فیلترها
نتایج جستجو برای «امین»: ۱۳۰ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الصادق عليه السلام:الرِّجالُ ثَلاثَةٌ: عاقِلٌ وأحمَقُ وفاجِرٌ. فَالعاقِلُ إن كُلِّمَ أجابَ، وإن نَطَقَ أصابَ، وإن سَمِعَ وَعى. وَالأَحمَقُ إن تَكَلَّمَ عَجِلَ، وإن حَدَّثَ ذَهَلَ، وإن حُمِلَ عَلَى القَبيحِ فَعَلَ. وَالفاجِرُ إنِ ائتَمَنتَهُ خانَكَ، وإن حَدَّثتَهُ شانَكَ. ۱
امام صادق عليه السلام:انسان ها بر سه گروه اند: خردمند، احمق و بدكار. خردمند، كسى است كه اگر از او بپرسند، پاسخ مى دهد، اگر سخن بگويد، به درستى سخن مى گويد، و اگر گوش كند، استفاده مى برد. احمق، آن است كه اگر تكلّم كند، شتاب مى نمايد؛ اگر حديث بگويد، فراموش مى كند، و اگر بر كار زشت وا داشته شود، آن را انجام مى دهد. بدكار، كسى است كه اگر او را امين بشمارى، خيانت مى ورزد، و اگر با او سخن بگويى، از تو بدگويى مى كند.
۱.تحف العقول: ص 323، بحار الأنوار: ج 78 ص 237 ح 74.
عنه عليه السلام:الرِّجالُ ثَلاثَةٌ: عاقِلٌ وأحمَقُ وفاجِرٌ. فَالعاقِلُ الدّينُ شَريعَتُهُ، وَالحِلمُ طَبيعَتُهُ، وَالرَّأيُ سَجِيَّتُهُ، إن سُئِلَ أجابَ، وإن تَكَلَّمَ أصابَ، وإن سَمِعَ وَعى، وإن حَدَّثَ صَدَقَ، وإنِ اطمَأَنَّ إلَيهِ أحَدٌ وَفى. وَالأَحمَقُ إنِ استُنبِهَ بِجَميلٍ غَفَلَ، وإنِ استُنزِلَ عَن حَسَنٍ نَزَلَ، وإن حُمِلَ عَلى جَهلٍ جَهِلَ، وإن حَدَّثَ كَذَبَ، لا يَفقَهُ، وإن فُقِّهَ لا يَتَفَقَّهُ. وَالفاجِرُ إنِ ائتَمَنتَهُ خانَكَ، وإن صاحَبتَهُ شانَكَ وإن وَثِقتَ بِهِ لَم يَنصَحكَ. ۱
امام على عليه السلام:مردمان، سه گروه اند: خردمند، نادان و بدكار. آيين خردمند، ديندارى، سرشت او بردبارى، و خوى او انديشه كردن است. اگر مورد پرسش واقع شود، پاسخ مى دهد؛ اگر تكلّم كند، به درستى سخن مى گويد؛ اگر گوش كند، ياد مى گيرد؛ اگر سخن بگويد، راست مى گويد؛ و اگر كسى به وى اعتماد كند، خواسته اش را روا مى سازد.
نادان، اگر او را از امر نيكويى آگاه كنند، غفلت مى ورزد؛ اگر از جايگاه نيكويى فرو آورده شود، فرود مى آيد؛ اگر او را به كارى جاهلانه وا دارند، انجام مى دهد؛ و اگر سخن بگويد، دروغ مى گويد. وى خود، به دنبال آگاهى نمى رود و اگر او را آگاه سازند، آگاه نمى شود.
بدكار را اگر امين بشمرى، خيانت مى ورزد، و اگر او را همراهى كنى، رسوايت مى سازد، و اگر بدو اعتماد ورزى، برايت خيرخواهى نمى كند.
۱.الخصال: ص 116 ح 96 عن ثعلبة بن ميمون عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 70 ص 9 ح 6.
صحيح ابن حبّان عن معاذ بن جبل:سَأَلتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أيُّ الأَعمالِ أحَبُّ إلَى اللّهِ؟
قالَ: أن تَموتَ ولِسانُكَ رَطبٌ مِن ذِكرِ اللّهِ. ۱
صحيح ابن حِبّانـ به نقل از مُعاذ بن جبل ـ: از پيامبر خدا پرسيدم: كدامين اعمال نزد خدا محبوب تر است؟
فرمود: «اين كه تا دَم مرگ، زبانت از ياد خدا تَر و تازه باشد».
۱.صحيح ابن حبّان: ج 3 ص 100 ح 818، المعجم الكبير: ج 20 ص 93 ح 181 وص 106 ح 208 وص 107 ح 212، عمل اليوم والليلة لابن السني: ص 6 ح 2، كنز العمّال: ج 2 ص 247 ح 3939 نقلاً عن ابن شاهين وابن النجّار.
عنه عليه السلامـ في زِيارَةِ أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام المَعروفَةِ بِزِيارَةِ أمينِ اللّهِ ـ: اللّهُمَّ فَاجعَل نَفسي مُطمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، راضِيَةً بِقَضائِكَ، مولَعَةً بِذِكرِكَ ودُعائِكَ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در زيارت امير مؤمنان عليه السلام، معروف به «زيارت امين اللّه» ـ: بار خدايا! جان مرا به تقديرت مطمئن، به قضايت خرسند، و به ياد و مناجاتت آزمند گردان.
۱.كامل الزيارات: ص 92 ح 93 عن أبي علي مهدي بن صدقة الرقّي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، مصباح المتهجّد: ص 738 ح 829، الإقبال: ج 2 ص 273، المزار للشهيد الأوّل: ص 115 والثلاثة الأخيرة عن جابر الجعفي، المصباح للكفعمي: ص 639 والأربعة الأخيرة عن الإمام الباقر عنه عليهماالسلام، بحار الأنوار: ج 100 ص 264 ح 2.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: إلهي ومَولايَ وغايَةَ رَجائي، أشرَقتَ مِن عَرشِكَ عَلى أرَضيكَ ومَلائِكَتِكَ وسُكّانِ سَماواتِكَ، وقَدِ انقَطَعَتِ الأَصواتُ، وسَكَنَتِ الحَرَكاتُ، وَالأَحياءُ فِي المَضاجِعِ كَالأَمواتِ، فَوَجَدتَ عِبادَكَ في شَتَّى الحالاتِ: فَمِنهُ خائِفٌ لَجَأَ إلَيكَ فَآمَنتَهُ. وناسِكٌ أفنى بِذِكرِكَ لَيلَهُ فَأَحظَيتَهُ، وبِالفَوزِ جازَيتَهُ. إلهي فَبِحَقِّ الاِسمِ الَّذي إذا دُعيتَ بِهِ أجَبتَ، وَالحَقِّ الَّذي إذا اُقسِمتَ بِهِ أوجَبتَ، وبِصَلَواتِ العِترَةِ الهادِيَةِ، وَالمَلائِكَةِ المُقَرَّبينَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وَاجعَلني مِمَّن خافَ فَآمَنتَهُ. وأفنى بِذِكرِكَ لَيلَهُ فَأَحظَيتَهُ، وبِالفَوزِ جازَيتَهُ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در دعا ـ: معبودا، سَرورا، و اى فرجامين اميد من! تو از فراز عرشت بر زمين ها و فرشتگان و ساكنان آسمان هايت تابيدى. صداها خاموش شده و جُنب و جوش ها آرام گرفته و زندگان در بسترها چونان مردگان، افتاده اند، و بندگانت را در حالت هاى گونه گون يافته اى: يكى ترسان است و به تو پناه آورده و تو در امانش داشته اى. ديگرى عابدى است كه شب خويش را به ياد تو سپرى كرده و تو بهره مندش ساخته اى و رستگارى و كاميابى را پاداشش داده اى. معبودا! پس به حقّ آن نامى كه هر گاه بِدان خوانده شوى، پاسخ مى دهى و به حقّ آن كسى كه هر گاه به او سوگند داده شوى، مى پذيرى، و با درودهاى خاندان هدايتگر [پيامبر صلى الله عليه و آله] و فرشتگان مقرّب، بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و مرا از آنانى قرار
۱.بحار الأنوار: ج 94 ص 130 ح 19 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ المَلائِكَةَ يَمُرّونَ عَلى حَلَقِ الذِّكرِ، فَيَقومونَ عَلى رُؤوسِهِم، ويَبكونَ لِبُكائِهِم، ويُؤمِّنونَ لِدُعائِهِم، فَإِذا صَعِدوا [إلَى] ۱ السَّماءِ، يَقولُ اللّهُ تَعالى: يا مَلائِكَتي أينَ كُنتُم؟ ـ وهُوَ أعلَمُ ـ فَيَقولونَ: يا رَبَّنا إنّا حَضَرنا مَجلِسا مِن مَجالِسِ الذِّكرِ، فَرَأَينا أقواما يُسَبِّحونَكَ ويُمَجِّدونَكَ ويُقَدِّسونَكَ، ويَخافونَ نارَكَ.
فَيَقولُ اللّهُ سُبحانَهُ: يا مَلائِكَتي، اِزوُوها عَنهُم واُشهِدُكم أنّي قَد غَفَرتُ لَهُم، وآمَنتُهُم مِمّا يَخافونَ.
فَيَقولونَ: رَبَّنا، إنَّ فيهِم فُلانا وإنَّهُ لَم يَذكُركَ!
فَيَقولُ: قَد غَفَرتُ لَهُ بِمُجالَسَتِهِ لَهُم؛ فَإِنَّ الذّاكِرينَ مَن لا يَشقى بِهِم جَليسُهُم. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرشتگان بر مجالس ذكر [خدا] مى گذرند و بر فرازِ سر ايشان مى ايستند و با گريستن آنان مى گِريند و براى دعايشان «آمين» مى گويند. و چون به آسمان بَر شوند، خداى متعال ـ با آن كه خود بهتر مى داند ـ مى پرسد: «كجا بوديد، اى فرشتگان من؟».
فرشتگان مى گويند: اى پروردگار ما! در مجلسى از مجلس هاى ذكر، حاضر شديم. مردمانى را ديديم كه تو را به پاكى و بزرگى و قداست مى ستايند و از آتش تو بيمناك اند.
خداى سبحان مى فرمايد: «اى فرشتگان من! آتش را از آنان، دور گردانيد و گواه باشيد كه ايشان را آمرزيدم، و از آنچه بيمناك اند، در امانشان داشتم».
فرشتگان مى گويند: اى پروردگار ما! فلانى هم در ميان ايشان بود و او ذكر تو را نمى گفت.
خداوند مى فرمايد: «او را هم به سبب همنشينى اش با
الإمام العسكريّ عليه السلامـ في تَفسيرِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ـ: اللّهُ هُوَ الَّذي يَتَأَلَّهُ إلَيهِ عِندَ الحَوائِجِ وَالشَّدائِدِ كُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن كُلِّ مَن هُوَ دونَهُ، وتَقَطُّعِ الأَسبابِ مِن جَميعِ ما سِواهُ، يَقولُ: بِسمِ اللّهِ؛ أي أستَعينُ عَلى اُموري كُلِّها بِاللّهِ الَّذي لا تَحِقُّ العِبادَةُ إلّا لَهُ، المُغيثِ إذَا استُغيثَ، وَالمُجيبِ إذا دُعِيَ.
وهُوَ ما قالَ رَجُلٌ لِلصّادقِ عليه السلام: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، دُلَّني عَلَى اللّهِ ما هُوَ؟ فَقَد أكثَرَ عَلَيَّ المُجادِلونَ وحَيَّروني!
فَقالَ لَهُ: يا عَبدَ اللّهِ، هَل رَكِبتَ سَفينَةً قَطُّ؟ قالَ: نَعَم.
قالَ: فَهَل كُسِرَ بِكَ حَيثُ لا سَفينَةَ تُنجيكَ ولا سِباحَةَ
امام عسكرى عليه السلامـ در تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ـ: اللّه، آن موجودى است كه هر آفريده اى به هنگام نيازها و سختى ها، آن گاه كه اميدش از هر آنچه جز اوست، قطع و رشته ها از ما سواى او به كلّى بُريده مى شود، به او پناه مى برد، مى گويد: «بسم اللّه»؛ يعنى در همه كارهايم از آن خدايى كمك مى جويم كه پرستش، جز حقّ او نيست؛ همو كه هر گاه فريادخواهى شود، به فرياد مى رسد، و هر گاه او را بخوانند، پاسخ مى دهد.
اين، همان چيزى است كه مردى به امام صادق عليه السلام گفت: اى فرزند پيامبر خدا! مرا به خدا راه نمايى كن كه چيست؟ زيرا مجادله كنندگان، بر من هجوم آورده اند و سرگشته ام ساخته اند!
به او فرمود: «اى بنده خدا! آيا هرگز سوار كشتى شده اى؟».
گفت: آرى.
فرمود: «آيا شده كه كشتى ات درهم شكند و نه
۱.الوَصْمُ: العَيب والعار. يقال: ما في فلان وَصمة (الصحاح: ج 5 ص 2052 «وصم»).
۲.الأنعام: 40 و 41.
۳.التوحيد: ص 230 ح 5، معاني الأخبار: ص 4 ح 2 وفيه إلى «حيث لا مغيث»، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 21 ح 5 و 6 و 7 وص 27 ح 9 كلّها عن محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار، بحار الأنوار: ج 92 ص 232 ح 14 وص 240 ح 48.
كفاية الأثر عن سلمان الفارسي:دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وعِندَهُ الحَسَنُ وَالحُسَينُ عليهماالسلاميَتَغَدَّيانِ، وَالنَّبِيُّ صلى الله عليه و آله يَضَعُ اللُّقمَةَ تارَةً في فَمِ الحَسَنِ عليه السلام، وتارَةً في فَمِ الحُسَينِ عليه السلام، فَلَمّا فَرَغَ مِنَ الطَّعامِ أخَذَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الحَسَنَ عليه السلام عَلى عاتِقِهِ، وَالحُسَينَ عليه السلام عَلى فَخِذِهِ.
ثُمَّ قالَ: يا سَلمانُ، أتُحِبُّهُم؟ قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، كَيفَ لا اُحِبُّهُم، ومَكانُهُم مِنكَ مَكانُهُم؟!
قالَ: يا سَلمانُ، مَن أحَبَّهُم فَقَد أحَبَّني، ومَن أحَبَّني فَقَد أحَبَّ اللّهَ.
ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلى كَتِفِ الحُسَينِ عليه السلام، فَقالَ: إنَّهُ الإِمامُ ابنُ الإِمامِ،
كفاية الأثرـ به نقل از سلمان فارسى ـ: بر پيامبر صلى الله عليه و آله در آمدم. حسن و حسين عليهماالسلامغذا مى خوردند. پيامبر صلى الله عليه و آله يك بار در دهان حسن عليه السلام لقمه مى نهاد و يك بار در دهان حسين عليه السلام. چون غذا خوردن تمام شد، پيامبر صلى الله عليه و آله، حسن عليه السلام را بر گردن و حسين عليه السلام را بر روى ران خود نهاد و سپس فرمود: «اى سلمان! آيا اينان را دوست دارى؟».
گفتم: اى پيامبر خدا! چگونه آنها را دوست نداشته باشم، در حالى كه نزد تو چنين جايگاهى دارند؟!
فرمود: «اى سلمان! هر كس اينان را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هر كس مرا دوست بدارد، خدا را دوست داشته است».
سپس دستش را بر شانه حسين عليه السلام نهاد و فرمود: «او، امام پسر امام است. نُه تن از نسل او،
۱.كفاية الأثر: ص 45، بحار الأنوار: ج 36 ص 304 ح 143.
تاريخ دمشق عن أبي عبداللّه:تَزَوَّجَ طَلحَةُ الجَرباءَ بِنتَ قَسامَةَ، وماتَ طَلحَةُ عَنِ الجَرباءِ وقَد وَلَدَت لَهُ اُمَّ إسحاقَ بِنتَ طَلحَةَ، ولَم يَكُن لَهُ مِنَ الجَرباءِ غَيرُها.
وتَزَوَّجَهَا الحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام، وخَلَفَ عَلَيهَا الحُسَينُ عليه السلام بَعدَهُ، فَوَلَدَت لَهُ فاطِمَةَ بِنتَ الحُسَينِ. ثُمَّ خَلَفَ عَلَيهَا ابنُ أبي عَتيقٍ ۱ البَكرِيُّ، فَوَلَدَت لَهُ أمينَةَ. ۲
تاريخ دمشقـ به نقل از ابو عبد اللّه ـ: طلحه با جَربا، دختر قَسامه، ازدواج كرد و طلحه در گذشت، در حالى كه جَربا، اُمّ اسحاق را براى او به دنيا آورده بود و طلحه از جَربا، فرزند ديگرى نداشت.
حسن بن على عليه السلام با او (اُمّ اسحاق) ازدواج كرد و پس از وفات حسن عليه السلام، حسين عليه السلام با او ازدواج كرد و فاطمه را براى حسين عليه السلام به دنيا آورد. پس از حسين عليه السلام، پسر ابو عتيق بكرى [يعنى عبد اللّه بن محمّد بن عبد الرحمان بن ابى بكر]، او را به همسرى گرفت و وى برايش امينه را به دنيا آورد.
الملهوف عن زين العابدين عليه السلامـ مِن خُطبَتِهِ فِي الكوفَةِ ـ: أنَا عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ، أنَا ابنُ المَذبوحِ بِشَطِّ الفُراتِ، مِن غَيرِ ذَحلٍ ۱ ولا تِراتٍ ۲، أنَا ابنُ مَنِ انتُهِكَ حَريمُهُ، وسُلِبَ نَعيمُهُ، وَانتُهِبَ مالُهُ، وسُبِيَ عِيالُهُ، أنَا ابنُ مَن قُتِلَ صَبرا، وكَفى بِذلِكَ فَخرا.
أيُّهَا النّاسُ! ناشَدتُكُمُ اللّهَ، هَل تَعلَمونَ أنَّكُم كَتَبتُم إلى أبي وخَدَعتُموهُ، وأعطَيتُموهُ مِن أنفُسِكُمُ العَهدَ وَالميثاقَ وَالبَيعَةَ، وقاتَلتُموهُ وخَذَلتُموهُ؟
فَتَبّا ۳ لِما قَدَّمتُم لِأَنفُسِكُم، وسَوءا لِرَأيِكُم!! بِأَيَّةِ عَينٍ تَنظُرونَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، إذ يَقولُ لَكُم: قَتَلتُم عِترَتي، وَانتَهَكتُم حُرمَتي،
الملهوفـ از امام زين العابدين عليه السلام، در بيان سخنرانى اش در كوفه ـ: من، على بن الحسين بن على بن ابى طالب هستم. من، فرزند كسى هستم كه در كنار رود فرات، سر بُريده شد، بى آن كه با كسى دشمنى كرده يا مالى را بُرده باشد. من، فرزند كسى هستم كه حريمش شكسته شده، آسايشش سلب شده، دارايى اش به غارت رفته و خاندانش اسير شده است.
من، فرزند كسى هستم كه سرش را بُريدند و اين، براى افتخار ما بس باشد.
اى مردم! شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا مى دانيد كه شما به پدرم نامه نوشتيد و به او نيرنگ زديد و از جانب خودتان با او پيمان بستيد و دستِ بيعت داديد؛ امّا با او جنگيديد و او را وا نهاديد؟ از آنچه براى خود پيش فرستاديد، هميشه زيان ببينيد و انديشه تان هميشه پريشان باد! با كدامين چشم به پيامبر خدا صلى الله
۱.الذَّحْلُ: الحِقْد والعداوة (الصحاح: ج 4 ص 1701 «ذحل»).
۲.وتره حقّه وماله: نقصه إيّاه. وترتُ الرجلَ: إذا قتلت له قتيلاً وأخذت له مالاً (لسان العرب: ج 5 ص 275 «وتر»).
۳.التَّبُّ: الاستمرار في الخسران (مفردات ألفاظ القرآن: ص 162 «تبّ»).
۴.الملهوف: ص 199، الاحتجاج: ج 2 ص 117 عن حذيم بن شريك الأسدي، مثير الأحزان: ص 89 نحوه، المناقب لابن شهر آشوب: ج 4 ص 115 وليس فيه ذيله من «أيّها الناس»، بحارالأنوار: ج 45 ص 113.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ فِي المُناجاةِ ـ: أسأَلُكَ بِحَقِّكَ الواجِبِ عَلى جَميعِ خَلقِكَ لَما طَهَّرتَني مِنَ الآفاتِ، وعافَيتَني مِن اِقتِرافِ الآثامِ، بِتَوبَةٍ مِنكَ عَلَيَّ، ونَظرَةٍ مِنكَ إلَيَّ تَرضى بِها عَنّي، وحُبابَتِكَ لي بِنِعمَةٍ مَوصولَةٍ، بِكَرامَةٍ تَبلُغُ بي شُرَفَ الجَنَّةِ، ومُرافَقَةَ مُحَمَّدٍ وأهلِ بَيتِهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وعَلَيهِم، آمينَ رَبَّ العالَمينَ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در مناجات ـ: [بار خدايا!] به حقّى كه بر گردن همه آفريدگانت دارى، از تو مى خواهم كه مرا از آفت ها پاك گردانى و از مرتكب شدن گناهان، بركنارم دارى، با رويكردى از سوى تو به من، و نگاهى از جانب تو بر من، كه با آن از من، خشنود شوى و با نعمت هاى پياپى ات، مرا مورد محبّتت قرار دهى، و چنان كرامتى ارزانى ام دارى كه مرا به افتخارِ بهشت و همنشينى با محمّد و خاندان او ـ كه درود خدا بر او و ايشان باد ـ نايل گردانى، آمين، اى پروردگار جهانيان!
۱.بحار الأنوار: ج 94 ص 133 ح 19 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي صِفَةِ الجَنَّةِ ـ: لا شِبهَ لَها، هِيَ وَرَبِّ الكَعبَةِ رَيحانَةٌ تَهتَزٌّ، وَنُورٌ يَتَلَألَأُ، وَنَهرٌ مُطَّرِدٌ، وَزَوجَةٌ لا تَمُوتُ، فِي خُلُودٍ وَنَعمَةٍ، فِي مَقامٍ أَمِينٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در توصيف بهشت ـ: مانند ندارد. به خداوند كعبه سوگند كه بهشت، گلزارى است در پيچ و تاب، و نورى است درخشان، و جويبارى است روان، و همسرى كه هرگز نمى ميرد و سراى جاودانگى و نعمت و آسايش و امنيت است.
۱.تاريخ بغداد: ج 4 ص 252 الرقم 1982 عن ابن عبّاس.
الأمالي للطوسي عن أبي الصّلت الهرويّ عن الإمام الرّضا عن آبائه عليهم السلامعن رسول اللّه صلى الله عليه و آله: أَخبَرَنِي جَبرَئِيلُ الرُّوحُ الأَمِينُ عَنِ اللّهِ ـ تَقَدَّسَت أَسماؤُهُ وَجَلَّ وَجهُهُ ـ قالَ: إِنِّي أَنا اللّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنا وَحدِي، عِبادِي فَاعبُدُونِي، وَليَعلَم مَن لَقِيَنِي مِنكُم بِشَهادَةِ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ مُخلِصا بِها، إِنَّه قَد دَخَلَ حِصنِي، وَمَن دَخَلَ حِصنِي أَمِنَ عَذابِي.
قالُوا: يَابنَ رَسُولِ اللّهِ، وَما إِخلاصُ الشَّهادَةِ للّهِِ؟ قالَ: طَاعَةُ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَوَلايَةُ أَهلِ بَيتِهِ عليهم السلام. ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از ابو صَلت هَرَوى، از امام رضا، از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «جبرئيل، روح الأمين، از جانب خداوند ـ كه نام هايش پاك و رويش بِشكوه است ـ به من خبر داد كه فرمود: منم خدا. معبودى جز منِ يگانه نيست. بندگانم! پس مرا بندگى كنيد. هر يك از شما بداند كه چنانچه مرا با شهادت خالصانه لا إله إلّا اللّه، ديدار كند، به دژ من وارد شده است و هر كه به دژ من وارد شود، از عذابم در امان خواهد بود».
گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! نشانه اخلاص در شهادت دادن به يگانگى خدا چيست؟
فرمود: «فرمان بردن از خدا و پيامبر او و ولايت اهل بيتش».
۱.الأمالي للطوسي: ص 589 ح 1220، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 75، أعلام الدين: ص 214، بحار الأنوار: ج 3 ص 14 ح 39.
رجال النجاشي عن محمّد بن إسماعيل بن بزيع عن الإمام الرضا عليه السلام:إنَّ للّهِِ تَعالى بِأَبوابِ الظّالِمينَ مَن نَوَّرَ اللّهُ لَهُ البُرهانَ، ومَكَّنَ لَهُ فِي البِلادِ، لِيَدفَعَ بِهِم عَن أولِيائِهِ، ويُصلِحَ اللّهُ بِهِم اُمورَ المُسلِمينَ، إلَيهِم مَلجأُ المُؤمِنِ مِن الضُّرِّ، وإلَيهِم يَفزَعُ ذُوالحاجَةِ مِن شيعَتِنا، وبِهِم يُؤَمِّنُ اللّهُ رَوعَةَ المُؤمِنِ في دارِ الظَّلَمَةِ، اُولِئكَ المُؤمِنونَ حَقّا، اُولِئكَ اُمَناءُ اللّهِ في أرضِهِ، اُولئِكَ نورٌ في رَعِيَّتِهِم يَومَ القِيامَةِ، ويَزهَرُ نورُهُم لاِ? هلِ السَّماواتِ كَما تَزهَرُ الكَواكِبُ الدُّرِّيَّةُ لِأَهلِ الأَرضِ، اولئِكَ مِن نورِهِم يَومَ القِيامَةِ تُضيءُ مِنهُمُ القِيامَةُ، خُلِقوا وَاللّهِ لِلجَنَّةِ، وخُلِقَتِ
رجال النجاشىـ به نقل از محمّد بن اسماعيل بن بزيع ـ: امام رضا عليه السلام فرمود: «خداى بلندمرتبه، در دستگاه ستمگران، كسانى را دارد كه برهانش را براى آنها روشن كرده و در شهرها برايشان جايگاهى فراهم كرده تا به وسيله آنها از دوستانش دفاع كند و امور مسلمانان را به وسيله آنها اصلاح نمايد. پناهگاه مؤمن در هر سختى، آنهايند و رويكرد شيعيان نيازمند ما، به سمت آنهاست. خداوند در خانه ستمگران، به وسيله آنان، وحشت مؤمن را برطرف مى كند. آنان حقيقتا مؤمن اند و امينان خدا در زمينش هستند. آنان، در قيامت، نورى در ميان مردمشان اند و نورشان براى آسمانيان مى درخشد، همان گونه كه ستارگان درخشان براى زمينيان مى درخشند. روز قيامت، از نور آنان، قيامت روشن مى شود. به خدا، آنها براى بهشت آفريده شدند و بهشت براى آنان
۱.رجال النجاشي: ج 2 ص 215 الرقم 894.
الإمام الصادق عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ عِندَ زِيارَةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: اَللَّهمَّ فَاجعَل صَلَواتِكَ وَصَلَواتِ مَلائِكَتِكَ المُقَرَّبِينَ، وَعِبادِكَ الصّالِحِينَ وَأَنبِيائِكَ المُرسَلِينَ، وَأَهلِ السَّماوَاتِ وَالأَرَضِينَ، وَمَن سَبَّحَ لَكَ يا رَبَّ العالَمِينَ مِن الأَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ، عَلى مُحَمَّدٍ عَبدِكَ وَرَسُولِكَ وَنَبِيِّكَ وَأَمِينِكَ وَنَجِيبِكَ وَحَبِيبِكَ وَصَفِيِّكَ وَخاصَّتِكَ وَصَفوَتِكَ وَخِيَرَتِكَ مِن خَلقِكَ، اَللَّهُمَّ أَعطِهِ الدَّرَجَةَ وَالوَسِيلَةَ مِنَ الجَنَّةِ، وَابعَثهُ مَقاما مَحمُودا، يَغبِطُهُ بِهِ الأَوَّلُونَ وَالآخِرُونَ. ۱
امام صادق عليه السلام ـ در دعا به هنگام زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله ـ:بار خدايا! درودهايت را و درودهاى فرشتگان مقرّبت و بندگان شايسته ات و پيامبران مُرسَلت و اهل آسمان ها و زمين را و درودهاى همه كسانى را كه تو را ـ اى پروردگار جهانيان ـ تسبيح گفته اند، از اوّلين و آخرين مخلوقات، بر محمّد، بنده ات و فرستاده ات و پيامبرت و امينت و گزيده ات و محبوبت و دوست خالصت و بنده ويژه ات و منتخبت و برگزيده ات از ميان آفريدگانت، قرار ده. بار خدايا! درجه و وسيله بهشت را به او عطا فرما و او را به چنان مقام پسنديده اى برسان كه اوّلين و آخرين (همه جهانيان) بر او غبطه خورند.
۱.الكافي: ج 4 ص 551 ح 1، تهذيب الأحكام: ج 6 ص 5 ح 8 نحوه وكلاهما عن معاوية بن عمّار، بحار الأنوار: ج 100 ص 161 ح 41.
الإمام الصادق عليه السلام:ما أَجِدُ أَحَدا أَحيا ذِكرَنا وَأَحادِيثَ أَبِي عليه السلام إِلّا زُرارَةُ، وَأَبُو بَصِيرٍ المُرادِيُّ، وَمُحَمَّدُ بنُ مُسلِمٍ، وَبُرَيدُ بنُ مُعاوِيَةَ وَلَولا هؤُلاءِ ما كانَ أَحَدٌيَستَنبِطُ هُدًى، هؤُلاءِ حُفّاظُ الدِّينِ، وَأُمَناءُ أبِي عليه السلام عَلى حَلالِ اللّهِ وَحَرامِهِ، وَهُمُ السّابِقُونَ إِلَينا فِي الدُّنيا وَفِي الآخِرَةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:من كسى را نمى شناسم كه نام و ياد ما را و احاديث پدرم را زنده نگه داشته باشد، مگر زُراره و ابو بصير مُرادى و محمّد بن مسلم و بُرَيد بن معاويه. اگر اينها نبودند، هيچ كس حكم درستى را استنباط نمى كرد. اينان، نگهبانان دين و امينان پدر من بر حلال و حرام خدا هستند و پيشى گيرندگان به سوى ما در دنيا و آخرت اند.
۱.رجال الكشّي: ج 1 ص 348 ح 219، الاختصاص: ص 66 كلاهما عن سليمان بن خالد الأقطع، روضة الواعظين: ص 318، وفيه «هذا» بدل «هدى»، بحار الأنوار: ج 47 ص 390 ح 112.
کلیدواژهها بهشتنام های بهشتنوید داده شدگان به بهشتشماری از یاران امام باقر علیه السلام +1 مورد دیگر
الإمام الصادق عليه السلام:بَشِّرِ المُخبِتِينَ بِالجَنَّةِ: بُرَيدُ بنُ مُعاوِيَةَ العِجلِيُّ، وَأَبُو بَصِيرٍ لَيثُ بنُ البختَرِيِّ ۱ المُرادِيُّ، وَمُحمَّدُ بنُ مُسلِمٍ، وَزُرارَةُ، أَربَعَةٌ نُجَباءُ أُمَناءُ اللّهِ عَلى حَلالِهِ وَحَرامِهِ، لَولا هؤُلاءِ انقَطَعَت آثارُ النُّبُوَّةِ وَاندَرَسَت. ۲
امام صادق عليه السلام:فروتنان را مژده بهشت بده: بُرَيد بن معاويه عِجلى و ابو بصير ليث بن بخترى مرادى و محمّد بن مسلم و زراره؛ چهار انسان برگزيده و امينان خدا بر حلال و حرام او را. اگر اينان نبودند، آثار نبوّت قطع مى شد و از بين مى رفت.
کلیدواژهها بهشتنام های بهشتنوید داده شدگان به بهشتشماری از یاران امام باقر علیه السلام +1 مورد دیگر
تاريخ الطبري عن محمّد بن قيس:جَاءَ حَنظَلَةُ بنُ أسعَدَ الشِّبامِيُّ، فَقامَ بَينَ يَدَي حُسَينٍ عليه السلام: فَأَخَذَ يُنادي: «يَـقَوْمِ إِنِّى أَخَافُ عَلَيْكُم مِّثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ *مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عَادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُـلْمًا لِّلْعِبَادِ *وَ يَـقَوْمِ إِنِّى أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ *يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَ مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ» ۱ ، يا قَومِ [لا] ۲ تَقتُلوا حُسَينا فَيُسحِتَكُمُ ۳ اللّهُ بِعَذابٍ «وَ قَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى» ۴ .
فَقالَ لَهُ حُسَينٌ عليه السلام: يَابنَ أسعَدَ، رَحِمَكَ اللّهُ! إنَّهُم قَدِ استَوجَبُوا العَذابَ حينَ
تاريخ الطبرىـ به نقل از محمّد بن قيس ـ: حنظله پسر اسعد شبامى آمد و جلوى حسين عليه السلام ايستاد و فرياد برآورد: «اى قوم من! من بر شما از روزى همانند روزگار [عذاب]اقوام پيشين مى هراسم؛ مانند حال و روزِ قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه پس از آنها بودند، و خداوند، در حقّ بندگان، ستمى نمى خواهد. و اى قوم من! من بر شما از روزِ فريادخواهى مى هراسم؛ روزى كه روى مى گردانيد، امّا هيچ پناهگاهى در برابر خداوند نداريد و هر كس را خداوند [به خاطر اعمالش] گم راه كند، راهنمايى ندارد» . اى مردم! حسين را مكشيد كه خدا در عذابتان هلاك مى كند «و بى گمان، آن كه افترا زد، ناكام شد» .
پس حسين عليه السلام به او فرمود: «اى پسر اَسعد، خدايت بيامرزد! آنان، همان هنگام سزاوار عذاب شدند كه دعوت تو را به سوى حق، رد
عيون أخبار الرضا بإسناده عن الحسين بن عليّ عليه السلام:اِجتَمَعَ المُهاجِرونَ وَالأَنصارُ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالوا: إنَّ لَكَ يا رَسولَ اللّهِ مَؤونَةً في نَفَقَتِكَ وفيمَن يَأتيكَ مِنَ الوُفودِ، وهذِهِ أموالُنا مَعَ دِمائِنا، فَاحكُم فيها بارّا مَأجورا، أعطِ ما شِئتَ وأمسِك ما شِئتَ مِن غَيرِ حَرَجٍ.
قالَ: فَأَنزَلَ اللّهُ عز و جل عَلَيهِ الرّوحَ الأَمينَ، فَقالَ: يا مُحَمَّدُ «قُل لاَّ أَسْـئلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى» ۱ يَعني أن تَوَدّوا قَرابتي مِن بَعدي.
فَخَرَجوا فَقالَ المُنافِقونَ: ما حَمَلَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى تَركِ ما عَرَضنا عَلَيهِ إلاّ لِيَحُثَّنا عَلى قَرابَتِهِ مِن بَعدِهِ ۲، إن هُوَ إلاّ شَيءٌ
عيون أخبار الرضا عليه السلامـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: مهاجران و انصار، گِرد پيامبر خدا جمع شدند و گفتند: بى گمان، اى پيامبر خدا! زندگى ات و نيز ميهمانانى كه گروه، گروه بر تو درمى آيند، هزينه دارد. اين دارايى ها با جانمان از آنِ تو، و در آن، به نيكى و اجر، حكم بران. هر چه را خواستى، عطا كن و هر چه را خواستى، بى زحمت و سختى، نگاه دار.
خداوند عز و جل روح الأمين را بر او نازل كرد و گفت: اى محمّد! «بگو: از شما اجرى نمى خواهم، جز دوستى درباره خويشاوندان» ؛ يعنى پس از من، با نزديكانم دوستى بورزيد. وقتى بيرون آمدند، منافقان گفتند: چيزى پيامبر خدا را به نپذيرفتن پيشنهاد ما وادار نكرد، جز اين كه ما را بر دوستى با نزديكانش پس از خويش برانگيزد و آن آيه، جز افترايى برساخته در همان مجلس
۱.الشورى: 23.
۲.في المصدر: «من بعد»، والتصويب من بحار الأنوار والمصادر الاُخرى.
۳.الأحقاف: 8.
۴.الشورى: 25.
۵.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 1 ص 235 ح 1، بشارة المصطفى: ص 232، الأمالي للصدوق: ص 621 كلّها عن الريّان بن الصلت عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، تحف العقول: ص 432 وفيهما «لا تؤذوا» بدل «أن تودّوا»، بحار الأنوار: ج 25 ص 228 ح 20.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتخاستگاه های الهام +1 مورد دیگر
الأمالي بإسناده عن الحسين عن أبيه أمير المؤمنين عليهماالسلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أخبَرَني جَبرَئيلُ الرّوحُ الأَمينُ عَنِ اللّهِ تَقَدَّسَت أسماؤُهُ وجَلَّ وَجهُهُ، قالَ: إنّي أنَا اللّهُ لا إلهَ إلاّ أنَا وَحدي؛ عِبادي فَاعبُدوني، وَليَعلَم مَن لَقِيَني مِنكُم بِشَهادَةِ أن لا إلهَ إلاَّ اللّهُ مُخلِصا بِها أنَّهُ قَد دَخَلَ حِصني، ومَن دَخَلَ حِصني أمِنَ عَذابي.
قالوا: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، وما إخلاصُ الشَّهادَةِ للّهِِ؟
قالَ: طاعَةُ اللّهِ ورَسولِهِ، ووِلايَةُ أهلِ بَيتِهِ عليهم السلام. ۱
الأمالى، طوسىـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پدرم اميرمؤمنان، از پيامبر خدا، از جبرئيل روح الأمين، از خداوند ـ كه نام هايش پاك و ذاتش باشكوه است ـ چنين خبر داد [كه فرموده است:]: «منم خداوند يكتايى كه خدايى جز من نيست. بندگان من! مرا بپرستيد و بايد دانسته شود كه هر يك از شما مرا با گواهى خالصانه به يكتايى و يگانگى ام ديدار كند، به قلعه من درآمده است و هر كس به قلعه من درآيد، از عذاب من، ايمن است».
گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! گواهى خالصانه براى خدا، يعنى چه؟
فرمود: «اطاعت خدا و پيامبرش و ولايت خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله».
۱.الأمالي للطوسي: ص 589 ح 1220 عن أبي الصلت عبد السلام بن صالح الهروي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 49 ص 120 ح 1 وراجع: الأمالي للصدوق: ص 306 ح 349 و ح 350.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۳۰