فیلترها
نتایج جستجو برای «مسکن»: ۲۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الصادق عليه السلام:العَقلُ مَسكَنُهُ فِي القَلبِ. ۱
امام صادق عليه السلام:جايگاه خرد، قلب است.
۱.الكافي: ج 8 ص 190 ح 218، علل الشرائع: ص 107 ح 3 كلاهما عن أبي جميلة عمّن ذكره عن الإمام الباقر عليه السلام.
مسكّن الفؤاد:أوحَى اللّهُ تَعالى إلى بَعضِ الصِّدِّيقينَ: إنَّ لي عِبادا مِن عِبادي يُحِبّوني واُحِبُّهُم، ويَشتاقونَ إلَيَّ وأشتاقُ إلَيهِم، ويَذكُروني وأذكُرُهُم، فَإِن أخَذتَ طَريقَتَهُم أحبَبتُكَ، وإن عَدَلتَ عَنهُم مَقَتُّكَ. مسكّن الفؤاد: ص 28، بحار الأنوار: ج 70 ص 26 ح 28." data-tip="مسكّن الفؤاد: ص 28، بحار الأنوار: ج 70 ص 26 ح 28.">۱
مسكّن الفؤاد:خداى متعال به يكى از صدّيقان وحى فرمود كه: «مرا در ميان بندگانم، بندگانى است كه دوستم مى دارند و دوستشان مى دارم، و مشتاق من اند و من، مشتاق آنانم، و مرا ياد مى كنند و من، يادشان مى كنم. پس اگر راه آنان در پيش گيرى، تو را نيز دوست دارم، و اگر از راه آنان منحرف شوى، دشمنت مى دارم».
۱.مسكّن الفؤاد: ص 28، بحار الأنوار: ج 70 ص 26 ح 28.
عنه صلى الله عليه و آله:لَمّا اُسرِيَ بي إلَى السَّماءِ، دَخَلَتُ الجَنَّةَ فَرَأَيتُ فيها قِيعانا يَقَقا ۱ مِن مِسكٍ، ورَأَيتُ فيها مَلائِكَةً يَبنونَ لَبِنَةً مِن ذَهَبٍ ولَبِنَةً مِن فِضَّةٍ ورُبَّما أمسَكوا.
فَقُلتُ لَهُم: ما لَكُم رُبَّما بَنَيتُم ورُبَّما أمسَكتُم؟ قالوا: حَتّى تَأتِيَنَا النَّفَقَةُ.
قُلتُ: وما نَفَقَتُكُم؟ قالوا: قَولُ المُؤمِنِ: «سُبحانَ اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ، ولا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ»؛ فَإِذا قالَهُنَّ بَنَينا، وإذا سَكَتَ وأمسَكَ أمسَكنا. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شبى كه به معراج برده شدم، به بهشت در آمدم و در آن، دشت هايى بسيار سپيد از مُشك ديدم، و در آن دشت ها فرشتگانى را ديدم كه خشتى از زر و خشتى از سيم بر هم مى نهند، و گاه دست از كار مى كِشند. به آنان گفتم: «از چه رو، گاه مى سازيد و گاه مى ايستيد؟». گفتند: تا اين كه هزينه به ما برسد.
گفتم: «هزينه تان چيست؟».
گفتند: اين سخن مؤمن: «پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است». هر گاه اينها را بگويد، ما مشغول ساختن مى شويم، و چون ساكت شود و از گفتنْ باز ايستد، ما نيز [از ساختن] باز مى ايستيم.
۱.اليَقَقُ: المتناهي في البياض (النهاية: ج 5 ص 299 «يقق»).
۲.الأمالي للطوسي: ص 474 ح 1035، عدّة الداعي: ص 249 كلاهما عن حمّاد بن عثمان عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، تفسير القمّي: ج 2 ص 53 عن جميل وج 1 ص 21 عن حمّاد وفيه «تفق» بدل «يققا» وكلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 93 ص 83 نقلاً عن تفسير النعماني.
تفسير العياشي عن ثوير عن الإمام زين العابدين عليه السلام:إِذا صارَ أَهلُ الجَنَّةِ فِي الجَنَّةِ، وَدَخَلَ وَلِيُ اللّهِ إِلى جَنّاتِهِ وَمَساكِنِهِ، وَاتَّكَأَ كُلُّ مُؤمِنٍ مِنهُم عَلى أَرِيكَتِهِ، حَفَّتهُ خُدّامُهُ، وَتَهَدَّلَت عَلَيهِ الثِّمارُ، وَتَفَجَّرَت حَولَهُ العُيُونُ، وَجَرَت مِن تَحتِهِ الأَنهارُ، وَبُسِطَت لَهُ الزَّرابِيُ، وَصُفِّفَت له النَّمارِقُ، وَأَتَتهُ الخُدّامُ بِما شاءَت شَهوَتُهُ مِن قَبلِ أَن يَسأَلَهُم ذَلِكَ.
قالَ: وَيَخرُجُ عَلَيهِمُ الحُورُ العِينُ مِنَ الجِنانِ، فَيَمكُثُونَ بِذَلِكَ ما شاءَ اللّهُ. ثُمَّ إِنَّ الجَبّارَ يُشرِفُ عَلَيهِم فَيَقُولُ لَهُم: أَولِيائِي وَأَهلَ طاعَتِي وَسُكَّانَ جَنَّتِي فِي جِوارِي، أَلا هَلُ أُنَبِّئُكُم بِخَيرٍ مِمّا
تفسير العيّاشىـ به نقل از ثوير ـ: امام زين العابدين عليه السلام فرمود: «چون بهشتيان به بهشت داخل شود و دوست خدا به باغستان ها و سكونتگاه هايش وارد شود و هر مؤمنى بر تخت خويش تكيه زند، خدمتكارانش او را در ميان مى گيرند و ميوه ها به طرفش آويزان مى شوند و چشمه سارها در پيرامونش جوشيدن مى گيرند و جويبارها در زير پايش روان مى شوند و فرش هاى زربافت برايش گسترده مى شوند و پشتى ها برايش چيده مى شوند و خدمتكاران، آنچه را هوس كند، پيش از آن كه از آنان بخواهد، براى او مى آورند.
و حوريان از بهشت ها به سوى او مى آيند و مدّتى دراز در نزدش مى مانند. سپس پادشاه عالم به آنان نزديك مى گردد و به آنان مى فرمايد: اى دوستان و فرمان برداران من و اى كسانى كه در بهشت من، در جوار من آرميده ايد! آيا شما را به بهتر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَمّا أُسرِيَ بِي إِلَى السَّماءِ دَخَلتُ الجَنَّةُ، فَرَأَيتُ فِيها قِيعانا يَقَقا ۱ مِن مِسكٍ، وَرَأَيتُ فِيها مَلائِكَةً يَبنُونَ لَبِنَةً مِن ذَهَبٍ وَلَبِنَةً مِن فِضَّةٍ، وَرُبَّما أَمسَكُوا، فَقُلتُ لَهُم: ما لَكُم رُبَّما بَنَيتُم وَرُبَّما أَمسَكتُم؟ قالُوا: حَتَّى تَأتِيَنا النَّفَقَةُ. قُلتُ: وَما نَفَقَتُكُم؟ قالُوا: قَولُ المُؤمِنِ: «سُبحانَ [اللّهِ] ۲ وَالحَمدُ للّهِِ وَلا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَاللّهُ أَكبَرُ»، فَإِذا قالَهُنَّ بَنَينا، وَإِذا سَكَتَ وَأَمسَكَ أَمسَكنا. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شبى كه به آسمان برده شدم، به بهشت وارد شدم. در آن جا سرزمينى مُشكين ديدم و در آن جا ديدم كه فرشتگانى، خشتى از زر و خشتى از سيم بر هم مى گذارند و گاه، دست از كار مى كشند. به آنان گفتم: چرا گاهى مى سازيد و گاهى باز مى ايستيد؟
گفتند: تا خرجى به ما برسد.
گفتم: «خرجى تان چيست؟
گفتند: اين سخن مؤمن: «سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر». هر گاه اين را بگويد، ما شروع به ساختن مى كنيم و هر گاه ساكت شود و نگويد، ما نيز دست نگه مى داريم.
۱.اليَقَقُ: شَديدُ البَياض، ناصِعُه (لسان العرب: ج 10 ص 387 «يقق»).
۲.سقط ما بين المعقوفين من المصدر.
۳.الأمالي للطوسي: ص 474 ح 1035، عدّة الداعي: ص 249 كلاهما عن حمّاد بن عثمان عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، تفسير القمّي: ج 2 ص 53 عن جميل عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله وفيه «يَقَق» بدل «يققا من مسك»، بحار الأنوار: ج 8 ص 123 ح 19.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِذا خَلَصَ المُؤمِنُونَ مِن النّارِ حُبِسُوا بِقَنطَرَةٍ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ، فَيَتَقاصُّونَ مَظالِمَ كانَت بَينَهُم فِي الدُّنيا حَتَّى إِذا نُقُّوا وَهُذِّبُوا أُذِنَ لَهُم بِدُخُولِ الجَنَّةِ. فَوَالَّذِي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ! لَأَحَدُهُم بِمَسكَنِهِ فِي الجَنَّةِ أَدَلُّ بِمَنزِلِهِ كانَ فِي الدُّنيا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون مؤمنان از آتش بِرَهَند، آنان را بر روى پُلى ميان بهشت و دوزخ، نگاه مى دارند و آنان براى ستم هايى كه در دنيا به يكديگر كرده اند، از هم تقاص مى كشند و آن گاه كه [از آلودگى ستم خويش] پاك و پيراسته شدند، اجازه مى يابند كه به بهشت وارد شوند. سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، هر يك از آنان، راه خانه خود را در بهشت، بهتر از راه خانه اى كه در دنيا داشته است، مى شناسد.
۱.صحيح البخاري: ج 2 ص 861 ح 2308، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 28 ح 11095 نحوه، صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 461 ح 7434، المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 385 ح 3349، مسند أبي يعلى: ج 2 ص 64 ح 1181 كلّها عن أبي سعيد الخدري، كنز العمّال: ج 14 ص 370 ح 38978.
عنه صلى الله عليه و آله:إِذا خلصَ المُؤمِنُونَ مِنَ النَّارِ، حُبِسُوا بِقَنطَرَةٍ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ، فَيُتَقاصُّونَ مَظالِمَ كانَت بَينَهُم فِي الدُّنيا، حَتّى إِذا نُقّوا وَهُذِّبُوا، أُذِنَ لَهُم بِدُخُولِ الجَنَّةِ، فَوَالَّذِي نَفسُ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله بِيَدِهِ، لَأَحَدُهُم بِمَسكَنِهِ فِي الجَنَّةِ أَدَلُّ بِمَنزِلِهِ كانَ فِي الدُّنيا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آن گاه كه مؤمنان از دوزخ خلاص مى شوند، آنان را بر پلى ميان بهشت و دوزخ نگه مى دارند و تقاص ستم هايى را كه به يكديگر كرده اند، از هم مى ستانند و چون پاك و پيراسته شدند، به آنان اجازه ورود به بهشت داده مى شود. سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، هر يك از آنان به منزلى كه در بهشت دارد، بيش از منزلى كه در دنيا داشته است، مى نازد.
۱.صحيح البخاري: ج 2 ص 861 ح 2308، المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 385 ح 3349، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 126 ح 11603 نحوه وكلّها عن أبي سعيد الخدري.
مهج الدعوات عن الإمام الحسين عليه السلامـ في قُنوتِهِ ـ: اللّهُمَّ مِنكَ البَدءُ ولَكَ المَشِيَّةُ، ولَكَ الحَولُ ولَكَ القُوَّةُ، وأنتَ اللّهُ الَّذي لا إلهَ إلاّ أنتَ، جَعَلتَ قُلوبَ أولِيائِكَ مَسكَنا لِمَشِيَّتِكَ، ومَكمَنا لاِءِرادَتِكَ، وجَعَلتَ عُقولَهُم مَناصِبَ أوامِرِكَ ونَواهيكَ، فَأَنتَ إذا شِئتَ ما تَشاءُ حَرَّكتَ مِن أسرارِهِم كَوامِنَ ما أبطَنتَ فيهِم، وأبدَأتَ مِن إرادَتِكَ عَلى ألسِنَتِهِم ما أفهَمتَهُم بِهِ عَنكَ في عُقودِهِم ۱، بِعُقولٍ تَدعوكَ وتَدعو إلَيكَ بِحَقائِقِ ما مَنَحتَهُم بِهِ، وإنّي لَأَعلَمُ مِمّا عَلَّمتَني مِمّا أنتَ المَشكورُ عَلى ما مِنهُ أرَيتَني، وإلَيهِ آوَيتَني.
اللّهُمَّ وإنّي مَعَ ذلِكَ كُلِّهِ عائِذٌ بِكَ، لائِذٌ بِحَولِكَ وقُوَّتِكَ، راضٍ
مهج الدعواتـ از امام حسين عليه السلام (در قنوتش) ـ: خدايا! از تو آغاز است و خواست (مشيّت)، براى توست. توان و نيرو، براى توست. تويى خداوندى كه جز تو خدايى نيست. دل هاى دوستانت را جايگاه خواستت و نهانگاه اراده ات قرار دادى و خِردهايشان را به امر و نهى هايت برانگيختى. هرگاه چيزى را بخواهى، انگيزه هاى درونى آنان را در ژرفاى وجودشان تحريك مى كنى و آنچه از اراده تو سرچشمه گرفته و بر زبانشان جارى شده، چيزى است كه تو به آنها فهمانده اى و بدان، باورمندشان ساخته اى. با خِردها تو را مى خوانند و با حقايقى كه تو به آنها بخشيده اى، به سوى تو فرا مى خوانند و من، از آنچه تو مرا آموخته اى، مى دانم كه تو را بايد بر آنچه به من نشان داده و بدان راه داده اى، سپاس گزارْد.
خدايا! من با همه اينها به تو و به توان
۱.اعتقَدت كذا: عقدتُ عليه القلبَ والضمير (المصباح المنير: ص 421 «عقد»).
۲.نَدَبَهُ إلى الأمرِ: دعاهُ وحثَّهُ (القاموس المحيط: ج 1 ص 131 «ندب»).
۳.في المصدر: «تحرجني»، والتصويب من بحار الأنوار.
۴.دَرَجَ: مشى قليلاً في أوّل ما يمشي (المصباح المنير: ص 191 «درج»).
۵.المَحَجَّةُ: جادّة الطريق (الصحاح: ج 1 ص 304 «حجج»).
۶.في بحار الأنوار: «آويتني».
۷.مهج الدعوات: ص 68، بحار الأنوار: ج 85 ص 214 ح 1.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:طُوبى لِمَن تَواضَعَ للّهِ في غَيرِ مَنقَصَةٍ، وَأذَلَّ نَفسَهُ في غَيرِ مَسكَنَةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خوشا به حال كسى كه براى خداى متعالْ فروتنى كند، بى آنكه او را كاستى اى باشد، و خود را ذليل گردانَد، بى آنكه او را خوارى اى باشد!
۱.بحارالأنوار: 77 / 90 / 3.
عنه عليه السلام:البُخلُ جِلْبابُ المَسْكَنَةِ. ۱
امام على عليه السلام:بخل، رداى بينوايى است.
۱.بحار الأنوار: 77 / 238 / 1.
عنه صلى الله عليه و آله:تَمَسْكَنوا وأحِبُّوا المَساكِينَ، وجالِسُوهُم وأعِينوهُم، تَجافَوا صُحْبَةَ الأغْنياءِ وارْحَموهُم وعِفّوا عن أمْوالِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مسكين وار باشيد و مسكينان را دوست بداريد و با آنان بنشينيد و كمكشان كنيد. از همنشينى با توانگران دورى ورزيد و بر آنان رحم و دلسوزى كنيد و از اموالشان چشم برگيريد.
۱.تنبيه الخواطر: 2/120.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:مِن سَعادَةِ المَرءِ المُسلمِ المَسكَنُ الواسِعُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از خوشبختى مرد مسلمان، داشتن مسكن فراخ است.
۱.الكافي: 6 / 526 / 7
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:مِن شَقاءِ العَيشِ ضِيقُ المَنزِلِ. ۱
امام باقر عليه السلام:از سختى زندگى، تنگى منزل است.
۱.الكافي: 6 / 526 / 6.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:مِنَ العَناءِ أنَّ المَرءَ يَجمَعُ مالا يَأكُلُ ويَبنِي ما لا يَسكُنُ، ثُمّ يَخرُجُ إلى اللّهِ تعالى لا مالاً حَمَلَ، ولا بِناءً نَقَلَ! ۱
امام على عليه السلام:يكى از رنجها اين است كه انسان چيزى را فراهم آورد كه نمى خورد و بنايى بسازد كه در آن سكونت نمى كند و سپس به جانب خداوند متعال مى رود در حالى كه نه مالى با خود مى برد و نه ساختمانى منتقل مى كند!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 114.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:كُلُّ بِناءٍ ليسَ بِكَفافٍ فهُووبالٌ على صاحِبِهِ يَومَ القِيامَةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر بنايى كه بيش از نياز باشد، در روز قيامت وبال صاحبش مى باشد.
۱.الكافي: 6/531/7.
عنه عليه السلام:مَن بَنى فَوقَ مَسكَنِهِ كُلِّفَ حَملَهُ يَومَ القِيامَةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كه بنايى بيش از نياز سكونتش بسازد، در روز قيامت مكلّف به حمل آن شود.
۱.المحاسن: 2/446/2531.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:مَن باعَ دارا ثُمّ لم يَجعَلْ ثَمَنَهافي مِثلِها لَم يُبارَكْ لَهُ فيها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه خانه اى بفروشد و با پول آن خانه اى ديگر نخرد، مالش بركت نمى يابد.
۱.كنز العمّال: 5440
عنه صلى الله عليه و آله:مَن باعَ مِنكم دارا أو عَقارا، فَلْيَعلَمْ أ نَّهُ مالٌ قَمَنٌ أن لا يُبارَكَ لَهُ فيهِ إلّا أن يَجعَلَهُ في مِثلِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر يك از شما منزلى يا ملكى بفروشد بداند كه پول آن سزاوار بركت نيست، مگر اين كه صرف خريد همانند آن كند.
۱.كنز العمّال: 5441.
مسكّن الفؤادـ لَمّا سُئلَ عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله ماالإيمانُ ـ: الصَّبرُ. مسكّن الفؤاد: 47." data-tip="مسكّن الفؤاد: 47.">۱
مسكّن الفؤاد:رسول خدا صلى الله عليه و آله در پاسخ به اين پرسش كه ايمان چيست؟ ـ فرمود: صبر.
۱.مسكّن الفؤاد: 47.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لَو أنَّ أحَدا يَجِدُ إلَى البَقاءِ سُلَّما، أو لِدَفعِ المَوتِ سَبيلاً، لَكانَ ذلكَ سُلَيمانُ بنُ داوودَ عليه السلام، الّذي سُخِّرَ لَهُ مُلكُ الجِنِّ والإنسِ، مَع النُّبُوّةِ وعَظيمِ الزُّلفَةِ، فلَمّا استَوفى طُعمَتَهُ، واستَكمَلَ مُدَّتَهُ، رَمَتهُ قِسِيُّ الفَناءِ بنِبالِ المَوتِ، وأصبَحَتِ الدِّيارُ مِنهُ خالِيَةً، والمَساكِنُ مُعَطَّلَةً، ووَرِثَها قَومٌ آخَرونَ. ۱
امام على عليه السلام:اگر بنا بود كسى براى بالارفتن به سوى جاودانگى نردبانى بيابد يا براى دور كردن مرگ از خود راهى پيدا كند، بى گمان آن كس سليمان بن داوود عليه السلام بود كه افزون بر مقام نبوّت و منزلت والا، سلطنت بر جنّ و انس نيز در اختيار او نهاده شد. چون روزىِ خود را به طور كامل دريافت كرد و مدّت عمرش به سر آمد، كمان هاى نابودى او را آماج تيرهاى مرگ قرار دادند و خانه ها از او خالى گشت و مسكن ها بى صاحب ماند و گروهى ديگر وارث آنها شدند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 182.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۷