نتایج جستجو برای «تدبر»: ۱۷ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ إلَى ابنِ مَسعودٍ ـ: يَا ابنَ مَسعودٍ، إذا عَمِلتَ عَمَلاً فَاعمَل بِعِلمٍ وعَقلٍ، وإيّاكَ وأن تَعمَلَ عَمَلاً بِغَيرِ تَدَبُّرٍ وعِلمٍ، فَإِنَّهُ جَلَّ جَلالُهُ يَقولُ: «وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّتِى نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أنكَـثًا» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابن مسعود ـ: اى پسر مسعود! هر گاه كارى انجام مى دهى، بر پايه دانش و خرد انجام بده. بپرهيز از آن كه بدون انديشه و دانش، دست به كارى بزنى؛ زيرا خداوند بزرگ مى فرمايد: «و مانند آن [زنى]مباشيد كه رشته خود را پس از محكم بافتن، [يكى يكى] از هم مى گسست» .
۱.النحل: 92.
۲.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 361 ح 2660 عن ابن مسعود، بحار الأنوار: ج 77 ص 110 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:صِفَةُ العاقِلِ أن يَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَيهِ، ويَتَجاوَزَ عَمَّن ظَلَمَهُ، ويَتَواضَعَ لِمَن هُوَ دونَهُ، ويُسابِقَ مَن فَوقَهُ في طَلَبِ البِرِّ، وإذا أرادَ أن يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَإِن كانَ خَيرًا تَكَلَّمَ فَغَنِمَ، وإن كانَ شَرًّا سَكَتَ فَسَلِمَ، وإذا عَرَضَت لَهُ فِتنَةٌ استَعصَمَ بِاللّهِ وأمسَكَ يَدَهُ ولِسانَهُ، وإذا رَأى فَضيلَةً انتَهَزَ بِها، لا يُفارِقُهُ الحَياءُ، ولا يَبدو مِنهُ الحِرصُ، فَتِلكَ عَشرُ خِصالٍ يُعرَفُ بِهَا العاقِلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ويژگى خردمند، آن است كه در برابر حماقت نادان، بردبارى مى كند؛ از آن كه بر او ستم كرده، مى گذرد؛ نسبت به زيردستان، فروتنى مى نمايد؛ با بالادستان، در جستجوى خوبى، رقابت مى ورزد؛ هر گاه خواست سخن بگويد، مى انديشد: اگر خوب بود، بر زبان مى آورد و بهره مى جويد، و اگر بد بود، سكوت مى كند و سالم مى ماند؛ و اگر لغزشگاهى برايش پيش آمد، از خداوند، سلامت مى طلبد و دست و زبان خود را نگه مى دارد؛ و اگر فضيلتى ديد، به سرعت از آن بهره مى گيرد؛ آزرم، از او جدا نمى شود و آزمندى از او آشكار نمى گردد. اينها ويژگى هاى دهگانه اى است كه خردمند با آنها شناخته مى شود.
۱.تحف العقول: ص 28، معدن الجواهر: ص 70 نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 129 ح 12 وراجع تنبيه الخواطر: ج 2 ص 246.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الإمام الصادق عليه السلام:مَن قالَ: «سُبحانَ اللّهِ وبِحَمدِهِ، سُبحانَ اللّهِ العَظيمِ» ثَلاثينَ مَرَّةً، اِستَقبَلَ الغِنى وَاستَدبَرَ الفَقرَ، وقَرَعَ بابَ الجَنَّةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كس سى مرتبه بگويد: «پاكا خدا، و ستايش، او را! پاكا خداوند بزرگ!»، به توانگرى روى مى آورد و به نادارى پشت مى كند و درِ بهشت را مى كوبد.
۱.الأمالي للصدوق: ص 355 ح 436 عن حمّاد بن واقد، بحار الأنوار: ج 93 ص 177 ح 5.
تاريخ الطبريـ في خُروجِ الإِمامِ مِنَ المَدينَةِ ـ: وأمَّا الحُسَينُ فَإِنَّهُ خَرَجَ بِبَنيهِ وإخوَتِهِ وبَني أخيهِ وجُلِّ أهلِ بَيتِهِ إلاّ مُحَمَّدَ بنَ الحَنَفِيَّةِ، فَإِنَّهُ قالَ لَهُ: يا أخي، أنتَ أحَبُّ النّاسِ إلَيَّ وأعَزُّهُم عَلَيَّ، ولَستُ أدَّخِرُ النَّصيحَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الخَلقِ أحَقَّ بِها مِنكَ، تَنَحَّ بِتَبِعَتِكَ عَن يَزيدَ بنِ مُعاوِيَةَ وعَنِ الأَمصارِ مَا استَطَعتَ، ثُمَّ ابعَث رُسُلَكَ إلَى النّاسِ فَادعُهُم إلى نَفسِكَ، فَإِن بايَعوا لَكَ حَمِدتَ اللّهَ عَلى ذلِكَ، وإن أجمَعَ النّاسُ عَلى غَيرِكَ لَم يَنقُصِ اللّهُ بِذلِكَ دينَكَ ولا عَقلَكَ ولا يُذهِبُ بِهِ مُروءَتَكَ ولا فَضلَكَ، إنّي أخافُ أن تَدخُلَ مِصرا مِن هذِهِ الأَمصارِ وتَأتِيَ جَماعَةً مِنَ النّاسِ

تاريخ الطبرىـ درباره خروج امام عليه السلام از مدينه ـ: امام حسين عليه السلام با پسران و برادران و پسرانِ برادرانش و بيشتر خاندانش خارج شد، بجز محمّد بن حنفيه كه به امام عليه السلام گفت: اى برادر من! تو محبوب ترينِ مردم و عزيزترينِ آنان نزد منى و خيرخواهى را براى كسى سزاوارتر از تو، نيندوخته ام. با پيروانت، تا مى توانى از يزيد بن معاويه و نيز از شهرها كناره بگير. سپس، پيك هايت را به سوى مردم بفرست و آنان را به سوى خود بخوان. اگر با تو بيعت كردند، خدا را بر آن مى ستايى و اگر مردم، گردِ جز تو جمع شدند، خداوند با آن، از دين و عقل تو نمى كاهد و جوان مردى و فضيلتت از ميان نمى رود، كه من مى ترسم اگر وارد يكى از اين شهرها شوى و به نزد گروهى از مردم درآيى، ميانشان اختلاف بيفتد و گروهى با تو و گروهى

۱.نَبا بِهِ منزلُه: إذا لم يُوافِقهُ (النهاية: ج 5 ص 11 «نبا»).
۲.شَعَفةُ كلّ شيءٍ: أعلاه، يريد به رأس الجبل (النهاية: ج 2 ص 481 «شعف»).
۳.تاريخ الطبري: ج 5 ص 341، الفتوح: ج 5 ص 20، مقتل الحسين للخوارزمي: ج 1 ص 187؛ الإرشاد: ج 2 ص 34 كلّها نحوه، بحار الأنوار: ج 44 ص 326.
عنه عليه السلام:اِحذَروا ما نَزَلَ بِالاُمَمِ قَبلَكُم مِنَ المَثُلاتِ بِسوءِ الأَفعالِ وَذَميمِ الأَعمالِ، فَتَذَكَّروا فِي الخَيرِ وَالشَّرِّ أحوالَهُم، وَاحذَروا أن تَكونوا أمثالَهُم. فَإِذا تَفَكَّرتُم في تَفاوُتِ حالَيهِم فَالزَموا كُلَّ أمرٍ لَزِمَتِ العِزَّةُ بِهِ شَأنَهُم (حالَهُم)، وَزاحَتِ الأَعداءُ لَهُ عَنهُم، ومُدَّتِ العافِيَةُ بِهِ عَلَيهِم، وَانقادَتِ النِّعمَةُ لَهُ مَعَهُم، ووَصَلَتِ الكَرامَةُ عَلَيهِ حَبلَهُم: مِنَ الاِجتِنابِ لِلفُرقَةِ، وَاللُّزومِ لِلاُلفَةِ، وَالتَّحاضِّ عَلَيها، وَالتَّواصي بِها. وَاجتَنِبوا كُلَّ أمرٍ كَسَرَ فِقرَتَهُم، وَأوهَنَ مُنَّتَهُم؛ مِن تَضاغُنِ القُلوبِ، وَتَشاحُنِ الصُّدورِ، وَتَدابُرِ النُّفوسِ، وَتَخاذُلِ الأيدي. وَتَدَبَّروا أحوالَ

امام على عليه السلام:بپرهيزيد از آنچه فرود آمد بر امّتهاى پيشين، از كيفرهايى كه بر اثر كردارهاى ناپسند ديدند. پس نيك و بد احوالشان را به ياد آوريد و خود را از همانند شدن به آنها برحذر داريد. و چون در دگرگونى حال آنها تفكّر كرديد، كارهايى را اختيار كنيد كه آنان را ارجمند داشت و دشمنان را از آنان دور ساخت و زمان بى گزندى شان را به درازا كشانْد، و با عافيت از نعمت برخوردار و پيوند رشته بزرگوارى با آنان استوار. و آن از پراكندگى دورى نمودن بُوَد و به سازوارى روى آوردن، و يكديگر را بدان برانگيختن وسفارش كردن؛ و بپرهيزيد از هر كار كه پشتِ آنان را شكست و نيروشان را گسست، چون: كينه هم در دل داشتن و تخمِ نفاق در سينه كاشتن و از هم بريدن، و دست از يارى يكديگر كشيدن. و در احوالِ گذشتگانِ پيش از خود

۱.نهج البلاغة: الخطبة 192.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:ـ مِن خُطبةٍ له عليه السلام ما دارَت الجُمُعَةُ بَعدَها حتَّى ضَرَبَه ابنُ مُلجِم ـ: ألا إنّهُ قَد أدبَرَ مِنَ الدُّنيا ما كانَ مُقبِلاً، وَأقبَلَ مِنها ما كانَ مُدبِراً، وأزمَعَ التِّرحالَ عِبادُ اللّهِ الأخيارُ، وَباعوا قَليلاً مِنَ الدُّنيا لا يَبقى بِكَثيرٍ مِنَ الآخِرَةِ لايَفنى. ما ضَرَّ إخوانُنا الَّذينَ سُفِكَت دِماؤهُم وَهُم بِصِفّينَ أن لا يَكونوا اليومَ أحياءً يُسيغونَ الغُصَصَ وَيَشرَبونَ الرَّنقَ. قَد وَاللّهِ لَقوا اللّهَ فَوَفّاهُم اُجورَهُم، وَأحَلَّهُم دارَ الأمنِ بَعدَ خَوفِهِم. أينَ إخوانِيَ الَّذين رَكِبوا الطَّريقَ وَمَضَوا عَلَى الحَقِّ؟ أينَ عَمّارٌ؟ وَأينَ ابنُ التَّيِّهانِ؟ وَأينَ ذو الشَّهادَتَينِ؟ وأينَ نُظَراؤهُم مِن إخوانِهِمُ الَّذينَ

امام على عليه السلامـ هان! بدانيد كه آنچه از دنيا روى آورده بود، پشت كرد، و آنچه پشت كرده بود، روى آورد.و بندگان گزيده خدا دل بر رخت بستن دوختند، و اندكِ اين جهان را، كه نپايد، به بسيارِ آن جهان، كه به سر نيايد، فروختند. برادرانِ ما كه خونشان در صفّين ريخته شد، زيان نكردند كه امروز زنده نيستند [و بِهْ كه نديدند اينان كه مانده اند، كيستند] تا پياپى ساغرِ غصّه در گلو ريزند و شرنگ تيره [چنين زندگى را] بدان بياميزند. به خدا سوگند، خدا را ديدار كردند و مزد آنان را به كمال پرداخت، و از پسِ آن كه ترسان بودند، در خانه امانشان ساكن ساخت. كجايند برادران من كه راه حق را سپردند، و با حق، رخت به خانه آخرت بردند؟ كجاست عمّار؟ كجاست پسر تيّهان؟ و كجاست ذوالشهادتين؟ و كجايند همانندانِ ايشان از برادرانشان

۱.نهج البلاغة: الخطبة 182.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ إلَى ابنِ مَسعودٍ ـ: يَا بنَ مَسعودٍ، إذا عَمِلتَ عَمَلًا فَاعمَل بِعِلمٍ وعَقلٍ، وإيّاكَ وأن تَعمَلَ عَمَلًا بِغَيرِ تَدَبُّرٍ وعِلمٍ، فَإِنَّهُ جَلَّ جَلالُهُ يَقولُ: «وَلَا تَكُونُواْ كَالَّتِى نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أنكَـثًا» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به عبد اللّه بن مسعود ـ: اى پسر مسعود! هر گاه كارى انجام مى دهى، بر پايه دانش و خرد انجام بده. بپرهيز از آن كه بدون انديشه و دانش، دست به كارى بزنى؛ زيرا خداوند بزرگ مى فرمايد: «و مانند آن [زنى]مباشيد كه رشته خود را پس از محكم بافتن، [يكى يكى] از هم مى گسست» .
۱.النحل: 92.
۲.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 361 ح 2660 عن ابن مسعود، بحار الأنوار: ج 77 ص 110 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:صِفَةُ العاقِلِ أن يَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَيهِ، ويَتَجاوَزَ عَمَّن ظَلَمَهُ، ويَتَواضَعَ لِمَن هُوَ دونَهُ، ويُسابِقَ مَن فَوقَهُ في طَلَبِ البِرِّ، وإذا أرادَ أن يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَإِن كانَ خَيرًا تَكَلَّمَ فَغَنِمَ، وإن كانَ شَرًّا سَكَتَ فَسَلِمَ، وإذا عَرَضَت لَهُ فِتنَةٌ استَعصَمَ بِاللّهِ وأمسَكَ يَدَهُ ولِسانَهُ، وإذا رَأى فَضيلَةً انتَهَزَ بِها، لا يُفارِقُهُ الحَياءُ، ولا يَبدو مِنهُ الحِرصُ، فَتِلكَ عَشرُ خِصالٍ يُعرَفُ بِهَا العاقِلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ويژگى خردمند، آن است كه در برابر حماقت نادان، بردبارى مى كند؛ از آن كه بر او ستم كرده، مى گذرد؛ نسبت به زيردستان، فروتنى مى نمايد؛ با بالادستان، در جستجوى خوبى، رقابت مى ورزد؛ هر گاه خواست سخن بگويد، مى انديشد تا اگر خوب بود، بر زبان آورَد و بهره جويد و اگر بد بود، سكوت كند و سالم بماند؛ اگر لغزشگاهى برايش پيش آمد، از خداوند، سلامت مى طلبد و دست و زبان خود را نگه مى دارد؛ اگر فضيلتى ديد، به سرعت از آن بهره مى گيرد؛ حيا از او جدا نمى شود و آزمندى از او آشكار نمى گردد. اينها ويژگى هاى دهگانه اى هستند كه خردمند، با آنها شناخته مى شود.
۱.تحف العقول: ص 28، بحار الأنوار: ج 1 ص 129 ح 12.
عنه صلى الله عليه و آله:صِفَةُ الجاهِلِ: أن يَظلِمَ مَن خالَطَهُ، ويَتَعَدّى عَلى مَن هُوَ دونَهُ، ويَتَطاوَلَ عَلى مَن هُوَ فَوقَهُ، كَلامُهُ بِغَيرِ تَدَبُّرٍ، إن تَكَلَّمَ أثِمَ، وإن سَكَتَ سَها، وإن عَرَضَت لَهُ فِتنَةٌ سارَعَ إلَيها فَأَردَتهُ، وإن رَأى فَضيلَةً أعرَضَ وأبطَأَ عَنها، لا يَخافُ ذُنوبَهُ القَديمَةَ ولا يَرتَدِعُ فيما بَقِيَ مِن عُمُرِهِ مِنَ الذُّنوبِ، يَتَوانى عَنِ البِرِّ ويُبطِئُ عَنهُ، غَيرُ مُكتَرِثٍ لِما فاتَهُ مِن ذلِكَ أو ضَيَّعَهُ. فَتِلكَ عَشرُ خِصالٍ مِن صِفَةِ الجاهِلِ الَّذي حُرِمَ العَقلَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ويژگى نادان، آن است كه بر كسى كه با او رفت و آمد دارد، ستم مى كند. بر زيردستان، تجاوز روا مى دارد و در برابر بالادستان، گردن كشى مى كند. سخن او، بدون انديشه است؛ اگر سخن بگويد، گناه مى كند و اگر خاموش باشد، غفلت مى ورزد. اگر فتنه اى (بحرانى) برايش پيش آيد، به سويش مى شتابد و به وسيله آن هلاك مى شود و اگر فضيلتى را ببيند، از آن، رو مى گرداند و به آن كاهلى مى كند. از گناهان گذشته اش هراس ندارد و در باقى مانده عمر، از گناهان، دست نمى كشد. در كار نيك، سُستى مى كند و كاهلى مى نمايد و باكى ندارد كه آن را انجام ندهد و يا آن را تباه گرداند. اينها ده خصلت از خصلت هاى نادان است؛ همو كه از نعمت خرد، محروم است.
۱.تحف العقول: ص 29، بحار الأنوار: ج 1 ص 129 ح 12.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا عَمِلتَ عَمَلًا فَاعمَل بِعِلمٍ وعَقلٍ، وإيّاكَ وأن تَعمَلَ عَمَلًا بِغَيرِ تَدَبُّرٍ وعِلمٍ، فَإِنَّهُ جَلَّ جَلالُهُ يَقولُ: «وَلَا تَكُونُواْ كَالَّتِى نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَـثًا» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه كارى انجام مى دهى، با دانش و خرد انجام بده و مبادا كارى را بى تدبّر و دانش انجام دهى. خداى عز و جل مى فرمايد: «چون زنى مباشيد كه پس از محكم بافتن، رشته هاى بافته خود را از هم گسست» .
۱.النحل: 92.
۲.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 361 ح 2660 عن عبداللّه بن مسعود، بحارالأنوار: ج 77 ص 110 ح 1.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:اتَّقُوا باطِلَ الأملِ، فَرُبَّ مُسْتَقْبِلِ يومٍ ليسَ بِمُسْتَدْبِرِهِ، ومَغْبُوطٍ في أوَّلِ لَيلِهِ ۱ قامَتْ بَواكِيهِ في آخِرِهِ. ۲
امام على عليه السلام:از آرزوى پوچ و باطل بپرهيزيد؛ زيرا چه بسا كسى كه به اميد فردا بود، ولى آن را پشت سر نگذاشت وچه بسا كسى كه در آغاز شب به او غبطه مى خورند ولى در پايان آن به حال او مى گريند.
۱.في المصدر «في أوّل ليلةٍ» والصواب ما أثبتناه.
۲.غرر الحكم: 2572
عنه صلى الله عليه و آله:صِفةُ الجاهِلِ: أنْ يَظلِمَ مَن خالَطَهُ، ويَتَعدّى على منَ هُو دُونَهُ، ويَتطاوَلَ على مَن هُو فَوقَهُ، كلامُهُ بغَيرِ تَدَبُّرٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خصوصيت نادان اين است كه درباره هر كس كه با او رفت و آمد مى كند ستم روا دارد، به فرو دستش دراز دستى كند، بر زبر دستش گردنفرازى نمايد، و ناسنجيده زبان به گفتار گشايد.
۱.تحف العقول: 29.
کلیدواژه‌ها نادانیعلامات نادان
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:صِفَةُ العاقِلِ أن يَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَيهِ، ويَتَجاوَزَ عَمَّن ظَلَمَهُ، ويَتَواضَعَ لِمَن هُوَ دونَهُ، ويُسابِقَ مَن فَوقَهُ في طَلَبِ البِرِّ، وإذا أرادَ أن يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ؛ فإنْ كانَ خَيرا تَكَلَّمَ فغَنِمَ، وإن كانَ شَرّا سَكَتَ فسَلِمَ، وإذا عَرَضَت لَهُ فِتنَةٌ استَعصَمَ بِاللّهِ وأمسَكَ يَدَهُ ولِسانَهُ، وإذا رَأى فَضيلَةً انتَهَزَ بِها، لا يُفارِقُه الحَياءُ، ولا يَبدو مِنهُ الحِرصُ، فتِلكَ عَشرُ خِصالٍ يُعرَفُ بِها العاقِلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ويژگى خردمند اين است كه در برابر رفتار جاهلانه نادان نسبت به خود بردبارى نشان مى دهد، از كسى كه به او ستم كرده است در مى گذرد، در برابر فرودست خود فروتن است، از فرادست خود در طلب نيكى پيشى مى گيرد، چون بخواهد سخن بگويد مى انديشد، اگر آنچه مى خواهد بگويد خوب بود مى گويد و بهره مند مى شود و اگر بد بود خاموشى مى گزيند و سالم مى ماند، هر گاه با فتنه اى روبه رو شود به خدا پناه مى برد و دست و زبان خود را نگه مى دارد، هر گاه فضيلتى بيند آن را غنيمت مى شمارد، شرم و حيا از او جدا نمى شود و آزمندى از او سر نمى زند؛ اينها ده خصلتند كه خردمند به آنها شناخته مى شود.
۱.تحف العقول: 28.
کلیدواژه‌ها خردویژگیهای خردمند
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ في قولِهِ تعالى: «الَّذِينَ آتَيناهُمُ الكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ» ـ: يُرَتِّلُونَ آياتِهِ، ويَتَفَهَّمونَ مَعانِيَهُ، ويَعمَلُونَ بأحكامِهِ، ويَرجُونَ وَعدَهُ، ويَخشَونَ عَذابَهُ، ويَتَمَثَّلُونَ قصَصَهُ، ويَعتَبِرُونَ أمثالَهُ، ويَأتُونَ أوامِرَهُ، ويَجتَنِبونَ نَواهِيَهُ. ما هُو واللّهِ بحِفظِ آياتِهِ وسَردِ حُروفِهِ، وتِلاوَهِ سُوَرِهِ ودَرسِ أعشارِهِ وأخماسِهِ، حَفِظُوا حُروفَهُ وأضاعُوا حُدودَهُ، وإنّما هو تَدَبُّرُ آياتِهِ، يقولُ اللّهُ تعالى: «كِتابٌ أنْزَلناهُ إلَيكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّروا آياتِهِ» ۱. ۲
امام صادق عليه السلامـ درباره آيه: «كسانى كه به آنان كتاب داديم، آن را تلاوت مى كنند آن گونه كه حق تلاوت آن است» ـفرمود: آياتش را روشن و شمرده مى خوانند، سعى مى كنند معانى اش را بفهمند، احكام و فرامينش رابه كار مى بندد، به وعده اش اميدوارند، از عذابش مى ترسند، از داستانهايش سرمشق مى گيرند، از مثلهايش پند مى گيرند، امرهايش را به جا مى آورند و از نهى هايش دورى مى كنند. به خدا سوگند كه حق تلاوت قرآن به حفظ آيات و پشت سر هم خواندن حروف و كلماتش و تلاوت سوره اى و مطالعه حواشى و هوامش آن، نيست. حروف و كلماتش را حفظ مى كردند و حدود و معانيش را فرو گذاشتند، بلكه به تدبّر و تأمل در آيات آن است؛ خداوند متعال مى فرمايد: «كتابى است خجسته كه سوى تو فرو فرستاديم، تا در آيات آن تدبّر كنند» .
۱.ص: 29.
۲.تنبيه الخواطر: 2/236.
کلیدواژه‌ها قرآنحق تلاوت
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:ألا لا خَيرَ في قِراءةٍ ليسَ فيها تَدَبُّرٌ، ألا لا خَيرَ في عِبادَةٍ ليسَ فيها تَفَقُّهٌ. ۱
امام على عليه السلام:بدانيد كه در قرآن خواندنى كه باتدبّر همراه نباشد، خيرى نيست؛ بدانيد كه در عبادتى كه با فهم و انديشه توأم نباشد، خيرى نيست.
۱.بحارالأنوار: 92/211/4.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ لمّا سُئلَ عن قِراءةِ القرآنِ في ليلَةٍ ـ: لا يُعجِبُني أن تَقرَأهُ في أقَلَّ مِن شَهرٍ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از ختم كردن قرآن در يك شب ـفرمود: خوش ندارم كه آن را در كمتر از يك ماه بخوانى.
۱.الكافي: 2/617/1.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:اتَّقُوا باطِلَ الأملِ، فَرُبَّ مُسْتَقْبِلِ يومٍ ليسَ بِمُسْتَدْبِرِهِ، و مَغْبُوطٍ في أوَّلِ لَيلِهِ ۱ قامَتْ بَواكِيهِ في آخِرِهِ. ۲
امام على عليه السلام:از آرزوى پوچ و باطل بپرهيزيد؛ زيرا چه بسا كسى كه به اميد فردا بود، ولى آن را پشت سر نگذاشت و چه بسا كسى كه در آغاز شب به او غبطه مى خورند ولى در پايان آن به حال او مى گريند.
۱.في المصدر «في أوّل ليلةٍ» و الصواب ما أثبتناه.
۲.غرر الحكم: 2572.