! سفارش پيامبرت را نگه دار: كسى كه عمرش به شب زنده دارى ختم شود و بميرد، بهشتى است.
۱.تهذيب الأحكام: ج 2 ص 122 ح 465، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 474 ح 1373.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أشرافُ اُمَّتي حَمَلَةُ القُرآنِ وَأصحابُ اللَّيلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بزرگان امّت من، حاملان قرآن اند و شب زنده داران.
۱.الخصال: 7 / 21.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ أوحى إلَى الدُّنيا: أتعِبي مَن خَدَمَكِ واخدُمي مَن رَفَضَكِ، وَإنَّ العَبدَ إذا تَخَلّى بِسَيِّدِهِ في جَوفِ اللَّيلِ المُظلِمِ وَناجاهُ أثبَتَ اللّهُ النّورَ في قَلبِهِ، فإذا قالَ: يا رَبِّ، ناداهُ الجَليلُ جَلَّ جَلالُهُ: لَبَّيكَ عَبدي سَلني اُعطِكَ، وَتَوَكَّل عَلَيَّ أكفِكَ.
ثُمَّ يَقولُ جَلَّ جَلالُهُ للمَلائكَةِ: مَلائكَتي، انظُروا إلى عَبدي قَد تَخَلّى بِي في جَوفِ هذا اللَّيلِ المُظلِمِ، وَالبَطّالونَ لاهونَ، وَالغافِلونَ يَنامونَ، اشهَدوا أ نّي قَد غَفَرتُ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ـ جلّ جلاله ـخداوند به دنيا وحى فرمود: «آن را كه درخدمت توست، به رنج افكن و آن كس كه تو را دور افكنَد، خدمت كن».
و بنده هرگاه در دلِ شب تار با مولاى خويش خلوت گزيند و با او به راز و نياز پردازد، خداوند، روشنايى را در دل او استوار گرداند، به طورى كه هرگاه بگويد: «اى آقاى من!»، آن ربّ جليل، ندايش دهد: «لبيك، بنده من! از من بخواه تا عطايت كنم و به من توكّل كن تا كارت را سامان دهم».
آن گاه خداوند به فرشتگان گويد: «اى فرشتگان من! بنگريد به اين بنده من كه در دل شب تار با من خلوت كرده است، در حالى كه هرزگان به كارهاى بيهوده سرگرم اند و غافلان، خفته اند. گواه باشيد كه من او را آمرزيدم».
۱.مشكاة الأنوار: 450 / 1509.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۵۹