نتایج جستجو برای «غصب»: ۱۵ حدیث
الكافي عن عليّ بن أبي حمزة:كانَ لي صَديقٌ مِن كُتّابِ بَني اُمُيَّةَ، فَقالَ لي: اِستَأذِن لي عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام، فَاستَأذَنتُ لَهُ عَلَيهِ، فَأَذِنَ لَهُ، فَلَمّا أن دَخَلَ سَلَّمَ وجَلَسَ، ثُمَّ قالَ: جُعِلتُ فِداكَ إنّي كُنتُ في ديوانِ هؤُلاءِ القَومِ فَأَصَبتُ مِن دُنياهُم مالاً كَثيرا وأغمَضتُ في مَطالِبِهِ؟ فَقالَ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام: لَو لا أنَّ بَني اُمَيَّةَ وَجَدوا مَن يَكتُبُ لَهُم ويَجبي لَهُمُ الفَيءَ ويُقاتِلُ عَنهُم ويَشهَدُ جَماعَتَهُم لَمّا سَلَبونا حَقَّنا. ولَو تَرَكَهُمُ النّاسُ وما في أيديهِم ما وَجَدوا شَيئا إلّا ما وَقَعَ في أيديهِم. قالَ: فَقالَ الفَتى: جُعِلتُ فِداكَ، فَهَل لي مَخرجٌ مِنهُ؟ قالَ: إن قُلتُ لَكَ تَفعَلُ؟ قالَ: أفعَلُ، قالَ

الكافى ـ به نقل از على بن ابى حمزه ـ:دوستى داشتم كه از كاتبان بنى اميّه بود. به من گفت: از امام صادق عليه السلام برايم اجازه ملاقات بگير. من از امام عليه السلام اجازه خواستم و ايشان اجازه داد. چون به حضور ايشان رسيد، سلام كرد و نشست و سپس گفت: قربانت گردم! من در ديوان اين جماعت، كار مى كردم و از دنياى آنان، به مال و منال فراوانى رسيده ام و براى به دست آوردن آن، چشم بر هم نهادم (به حلال و حرام توجّهى ننمودم). امام صادق عليه السلام فرمود: «اگر بنى اميّه كسى را نمى يافتند كه برايشان دبيرى كند و ماليات بگيرد و براى آنان بجنگد و در [نماز] جماعتشان حاضر شود، هرگز نمى توانستند حقّ ما را غصب كنند! اگر مردم، آنها را با آنچه در دستشان است، تنها مى گذاشتند، چيزى جز همانچه در دستشان افتاده بود، نمى

۱.الكافي: ج 5 ص 106 ح 4، تهذيب الأحكام: ج 6 ص 331 ح 920، المناقب لابن شهرآشوب: ج 4 ص 240، بحار الأنوار: ج 47 ص 383 ح 105.
۲.يعنى: برايش پولى جمع كردم.
تاريخ الطبري عن الحارث بن كعب وأبي الضحّاك عن عليّ بن الحسين عليه السلام:إنّي جالِسٌ في تِلكَ العَشِيَّةِ الَّتي قُتِلَ أبي صَبيحَتَها وعَمَّتي زَينَبُ عِندي تُمَرِّضُني، إذِ اعتَزَلَ أبي بِأَصحابِهِ في خِباءٍ لَهُ وعِندَهُ حُوَيٌّ مَولى أبي ذَرٍّ الغِفارِيِّ وهُوَ يُعالِجُ سَيفَهُ ويُصلِحُهُ، وأبي يَقولُ: يا دَهرُ اُفٍّ لَكَ مِن خَليلِكَم لَكَ بِالإِشراقِ وَالأَصيلِ مِن صاحِبٍ أو طالِبٍ قَتيلِوَالدَّهرُ لا يَقنَعُ بِالبَديلِ وإنَّمَا الأَمرُ إلَى الجَليلِوكُلُّ حَيٍّ سالِكُ السَّبيلِ قالَ: فَأَعادَها مَرَّتَينِ أو ثَلاثا حَتّى فَهِمتُها، فَعَرَفتُ ما أرادَ، فَخَنَقَتني عَبرَتي فَرَدَدتُ دَمعي ولَزِمتُ السُّكونَ، فَعَلِمتُ أنَّ البَلاءَ قَد نَزَلَ، فَأَمّا عَمَّتي فَإِنَّها

تاريخ الطبرىـ به نقل از حارث بن كعب و ابو ضحّاك، از امام زين العابدين عليه السلام ـ: در شبى كه بامدادش پدرم به شهادت رسيد، نشسته بودم و عمّه ام زينب عليهاالسلام از من پرستارى مى كرد كه پدرم از يارانش كناره گرفت و به خيمه خود رفت و فقط حُوَى، غلام ابو ذر غفارى، نزدش بود و به اصلاح و پرداختِ شمشير ايشان، مشغول بود. پدرم مى خواند: «اى روزگار، اُف بر دوستى ات!چه قدر بامداد و شامگاه داشتى! كه در آنها همراه و يا جوينده اى كشته شدكه روزگار از آوردن مانندش عقيم است. و كار با [خداى] بزرگ استو هر زنده اى اين راه را مى پيمايد». دو يا سه بار اين شعر را خواند تا آن جا كه فهميدم و دانستم كه چه مى خواهد. گريه، راه گلويم را بست؛ ولى بغضم را فرو خوردم و هيچ نگفتم و دانستم كه بلا فرود مى آيد.

۱.الثِّمالُ: المَلجأ والغياث، وقيل: المطعم في الشدّة (النهاية: ج 1 ص 222 «ثمل»).
۲.هذا مثل، والمراد منه هنا أنّهم لا يَدعوني في راحة ويلحقوني أينما كنت.
۳.تاريخ الطبري: ج 5 ص 420 عن الحارث بن كعب وأبي الضحاك، الكامل في التاريخ: ج 2 ص 559 من دون إسنادٍ إلى عليّ بن الحسين عليه السلام؛ الإرشاد: ج 2 ص 93، تاريخ اليعقوبي: ج 2 ص 243، إعلام الورى: ج 1 ص 456 كلّها نحوه، بحار الأنوار: ج 45 ص 1 وراجع: تذكرة الخواصّ: ص 249.
۴.مَثَلى است در عرب. در اين جا يعنى: آنان، مرا آسوده نمى گذارند و هر جا بروم، در پىِ من مى آيند.
تاريخ دمشق عن ابن عبّاس:بَينا أنَا مَعَ عُمَرَ بنِ الخَطّابِ في بَعضِ طُرُقِ المَدينَةِ ـ يَدُهُ في يَدي ـ إذ قالَ لي: يَابنَ عَبّاسٍ، ما أحسِبُ صاحِبَكَ إلّا مَظلوما! فَقُلتُ: فَرُدَّ إلَيهِ ظُلامَتَهُ يا أميرَ المُؤمِنينَ!! قالَ: فَانتَزَعَ يَدَهُ مِن يَدي، ونَفَرَ مِنّي يُهَمهِمُ، ثُمَّ وَقَفَ حَتّى لَحِقتُهُ، فَقالَ لي: يَابنَ عَبّاسٍ، ما أحسِبُ القَومَ إلَا استَصغَروا صاحِبَكَ. قُلتُ: وَاللّهِ مَا استَصغَرَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حينَ أرسَلَهُ وأمَرَهُ أن يَأخُذَ بَراءَةَ مِن أبي بَكرٍ فَيَقرَأَها عَلَى النّاسِ!! فَسَكَتَ. ۱
تاريخ دمشقـ به نقل از ابن عبّاس ـ: در حالى كه با عمر بن خطّاب در يكى از كوچه هاى مدينه، دست در دست هم مى رفتيم، به من گفت: اى ابن عبّاس! من رفيقت را مظلوم مى دانم. گفتم: اى امير مؤمنان! پس حقّ غصب شده اش را به او بازگردان! دستش را از دستم بيرون كشيد و از من دور شد و زير لب زمزمه اى كرد. سپس ايستاد تا به او رسيدم. به من گفت: اى ابن عبّاس! اين گونه مى بينم كه مردم، رفيقت را كوچك شمردند. گفتم: به خدا سوگند، پيامبر خدا، او را كوچك نشمرد، آن گاه كه او را فرستاد و به او فرمان داد كه [آيه هاى]برائت را از ابو بكر بگيرد و بر مردم بخواند! عمر، ساكت شد.
۱.تاريخ دمشق: ج 42 ص 349، شرح نهج البلاغة: ج 6 ص 45 وفيه «ما استصغره اللّه» و ج 12 ص 46 وفيه «ما استصغره اللّه ورسوله»، كنز العمّال: ج 13 ص 109 ح 36357؛ الدرجات الرفيعة: ص 105 كلّها نحوه وراجع فرائد السمطين: ج 1 ص 334 ح 258.
الكافي:إنّ أميرَ المؤمنينَ عليه السلام كانَ لا يَرى الحَبْسَ إلّا في ثلاثٍ: رجُلٌ أكلَ مالَ اليَتيمِ، أو غَصَبهُ، أو رجُلٌ اؤتُمِنَ على أمانَةٍ فَذَهبَ بِها. ۱
الكافى:امير المؤمنين عليه السلام جز سه كس را سزاوار بازداشت نمى دانست: مردى كه مال يتيم را خورده باشد، يا آن را غصب كرده باشد، يا كسى كه امانتى بدو سپرده شده و او آن را از بين برده باشد.
۱.الكافي: 7/263/21.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام:حَرَّمَ اللّهُ السَّرِقَةَ لِما فِيه [ا]مِن فَسادِ الأموالِ وقَتلِ النَّفسِ لَو كانَت مُباحَةً، ولِما يَأتي في التَّغاصُبِ مِنَ القَتلِ والتَّنازُعِ والتَّحاسُدِ، وما يَدعُو إلى تَركِ التِّجاراتِ والصِّناعاتِ في المَكاسِـبِ، واقتِناءِ الأموالِ إذا كانَ الشَّيءُ المُقتَنى لا يكونُ أحَدٌ أحَقَّ بِهِ مِن أحَدٍ. وعِلَّةُ قَطعِ اليَمينِ مِنَ السّارِقِ؛ لأ نّهُ يُباشِرُ الأشياءَ بِيَمِينِهِ، وهِي أفضَلُ أعضائهِ وأنفَعُها لَهُ، فَجُعِلَ قَطعُها نَكالاً وعِبرَةً لِلخَلقِ لِئلّا يَبتَغُوا أخذَ الأموالِ مِن غَيرِ حِلِّها، ولأ نّهُ أكثَرَ ما يُباشِرُ السَّرِقَةَ بيَمينِهِ. ۱
امام رضا عليه السلام:خداوند دزدى را حرام فرمود؛ چون اگر مباح بود موجب تباهى اموال و آدم كشى مى شد و نيز به خاطر اين كه غصب اموال يكديگر، موجب كشتار و درگيرى و حسدورزى به يكديگر مى شود. و همچنين موجب ترك تجارت و پيشه ورى، و كسب اموال و ثروتهاى به ناحق و ناروا مى گردد. علّت بريدن دست راست دزد آن است كه وى با دست راست خود با اشياء تماس دارد و اين دست، بهترين و كار آمدترين عضو بدن اوست. پس بريدن آن كيفرى براى دزد و درس عبرتى است براى ديگران تا درصدد تصرّف اموال، از راه ناروا نيايند و نيز چون بيشتر با دست راست دزدى مى كند.
۱.نور الثقلين: 1/627/183.
عنه عليه السلامـ في خُطبَةٍ لَهُ يَتَبَرَّأُ مِن الظُّلمِ ـ: واللّهِلأََن أبِيتَ عَلى حَسَكِ السَّعدانِ مُسَهَّدا، أو اُجَرَّ في الأغلالِ مُصَفَّدا، أحَبُّ إلَيَّ مِن أن ألقَى اللّهَ ورسولَهُ يَومَ القِيامَةِ ظالِما لِبَعضِ العِبادِ، وغاصِبا لِشَيءٍ مِن الحُطامِ، وكيفَ أظلِمُ أحَدا لِنَفسٍ يُسرِعُ إلى البِلى قُفُولُها، ويَطُولُ في الثَّرى حُلُولُها؟! ۱
امام على عليه السلامـ در خطبه اى كه ضمن آن از بيدادگرى، بيزارى مى جويد ـفرمود: به خدا سوگند اگر شب را روى گياه اشترخار بيدار مانم و مرا بسته در كند و زنجير بكشانند، خوشتر دارم از اين كه در روز قيامت با دامنى آلوده به ستم بر يكى از بندگان خدا يا غصب كمترين چيزى از كالاى پست دنيا، بر خدا و رسول او وارد شوم. چگونه به خاطر جسمى كه تار و پودش به سوى پوسيدگى مى شتابد و روزگاران درازى در زير خاك مى ماند، بر كسى ستم كنم؟!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 224.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:مَنِ اقتَطَعَ مالَ مؤمنٍ غَصبا بغَيرِ حَقِّهِ لَم يَزَلِ اللّهُ مُعرِضا عَنهُ، ماقِتا لأِعمالِهِالتي يَعمَلُها مِن البِرِّ والخَيرِ، لا يُثبِتُها في حَسَناتِهِ حتّى يَتُوبَ ويَرُدَّ المالَ الذي أخَذَهُ إلى صاحِبِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه مال مسلمانى را به ناحق غصب كند، خداوند پيوسته از او رويگردان باشد و از هر كار نيكى كه مى كند در خشم باشد و آنها را در شمار حسناتش ثبت نكند، تا آن گاه كه توبه كند و مالى را كه گرفته است به صاحبش برگرداند.
۱.عوالي اللآلي: 1/364/56.
کلیدواژه‌ها غصبحرمت غصب
عنه صلى الله عليه و آله:مَن غَصَبَ رَجُلاً أرضا ظُلما لَقِيَ اللّهَ تعالى وهُو علَيهِ غَضبانُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس زمين كسى را به ناحق غصب كند، خداوند متعال را ديدار كند در حالى كه بر او خشمگين است.
۱.كنز العمّال: 30366
کلیدواژه‌ها غصبحرمت غصب
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَحِلُّ لِامرِئٍ مُسلمٍ أن يَأخُذَ مالَ أخِيهِ بغَيرِ حَقِّهِ؛ وذلكَ لِما حَرَّمَ اللّهُ عَزَّوجلَّ مالَ المُسلمِ علَى المُسلمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بر هيچ مسلمانى روا نيست كه مال برادرش را بناحق بگيرد؛ زيرا خداوند عز و جل مال مسلمان را بر مسلمان حرام كرده است.
۱.كنز العمّال: 30343.
کلیدواژه‌ها غصبحرمت غصب
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:الحَجَرُ الغَصِيبُ غصب» بدل «الغصيب»." data-tip="في شرح نهج البلاغة: 19/72 «الغصب» بدل «الغصيب».">۱ فِي الدارِرَهنٌ على خَرابِها. ۲
امام على عليه السلام:سنگ غصبى در خانه، ضامن ويرانى آن خانه است. ۳
۱.في شرح نهج البلاغة: 19/72 «الغصب» بدل «الغصيب».
۲.نهج البلاغة: الحكمة 240.
۳.سيّد رضى رحمه الله مى گويد: اين سخن از پيامبر صلى الله عليه و آله نيزروايت شده است. و تعجّبى نيست كه دو گفتار شبيه هم باشند؛ زيرا هر دو از يك چشمه آب مى خورند و از يك دلو خالى مى شوند.
کلیدواژه‌ها غصبحرمت غصب
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ لَمّا سُئلَ عَمَّن أخَذَ أرضابِغَيرِ حَقِّها وبَنى فيها ـ: يُرفَعُ بِناؤهُ، وتُسَلَّمُ التُّربَةُ إلى صاحِبِها؛ ليسَ لِعِرقِ ظالِمٍ حَقٌّ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از حكم كسى كه زمينى را به ناحق گرفته و ساختمانى در آن ساخته است ـفرمود: ساختمانش ويران مى گردد و زمين به صاحبش برگردانده مى شود. براى عِرق ظالم (غاصب) حقى وجود ندارد. ۲
۱.وسائل الشيعة: 17/311/1.
۲.«عرق ظالم» اين است كه شخصى در زمينى كه قبلاً توسط كسى ديگر احياشده، غاصبانه نهالى بكارد يا بذرى بيفشاند يا بنايى احداث كند تا از اين طريق مستوجب آن زمين شود. براى ديدن توضيحات بيشتر در اين باره و حديثى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله در همين خصوص نقل شده است مراجعه كنيد به لسان العرب، ماده «عرق» ـ م.
کلیدواژه‌ها غصبحرمت غصب
الإمامُ المهديُّ عليه السلام:لا يَحِلُّ لأِحدٍ أن يَتَصَرَّفَ في مالِ غَيرِهِ بغَيرِ إذنِهِ. ۱
امام مهدى عليه السلام:بر هيچ كس روا نيست كه بدون اجازه ديگرى در مال او تصرف كند.
۱.وسائل الشيعة: 17/309/4.
کلیدواژه‌ها غصبحرمت غصب
عنه صلى الله عليه و آله:إنّ اللّهَ عزّ و جلّ غافِـرُ كلِّ ذنبٍ، إلاّ مَنْ أحدَثَ دِينا، أو غَصَبَ أجِيرا أجرَهُ، أو رَجُلٌ باعَ حُرّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عزّ و جلّ هر گناهى را مى آمرزد مگر گناه كسى را كه دينى نو آورد، يا مزد اجيرى را نپردازد يا يك فرد آزاد را بفروشد.
۱.عيون أخبار الرضا: 2 / 33 / 60.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:أمّا الاسْتِبدادُ علَينا بهذا المَقامِ ـ و نحنُ الأعْلَونَ نَسَبا و الأشَدُّونَ برسولِ اللّه صلى الله عليه و آله نَوْطا ـ فإنّها كانتْ أثَرةً، شَحَّتْ علَيها نفوسُ قومٍ وسَخَتْ عنها نفوسُ آخَرِينَ، و الحَكَمُ اللّهُ. ۱
امام على عليه السلام:علت آن كه اين مقام (خلافت) را از ما غصب كردند ـ با آن كه نسب ما برتر و پيوند خويشى ما با پيامبر صلى الله عليه و آله استوارتر است ـ اين بود كه گروهى آزمندانه به آن چسبيدند و گروهى ديگر (اهل بيت) سخاوتمندانه از آن چشم پوشيدند. و داور [ميان ما و ايشان]خداست.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 162.
الامام رضا عليه السلام:يُقتَلُ [الامامُ الجَوادُ عليه السلام] غَصبا فَيبكِي لَهُ و عَلَيهِ أهلُ السَّماءِ و يَغضَبُ اللّهُ عَلى عَدوِّهِ و ظالِمِهِ فلا يَلبَثُ إلاّ يَسيرا حَتّى يُعَجِّلُ اللّهُ بِهِ إِلى عَذابِهِ الأَليمِ و عِقابِهِ الشَّديدِ؛ ۱
امام رضا عليه السلام:امام جواد عليه السلام مظلومانه كشته مى شود، و ساكنان آسمان بر او مى گريند و مرثيه مى سرايند. خداوند بر دشمن و ستم كننده بر او خشم مى گيرد، و [پس از كشتن او] زمانى كوتاه در دنيا نمى ماند، تا آن كه خداوند به زودى دشمن او را به عذابى دردناك و كيفرى سخت گرفتار مى كند.
۱.بحار الأنوار، ج 5، ص 14.